برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1463 100 1

فقاع


مترادف فقاع: آبجو، فوگان

معنی فقاع در لغت نامه دهخدا

فقاع. [ ف ُ / ف َ] (ع ص ) سرخ فام. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

فقاع.[ ف َق ْ قا ] (ع ص ) سخت پلید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || ضراط. (از اقرب الموارد).

فقاع. [ ف ُ ] (معرب ، اِ)معرب فوگان. (یادداشت مؤلف ). شرابی که از جو و مویز و جز آن گیرند. آبجو. (فرهنگ فارسی معین ). مویز آب. بوزا. بزا. بوزه. (یادداشت مؤلف ). شراب خام که ازجو و مویز و جز آن سازند. (منتهی الارب ). فقاع از مشروب های گازدار بوده و در کوزه ٔ سنگین نگهداری میشده است. روی در کوزه را با پوستی می پوشانده و محکم میکرده اند و برای خنک ماندن در قلیه ٔ یخ میخوابانده اند وهنگام خوردن پوست در کوزه را با میخی سوراخ میکرده و فقاع را با گاز آن از سوراخ پوست درمیکشیده اند. درمذاهب اهل سنت ، این مشروب حرام نبوده و حتی در سالهایی که ماه رمضان به تابستان می افتاد روزه را با آن میگشودند و سوزنی در قطعه ای به این امر و بطرز استعمال آن اشاره کرده است. (یادداشت مؤلف ) :
رمضان آمد و هر روزه گشا را گه شام
به یکی دست نواله ست و دگر دست فقاع
آتشی را که همه روزه ، کند روزه بلند
شامگاهان به یکی لحظه کند پست فقاع
خوشتر است از لب معشوق بر روزه گشای
لب آن کوزه ٔ سنگین که در او هست فقاع.
در صورتی که این مشروب را از مویز سازند کشمش را با دانه کوبند. (یادداشت مؤلف ) :
چو بیدار گردد فقاع و یخ آر
همی باش پیش گشسب سوار.
فردوسی.
چون کوزه ٔ فقاعی ز افسردگان عصر
در سینه جوش حسرت و در حلق ریسمان.
خاقانی.
نکهت خویش ز عشق مشک فشان از فقاع
شیبت مویش بصبح برف نمای از سداب.
خاقانی.
وگر جلاب دادن را نشایم
فقاعی را به دست آخر گشایم.
نظامی.
.... چون کوزه ٔ فقاع که تا پرباشد بر لب و دهانش بوسه های خوش زنند و چون تهی گشت از دست بیندازند. (مرزبان نامه ).
- درکوزه ٔ فقاع تپاندن ؛ راه دخل و تصرف را بستن.(فرهنگ فارسی معین ).
- در کوزه ٔ فقاع کردن ؛ در کوزه ٔ فقاع تپاندن. راه دخل و تصرف را بستن یا محدود کردن : بیچاره را با این دمدمه در کوزه ٔ فقاع کردند. (کلی ...

معنی فقاع به فارسی

فقاع
شرابی که ازمویزیاجویابرنج گرفته شود، آبجو
( اسم ) شرابی که از جو و مویز و جز آن گیرند آب جو . یا به کوزه فقاع تپاندن . راه دخل و تصرف را بستن .
سخت پلید . یا ضراط
۱ - ( مصدر ) باز کردن سر شیشه فقاع ۲ - ( مصدر ) کار کوچکی را انجام دادن : و گر جلاب دادن را نشایم فقاعی را بدست آخر گشایم . ۲ - پراکنده قطرات با فشار باطراف ( همچون پراکندن قطرات فقاع ) ۴ - آروغ زدن(چه نوشیدن فقاع معمولا تولید آروغ می کند ) ۵ - تفاخر کردن لاف زدن : نوروز ز نار و سیب زرین بگشاد ز تو فقاع شیرین ( مشکین ) . ۶ - حکایت کردن حاکی بودن : آب جامد چون دست ممسکان از افاضت خیز بسته هوای بارد از دم سفلگان فقاع گشوده ....
۱ - ( مصدر ) باز کردن سر شیشه فقاع ۲ - ( مصدر ) کار کوچکی را انجام دادن : و گر جلاب دادن را نشایم فقاعی را بدست آخر گشایم . ۲ - پراکنده قطرات با فشار باطراف ( همچون پراکندن قطرات فقاع ) ۴ - آروغ زدن(چه نوشیدن فقاع معمولا تولید آروغ می کند ) ۵ - تفاخر کردن لاف زدن : نوروز ز نار و سیب زرین بگشاد ز تو فقاع شیرین ( مشکین ) . ۶ - حکایت کردن حاکی بودن : آب جامد چون دست ممسکان از افاضت خیز بسته هوای بارد از دم سفلگان فقاع گشوده ....

معنی فقاع در فرهنگ معین

فقاع
(فُ قّ) [ ع . ] (اِ.) معربِ فوگان . شرابی که از جو یا مویز یا برنج گرفته شود.
( ~ . گُ دَ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م .) باز کردن سر شیشة شراب . ۲ - (مص ل .) کنایه از: آروغ زدن . ۳ - لاف زدن . ۴ - تمتع بردن .

معنی فقاع در فرهنگ فارسی عمید

فقاع
شرابی که از مویز، جو، یا برنج گرفته می شد، آب جو.
* فقاع گشودن: [قدیمی]
۱. باز کردن سر شیشۀ فقاع.
۲. [مجاز] آروغ زدن.
۳. [مجاز] لاف زدن.

فقاع در دانشنامه اسلامی

فقاع
فُقّاع یا آبجو نوعی نوشیدنی الکلی تولید شده از تخمیر دانه های جو است. این نوشیدنی مانند شراب نجس و حرام بوده و خوردن آن۸۰ تازیانه حد دارد. ماءالشعیر طبی که از جوشاندن دانه های جو و صاف کردن آب آن به دست می آید پاک و حلال است.
فقاع یا آبجو نوشیدنی گرفته شده از جو به گونه ای مخصوص است. بیشتر فقها، عنوان «فقاع» را مخصوص آب جو می دانند ولی برخی آن را شامل نوشابه هایی که از کشمش، گندم و امثال آن گرفته می شود نیز می دانند.
روایات فراوانی در حرمت و نجاست فقاع وجود دارد. آنچه امروزه بحث از فقاع را به دنبال می آورد، وجود نوشیدنی هایی است که احتمال می رود از مصادیق فقاع باشند.
فُقّاع، نوعی نوشابه می باشد.
از عنوان یاد شده در باب طهارت و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
منظور از فقاع
در این که فقّاع عبارت است از نوشابه برگرفته شده از جو به گونه مخصوص یا شامل نوشابه تهیه شده از کشمش، گندم و غیر آن که در عرف به آن فقّاع گویند نیز می شود، دو احتمال مطرح است. دیدگاه بیشتر فقها احتمال نخست است.مقصود از گونه مخصوص آن است که جو را در آب بخیسانند، چند روز آن را رها کنند تا به جوش آید و روی آن کف بسته شود یا کمی آن را بپزند، سپس رها کنند تا این گونه شود.
شرایط حرمت
بنابر این، در فقّاع دو چیز شرط است: یکی گرفته شدن از جو و دیگری جوشیدن با صدق عنوان فقّاع بر آن.احکامی که بر فقّاع بار می شود بر نوشابه فاقد یکی از دو شرط یاد شده بار نمی شود، مگر آنکه مست کننده باشد.
حکم
...

فقاع در دانشنامه آزاد پارسی

فُقّاع
(یا: آبجو) نام نوشیدنی گازدار از جو. این نوشیدنی در زمان ظهور اسلام در بین اعراب رایج بوده است و گویا پس از آن، در شام به نوشیدنی هایی که از سایر چیزها، مانند مویز، خرما یا میوه خشک شده، می گرفتند نیز فقّاع می گفتند. در فقه امامیه، فقّاع (آبجو) نجس و نوشیدن آن حرام است؛ هرچند مست کننده هم نباشد؛ از این رو در معنای فقّاع و به تبع آن در صورت توسعۀ معنای آن، در حرمت و نجاست آن در غیر مورد جو نیز اختلاف است. دسته ای از فقها، حرمت و نجاست شراب جو را منوط به جوشیدن آن کرده اند. نشستن بر سفره ای که در آن فقّاع می نوشند، حرام است. بر نوشندۀ فقّاع، در صورتی که بالغ، عاقل، مختار و عالم به حکم و موضوع باشد، ۸۰ تازیانه به عنوان حد می زنند. از جو دو نوع شراب دیگر نیز می گیرند که مست کننده است: یکی مزر و دیگری بیره نام دارد که بیره از جوی تخمیرشده گرفته می شود. این دو نیز در حرمت و نجاست مانند فقّاع هستند و حتی اگر مست کننده هم نباشند، به جهت اطلاق فقّاع بر آن حکم فقّاع را دارند.

ارتباط محتوایی با فقاع

فقاع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بابامیر
آبجو(مُسکِر)
محمد فتحی
مایع مست کننده مانند "شراب" ، "الکل" و...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فقاع یعنی چه؟   • معنی استحاله چیست؟   • غائط   • انتقال چیست   • عرق شتر نجاست خوار چیست   • مطهرات انتقال   • غائب شدن مسلمان   • غائب شدن مسلمان چیست   • معنی فقاع   • مفهوم فقاع   • تعریف فقاع   • معرفی فقاع   • فقاع چیست   • فقاع یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی فقاع
کلمه : فقاع
اشتباه تایپی : trhu
عکس فقاع : در گوگل

آیا معنی فقاع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران