برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

قیام

/qiyAm/

مترادف قیام: اغتشاش، انقلاب، خیزش، رستاخیز، شورش، نهضت، ایستادن، برخاستن، بلندشدن

متضاد قیام: قعود

برابر پارسی: شورش، خیرش، خیزش

معنی قیام در لغت نامه دهخدا

قیام. (ع مص ) معتدل شدن. (ازاقرب الموارد). || بسته شدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قام الماء؛ بسته شد آب. (منتهی الارب ). || ایستاده شدن ستور از سستی. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قامت علیه الدابة؛ کلت فلم تبرح مکانها. || دوام و ثبوت داشتن. (از اقرب الموارد). || رواج پیدا کردن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). قامت السوق ؛ رواج گرفت بازار و روایی یافت یا کاسد گردید. (منتهی الارب ). || ظاهر و ثابت شدن. قام الحق ؛ ظهر و ثبت. (اقرب الموارد). || به درد آوردن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قام ظهره به ؛ به درد آورد اورا یا دردگین کرد پشت وی را. (منتهی الارب ). || قیمت کنیز بصد دینار رسیدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || راست شدن کار. (منتهی الارب ). || قیام نمودن بشأن اهل خود و کفالت کردن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || مطالبه کردن از مدیون. (از اقرب الموارد). || شروع کردن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || مایحتاج زن را بر خود گرفتن و به حال او پرداختن و تیمار نمودن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قَوم و قامَة شود. || برخاستن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ایستادن. بلند شدن. قیام در لغت انتصاب (ایستادن ) است و مراد از آن قیام بعبادات و احکام شریعت و طریقت است.
- روز قیام ؛ روز قیامت :
گیتی بمثل سرای کار است
تا روز قیام و نفخت صور.
ناصرخسرو.
- قیام باﷲ ؛ استقامت داشتن در بقاء بعد از فنا و عبور کردن بر همه ٔ منازل و سیر کردن از اﷲ باﷲ. در اﷲ به بیرون آمدن از همه ٔ رسوم. شیخ گوید: ها در لفظ اﷲ دلالت دارد بر اینکه انتهای همه به غیب مطلق است. (از تعریفات ).
- قیامت قیام ؛ که برخاستنش قیامت بپا کند :
ماه چنین کس ندیدخوش سخن و خوش خرام
ماه مبارک طلوع سرو قیامت قیام.
سعدی.
- قیام قیامت ؛ بپا شدن آن.
- قیام ﷲ ؛ بیداری از خواب غفلت و برخاستن از خواب عبرت در حال سیر الی اﷲ است. (تعریفات ).
|| (اِ) قیام الامر؛ آنچه بدان قائم باشد و مایه ٔ درستی و آراستگی آن. گویند: فلان قوام اهله و قیام اهله. (منتهی الارب ).و بهمین معنی است قول ...

معنی قیام به فارسی

قیام
برخاستن، ایستادن، بپاخاستن
۱ - ( مصدر ) ایستادن خاستن بپا خاستن ۲ - راست شدن کار ۳ - ( اسم ) ایستادگی .
قیوم
[uprising] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اقدام جمعی غالباً مسلحانۀ مردم علیه قدرت حاکم
شاعر اصفهانی متخلص به حیرت
( مصدر) برخاستن قیامت . یا تاقیام الساعه . تا قیامت الی الابد : و این فتنه تا قیام الساعه قایم بماند .
( مصدر ) ۱ - برخاستن ۲ - انجام دادن اجرا کردن : مختال آنست که خود را عظیم داند ... و بحقوق الله قیام نکند ۳ - مشغول شدن .
( صفت ) آنکه قیامت برپا کند .

معنی قیام در فرهنگ معین

قیام
(قِ) [ ع . ] (مص ل .) به پا خاستن ، ایستادن .
(مُ قُ) [ ع . ] (اِ.) عمل برخاستن و نشستن .

معنی قیام در فرهنگ فارسی عمید

قیام
۱. برخاستن، ایستادن، به پا خاستن.
۲. جنبش، نهضت.
۳. (فقه) ایستادن در نماز.
۴. [قدیمی، مجاز] نماز.
* قیام کردن: (مصدر لازم) برخاستن، به پا خاستن.

قیام در دانشنامه اسلامی

قیام
معنی قِيَامٌ: ایستادن(وقتی که مصدر است نظیرعبارت " فَمَا ﭐسْتَطَاعُواْ مِن قِيَامٍ ") - ایستاده ها (جمع قائم در عبارت "ثم نفخ فيه اخري فاذا هم قيام ينظرون ")
معنی تَقُومُواْ: برخيزيد -قيام کنيد
معنی قَائِمِينَ: قيام کنندگان (در عبارت " وَﭐلْقَائِمِينَ وَﭐلرُّکَّعِ ﭐلسُّجُودِ "منظورکساني هستند که خود را براي عبادت خدا و نماز به تعب وزحمت مياندازند،هر جا کلمه قيام ذکر شود معناي معروف برخاستن به ذهن خطور ميکند که آن نيز به دو معنا است ، يکي ايستادن و يکي قبول ...
معنی مَقَامٍ: محل قيام - محل ایستادن - محل ثبوت و پابرجايي هر چيز( به همين جهت محل اقامت را نيز مقام گفتهاند . )
معنی قَوَّامُونَ: اداره کنندگان امر معاش - فراهم آورندگان وسایل معیشت و زندگی (از ماده قيام است )
معنی قَيُّومُ: بسيار قيام کننده (کلمه قيوم بر وزن فيعول است از ماده قيام است و صفتي است که بر مبالغه دلالت دارد وقيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون قيام به معناي ايستادن است ، و عادتا بين ايستادن و مسلط شدن بر کا...
معنی قَائِمٌ: ايستاده -برپا -پا بر جا- ثابت قدم-قیام کننده (کلمه قيام بر وزن فيعال می باشدو قيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون قيام به معناي ايستادن است ، و عادتا بين ايستادن و مسلط شدن بر کار ملازمه هست ودر فارس...
معنی قَوَّامِينَ: بسیار قیام کنندگان - بسیاربر پا دارندگان(کلمه قيام بر وزن فيعال می باشدو قيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون قيام به معناي ايستادن است ، و عادتا بين ايستادن و مسلط شدن بر کار ملازمه هست ودر فارسی هم ...
معنی قَيِّمُ: پايدار و استوار-قائم (قائم به امر بندگان واين بدان جهت است که اين کتاب خير دنيا و آخرت پيرو خود را تامين و تضمين نموده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد ايشان است .قيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون ق...
معنی قِيَماً: پايدار و استوار-قائم (قائم به امر بندگان واين بدان جهت است که اين دين خير دنيا و آخرت ملت ...


قیام در جدول کلمات

قیام نامرتب
اقیم
دلاوری از خراسان که در سال ۱۵۰ هجری علیه عباسیان قیام کرد
استادسیس
طغیان کند و به قیام برخیزد
خروشد

معنی قیام به انگلیسی

rise (اسم)
فراز ، پیشرفت ، سر بالایی ، ترقی ، صعود ، طلوع ، قیام ، ترقی خیز
insurgency (اسم)
یاغیگری ، تمرد ، طغیان ، شورش ، قیام
insurgence (اسم)
یاغیگری ، تمرد ، طغیان ، شورش ، قیام
insurrection (اسم)
فتنه ، طغیان ، شورش ، قیام ، بر خیزش
uprising (اسم)
خیز ، بلوا ، برخاستگی ، طغیان ، شورش ، قیام ، بر خیزش
resurrection (اسم)
قیام ، احیا ، رستاخیز کردن ، رستاخیز ، قیام عیسی از مردگان

معنی کلمه قیام به عربی

قیام
انتفاضة , تمرد
إنتفاضة الشعب

قیام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد رضا
شورش ، خیزش ، برخاستن ، بپا خاستن ، ایستادن ، عمل جمع شدن و بپا خاستن و بلند شدن جمعی از مردم علیه شخصی یا حکومتی
Sarina
محشر
انقلاب
Aygin
شورش و انتقام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی قیام   • قیام موسوی   • قیام نماز   • سایت قیام   • قیام سریال ترکی   • قیام در نماز چیست   • قیام چیست   • قیام متصل به رکوع چیست؟   • مفهوم قیام   • تعریف قیام   • معرفی قیام   • قیام یعنی چی   • قیام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قیام

کلمه : قیام
اشتباه تایپی : rdhl
آوا : qiyAm
نقش : اسم
عکس قیام : در گوگل

آیا معنی قیام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )