برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1471 100 1

مجری

/mejri/

مترادف مجری: جعبه، صندوق، صندوقچه

برابر پارسی: گوینده

معنی مجری در لغت نامه دهخدا

مجری. [ م ِ ] (اِ) ظرفی باشد عطار و داروفروش را که در آن داروها گذارند. (برهان ) (آنندراج ). ظرفی باشد که در آن دارو و دیگر چیزها گذارند و حفظ کنند. (ناظم الاطباء). در گلپایگان ، مجری (جعبه ٔ چوبین )، در اراک (سلطان آباد)، مجری (علاوه بر این معنی ، صندوقچه ٔ چوبی که زنان لوازم آرایش خود را در آن گذارند). بروجردی نیز، مجری (صندوقچه ٔ چوبی یا آهنی ). (حاشیه ٔ برهان قاطعچ معین ). صندوقچه یا جعبه ٔ مایل به درازی و با دیواره ٔ کوتاه غالباً از فلز یا چوبین که پوششی از حلبی یا تنکه ای آهن دارد. جعبه ای زنان را برای خرد و ریز خود غالباً از فلز یا چوبین به فلز پوشیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). صندوقچه ٔ آهنین محکم که در آن بسته شود و قفل محکمی دارد و معمولاً برای گذاشتن اسناد و اوراق بهادار و پول و طلا آلات و گوهرهای گرانبهااز آن استفاده کنند. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). || (اصطلاح گیاه شناسی ) فرهنگستان ایران این کلمه را معادل «پیکسید» قرار داده و افزاید: «میوه ٔ خشکی است که مانند جعبه ای در دارد، مثل تخم خرفه...». از انواع میوه های کپسول است که چون محفظه ای در دارد مثل میوه ٔ خرفه.

مجری. [ م َ را ] (ع اِ) ره گذر. ج ، مجاری. (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). گذر. گذرگاه. محل رفتن. محل عبور. راه. طریق. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ناوک فریاد من هر ساعت از مجرای دل
بگذرد از چرخ هفتم همچو سوزن از حریر.
سعدی.
|| گذرگاه آب. جای جریان آب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و حوضهای سنگین در زیرناودانها نهاده ، سوراخی در زیر آن که آب از آن سوراخ به مجری رود. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو ص 37).
- مجرای شمس ؛ دائرة البروج را گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- مجرای نهر ؛ بستر آن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| در طب ، تجویفی در باطن عضو حاوی چیزی و نافذ از عضوی به عضوی. (کشاف اصطلاحات الفنون ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مجرای بول ؛ فرهنگستان ایران کلمه ٔ «پیشاب راه » را بجای این کلمه پذیرفته است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود.
|| حرف آخر کلمه. || در شعر حرکت حرف روی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). حرکت حرف روی از فتحه و کسره و ضمه ، (یادداشت به ...

معنی مجری به فارسی

مجری
(اسم) ۱ - روان کننده ( آب و مانند آن). ۲ - اجرا کننده انجام دهنده . یا مجری حکم ( قانون ) . کسی ( کسانی ) که حکم ( قانونی ) را بمرحل. اجرا در آورد ( در آورند ) .
هر حیوان وحشی که بچه ای بدنبالش باشد
[TV presenter, presenter , TV host, host] [سینما و تلویزیون] فردی که برنامۀ تلویزیونی را معرفی می کند یا اجراکنندۀ برنامه در طول مدت آن است
[ گویش مازنی ] /mejri/ صندوقچه ی فولادی که محل نگه داری اسناد یا وسایل دوخت و دوز بوده است
(مصدر ) ۱ - روان کردن . ۲ - عمل کردن . ۳ - بمرحل. اجرا در آوردن بعمل آوردن: و هم. اوقات و ساعات پروانه ها و احکام و بروات و انعام در حق ایشان مجری داشته ...
[line producer] [سینما و تلویزیون] یکی از اعضای اصلی گروه تولید که مسئولیت نظارت مستقیم بر جریان تولید و مدیریت منابع انسانی تهیۀ فیلم را بر عهده دارد
(مصدر ) ۱ - روان کردن . ۲ - عمل کردن . ۳ - بمرحل. اجرا در آوردن . ۴ - چیزی را در زمر. چیزی دیگر محسوب داشتن : مرا با کوه تمکینی سر و کار است از قسمت که گر سیلاب خون گریمنگردد پیش او مجری . ( تاثیر )
( اسم) جاری مجرای ... قائم مقام ... جانشین نایب مناب ... .

معنی مجری در فرهنگ معین

مجری
(مِ) (اِ.) صندوقچة آهنی قفل دار.
(مُ) [ ع . ] (اِفا.) اجراء کننده ، انجام دهنده . ، ~ حکم (قانون ) کسی که حکم قانونی را به مرحلة اجرا درآورد.
(مُ را) [ ع . ] (اِمف .) روان کرده شده .
(مَ را) [ ع . ] (اِ.) محل جریان و عبور. ج . مجاری .

معنی مجری در فرهنگ فارسی عمید

مجری
کسی که امری را اجرا کند، اجراکننده.
صندوق کوچک فلزی یا چوبی، صندوقچه.

مجری در دانشنامه ویکی پدیا

مجری
مجری به شخص یا نهادی گفته می شود که به معرفی اهداف و فعالیت های انجام شده در کون شرکت کننده را پاره می نماید و یک برنامه می پردازد. به ویژه در دنیای رسانه، مجری در رادیو و تلویزیون مسئولیت ارائهٔ برنامه ها را بر عهده دارد.
مجری تلویزیونی
متن مجری
رمز و راز ماندگاری یک مجری تلویزیونی
ارتباط مؤثر با مخاطب از ویژگی های الزامی برای یک مجری است. او باید بداند با توجه به طیف مخاطبان و هدف برنامه، از چه شیوه ای برای برقراری این ارتباط استفاده کند.
متن مجری، شامل عبارات و جملاتی است که مجری در فواصل برنامه ها اجرا می کند و شمایی کلی از برنامه را دربرمی گیرد. این متن منقطع است تا بتواند در فواصل کوتاه بین برنامه ها خوانده و اجرا شود اما در کل موضوعی پیوسته را دنبال می کند و مکمل متن های قبلی و بعدی خود است.
مجری یک مراسم که در اصطلاح انگلیسی به آن Master of Ceremony یا MC می گویند وظیفهٔ هدایت مراسم، تنظیم برنامه ها و گاهی نیز وظیفه گفتگو با میهمان مراسم را برعهده دارد.
عکس مجری
مجری (انگلیسی: The Enforcer) فیلمی در ژانر اکشن و مهیج به کارگردانی جیمز فارگو است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد.
۲۲ دسامبر ۱۹۷۶ (۱۹۷۶-12-۲۲)
مجری تلویزیونی فردی است که در برنامه های تلویزیونی به خصوص برنامه های گفتگو محور شرکت کرده و نقش اداره کننده بحث ها و گفتگوها را بر عهده می گیرد. بطورکلی، مجری نیز به شخص یا نهادی گفته می شود که به معرفی اهداف و فعالیت های انجام شده در یک برنامهٔ رسانه ای می پردازد. به ویژه در دنیای رسانه مجری در رادیو و تلویزیون مسئولیت ارائه برنامه ها را بر عهده دارد.
مجری تلویزیونی
متن مجری
رمز و راز ماندگاری یک مجری تلویزیونی
ارتباط مؤثر با مخاطب از ویژگی های الزامی برای یک مجری است. او باید بداند با توجه به طیف مخاطبان و هدف برنامه، از چه شیوه ای برای برقرار ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مجری

مجری در جدول کلمات

مجری برنامه نود
فردوسی پور
مجری سابق «هفت»
جیرانی
مجری عدالت
دادرس

معنی مجری به انگلیسی

executive (اسم)
مجری ، هیئت رئیسه
enforcer (اسم)
مجری
executer (اسم)
مجری
pyxidium (اسم)
مجری
administrative (صفت)
اداری ، اجرایی ، مجری
executive (صفت)
اجرایی ، مجری ، جامع
executing (صفت)
مجری
carrying out (صفت)
مجری

معنی کلمه مجری به عربی

مجری
اداري , مدير تنفيذي , منفذ
مدير

مجری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی پاشاه خانی زاده
بهتر است بصورت زیر وزبر نوشته شود تا اشتباه نشود م با همزه میشود اجرا م با فتحه میشود محل جاری شدن اب وغیره
Shamim
تعریف کل از کلمه مجری یعنی احسان علیخانی، همین چرا انقد طولش دادین
رضا نیکخواه
تعریف کلی از مجری یعنی اجرا کننده

وقتی میگیم مجری قانون، یعنی اجرا کننده قانون
فر کیانی
درست است که ریشه ی مجری از اجرا و اگرا در پارسی هست ولی ریختش عربیه!-بنابراین برابر مجری = اجرا/اگراکننده یا اجرا/اگراگر میتواند باشد!
امیر ح
ایفاگر
سهیل نظری
مجری/پارسیش میشه/انجامند
مجری تلویریون / انجامنده
اجرا،/ انجامی
سهیل نظری
اجرایی/پارسیش میشه/انجام‌گر
سهیل نظری
جناب فرکیانی کجا نوشته اجرا از اگرا گرفته شده
خواهشمندم بنمایه هم بفرمایید
اگر اگرا درست
میشوند اگرامند
البته اگراگر هم میشه
فر کیانی
کاربر سهیل نظری و هموطنان عزیز،
ایگرا یا ئگرا شکل اصلی لغت عربی شده ی �اجرا� به معنای انجام، ایفا، بازی و نمایش است که از ریشه پیشا-اسلاو jьgra به دست آمده و امروزه در روسیه به شکل игра igr� در معنای play performance act game acting به کار میرود.ناگفته نماند زبان اسلاوی جزو زبان های هندواروپایی ست که با پارسی همریشه هستند.
لغت ایگرا←اجرا در دیگر زبانها:
در آلمان: agieren
در ایتالیا: agire
در لوکزامبورگ: ag�ieren
در فرانسه: agir
در سوئد: agera
در کاتالان: agir
در اوسه تیا: agir
در هلند: ageren
بدینسان روشن میشود واژگان عربی مجری و مجریون جعلی هستند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مجری مرد   • مجري تلويزيون ايران   • آموزش مجری   • مجری تلویزیون به انگلیسی   • سایت مجری   • کلید مجری   • معنی مجری   • مجری به انگلیسی   • مفهوم مجری   • تعریف مجری   • معرفی مجری   • مجری چیست   • مجری یعنی چی   • مجری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مجری
کلمه : مجری
اشتباه تایپی : l[vd
آوا : mejri
نقش : اسم
عکس مجری : در گوگل

آیا معنی مجری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران