برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

فردی

/fardi/

مترادف فردی: اختصاصی، انفرادی، خصوصی، شخصی

متضاد فردی: جمعی

برابر پارسی: کسی، یکایی

معنی فردی در لغت نامه دهخدا

فردی. [ ف َ ] (حامص )انفراد. تنهایی. بی انبازی. یگانه بودن :
اگر با بخت نرماده قرینند این خدادوران
تو چون دوران به فردی ساز کآخر فرد دورانی.
خاقانی.
|| (ص نسبی ) منسوب به فرد. انفرادی. رجوع به فرد شود.

فردی. [ ف َ ] (اِ) طومار. || فهرست. (ناظم الاطباء).

فردی. [ ف َ دا ] (ع ق ) یکان یکان : جأوا فردی ؛ آمدند یکان یکان. (منتهی الارب ). واحداً بعد واحد. (از اقرب الموارد).

معنی فردی به فارسی

فردی
یکان یکان
شیرازی . نامش صفربیک و مردی سیاح درویش منش و قلندر مشرب بوده است .
[individualization] [جامعه شناسی] وضعیتی که نتیجۀ فرایند فردی کردن است
[individualized] [جامعه شناسی] ویژگی گروه اجتماعی یا پدیده ای که در آن فرایند فردی کردن رخ داده است
[individualization] [جامعه شناسی] وضعیتی که نتیجۀ فرایند فردی شدن است
[individualization] [جامعه شناسی] فرایندی که در آن افراد جامعه با مرزهایی مشخص از یکدیگر متمایز می شوند و هریک حقوق و مسئولیت های خود را می یابد
[individualized] [جامعه شناسی] ویژگی جامعه یا پدیده ای که فرایند فردی شدن را طی کرده است
دهی است از دهستان منگره بخش الوار گرم سیری شهرستان خرم آباد .
[individualization] [جامعه شناسی] فرایندی که در آن تلاش می شود اعضای گروهی اجتماعی با مرزهایی مشخص و در قالب افراد از یکدیگر متمایز شوند و هریک حقوق و مزایای خود را داشته باشد
[individualized educational plan] [شنوایی شناسی] برنامۀ اجباری دولت برای آموزش کودکان توان خواه باتوجه به ویژگی های فردی آنها اختـ . باف IEP
[interpersonal determinant] [اعتیاد] هریک از عوامل تسریع کنندۀ بازگشت که مستلزم حضور فرد دیگر است و شامل تعارض بینِ فردی مس ...

فردی در جدول کلمات

فردی که جهت توبه خود را به ستون مسجد النبی بست
ابوالبابه
برخلاف عادت یا برخلاف فردی عمل کردن
رغم
به فردی خطاب می شود که در مسابقه های تیمش بیشترین گل زده را در بین سایر بازیکنان تمامی تیمهای شرکت کننده داشته باشد
اقای گل
کنایه از فردی است که دارای قد کوتاه و ترکیب زیبایی در اندام و صورت خود داشته باشد
ریزنقش
از استخوانهای فردی جمجمه
وتدی

معنی فردی به انگلیسی

single (صفت)
مجرد ، تنها ، عزب ، فردی ، تک ، فرد ، واحد ، منفرد ، انفرادی ، تک و توک ، یک نفری ، یک لا ، یک رشته
sole (صفت)
تنها ، منحصر بفرد ، فردی ، یگانه
individual (صفت)
منحصر بفرد ، فردی ، تک ، متعلق بفرد

معنی کلمه فردی به عربی

فردی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پنج شب درکنار فردی 5   • پنج شب درکنار فردی 3   • پنج شب درکنار فردی 1   • دانلود بازی پنج شب درکنار فردی 5   • پنج شب درکنار فردی 4   • دانلود بازی پنج شب درکنار فردی 4   • پنج شب درکنار فردی 2   • کارتون فردی   • معنی فردی   • مفهوم فردی   • تعریف فردی   • معرفی فردی   • فردی چیست   • فردی یعنی چی   • فردی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فردی

کلمه : فردی
اشتباه تایپی : tvnd
آوا : fardi
نقش : صفت
عکس فردی : در گوگل

آیا معنی فردی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )