برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

قبول

/qabul/

مترادف قبول: اجابت، استجابت، باور، پذیرش، پسند، تایید، تراضی، تصدیق، تصویب، تقبل، توافق، رضا، رضامندی، رضایت، صوابدید

متضاد قبول: رد

برابر پارسی: پذیرش، باور، پذیرا، پذیرفتن، پذیرفته شده

معنی قبول در لغت نامه دهخدا

قبول. [ ق َ ] (ع مص ) پذیرفتن. || دلو را از ساقی گرفتن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِمص ) پذیرائی. (منتهی الارب ). || (اِ) مام ناف. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || باد صبا از آن جهت که ضد دبور است. یا آن که مقابل در کعبه شرفهااﷲ میوزد. یا آن که مقبول طبایع و نفوس است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) در فارسی اکثر به معنی مقبول آید و با لفظ افتادن و کردن استعمال نمایند. (آنندراج ) :
ای کز کمال حسن تو حیران شده عقول
در سینه ها عزیزی و در دیده ها قبول.
میرحسن دهلوی (از آنندراج ).
نیست غیر از ناقبولی سازگار راستان
میخورم خون همچو تیر از دل پسندیهای خویش.
ملا مفیدبلخی (از آنندراج ).
|| زیبا. خوب. || (اِمص ) خوبی. (منتهی الارب ). || جمال. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِ) هیأت و لباس.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

قبول. [ ق ُ ] (ع اِمص ) خوبی. || جمال. || (اِ) هیأت و لباس. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (مص ) وزیدن باد صبا. (آنندراج ). || پیش آمدن. (آنندراج ).

معنی قبول به فارسی

قبول
( مصدر ) پیش آمدن .
پذیرفتن دلو را از ساقی گرفتن پذیرائی .
( مصدر ) قبول افتادن پذیرفته شدن مقبول واقع شدن .
( مصدرل ) قبول آمدن .
۱ - پذیرفته شدن مورد قبول قرار گرفتن ۲ - از عهده امتحان بیرون آمدن مقابل رد شدن مردود شدن .
[train accepting] [حمل ونقل ریلی] مجوز ورود قطار به قطعه خطی که تحت نظارت علامت بان است
( مصدر ) ۱ - پذیرفتن ۲ - پذیرفتن در امتحان مقابل رد کردن مردود کردن ۳ - پذیرفتن حواله برات و مانند آن ۴ - پسندیدن ۵ - اجابت کردن .
( صفت ) ۱ - آنکه چیزی را قبول کند قابل پذیرا ۲ - آنکه حواله و برات و مانند آن را بپذیرد .
[office of posting, office of mailing, bureau de dépôt (fr.), bureau dorigine (fr.)] [مهندسی مخابرات - پست] دفتر پُستی ای که در آن پذیرش مرسولات انجام می شود که نخستین مرحله از مراحل چهارگانۀ پُستی شامل قبول، تجزیه و آماده سازی، ارسال و حمل ونقل و توزیع است
یابه عین قبول چشم پذیرش نظر قبول
پذیرفتنی باور کردنی

معنی قبول در فرهنگ معین

قبول
(قُ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - خوبی . ۲ - زیبایی ، جمال .
( ~ .) [ ع . ] (مص ل .) پیش آمدن .
(قَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) پذیرفتن . ۲ - (اِ مص .) پذیرایی ، پذیرش .
( ~ . اُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) مورد پسند واقع شدن .
( ~ . شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - پذیرفته شدن . ۲ - از عهدة امتحان بیرون آمدن . مق .رد شدن ، مردود شدن .
( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) پسندیدن ، پذیرفتن .

معنی قبول در فرهنگ فارسی عمید

قبول
۱. پذیرفتن و گرفتن چیزی.
۲. گفتار کسی را به راستی و درستی پذیرفتن.
۳. (صفت) پذیرفته.
* قبول افتادن: (مصدر لازم) [قدیمی] پذیرفته شدن، مقبول واقع شدن: صالح و طالح متاع خویش نمودند / تا چه قبول افتد و چه در نظر آید (حافظ: ۴۷۲).
* قبول شدن: (مصدر لازم) پذیرفته شدن.
* قبول کردن: (مصدر متعدی) پذیرفتن.

قبول در دانشنامه اسلامی

قبول
قبول این است که مشتری بگوید: «قبلت» یا «اشتریت» یا «ابتعت» و نظیر آنها، که مقابل ایجاب است.
به تعبیری دقیق تر قبول عبارت از رضا به ایجاب و پذیرفتن آن است اعم از این که ایجاب انشاء تملیک یا تزویج باشد.
انواع قبول
و آن بر سه گونه است:
الف ـ گاهی به لفظ قبلت و رضیت می باشد.
ب ـ و زمانی به طریق امر و استیجاب می باشد مانند «بعنی».
ج ـ و گاهی به لفظ اشتریت و ملکت (به تخفیف لام) و ابتعت می باشد.

قبول این است که مشتری بگوید: «قبلت» یا «اشتریت» یا «ابتعت» و نظیر آنها،
به تعبیری دقیق تر قبول عبارت از رضا به ایجاب و پذیرفتن آن است اعم از این که ایجاب انشاء تملیک یا تزویج باشد.

انواع قبول
و آن بر سه گونه است:
الف ـ گاهی به لفظ قبلت و رضیت می باشد.
ب ـ و زمانی به طریق امر و استیجاب می باشد مانند «بعنی».
ج ـ و گاهی به لفظ اشتریت و ملکت (به تخفیف لام) و ابتعت می باشد.
مکاسب شیخ انصاری، ص۹۶.    
 ۱. ↑ مغنی المحتاج، ج۲، ص۳.۲. ↑ المهذب (ابو اسحاق شیرازی)، ج۱، ص۲۵۷.۳. ↑ مکاسب شیخ انصاری، ص۹۶.    
...
خداوند به مؤمنان نسبت به مدعیان ایمان در قبول پناهندگی آنان هشدار داده تا از سوء استفاده آنان جلوگیری کنند، و در جای دیگر به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم دستور به پذیرش پناهندگی مشرکان برای آشنایی با معارف اسلام دستور داده است.
مؤمنان نسبت به مدعیان ایمان، در قبول پناهندگی برای جلوگیری از سوء استفاده آنان لازم است هوشیار باشند:یـایها الذین ءامنوا اذا جاءکم المؤمنـت مهـجرت فامتحنوهن...ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که زنان با ایمان به عنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید ... . در آیات گذشته سخن از بغض فی الله و قطع پیوند با دشمنان خدا بود، اما در آیات مورد بحث سخن از حب فی الله و برقرار ساختن پیوند با کسانی است که از کفر جدا می شوند و به ایمان ...

قبول در جدول کلمات

قبول نیست
رد
قبول و مورد علاقه
پسند
قبول کردن
تقبل, اجابت
مراسم قبول پیمان ازدواج
عقد
نصب و عزل و قبول استعفای رئیس ستاد مشترک از وظایف ایشان است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای ریئس ستاد مشترک از وظایف ایشان است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای رییس ستاد مشترک از وظایف ایشان است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای عالی ترین مقام قوه قضائیه از اختیارات ••• است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای عالی ترین مقام قوه قضاییه از اختیارات •••• است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای فقهای شورای نگهبان از اختیارات ایشان است
رهبر

معنی قبول به انگلیسی

admission (اسم)
پذیرش ، دخول ، تصدیق ، قبول ، اعتراف ، ورودیه ، درامد ، اجازهء ورود ، بارداد
reception (اسم)
پذیرش ، قبول ، برخورد ، پذیرایی ، مهمانی ، دریافت
imprimatur (اسم)
پذیرش ، قبول ، تصویب ، اجازه چاپ
agreement (اسم)
توافق ، پیمان ، سازش ، موافقت ، قرار ، قبول ، عهد ، قرارداد ، معاهده ، عقد ، مطابقهء نحوی ، معاهده و مقاطعهء ، شرط ، عهد نامه
compliance (اسم)
موافقت ، قبول ، اجابت ، بر اوردن
acknowledgment (اسم)
تصدیق ، سپاسگزاری ، قبول ، اقرار ، خبر وصول ، تشکر ، شهادت نامه
adoption (اسم)
قبول ، اقتباس ، اتخاذ ، اختیار ، قبول به فرزندی ، فرزند خوا ندگی
ratification (اسم)
تصدیق ، قبول ، تصویب ، قبولی ، انعقاد
intromission (اسم)
تصدیق ، قبول ، ارسال ، تو رفتگی ، درج

معنی کلمه قبول به عربی

قبول
اتفاقية , استقبال , التزام , تبني , تصريح , دخول
تبني
تجنس
اقبل , ترخيص
التصاق
قبول
انکر , قمامة
اتفاقية , اقبل , تبن , ترخيص , سل
مدهش
جائز , سالک , مقبول
مقبولية

قبول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبین
Pass
nGin
تصویب
علی بهجو
واژه قبول و متصاد آن
قبول = معناهایی که گفته شده خوب اند و پسند را هم باید افزود
متصاد آن. غیر قابل قبول = ناپسند = نپذیرفتنی

پیشنهادم اینست که برای هر واژه معنی پارسی آن گفنه می شود. متضاد پارسی آن نیز گفته شود
مجتبی
کامیاب
مجتبی
بهترین برگردان کلمه "قبول" به فارسی اصیل میشه "کامیاب"
مثلا به جای اینکه بگیم "قبول" شدم
بهتره بگوئیم "کامیاب" شدم
اشکان
بیش از نود درصد عربی ، عبری آرامی سریانی ایرانی و ... است ، چیزی رو که عرب زده ها درباره زبان عربی می گویند ، دروغی بیش نیست و این واژه هم عربی نیست ، حتا واژه الله هم عربی نیست
مهدی
درست شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قبول میکنم قسمت اخر   • قبول میکنم نماشا   • قبول میکنم فصل سوم   • قسمت 256 قبول میکنم   • قبول میکنم فصل دوم   • سریال قبول میکنم قسمت 1   • سریال قبول میکنم دوبله فارسی   • قبول میکنم فصل اول   • معنی قبول   • مفهوم قبول   • تعریف قبول   • معرفی قبول   • قبول چیست   • قبول یعنی چی   • قبول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قبول

کلمه : قبول
اشتباه تایپی : rf,g
آوا : qabul
نقش : اسم
عکس قبول : در گوگل

آیا معنی قبول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )