برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1474 100 1

عکس

/'aks/

مترادف عکس: پرتره، تصویر، تمثال، شمایل، نقش، خلاف، ضد، مخالف، نقیض، وارو، وارونه

برابر پارسی: فرتور، نگاره، رُخش، رخش، فَرتور

معنی عکس در لغت نامه دهخدا

عکس. [ ع َ ] (ع مص ) باشگونه کردن و گردانیدن لفظ و سخن و جز آن. (از منتهی الارب ).بازگونه کردن. (دهار). واشگونه کردن. (المصادر زوزنی ). مقلوب کردن سخن. (از اقرب الموارد). باشگونه کردن. (حدائق السحر وطواط). || آخر چیزی را در اول آن آوردن ، و بجای یکدیگر گردانیدن اجزای چیزی را. (از منتهی الارب ). بازگرداندن آخر شی ٔ به اول آن. (از تاج المصادر بیهقی ). (دهار) (از اقرب الموارد). و آن جمله است عکس «بلیة» در قبر، زیرا عرب در جاهلیت ، بلیه و شتر را به صورت معکوس بر قبر صاحب خود می بستند تا بمیرد. (از اقرب الموارد). || بازداشتن ستور. || کشیدن عنان اسب را بسوی خود تا برگردد. (از منتهی الارب ). کشیدن سردابه را بسوی خود تا به عقب برگردد. (از اقرب الموارد). || مهار شتر بر دست او بستن تا رام گردد. (از منتهی الارب ). دست شتر واکردن بستن. (المصادر زوزنی ). بینی شتر با دست وی بستن تا رام شود. (تاج المصادر بیهقی ). ریسمان بستن در «خطم » شتر تا «رسغ» دو دست او تا رام شود. (از اقرب الموارد). || شیر ریختن در خوردنی. (منتهی الارب ). شیر بر خوردنی ریختن. (تاج المصادر بیهقی ). «عکیس » را بر طعام ریختن. (از اقرب الموارد). || چیزی را بسوی زمین کشیدن و آن را به شدت فشار آوردن و به زمین زدن. || خم کردن و بازگرداندن سر شتر را. || بازگرداندن کاری را بر کسی. || منصرف کردن کسی را از کار خود. (از اقرب الموارد). || تافتن. تابیدن ؛ عکس شعاع آفتاب. (فرهنگ فارسی معین ).

عکس. [ ع َ ] (ع اِ) آنچه در آب و آینه و امثال آن از اشیاء پیدا میشود. (غیاث اللغات ). عکس شاخص در آینه و جز آن ، آنچه را که منطبع میشود در آن بطور باژگونه. ج ، عُکوس. (ناظم الاطباء). تصویری که از شی ٔ یا شخص در آب و آیینه و جز آن پیدا شود. (فرهنگ فارسی معین ). ناهمتا. (دستوراللغة). خیال که در چشم یا در آب و آیینه افتد از شی ٔ خارجی ، و فرتور یعنی عکس نور و روشنائی آب و آیینه و امثال آن.(یادداشت مرحوم دهخدا). فرتور و شبحی که از شاخص درآب و آیینه و جز آن پیدا و ظاهر میشود. (از ناظم الاطباء). اطلاق عکس بر دو معنی آید، گاهی مراد آن می باشد که شبح و لون چیزی در چیزی دیگر که مقابل وی به منزله ٔ مرآة باشد افتاده بود، و گاه مقصود آن میگردد که شبح و لون چیزی از تحت چیزی دیگر که شفاف یا رقی ...

معنی عکس به فارسی

عکس
برگرداندن، باژگونه کردن، وارون کردن، صورت شخص یاشی ئ یامنظرهای که بادستگاه مخصوص عکاسی گرفته شود
۱ - برگرداندن وارونه کردن . ۲ - تافتن تابیدن : عکس شعاع آفتاب ۳ - تصویری که از شئ یا شخص در آب و آیینه و جز آن پیدا شود . ۴ - صورت شئ یا شخص یا منظره ای که با دستگاه عکاسی برداشته شود ۵ - پوشاندن حاشیه باطرحهای خفیف گلها و جانوران . ۶ - هر قضیه ای که محمول و موضوعش متعین باشد چون محمول را موضوع کنیم وموضوع را محمول آن را عکس خوانند و چون مقابل موضوع بعدول موضوع کنیم و مقابل محمول بعدول محمول آن را مقابل خوانند و چون مقابل ها را منعکس کنیم آن را عکس خوانند . یا عکس مستوی . آنست که عین موضوع را محمول کنیم و عین محمول را موضوع کنیم چنان که در قضیه انسان ناطق است گوییم ناطق انسان است و شرط است در بقائ صدق و کیف یعنی اگر اصل صادق باشد باید عکس آن هم صادق باشد و اگر اصل موجبه باشد باید عکسش هم موجبه باشد چنان که در قضیه هر انسانی حیوان است که عکس آن قضیه جزئیه موجبه است ( بعضی حیوان ها انسانند ) یا عکس نقیض . آن بود که نقیض جزئ دوم را اول ( نقیض محمول ) و عین جزئ اول را محمول جزئ دوم قرار دهیم با شرط بقائ صدق و مخالفت در کیف ( بعضی گویند : در عکس نقیض نقیض هر یک از موضوع و محمول را بجای هم قرار دهیم ) مثال اول : انسان حیوان است . و حیوان انسان است . مثال دوم : انسان حیوان است و بعض لا حیوان لا انسان است . یا عکس و طرد . یکی از صنایع شعری و آن چنانست که در یک مصرع یا نیم مصراع الفاظ مصراع یا نیم مصراع قبل را قلب کرده مکرر سازند : در چهره تو دیدم لطفی که می شنیدم لطفی که می شنیدم در چهره تو دیدم . ( میرزا غازی ترخان وقاری ) باده چه کنی پنهان پنهان چه کنی باده ? و از جمله آنست که در کلامی کلمه به کلمه از آخر بگیرند و بر عکس ترتیب بخوانند و آن بر دو نوعست : یکی آن که از ترتیب عکس همان کلام حاصل شود : درمی داری و داری کرمی کرمی داری و داری درمی . دوم از ترتیب عکس بیت دیگر حاصل شود : باحسان تویی حاتم برفعت تویی کسری بفرمان توی آصف ببرهان تویی عیسی . ( سلمان ساوجی ) چون عکس کنیم این بیت باختلاف وزن حاصل شود : عیسی تویی ببرهان آصف تویی بفرمان کسری تویی برفعت حاتم تویی باحسان . و این را مسکون معکوس نیز گویند .
آنچه در آب ...

معنی عکس در فرهنگ معین

عکس
(عَ کْ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) برگرداندن ، وارونه کردن . ۲ - تابیدن . ۳ - (اِ.) تصویر انسان یا هر چیز دیگری که توسط دوربین عکاسی گرفته می شود.
(عَ سُ لْ عَ مَ) [ ع . ] (اِمر.) واکنش .

معنی عکس در فرهنگ فارسی عمید

عکس
۱. برگرداندن، باژگونه کردن، وارون کردن.
۲. (اسم) صورت شخص، شیء، یا منظره ای که با دستگاه مخصوص عکاسی گرفته می شود.
* عکس وطرد: (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر کلماتی را که در یک مصراع یا نیم مصراع آورده در مصراع یا نیم مصراع دیگر قلب و مکرر کند، مانند این شعر: در چهرۀ تو دیدم لطفی که می شنیدم / لطفی که می شنیدم در چهرۀ تو دیدم.
واکنش، کار یا حرکتی که کسی در برابر کار یا حرکت کس دیگر انجام می دهد.
عکس برداشتن، جهت تصویربرداری، فیلم عکاسی، فتوگرافی.

عکس در دانشنامه اسلامی

عکس
به تصویر ایجاد شده به وسیله دوربین عکاسی عَکس می گویند.
عنوان یاد شده به مناسبت در کلمات معاصران در باب صلات و نیز مسائل مستحدثه و استفتائات آمده است. به قول مشهور، نماز گزاردن در برابر عکس و تصویر جانداران مکروه است. با پوشیده بودن روی آن کراهت رفع می شود. برخی قدما کراهت را به مجسمه اختصاص داده اند. ← عکس گرفتن مرد از زن نامحرمعکس گرفتن مرد از زن نامحرم حرام نیست، مگر آنکه مستلزم کار حرامی باشد، مانند لمس کردن بدن او و یا نگاه کردن به موها یا جاهایی از بدن زن که نگاه کردن به آنها جایز نیست. ← نگاه کردن به عکس نامحرمبه تصریح بسیاری از معاصران، نگاه کردن به عکس نامحرم حکم نگاه کردن به او را ندارد. بنابر این، نگاه کردن به بدن نامحرم از روی عکس بدون قصد لذت در صورت عدم ترتب مفسده بر آن، بدون اشکال است، مگر آنکه صاحب عکس را بشناسد. البته اگر صاحب عکس تقیدی به حجاب شرعی نداشته باشد، نگاه کردن به عکس بی حجاب او که به طور متعارف آن مواضع را از نامحرم نمی پوشاند، حتی در صورت شناخته بودنش جایز است. استفاده ازعکسهای مبتذل وفسادانگیز، به هر نحو، و نیز پخش، ترویج و خرید و فروش آنها جایز نیست. ← عکس گرفتنعکس گرفتن حکم نقاشی را ندارد. بنابر این، عکس گرفتن از جانداران؛ اعم از انسان و حیوان اشکال ندارد. برخی معاصران عکس گرفتن از چهره را مکروه دانسته اند. عکس گرفتن با دوربین عکاسی و نیز فیلم برداری در حال احرام جایز است و جزء محرمات احرام به شمار نمی رود.
عکس ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • عکس (علوم قرآنی)، به معنای جابه جایی اجزای فراز قبلی عبارت در فراز بعدی و دارای کاربرد در علوم قرآنی• عکس (فقه)، به معنای تصویر ایجاد شده به وسیله دوربین عکاسی و دارای کاربرد فقهی• عکس (منطق)، از اصطلاحات علم منطق، دارای دو زیرمجموعه عکس مستوی و عکس نقیض
...
عکس به جابه جایی اجزای فراز قبلی عبارت در فراز بعدی اطلاق می شود. ...


عکس در دانشنامه ویکی پدیا

عکس
عکس یا فرتور نوعی تصویر است که بر اثر تابش نور بر یک سطح حساس به نور (معمولاً فیلم عکاسی یا یک تصویرساز الکترونیکی مانند دستگاه جفت کننده بار یا تراشهٔ سیموس (به انگلیسی: CMOS) به دست می آید. بیشتر فرتورها با استفاده از دوربین آنالوگ گرفته می شوند. دوربین آنالوگ از لنز برای واضح سازی طول موج های مرئیِ نور در بازتولیدی که برای چشمان انسان رؤیت پذیر باشد استفاده می کند. فرایند ساخت فرتور را عکاسی می گویند. نخستین فرتور در سال ۱۸۲۶ یا ۱۸۲۷ میلادی به دست ژوزف نیسه فور نیپس ثبت شد
ژوزف نیسه فور نیپس
تاریخ عکاسی در ایران
عکاسی
عکسبرداری
چاپ عکس سیاه و سفید
تصویر
عکاسی دیجیتال
اکسیف تول، برنامه نمایش و ویرایش فراداده های عکس ها (متا دیتا)
جان هرشل
عکاسی دیجیتالی
عکس نوعی تصویر است که بر اثر تابش نور بر یک سطح حساس به نور تشکیل می شود.
عکس (منطق)
نگاره
عکس (ترانه اد شیرن)
عکس همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
«عکس» (به انگلیسی: Photograph) تک آهنگی از هنرمند اهل بریتانیا اد شیرن است که در سال ۲۰۱۵ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم ضرب (آلبوم اد شیرن) قرار داشت.
این تک آهنگ در چارت های استرالیا، و دانمارک جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
عکس (به هندی: Aks) فیلمی محصول سال ۲۰۰۱ و به کارگردانی راکیش امپراکاش مهرا است. در این فیلم بازیگرانی همچون آمیتاب باچان، راوینا تاندون، مانوج باجپایی، ناندیتا داس، تانوی عظمی، وراجش هیجری، آمل پالکار ایفای نقش کرده اند.
۱۳ ژوئیه ۲۰۰۱ (۲۰۰۱-07-۱۳)
عکس د ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عکس در دانشنامه آزاد پارسی

عکس (اخترشناسی)
رجوع شود به:رجعت (اخترشناسی)

ارتباط محتوایی با عکس

عکس در جدول کلمات

عکس
تصویر
عکس العمل
واکنش
عکس پرسنلی
نیمرخ
عکس نصف صورت
نیمرخ
بر عکس و معکوس
وارون
پیرایش عکس روی فیلم
رتوش
تهیه عکس برای استفاده در رایانه
اسکن
واحد شمارش عکس | شعر | فرش | زمین
قطعه
آن که عکس تو بنمود راست
ایینه

معنی عکس به انگلیسی

shot (اسم)
تیر ، گلوله ، پرتابه ، گیلاس ، عکس ، جرعه ، تزریق ، منظره فیلمبرداری شده ، یک گیلاس مشروب ، ضربت توپ بازی
picture (اسم)
وصف ، صورت ، رسم ، سینما ، تصور ، تصویر ، عکس ، تمثال ، منظره ، نگار
echo (اسم)
طنین صدا ، طنین ، پژواک ، انعکاس صدا ، عکس ، توف
photo (اسم)
عکس ، عکس برداشتن از
photograph (اسم)
عکس ، عکس برداشتن از
vignette (اسم)
شکل ، تصویر ، عکس
picto- (پیشوند)
تصویر ، عکس

معنی کلمه عکس به عربی

عکس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین
(= تصویر) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ناتیا (سنسکریت: ناتیَ)
آلیگ (سنسکریت: آلیکْه)
یوسف
تصویری است که روی مواد مات به وسیله ترسیم، نقاشی، عکسبرداری یا دیگر فنون هنر گرافیک به وجود می آید.
نیوشا
تصویر
بهرام آیریا
پَرتوره. از پرتو و بازتاب می آید.
فر کیانی
لغت پهلویک ākasī که در اوستایی ā-kas (ā=به-بر-سوی-بیش kas=نور) در پارتی میانه *آگس ‘gs خوانده میشده به مانای جلوه، ظهور و بیناب apparent visible است که امروز اکس aks خوانده میشود و ارب آنرا عکس نوشته و لغت عکاس (=اکسکار-اکسگر) را از آن جعل کرده است. دانستنی است لغت اربیشده ی معکوس از این ریشه نیست بلکه از لغت اسک به مانای وارونه ساخته شده و همچنین واژگان اکش akSi अक्षि در سنسکریت و **اَخش axš در اوستایی به مانای چشم هستند.
عکاسی= اکس گری
عکاس=اکس کار
کارگاه عکاسی=اکس خانه
پیرسها(منابع)‌:
Nyberg Pahlavi Dictionary*
**فرهنگ واژگان اوستایی: شادروان احسان بهرامی-فریدون جُنیدی
همتای دیگر اکس نیز واژه ی فرتور می باشد!
محمدحسین بهاری
پرتور
بهین واژه است در جای عکس.
با سپاس از مهربان فرکیانی که به درستی نوشته‌اند. و بسیار واژگان داریم این‌گونه.
آن‌گه بهتر است واژه‌ای به کار بندیم که هیچ نشان از تازیان (ارب‌ها) در آن نباشد.
علی باقری
عکس : ریشه ی واژه ی عکس به اخش بر می گردد . اخش را لغت اوستایی پتخش pitaxš می بینیم . لغت پتخش از دو بخش: پیتا=شاه / اخش=چشم تشکیل شده که امروزه آنرا بیدخش-بدخش میخوانند (همریشه با نام سرزمین بدخشان تاجیکستان) به معنای صدراعظم بنا بر این اخش همانستکه که امروزه به شکل عکس=تصویر به کار میرود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس زن   • عکس زیبا   • عکس س   • عکس منظره   • عکس جالب   • عکس دختر   • عکس طبیعت   • عکس جدید   • معنی عکس   • مفهوم عکس   • تعریف عکس   • معرفی عکس   • عکس چیست   • عکس یعنی چی   • عکس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عکس
کلمه : عکس
اشتباه تایپی : u;s
آوا : 'aks
نقش : اسم
عکس عکس : در گوگل

آیا معنی عکس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران