برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

قارن

معنی اسم قارن

اسم: قارن
نوع: پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: qāran) [شکل پهلوی کلمه ' karin ' است]، (در اعلام) نام یکی از خاندان های بزرگ عهد اشکانیان است که در زمان ساسانیان نیز دارای اهمیت بوده و افراد بزرگ این خاندان به همین اسم شهرت یافته اند، نام چند تن از پادشاهان و پهلوانان در ایران باستان - از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کاوه آهنگر و سپهدار فریدون پادشاه پیشدادی، نام یکی از خاندانهای بزرگ در دوره اشکانیان، نام پسر قباد و برادر انوشیروان پادشاه ساسانی

معنی قارن در لغت نامه دهخدا

قارن. [ رِ ] (ع ص ) بندکننده چیزی را به چیزی. پیوسته کننده. (ناظم الاطباء). || رجل قارن ؛ مردی که شمشیر و تیر هر دو داشته باشد. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). || همدم. یار. (ناظم الاطباء). || آنکه حج و عمره کند. (السامی فی الاسامی ) (مهذب الاسماء).

قارن. [ رَ ] (اِخ ) شکل پهلوی کلمه کارن است و آن نام یکی از خاندانهای بزرگ عهد اشکانیان است که در زمان ساسانیان نیز دارای اهمیت بوده و افراد بزرگ این خاندان به همین اسم شهرت یافته اند. (ایران در زمان ساسانیان کریستنسن ص 103) (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به قارن پهلو شود. || نام پهلوانی ایرانی است. (ولف ص 619). پهلوانی بوده است در زمان رستم زال. (برهان ) :
سپهدارچون قارن کاوگان
سپهبد چو شیروی شیر ژیان.
(شاهنامه چ بروخیم ج 1ص 96 س 7).
سپهدار چون قارن کاویان
به پیش سپاه اندرون کاردان.
(شاهنامه چ بروخیم ج 1 ص 103 س 11).
کجا نام او قارن رزم زن
سپهدار بیدار لشکرشکن.
(شاهنامه چ بروخیم ج 1 ص 103 س 7).
بهمن کجا شد و بکجا قارن
زآن پس که قهر کردند اعدا را.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 16 س 7).
طمع جانت کند گر چه بدو کابین
گنج قارون بنهی با سپه قارن.
ناصرخسرو (دیوان ص 31 س 5).

قارن. [ رَ ] (اِخ ) نام سپهسالار اسپهبد خورشید. اسپهبد خورشید سپهسالاری داشت به نام قارن که دهکده ٔ قارن آباد در پنج هزار به نام او است. (ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 168).

قارن. [ رَ ] (اِخ ) نام کسی که به سرکردگی چهل هزار تن به سال 32 هَ. ق. در خراسان خروج کرد. ابن اثیر گوید قارن گروه فراوانی از ناحیه ٔ طیسین و مردم باذِغیس و هرات و قهستان در حدود چهل هزار تن فراهم آورده و حرکت کرد. قیس حاکم آن سامان در این باره با ابن خازم مشورت کرد ابن خازم او را گفت به عقیده ٔ من در برابر لشکر قارن مقاومت نباید کرد زیرا من دستوری از ابن عامر دارم مبنی بر اینکه اگر جنگی در خراسان رخ دهد من فرمانده ٔ آن هستم و نوشته ای ساخته و جعلی در این باره نشان داد. به دنبال این داستان قیس را مبارزه و کشمکش با قار ...

معنی قارن به فارسی

قارن
ابن وندا ( ونداد ) هرمزد از حکمرانان آل قارن وند که ۴٠ سال حکومت کرد .
کوه نام کوهی است که در ناحیه بختیاری چهارلنگ واقع و در یک فرسخی آن دریاچه کوچکی بعرض و طول هزار گز است .
[ گویش مازنی ] /ghaaren/ کلاغ ابلق
دهکده ایست در پنج کیلومتری اشرف .
نام موسس خاندان قارن که از بزرگان یکی از طوایف پارتی بود و او را [ قارن پهلو ] گویند .
نام تیره ایست از خانواده اشکانی .
[ گویش مازنی ] /ghaaren sere/ از توابع بندرج واقع در منطقه ی ساری
نام خاندانی است که سو- خراییان نیز خوانده میشود . افراد این خاندان در جبال طبرستان حدود ۲۷٠ سال حکومت کردند . آغاز حکومت ایشان حدود ۵٠ قبل از هجرت بود ( از زمانی که حکومت جبال طبرستان به قارن بن سوخرا داده شد ) پایان حکومت آنان سال ۲۲۴ ه ق. ( تاریخ مرگ مازیار ) است . افراد این خاندان بلقب [ شاه ] ( جرشاه معر.) یا [ ملک الجبال ] ملقب بودند و عنوان اسپهبد ( اصفهبذ معر.) داشتند .
نام طائفه است که سوخرائیان یا قارن وند خوانده میشدند .
[ گویش مازنی ] /ghaaran vand/
[ گویش مازنی ] /ghaaran koo/ قارن کوه از کوه های مرکزی مازندران استدر حدود العالم آمده است: ناحیتی است که مر او را ده هزار و چیزی ده است و پادشای او را اسپهبد شهریار کوه خوانند و این ناحیتی است آبادان و بیشتر مردم وی گیرکانندو از روزگار مسلمانی باز، پادشاهی این ناحیت اندر فرزندان باو استامروزه قارن کوه از کوه های منطقه ی دودانگه ی هزارجریب شناخته می شود
[ گویش مازنی ] /aale ghaaran/ آل قران مجموعه ی اولاد، نوادگان و بستگان قاربن سوخرا شامل زرمهر، دادمهر، ولاش مهر و آذرولاش که در تبرستان حکومت داشتند
...

قارن در دانشنامه ویکی پدیا

قارن
قارن (معرب کارن) پسر کاوه آهنگر و یکی از پهلوانان ایرانی شاهنامه و سپهدار ارتش ایران از زمان پادشاهی فریدون تا کی قباد است. وی بسیار دلیر بود و به همین دلیل به او کارن رزم زن می گفتند. مرکب از کار (به مفهوم کار زار و پیکار و رزم) + فتحه و نون که پسوند نسبت است. منسوب به رزم یا منسوب به کاروزار یا جنگجو. وی دارای دختری به نام ویس بود که معشوقه رامین بوده است.
قارن وند: یک سلسله در طبرستان
شاهنامه
فهرست پهلوانان ایرانی شاهنامه
نام قارن برای بار نخست زمانی عنوان می شود که سلم و تور برادر کهترشان ایرج را کشته و تاج و تخت ایران را پس از مرگ فریدون بی وارث گذاشته اند. فرمانداران و شاهکان خرد ایرانی که در این دوران گرد فریدون جمع هستند قارن شاه ری، سام شاه زابل، و تنی چند از بزرگان و پهلوانان ایران نظیر شاپور و شیدوش. فریدون به سفیر سلم و تور که برای ببخشش کردار گذشته منوچهر خواسته اند تا جبران کنند، اینگونه پاسخ آورد:
قارن معرب کارن و نامی مردانه است که در اساطیر ایران نخست فرزند کاوه آهنگر بود. منتهی افراد دیگری هم از این نام بهره برده اند که می تواند مقصود شما باشند:
خاندان کارن: یکی از هفت خاندان ممتاز ساسانی بودند. تعدادی از افراد این خاندان هم نام کارن یا قارن داشتند.
کارنوندیان: دودمانی از تبار خاندان کارن که در طبرستان حکومت می کردند.
قارن کوه: سرزمین منسوب به دودمان کارنوندیان.
قارن یکم پسر سوخرا: از اشراف نخستین در خاندان کارن.
زرمهر کارن: پسر دیگر سوخرا و برادر قارن یکم.
قارن دوم قارنوندی (۵۵۴-۵۹۱): موسس دودمان کارنوندیان طبرستان.
قارن سوم قارنوندی (۷۲۵-۷۷۹): اسپهبدی توأم با الندای دوم.
قارن یکم باوندی (۸۳۹–۸۶۷): نخستین فرد از دودمان باوندیان که این نام را داشته.
قارن دوم باوندی (۱۰۵۷–۱۰۷۴): مدعی تاج و تخت باوند.
قارن سوم باوندی (۱۱۱۴–۱۱۱۷): حاکم باوندی در دوره اسپهبدیه.
قارن پسر سوخرا یا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قارن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قارن ساری   • كارن همايونفر   • معنی اسم کارن در دهخدا   • قارون   • نام پسر کاوه آهنگر   • کاوه آهنگر بازیگر   • تعداد اسم کارن در ثبت احوال   • مازیار   • معنی قارن   • مفهوم قارن   • تعریف قارن   • معرفی قارن   • قارن چیست   • قارن یعنی چی   • قارن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قارن

کلمه : قارن
اشتباه تایپی : rhvk
عکس قارن : در گوگل

آیا معنی قارن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )