برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

عمامه

/'ammAme/

مترادف عمامه: دستار، عصابه، مندیل

برابر پارسی: دستار

معنی عمامه در لغت نامه دهخدا

عمامة. [ع ِ م َ ] (ع اِ) زره خود که در زیر قلنسوه پوشند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مِغفَر. (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || خود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بَیضة و خود. (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || دستار سر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از پوششهای سر، و مشهور است. (از لسان العرب ). آنچه بر سر پیچند. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). دستار. (دهار). سرپایان. مندیل. دولبند. نَصیف. صَوقَعة. ج ، عَمائم ، عِمام. عمامه دارای رنگهای مختلفی است ، از قبیل سیاه و سفید و سبز و شیرشکری و غیره که هر کدام اختصاص به طبقه ای معین دارد. و معمولاً در زبان فارسی «عمامه » را بر دستار روحانیون اطلاق کنند. و بستن آن نیز بطورصحیح ، فنی بود و اشخاصی بودند که حرفه ٔ آنها عمامه پیچی بود و از این راه ارتزاق میکردند. کلمه ٔ عمامه را در این معنی فارسی زبانان عَمّامه تلفظ کنند : از شوش جامه و عمامه ٔ خز خیزد. (حدودالعالم ).
بستد عمامه های خز سبز ضیمران
بشکست حقه های زر و در میوه دار.
منوچهری.
قبای سقلاطون بغدادی بود سپیدی سپیدسخت خرد نقش پیدا و عمامه ٔ قصب بزرگ. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 150). سلطان محمود گفت : مردی کافی است ، امابالا و عمامه ٔ او را دوست ندارم. (تاریخ بیهقی ص 373). این عمامه که دست بسته ٔ ماست باید به این بستگی به دست ناصردین آید و وی بر سر نهد. (تاریخ بیهقی ص 377).
مرا بر سرعمامه ٔ خز ادکن
بزد دست زمان خوش خوش به صابون.
ناصرخسرو.
بزرگ نیست و نه دانا بنزد او مگر آنک
عمامه ٔ قصب و اسب و سیم و زر دارد.
ناصرخسرو.
بر این بلند منبر از بهر قال و قیل
از بهر قیل و قال و عمامه وردا شده ست.
ناصرخسرو.
گر بعمامه کسی سروریی یافته ست
پس شه مرغان سزد هدهد رنگین سلب.
اثیر اخسیکتی.
گر عمامه دیگری بندد رواست
لیکن استنجا به دست خود کنند.
خاقانی.
اطلس برنگ آتش و اصل عمامه از نی
ابرش چو باد نیسان ، تندی بسان تندر. ...

معنی عمامه به فارسی

عمامه
دستار، شال که دورسرببندند
( اسم ) پارچه ای دراز که دور سر پیچند دستار جمع : عمائم ( عمایم ) .
نخ گروهه نخی که آنرا گرد چیزی بشکل عمامه بپیچند باشند .

معنی عمامه در فرهنگ معین

عمامه
(عِ مِ) [ ع . عمامة ] (اِ.) دستار، پارچه ای دراز که دور سر پیچند.

معنی عمامه در فرهنگ فارسی عمید

عمامه
شالی که دور سر می بندند، دستار.

عمامه در دانشنامه اسلامی

عمامه
عِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می پیچند.
از احکام مرتبط با آن در باب های طهارت ، صلات ، جهاد ، ظهار و ارث سخن گفته اند.
بر سرنهادن
بر سر نهادن عمامه در آغاز سفر ؛ هنگام رفتن پی حاجت، برای نماز جمعه و نماز عید ، بر خطیب نماز جمعه و عید و هنگام خروج از حمام ، مستحب است. آیا بر سر نهادن عمامه به طور مطلق در هر حال نیز استحباب دارد یا نه؟ جمعی قائل به استحباب آن شده اند.
← حکم بر سر نهادن عمامه
در برخی روایات، تحنّک (تحت الحنک قرار دادن) برای عمامه وارد شده است. در مقابل، در روایات متعددی، اسدال (رها کردن یک طرف عمامه بر سینه و طرف دیگر آن بر پشت یا میان دو کتف و یا رها کردن یک طرف آن) آمده است. در بعضی روایات اندازه طرفی که به پشت رها می شود مقدار چهار انگشت ذکر شده است.
← تعریف تحنّک
...
عمامه
عِمَامَه یا عَمّامِه پارچه ای که روحانیان شیعه، روی سر می گذارند. این پوشش از لباس های قدیمی مردان به شمار می رود. امروزه لباس شاخص روحانیت شیعه، عمامه است که به دو رنگ مشکی برای سادات و سفید برای غیر سادات به دور سر بسته می شود.
آن گونه که از متون و اشعار کهن فارسی برمی آید، عمامه و دستار، جزو لباس های قدیمی ایرانیان بوده، به ویژه برای صاحب منصبان و علما. عمامه معمولا از پارچه ای اعیانی، رنگین و طرح دار تهیه می شده است:

عمامه در دانشنامه ویکی پدیا

عمامه
عَمّامَه یا دستار گونه ای سربند با سبک های گوناگون میان مردم خاورمیانه و شمال آفریقا و جنوب آسیاست. شخصی که عمامه بر سر دارد مُعَّمَم می گویند. در هندوستان نیز عمامه بسته می شود، و نیز در میانِ همهٔ روحانیان مسلمان در جهان گونه ای از آن بسته می شود. در سده های میانه، در جهان اسلام همهٔ مردان سعی می کردند عمامه یا دستار بر سر بگذارند؛ به طوری که نداشتنِ آن را نشانهٔ «مست بودن» «مرد نبودن» «خارجی بودن» و نابالغ و… می دانستند. پیش از اسلام، عمامه سربندِ زنان مکّه نیز بوده است. انواع عمامه به سه نوع، سفید، سیاه، و سبز تقسیم بندی می شوند
عمامه سیاه برای سادات است.
عمامه سفید برای عام است.
عمامه سبز برای علوی ها است
در تمامی زبان های از ریشه لاتین و یونانی عمامه را «توربان» (Turban) می نامند که از زبان فارسی برگرفته شده. فرهنگ دهخدا آورده: «دول بند» دستار و عمّامه را گویند که توربان متداول در فرانسه به معنی عمامه مأخوذ از کلمهٔ دولبند فارسی است. «دول بند» یا «دولبند» (Dolband) در زبان ها غربی تبدیل به توربان گشته.
در عربستان سده نهم؟ میلادی (پیش؟ از اسلام) بزرگان عرب درمراسم ویژه و جمعه ها و بازارها از جمله بازار عکاظ و ذی المجاز و… عمامه برسر می نهادند. گذشته از اشراف و بزرگان عرب، خطبا و سخنرانان نیز عمامه می بستند، و داشتن عمامه و عصا برای این دسته ضروری بود.
در بین مسلمانان در خصوص چگونگی گزینش لباس و انتخاب رنگ آن، شرایط و آداب خاص پیش بینی شده است. در برخی از روایات یا احادیث به پوشیدن برخی از لباس ها برای مردان مسلمان سفارش شده است. بزرگان دینی مسلمان نیز از آن ها بهره می گرفتند تا به عنوان سنّت پذیرفته گردند و مقبول جامعه شود. از جمله لباس هایی که در اسلام بدان سفارش شده، عمامه است. بزرگان مسلمان و علمای اسلامی و حتی مردم عادی در طول تاریخ از عمامه استفاده می کردند، اگر چه رنگ پارچه و نحوه بهره گیری از آن به حسب شرایط زمان و مکان تفاوت داشته است. در بین اهالی خراسان عمامه یک سربند رایج است که هنوز به شکل محدود بر سر گذاشته می شود. در ادبیات فارسی، امیر خسرو سروده است:
عکس عمامه


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عمامه در دانشنامه آزاد پارسی

عَمامه
(در عرف امروز عَمّامِه؛ نیز: دستار؛ مندیل) پوشش سر برای مردان؛ پارچه ای دراز و بلند که با شکلی خاص به دور سر پیچند. عمامه در میان اعراب (از دورۀ جاهلی به بعد) حکم تاج شاهان را داشته و مخصوص رؤسا و بزرگان عرب بوده است. هرگاه کسی را به ریاست برمی گزیدند بر سرش عمامۀ سرخ با تزیینات زربفت گوهرنشان، می گذاشتند و آن را تاج می نامیدند. عمامۀ اصلی پیامبر(ص) به رنگ سیاه از بُرد یمانی به نام «مرقانیه» و عمامۀ دیگرشان سفید به نام سَحاب (ابر) بود؛ ایشان زیر عمامۀ خود شب کلاه می گذاشتند. اشکال ابتدایی پوشش سر در دورۀ امویان عمامه ای پیازی شکل بود؛ احتمالاً از ابریشم آراسته بود، که با خطوط شبه کوفی (← طراز) و یک برجستگی تَه مناری در انتها تزیین می شد. عمامه های خلفای عباسی عموماً سیاه و گاه سفید، همراه با عرقچینی سفید، بود. عمامه بیشتر ویژۀ رؤسا و اعراب شهرنشین بود و صحرانشینان بدوی سر برهنه بودند یا فقط تکه پارچه ای به صورت عرقچین بر سر داشتند. جنس عمامه ها از پشم، پنبه، کتان، حریر، ابریشم، دیبا، خز، راکۀ هندی و جز آن ها و معمولاً به رنگ سیاه و سفید و گاه نیز سبز و قرمز بود. عمامۀ هر کسی موقعیت اجتماعی او را نشان می داد. خلفا، فقیهان، بقال ها، اعراب، صحراگردان، جنگجویان و دیگر طبقات هر یک عمامه ای خاص با اندازه هایی متفاوت داشتند. کیفیت پیچیدن عمامه بر سر متفاوت بود؛ گاه پارچه را فقط به دور سر می پیچند؛ گاه یک سر آن را از زیر چانه گذرانده، به سر می پیچند و سَرِ دیگر آن را به دوش می افکنند که آن را حَنَک یا تحت الحنک گویند؛ و گاه یک سر آن را از جلوی سینه و سر دیگرش را از پشت آویزان می کنند. اعرابی که می خواستند ناشناس بمانند، یا سرداران در نبردها، با آن سَرِ عمامه که جلوی سینه آویزان بود چهرۀ خود را می پوشاندند که به این کار لِثام زدن می گفتند. این رسم در دوره های بعدی نیز معمول بود. علما و فقها روی عمامۀ خود طیلسان می انداختند. عمامه را روی قلنسوه نیز می بستند. عمامه های دورۀ صفاریان بزرگ و قطور و به قول نظامی عروضی سگزی وار بود. هَری عمامه، که زردْرنگ و از نواحی هرات بود، ارزش و اعتبار زیادی داشت. علما و فقهای دورۀ سامانی و آل بویه عمامه ای بزرگ به نام عمامةالکبیره و تحت الحنک دار بر سر می گذاشتند. دامغان و نیشابور و مصر عمامه های خوبی تولید می کردند ...

عمامه در جدول کلمات

معنی عمامه به انگلیسی

headband (اسم)
شیرازه ، پیشانی بند ، عمامه ، روسری
headdress (اسم)
ارایش مو ، عمامه ، روسری زنانه ، پوشاک سر ، ارایش سر
head hugger (اسم)
عمامه
turban (اسم)
عمامه ، دستار ، کلاه عمامه مانند

عمامه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عمامه بستن   • طول پارچه عمامه   • عمامه در جدول   • عمامه نجفی   • انواع عمامه   • معنی عمامه   • عمامه چند متر است   • نام دیگر عمامه   • مفهوم عمامه   • تعریف عمامه   • معرفی عمامه   • عمامه چیست   • عمامه یعنی چی   • عمامه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عمامه

کلمه : عمامه
اشتباه تایپی : ulhli
آوا : 'ammAme
نقش : اسم
عکس عمامه : در گوگل

آیا معنی عمامه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )