برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1406 100 1

غزال

/qazAl/

مترادف غزال: آهو، جیران

برابر پارسی: آهو، آهوبره

معنی اسم غزال

اسم: غزال
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: qazāl) (عربی) نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه، (در قدیم) (به مجاز) معشوقه ی زیبا - نوعی آهوی ظریف اندام با چشمان درشت سیاه

معنی غزال در لغت نامه دهخدا

غزال. [ غ َ ] (ع اِ) آهوبره که در حرکت و رفتار آمده باشد. یا آهوبره ٔ نوزاده تا که نیک دونده گردد. ج ، غِزلَة، غِزلان. (منتهی الارب ) (آنندراج ) . فارسیان آهو استعمال کنند. (از آنندراج ). آهوبره. (غیاث اللغات ). آهوبره چون در حرکت آید. (بحر الجواهر). آهوبره و مؤنث آن غزالة. (مهذب الاسماء). آهوی ماده است وی را شاخ نبود.بسیار زیرک و باهوش و تندرو و مستقیم الاقدام است. (قاموس کتاب مقدس ). ظبی. (اقرب الموارد). دُرقَس رجوع به آهو شود. حکیم در تحفه آرد: غزال را به فارسی آهو و به ترکی جیران نامند وبچه ٔ آن را تا 6 ماه طلی و از 6ماه تا سه سال خشف ، و تا 6 سال را ظبی گویند.در آخر دوم گرم و خشک ، و از سایر گوشتهای شکار اقرب به مزاج انسان است و موافق مرطوبین و مبرودین و سریعالهضم و مجفف و قلیل الغذاء میباشد و جهت خفقان و یرقان و فالج و امراض بارده نافع است. و طلای خون آن موجب درازی موی و نشستن بر روی پوست آن جهت گریختن هوام ، و تعلیقش جهت سپرز نافع، و گوشت آن مصدع و کباب آن مورث قولنج است و مصلحش ترشیها و سکنجبین میباشد وسرگین وی بسیار جالی و طلای مطبوخ آن در سرکه جهت اورام بلغمی و تهیج مفید است. و آهوی چین که مشک از آن به هم میرسد، بسیار سیاه و در پشت آن خط سفیدی و شاخ منحنی است و این شاخ به قدری دراز است که به دنباله ٔ وی میرسد و آن گرمتر و خشکتر از سایر اصناف آهو است. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و داود ضریر انطاکی گوید: غزال نام جانوری بری است و این اسم عرفاً به همه ٔ انواع آن اطلاق میشود ولی در حقیقت نام نوع بزرگ سال آن است. غزال عموماً طبیعت نافری دارد و کمتر اهلی میشود. (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ج 1ص 252) :
مر باز جهان را به تن تذروی
مر یوز طمع را به دل غزالی.
ناصرخسرو.
از دور تیغ خسرو چون سبزه وش نمودی
گستاخ پیش رفتی هم گور و هم غزالش.
خاقانی.
تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد
چرا غزال قناعت نمیکنی تسخیر.
خاقانی.
جلوه گر از حجله ٔ گلها شمال
گل شکر از شاخ گیاهان غزال.
نظامی.
چو آهو زین غزالان سیر گشتی
گرفتار کدامین شیر گشتی.
نظامی.
پیرسگانی که چو شیران چرند
گر ...

معنی غزال به فارسی

غزال
( دریای غزال بحر ال غزال ) یکی از شعب نیل ابیض است که بر ساحل چپ آن قرار دارد .
آهو، آهوبره، ریسنده، ریسمان تاب، موتاب، ریسمان فروش
( صفت ) ۱ - ریسمان تاب ریسمان باف ریسمان فروش جمع : غزالون غزالین .
یکی از شعب نیل ابیض است که بر ساحل چپ آن قرار دارد
[Procapra gutturosa] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوج سُم سانان که پشت آن قهوه ای تیره است و لکه ای صنوبری شکل و سفید بر روی کفل دارد و رنگ قهوه ای و سفید آن به تدریج در نواحی زیرین بدن روشن تر می شود
[Gazella dama] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوج سُم سانان با جثۀ بزرگ که بخش اعظم بدن آن قهوه ای مایل به قرمز و صورت و کفل و قسمت زیرین بدن آن سفید است و لکه ای سفید بر روی گلو دارد
اول چاشتگاه
( اسم ) آهوی ختن را گویند که جنس نر آن در فاصله میان ناف و آلت تناسلیش کیسه ای دارد بطول ۵ تا ۷ سانتیمتر و بارتفاع ۳ سانتیمتر که در آن از ترشحات خوشبویی بنام مشک جمع میشود . در وسط کیسه دو سوراخ است که پس از پرشدن کیسه از آن سوراخها مشک خارج میشود . صید آهوی حتن جهت بدست آوردن همین مشک و استفاده از گوشت و پوست آن است آهوی ختن ختایی آهوی خطایی آهوی ختن .
آهوی مشکین آهوی مشک آهوی ختن
[Gazella subgutturosa] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوج سُم سانان با بدن قهوه ای روشن که به سمت شکم تیره تر می شود و نواحی زیرین بدن آن سفید و دم آن سیاه است
( صفت ) آنکه چشم وی بچشم غزال ماند .
[ ...

معنی غزال در فرهنگ معین

غزال
(غَ زّ) [ ع . ] (ص .) ریسمان تاب ، ریسمان - باف ، ریسمان فروش ، ج . غزالون ، غزالین .
(غَ) [ ع . ] (اِ.)۱ - آهو. ۲ - کنایه از: معشوق ، زیبارو.

معنی غزال در فرهنگ فارسی عمید

غزال
۱. [جمع: غِزلان] (زیست شناسی) نوعی آهو با پاهای باریک، موی کوتاه، و چشمان درشت.
۲. [قدیمی، مجاز] معشوقۀ زیبا، زن یا دختر زیبا: غزالی مست شمشیری گرفته / به جای آهُویی شیری گرفته (نظامی۲: ۱۷۰)، شعر نظامی شکر افشان شده/ ورد غزالان غزل خوان شده (نظامی۱: ۳۴).
۳. (موسیقی) [قدیمی] از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
ویژگی آن که چشمان زیبا مانند چشم غزال دارد.

غزال در دانشنامه آزاد پارسی

غَزال (gazelle)
غَزال
غَزال
غَزال
غَزال
غَزال
هر یک از چندین گونه آهو، با بدنی ظریف و کوچک. این جانوران تندروند و در دشت های باز افریقا و جنوب آسیا یافت می شوند. این جانوران در گونه های جنس Gazella قرار دارند. در ایران، از جنس Gazella یک گونه زندگی می کند که در خانوادۀ گاو رده بندی شده، و به آهوی Gazella subgutturosa موسوم است. این جانور تقریباً در همۀ دشت ها و جلگه ها، به استثنای کویر، پراکنش دارد. مادۀ آن بی شاخ است، ولی شاخ آهوی نر ممکن است به ۴۵ سانتی متر برسد. این جانور سریع می دود و سرعتش به ۷۰ کیلومتر در ساعت می رسد.

غزال در جدول کلمات

غزال
اهو
غزال و آهو
مارال
غزال و مارال
اهو
از غزال خوشتر است
رم

معنی غزال به انگلیسی

gazelle (اسم)
بز کوهی ، اهوی کوهی ، غزال
seller of cotton yarn (اسم)
غزال

معنی کلمه غزال به عربی

غزال
غزالة

غزال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
این واژه از اساس پارسى و پهلوى ست و تازیان (اربان) آن را از واژه پهلوىِ کَژال Kajal برداشته معرب نموده و ساخته اند : الغزال .. از آنجا که غزال و آهو نمادى از زنان و دختران است .. تازیان(اربان) این واژه را بر وزن فعال تصور کرده و ریشه ٣حرفى غ.ز.ل را از
آن بیرون کشیده و ساخته اند: غَزَلَ یغزل (عشق بازى کردن با زنان) ، غازل ، مغزول مغازل مغزِل مغزِلة ، غزل (شعر عاشقانه) ، غزلیات ، غزول ، غوازل ، مغازلة ، إغزال ، مُغزِل ، إغتزال ، مغتزل ، تغازل ، تغزّل ، متغزّل ، متغازل ، مِغزال و ...!!!!!!!! همتاى دیگر پارسى
آن این است: آسیک Asik (کردى: کژال ، آهو ، گوزن) ، شوکا Shoka (پارسى: آهوى ایرانى ، کژال ایرانى) ، تیبا Tiba (پهلوى: آهو ، کژال- تازیان این واژه را برداشته معرب نموده و ظبی-الظبی میگویند!!!) آهو Ahu (پهلوى: آهوک)
غزال
شعاع آفتاب - نوعی آهوی ظریف اندام با چشمان درشت سیاه - چشم معشوق
غزال
استعاره از معشوق در غزلیات حافظ
آهو
313
جیران
رقی
غزال به معنی معشوقه زیبا رو هستش.من عاشق این اسم هستم.
مجتبی عیوض صحرا
اسم دخترانه-واژه مشتق فارسی با ریشه ترکی
گوز: واژه ترکی-Gaze برگرفته شده از ترکی است!-چشم،عضو بینایی،نگاه،دیده،نظر-
با دقت و حیرت انگیز نگاه کردن،خیره شدن،زُل زدن،بِربِر نگاه کردن،چشم دوختن،میخکوب شدن!

ال: 1. پسوند ابزار(افزار)،پسوند قدرت،نیرو دهنده و شارژ کننده 2. پسوند فاعلی و انجام دهندگی 3. پسوند شاخص و برتری دهنده
مثل: 1. چنگال،گودال،زغال،نیرال 2. غربال،دَنگال،میترال(دریچه دولختی قلب) 3. غزال،تُفال،چاقال! و...

برای همین هست که میگن چشمِ آهو درشت یا زیبا هست یا طرف چشمِ آهو داره!

معنی: آهو،جِیران(ترکی)-عاشق،واله،شیدا،پاکباز،دلباخته،دلداده-
دلاویز،دلرُبا،دلبند،دلنشین،دلچسب،دلنواز-تو دل برو،خواستنی،دوست داشتنی،گوگولی!
غزال
اسم منم غزال هست. یعنی آهوی تیز پا و زیبا یا همون بچه آهو.
پارسا
دوستان در اصل در زبان پارسی غزال به معنای بافنده است! در اصل اهو به معنای کژال است.
اوین
این اسم شکل تغییر یافته کژال است که کوردی است و ریشه عربی یا ترکی ندارد این اسم یعنی غزال عربی شده کژال است
وریا صادقی
غزال به معنای آهو .سیر .بِدِه و بستان این لغت در بین زبان ها: اصل این لغت از کژال که ریشه کردی دارد و به معنای آهوی سیاه چشم و زیبا است.این لغت وارد زبان عربی شده و لفظ غزال و غزالة (تاء مونت است) را گرفته و از عربی هم به زبان فارسی راه یافته و در زبان انگلیسی هم gazelle تلفظ می شود .همه زبان ها با هم ارتباط دارند و در طول تاریخ لغات را رد و بدل کرده اند.
رقیه
معشوقه زیبا رو __من عاشق این اسم هستم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیلم غزال   • غزال گرمسیری   • معنی غزال   • نام دیگر غزال   • غزال قطار   • غزال شاخباریک   • غزال عربستانی   • غزال در جدول   • مفهوم غزال   • تعریف غزال   • معرفی غزال   • غزال چیست   • غزال یعنی چی   • غزال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی غزال
کلمه : غزال
اشتباه تایپی : ychg
آوا : qazAl
نقش : اسم
عکس غزال : در گوگل

آیا معنی غزال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )