لاسی


معنی انگلیسی:
coquette, flirtatious, flirty

لغت نامه دهخدا

لاسی. ( ص نسبی ) که لاس زدن خوی دارد. آنکه لاس زند. آنکه به نظر ریبه در نامحرم نگاه کند. ( در تداول عوام ). چشم چران. نظرباز. || آنکه ملاعبه کند با خوبرویان. آنکه ملامسه کند با آنان. دست باز.

لاسی. [ س َ ] ( اِخ ) نام کرسی بخش در ماین.از ولایت ماین به فرانسه. دارای 1726 تن سکنه است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه عادت به لاس زدن دارد آنکه از ملاعبه خوشش آید : نبرد خاک از براش خبر لاسی و شیویی واهل ددر . ( دهخدا . مجموع. اشعار . ۶۸ )
نام کرسی بخش از ولایت ماین بفرانسه

دانشنامه عمومی

لاسی ( انگلیسی: Lassi ) یک یک نوشیدنی سنتی بر پایه داهی ( ماست ) که از شبه قاره هند سرچشمه می گیرد. لاسی ترکیبی از ماست، آب، ادویه و گاهی میوه جات است. نمکین نوعی لاسی است که با طعم شور ساخته می شود شبیه دوغ است. انواع مختلفی از لاسی در شبه قاره هند توزیع می شوند.
لاسی از ترکیب نوعی ماست به شکل کشک مانند ( با ماست های رایج فرق دارد ) ، آب و سایر ادویه ها درست می شود. با این حال، انواع لاسی را می توان به روش های مختلفی تهیه کرد. زیره و هل رایج ترین ادویه هایی هستند که به لاسی اضافه می شود.
این نوشیدنی هندی در هر سال مصرف می شود، با این حال در ماه های تابستان محبوب ترین بیشتری به زمستان دارد.
عکس لاسی
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

مترادف ها

coquette (اسم)
لوند، عشوه گر، زن عشوه گر، لاسی، زن لاسی

coquettish (صفت)
عشوه گر، لاسی، طناز

flirty (صفت)
لاسی

skittish (صفت)
ترسو، چموش، تغییر پذیر، لاسی، اهل حال، رم کننده

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی لاسی از ریشه ی واژه ی لاس فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

لاسیلاسیلاسی