برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

محکوم

/mahkum/

مترادف محکوم: دادباخته، متهم، مقصر، مجاب، مغلوب، مجبور

متضاد محکوم: حاکم، دادبرده

برابر پارسی: دادباخته، باخته، شکست یافته

معنی محکوم در لغت نامه دهخدا

محکوم. [ م َ ] (ع ص ) فرموده شده. امرکرده شده. فرمان داده شده. (ناظم الاطباء). فرمان داده. (آنندراج ). مقابل حاکم. حکم کرده شده. || مطیع و فرمانبردار. درزیر فرمان. در زیر حکم. (ناظم الاطباء) :
یک نان به دو روز اگر شود حاصل مرد
وز کوزه شکسته ای دمی آبی سرد
محکوم کم از خودی چرا باید بود
یا خدمت چون خودی چرا باید کرد.
(منسوب به خیام ).
آنگاه که حاکم مطلق محبوب را داند و محکوم مطلق خود را. (اوصاف الاشراف ص 51). || تسلیم شده. گردن نهاده. مقهور :
کلکش از بهر شرف محکوم تیغ آمد بلی
مرتبت بفزود اسماعیل را تسلیم او.
خاقانی.
جوهر و عنبر سفید است و سیاه
هر دو را محکوم دریا دیده ام.
خاقانی.
اگر تو محکوم دیگری خواهی بود ما در مخالفت شمشیرها بیرون کشیم و تو را معزول گردانیم و دیگری به پادشاهی فراداریم. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 403).
- محکوم شدن ؛ فرمانبردار شدن :
پس حواس چیره محکوم تو شد
چون خردسالار و مخدوم تو شد.
مولوی.
- محکوم کردن ؛ فرمانبردار کردن.
- || به قبول حکمی که از محکمه ای صادر شده است واداشتن.
- || بی حق شناختن.
- محکوم گشتن یا آمدن ؛ محکوم شدن : چون محکوم حکم کوچلک گشت ، آن دختر را کوچلک در تصرف آورد. (تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 ص 93).
|| که حجت و دلیل های وی پذیرفته نباشد.
چنانکه در دادگاه یا در مناظره و مباحثه. مغلوب.
- محکوم شدن ؛ مغلوب شدن. به اثبات نرسیدن ادعای کسی در دادگاه و حاکم شدن طرف مقابل او.
- محکوم کردن ؛ مغلوب کردن. اثبات بی حقی و رد ادعای کسی کردن در محکمه.
- محکوم گشتن ؛ مغلوب شدن.

معنی محکوم به فارسی

محکوم
( اسم ) ۱ - حکم شده فرمان داده شده امر کرده شده فرمانبردار : مقابل حاکم : آنگاه که حاکم مطلق محبوب خود را داند و محکوم مطلق خود را ... ۲ - مغلوب ( در مناظره و غیره ). ۳ - آنکه در دادگاه مغلوب شود جمع : محکومین .
۱ - آنچه در مورد آن حکم صادر شده . ۲ - موضوع در قضیه حمکمیه . توضیح در جمله جمشید ایستاده است . جمشید را محکوم علیه و ایستاده را محکوم به گویند .
امر نسبت داده شده
( مصدر ) ۱ - فرمانبردار شدن : پس حواس چیره محکوم تو شد چون خرد سالار و مخدوم تو شد . ( مثنوی ) ۲ - مغلوب شدن ( در مناظره و غیره ) . ۳ - مغلوب شدن در دادگاه .
۱- آنکه حکم بضررش صادر شود . ۲- محمول در قضیه حکمیه . ۳- مسلم معروف شناخته : و چون صاحب هنری بمعرفت شعر شهرت یافت و بنزدیک نحاریرسخن و روان بنقد شعر محکوم علیه شد و مشارالیه گشت ..
آنچه بدو نسبت داده شده باشد
( مصدر ) محکوم شدن : ... چون محکوم حکم کوچلک گشت آن دختر را کوچلک در تصرف آورد .
کسی که حکم بسود او صادر شده . محمود الخصائل . آنکه دارای خصلتهای نیکو و پسندیده است .
(مصدر) ۱ - فرمانبردار کردن . ۲ - مغلوب کردن ( در مناظره و غیره ) . ۳ - مغلوب کردن قاضی کسی را .

معنی محکوم در فرهنگ معین

محکوم
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) کسی که حکم علیه او صادر شده .

معنی محکوم در فرهنگ فارسی عمید

محکوم
۱. (حقوق) کسی که حکم بر ضرر او صادر شده، دادباخته.
۲. کسی که مجبور به تحمل وضعیتی است.
۳. [مقابلِ حاکم] کسی که به او دستور یا حکم می دهند.
۴. کسی که در مناظره یا بحثی مجاب شود.
آنچه در مورد آن حکم صادر شده.
کسی که حکم به زیانش صادر شده.
کسی که حکم به نفع او صادر شده، دادبرده.

محکوم در دانشنامه ویکی پدیا

محکوم
محکوم فیلمی به کارگردانی فرج اله نسیمیان و نویسندگی ابراهیم باقری ساختهٔ سال ۱۳۴۲ است.
محکوم فیلمی به کارگردانی فرج الله نسیمیان و نویسندگی ابراهیم باقری محصول سال ۱۳۴۲ است.
مجید محسنی
دلیله نمازی
پروین
سیمین علی زاده
جواد قائم مقامی
جمشید مهرداد
غیاث
اشرف کاشانی
میرزاده
عبادت
عباس دماوندی
شهری
سوسن مهاجر
گیتی
ایرج
محسنی
آقای امیدوار، که کارمند مورد اعتماد بانک است، مأمور انتقال مقداری طلا و جواهر از آبادان به تهران می شود...
محکوم (به انگلیسی: Condemned) فیلمی ۸۶ دقیقه ای به کارگردانی وسلی راگلز با بازی رونالد کولمن محصول کشور ایالات متحده آمریکا است.
محکوم شده (به انگلیسی: The Condemned) فیلمی است محصول سال ۲۰۰۷ و به کارگردانی اسکات ویپر است. در این فیلم بازیگرانی همچون استیو آستین، وینی جونز، رابرت مأمون، توری موست، مانو بنت، مادلین وست، ریک هافمن، ماسا یاگاماچی، امیلیا بورنز، لوک پگلر، آنجی میلیکن و ناتان جونز ایفای نقش کرده اند.
۲۷ آوریل ۲۰۰۷ (۲۰۰۷-04-۲۷)
یک تهیه کننده تلویزیونی با انتخاب ۱۰ محکوم به مرگ می خواهد مسابقه جذابی در جزیره ای در اقیانوس آرام ترتیب دهد مسابقه از این قرار است که این محکومین باید با هم مبارزه کنند و هم را بکشند و تنها برنده از این جزیره زنده بازخواهد گشت او این زندانیان را از زندان های نقاط مختلف دنیا جمع می کند و مبارزه را از طریق اینترنت پخش می کند.
یکی از این محکومین قبل از رسیدن به محل می میرد و جای او دنبال یک جانشین می گردند و جک کنراد(استیو آستین) که یک آمریکایی محکوم به مرگ در یک کشور آمریکای جنوبی است انتخاب می شود، از طرفی دولت آمریکا متوجه می شود که جک کنراد از مأمورین آن ها بو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

محکوم در جدول کلمات

محکوم علیه
دادباخته
محکوم له
دادبرده

معنی محکوم به انگلیسی

con (اسم)
محکوم ، فریبکاری
convict (اسم)
جانی ، مجرم ، محکوم ، محبوس
lag (اسم)
پس افت ، کندی ، محکوم ، تاخیر ، واماندگی ، عقب ماندگی ، لنگی
chummy (اسم)
یار ، محکوم
jailbird (اسم)
محکوم ، محبوس ، جنایت کار ، زندانی
geezo (اسم)
محکوم
lagger (اسم)
محکوم
lockstepper (اسم)
محکوم
condemned (صفت)
محکوم
sentenced (صفت)
محکوم
convicted (صفت)
محکوم

معنی کلمه محکوم به عربی

محکوم
مذنب
ادن
أذانَ
استنكر
احکم , ادن , جملة , مدان
إبلاغٌ عن
قدح

محکوم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا فتحی پور
بایسته
شهریار آریابد
در پهلوی " ایراخت " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
محمد ظهیری
ناکام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود اهنگ محکوم کامران مولایی   • کامران مولایی طلاق   • دانلود اهنگ حبیب محکوم عشقم گرفتار یار   • كامران مولايي   • دانلود آهنگ محکوم حبیب با کیفیت 320   • آهنگ جدید حبیب تو نبودی   • دانلود اهنگ مشهور از کامران مولایی   • دانلود اهنگ مجید یحیایی فرصت   • معنی محکوم   • مفهوم محکوم   • تعریف محکوم   • معرفی محکوم   • محکوم چیست   • محکوم یعنی چی   • محکوم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محکوم

کلمه : محکوم
اشتباه تایپی : lp;,l
آوا : mahkum
نقش : صفت
عکس محکوم : در گوگل

آیا معنی محکوم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )