برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

لهراسب

/lohrAsb/

معنی اسم لهراسب

اسم: لهراسب
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: lohrāsb) (در اوستایی) به معنی صاحب اسب تندرو، (در اعلام) نام یکی از پادشاهان کیانی و پدر کی گشتاسب از نژاد کی پیشین و از نسلِ قباد - لهراسپ، صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی

معنی لهراسب در لغت نامه دهخدا

لهراسب. [ ل ُ ] (اِ) اعتدال حقیقی. (برهان ).

لهراسب. [ ل ُ ] (اِخ ) نام دهی به یک فرسخ و نیمی جنوب کوشک به فارس. (فارسنامه ٔ ناصری ).

لهراسب. [ ل ُ ] (اِخ ) پدر کی گشتاسب. از پادشاهان کیانی ، بنابه روایت فردوسی چون کیخسرو از کار جهان سته شد و آهنگ جهان دیگر کرد، تخت شاهی را به لهراسب که در درگاه کیخسرو مردی گمنام بود بخشید. بزرگان و پهلوانان خلاف آوردند و گفتند که او از تخم شاهان نیست. اما کیخسرو، نژاد او آشکار کرد و گفت که از پشت کی پشین و از تخمه ٔ قباد و صاحب فر کیانی است. پس بزرگان به پادشاهی وی تن دردادند و او در روز مهر از ماه مهر تاج شاهی بر سر نهاد ودر بلخ شارسانی برآورد و آتشکده ای به نام برزین ساخت (آذربرزین ). لهراسب دو پسر داشت : یکی زریر و دیگر گشتاسب و بر درگاه خود دو تن از نبیرگان کاوس داشت که از ایشان به پسران نمی پرداخت و چون این معنی بر گشتاسب گران می آمد از پدر آزرده شد و نخست عزیمت هندوستان کرد و سپس به روم رفت و آنجا کتایون دختر قیصر را به زنی گرفت ، و آخر کار به ایران نزد پدر بازگشت ولهراسب سلطنت را به خواهش وی بدو بخشید و خود به نوبهار بلخ رفت و موی فروهشت و به ستایش داور پرداخت وچون زردشت دین آورد او نیز پذیرای آئین وی گشت و همچنان به عبادت روز می گذاشت تا در یکی از حملات ارجاسب تورانی به دست او کشته شد. پادشاهی لهراسب صدوبیست سال بود. شرح لهراسب در داستان رستم و اسفندیار با تفصیل بیشتری بدین صورت آمده است : لهراسب پسر اروندشاه پسر کی پشین پسر کی قباد. نام این پادشاه در اوستا تنها یک بار در فقره ٔ 105 آبان یشت آنجا که زردشت تقاضای یاری کی گشتاسپ را از اردوبسور اناهیت میکند آمده بدین صورت : «کوی ویشتاسپ پسر ائوروت اسپ »، یعنی ضمن بیان نسب کی گشتاسپ با لقب کوی ، ائوروت اسپ یعنی صاحب اسب تندرو و این نام اگرچه از لحاظ ترکیب به اسامی قدیمی پیش از زردشت و یا زمان او شبیه است ، اما وجود لهراسپ بر عکس بیشتر افراد خاندان کیان به وجود تاریخی کمتر نزدیک است و از دلایل بزرگ بر این مدعی نخست مذکور نبودن نام او در یشتهای اساسی و مهم است و دوم گذشتن از اسم او در آبان یشت با نهایت سرعت و بدون توجه بسیار و سوم نیامدن نام وی در گاتاها با آنکه بنابر داستانهای متأخر معاصر زردشت بود و ...

معنی لهراسب به فارسی

لهراسب
از پادشاهان کیانی و پدر کی گشتاسب از پشت کی پشین و از تخمه قباد است . کیخسرو تخت پادشاهی بدو بخشید . او سرانجام سلطنت به گشتاسب واگذار کرده و خود به آتشگاه نوبهار بلخ رفت و بعبادت پرداخت . چون زردشت دین خود را آورد او آنرا پذیرفت و همچنان بعبادت روزگار میگذرانید تا در یکی از هجومهای ارجاسب تورانی بدست او کشته شد . پادشاهی لهراسب صد و بیست سال بود .
ابن حسین بن اسکندر حاکم طالقان از ۷۹۵ تا ۸٠۵ هجری .

لهراسب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
جد ایلات قوم لر
لهراسب(((لوراساب.لراسب.لهراب
.لاراب ))
فرزندان (گشتاسب .زریر.بستور )
گشتاسب *ویشتاسب.یشتاسب.گشتاسف.
یاشتاسب.یاشاسپ*
فرزندان
1-بیژن *بیجن.مانج .باجن.بجن. بجنو.بیزن.مجن*

2-بختیار*بهی دار.درابهی.بهدار.داریوش *

3-جاماسب*گاماسپ.گاماسب*
4-اسفندیار
.....
38-




هخامنش
چیش پیش
آریامن
ارشام*اروندشاه *
لهراسب
گشتاسب
داریوش هخامنشی

اقوامی از نژاد لر
لهراسب نیای قوم لر

داریوش نیای قوم لر بختیاری

گشتاسب *گشتاسف*نیای قوم طالش

بیژن نیای قوم کرمانج



لهراسب زاده شهر اصطخر *مسجدسلیمان *بود

تاریخ یونان
اسکندر ابتدا شهر شوش را تصرف کرد و بعد از تصرف شهر اصطخر ،
در کوههای پارس *بختیاری *با آریوبرزن مبارزه کرد




گشتاسبی
کی لهراسب کیانی جد قوم لر آریایی
علی سیریزی
دارنده اسب تیز رو(لهراسپ)
لهراسب
همیشه تو دوران کودکی و نوجوانی مورد تمسخر همکلاسی و حتی برخی معلم و ناظم واقع میشدم ،،، چون بیسواد بودن و بی فرهنگ.
الان که بزرگ شدم به نامم افتخار میکنم .
تشکر از ادمین این صفحه.
کوروش
در زبان لری لوح راس خوانده می شود و لوح صفحه چهارگوش پارچه یا چرم است و راس همان راست کردن ، بلند کردن و برپاکردن است پس لوح راس مخترع پرچم است ، اولین پرچمدار تاریخ
اوزرا
لهراسب(لوه(را سب).تهماسب(ته ما سب).گشتاسب(گش تا سب).جاماسب(جا ما سب)شاماسب(شا ما سب).گرشاسب(گر شا سب)........اگر کلمه ایی عربی نیست.ولی با حروف مخصوص عربی(ح.ع.ث.ص.ض.ذ.ط.ظ)نوشته شده است.یعنی آن کلمه تورکی است.مثل تهماسب(طهماسب)تهموسی(طهموسی)تهمورس(طهمورث).........تهماسب.و اسمهای دیگر تورکی هستند.(اسلان(اصلان).اتاق.تاریم.تالقان.تبرستان.توس.قاتیر.قاتی.قوتی(قوطی)ساندیق(صندوق)
آریا سگون
در جواب عذرا باید بگم زبان ترکی فاقد مصدر اسم است و تمام نامهایی که نوشتی همه ایرانی هستن تهمورسو.... نام سکایی است و ربطی به ترکی یا اویغوری نداره واژه اتاق از اتاگ و طاق از تاگ هستن و دو واژه تاج و طاق به معنی برسر و بالای سر که از ریشه واژگان اصیل ایرانی هستن
ترکها حتی میگن واژه اتابک ،اتابیک،اتابیگ تورکی هستن
در حالی که اتابک از ریشه واژه پارسی ابابک و آپاپک هستن
آپا از ریشه پاد ،پادر به معنی پدر ،و بعد شده آبا ،آتا
واژه آبا امروزه در لری شده با و در فارسی بابا
واژه بگ یا بیگ نیز واژه ایرانی و هندواروپایی است
که در لری بگ و بیگ=بزرگ در انگلیسی نیز big=بزرگ
و در فارسی بگ شده بزگ و سپس بزرگ
در زبان لاری واژه بگ به شکل باستانی آن یعنی پگ هنوز وجود دارد
بختیاری ها نیز پگ را برعکس تلفظ میکنند گپ
آریا سگون
لهراسب جد گشتاسب است و گشتاسب پدر داریوش هخامنشی
لهراسب امروزه معرب شده به لر
فردوسی نیز در مورد لهراسب اطلاع داشته گرچه به اشتباه او را ساکن در بلخ معرفی کرده
یکی از شاخه های پارس بزرگ لهراسب =لرها هستن
و همچنین گویش لری نیز شاخه ای از پارسی است
که این مهر تایید است
معنی لهراسب
لهراسب از دو کلمه ( لهر)= به معنی وِل ورها کننده و واگذار کننده، و ( آسب)= به معنی پادشاه، تشکیل یافته است ولهراسب یعنی کسی که بخاطر عذری حاکمیت رابه فرزند یا دیگری ببخشد، تارک حکومت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لهراسب   • کیخسرو   • گشتاسب   • لهراسبی   • اسفنديار   • کیانیان   • مفهوم لهراسب   • تعریف لهراسب   • معرفی لهراسب   • لهراسب چیست   • لهراسب یعنی چی   • لهراسب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی لهراسب

کلمه : لهراسب
اشتباه تایپی : givhsf
آوا : lohrAsb
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس لهراسب : در گوگل

آیا معنی لهراسب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )