برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

عفو

/'afv/

مترادف عفو: اغماض، بخشایش، چشم پوشی، گذشت، بخشودن، گذشت کردن

متضاد عفو: انتقام

برابر پارسی: بخشش، بخشودن، آمرزش، بخشایش، بخشیدن، چشم پوشی

معنی عفو در لغت نامه دهخدا

عفو. [ ع َف ْوْ ] (ع مص ) آمرزیدن و درگذشتن از گناه و عقوبت ناکردن مستحق عذاب را. (از منتهی الارب ). گذشت کردن بر کسی و ترک کردن مجازاتی را که شایسته ٔ آن است و خودداری از مؤاخذه او. (از اقرب الموارد). گناه از کسی در گذاشتن. (ترجمان القرآن جرجانی ). جرم از کسی فروگذاشتن. (المصادر زوزنی ). جرم از کسی درگذاشتن.(تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || محو کردن خداوند گناهان کسی را. || حق را ساقط کردن چنانکه گوئی آن را از کسی که بر اوست محو کنند. (از اقرب الموارد). || پاک کردن نبشته را و محو ساختن. (منتهی الارب ). || خودداری کردن از چیزی و طلب نکردن آنرا. (از اقرب الموارد). || ناگرفتن زکات را. || معروف و احسان خواستن. (منتهی الارب ). آمدن به طلب معروف و احسان. (از اقرب الموارد). نزدیک کسی شدن برای احسانی. (المصادر زوزنی ) نزدیک کسی شدن به امید احسان. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || نیکو شدن حال کسی. || فربه گردیدن. (منتهی الارب ). || بسیار شدن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). فراوان شدن و کثرت. || افزون شدن بر کسی در علم. || فراوان کردن و افزون نمودن چیزی ، و از آن است «احفوا الشوارب و اعفوا اللحی ». (از اقرب الموارد). بسیار گردانیدن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). بسیار کردن و افزونی. (دهار). || داخل نشدن چیزی که آب را تیره سازد به آن. (از اقرب الموارد). || نزدیک گرفتن شتر چراگاه را. || بسیار شدن پشم شتر و دراز گردیدن چندانکه بپوشد سرین وی را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || انبوه گردانیدن علف و جزآن را. (منتهی الارب ). || محو شدن و از بین رفتن اثر. (از اقرب الموارد). ناپیدا شدن. (المصادرزوزنی ). || ناپدید گردیدن خانه. (از منتهی الارب ). کهنه و مندرس شدن خانه. (از اقرب الموارد). عُفّو. عَفاء. و رجوع به عفو و عفاء شود. || پوشیدن باد خانه را به خاک. (از منتهی الارب ). کهنه کردن و محو کردن باد خانه را. (از اقرب الموارد). || ناپیدا کردن اثر. (المصادر زوزنی ). ناپدید گردانیدن اثر. (تاج المصادر بیهقی ) (از دهار). || ناپدید کردن باد نشان چیزی را. (منتهی الارب ). || بریدن پشم را. || ترک گفتن چیزی را. || ابتدا پیمانه کردن شوربا را برای کسی و آن را به وی رساندن. || باقی گذاشتن «عفاوة» را در انتهای دیگ. و رجوع به عفاوة شود. || پوشاندن گیاه زمین ...

معنی عفو به فارسی

عفو
بخشودن، ازگناه کسی درگذشتن، بخشایشکثیرالعفو، بسیار آمرزنده ودرگذرنده ازگناه
۱ - ( مصدر ) از گناه کسی در گذشتن بخشودن گذشت کردن . ۲ - گذشت آمرزش : خندان بدویدند و گلوشان ببریدند بی هیچ عفو جستن بی هیچ ستغفار . ( بهار ) یا عفو عمومی . بخشودن همه گناهکاران و مجرمان ( سیاسی و غیر سیاسی ) . یا رقم عفو کشیدن . از گناه کسی در گذشتن بخشودن .
ناپدید گردیدن خانه کهنه و مندرس شدن خانه
عفو اندوزنده ذخیره کننده عفو
( صفت ) آن که عفو را شعار خود قرار دهد بخشایشگر .
طلب عفو آمرزش و بخشایش خواستن
( مصدر ) از گناه کسی در گذشتن بخشودن .
آنکه عفو و گذشت او بزرگ باشد باعفو .
( صفت ) آنکه گناهکار را زود بخشد زود بخشاینده .

معنی عفو در فرهنگ معین

عفو
(عَ فْ وْ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بخشودن ، گذشت کردن . ۲ - (اِمص .) بخشایش ، گذشت .

معنی عفو در فرهنگ فارسی عمید

عفو
بخشودن، از گناه کسی درگذشتن، بخشایش.
کثیرالعفو، بسیارآمرزنده و درگذرنده از گناه.

عفو در دانشنامه اسلامی

عفو
عفو یکی از خصائص ارزشمند اخلاقی است. و به معنای گذشتن از گناه و ترک کیفر آن است و اصل و ریشه آن به معنی محو و نابودی است. . روایات بسیاری مبنی بر عفو و تشویق کردن ائمه (علیهم السلام) به این صفت کریمانه وجود دارد که نشان دهنده اهمیت و ارزش بسیار بالای آن است.
در صحنه زندگی اجتماعی بشر، کمتر کسی را می توان یافت که از عیب پاک بوده و از لغزش مصون باشد. اگر هم چنین افرادی پیدا شوند، بسیار نادرند؛ زیرا انسان همواره گرفتار کشمکش غرایز حیوانی و تمایلات عالی انسانی خویش است و هر کاری هم که از او سر می زند، فرایند نزاع این دو نیروست. پس به طور طبیعی، نمی توان انتظار داشت همه کارهای یک فرد درست و پسندیده باشد. هر کس به مقتضای حال خود کم و بیش لغزش هایی دارد.زیان ناشی از این لغزش ها، همیشه منحصر به خود انسان نمی شود، بلکه در مواردی گریبان دیگران را نیز می گیرد و موجودیّت و منافع آنان را به خطر می اندازد.به نظر شما با این گونه لغزش ها که گه گاه از این و آن سر می زند چه باید کرد؟اگر قرار باشد همه خطاکاران با هر وضعیّتی که دارند مجازات شوند و هر کس بخواهد آزار و اذیّت دیگری را تلافی کند و دیر یا زود از او انتقام بگیرد، چه پیش خواهد آمد و صحنه زندگی بشر را چه جهنّم سوزانی از خشم، کینه و نفرت فرا خواهد گرفت؟ اینجاست که سخن از مکارم اخلاقی و فضایل عالی انسانی به میان می آید و ارزش والای آنها مشخص می شود.عفو و گذشت یکی از این مکارم والا و بلکه به قول امام علی (علیه السّلام) تاجی زینت بخش بر سر همه آنهاست:«العفوُ تاجُ المکارِمِِ»
تعریف لغوی عفو
عفو به معنای گذشتن از گناه و ترک کیفر آن است و اصل و ریشه آن به معنی محو و نابودی است. ولی راغب در مفردات این معنی را ریشه اصلی نمی داند و معتقد است که عفو به معنای قصد گرفتن چیزی است و به همین مناسبت به وزش بادهایی که منجر به ویرانی و گرفتن چیزی می شود، این واژه اطلاق شده است و اگر به محو کردن، عفو اطلاق می گردد به خاطر این است که آن هم نوعی قصد برگرفتن چیزی است.
تعریف اصطلاحی عفو
امام صادق (علیه السلام) در تعریف عفو می فرمایند: عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هر گاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود، پیِ او نر ...


عفو در دانشنامه آزاد پارسی

در اصطلاح حقوق، بخشودگی و گذشتن از اجرای مجازات یا تعقیب متهم که از جانب حاکم، به عنوان بالاترین مقام حکومت که، به طور خصوصی، نسبت به اشخاص خاص یا، به طور عمومی، نسبت به گروه مجرمین یا متّهمین اعطا می شود و آن ها را از تحمّل تمام یا قسمتی از مجازات یا تعقیب کیفری مُعاف می کند. فلسفه و هدف از عفو، تعدیل احکام محکومیت جزایی، و نیز تشویق محکومینی است که تحمّل مدتی زندان باعث اصلاح و بازسازی روانی و شخصیتی آن ها شده باشد؛ همچنین برای جلوگیری از فساد و آلودگی بعضی مجرمین اتفاقی، دراثر همنشینی با زندانیان حرفه ای است. عفو خصوصی به موجب بند ۱۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی از اختیارات مقام رهبری است و نیاز به قانون جداگانه ندارد. اجرای این قانون، مطابق آیین نامۀ عفو و بخشودگی مصوّب ۱۶/۱۱/۱۳۵۹ شورای عالی قضایی صورت می گیرد. همزمان با مناسبت های ملی و دینی، رئیس قوۀ قضائیه، فهرستی از محکومین واجد شرایط را تهیه، و تقاضای عفو یا تخفیف مجازات آن ها را به رهبری تقدیم می کند. عفو خصوصی، ناظر به محکومیت های کیفری است و شامل اقدامات تأمینی و تربیتی نمی شود. مهم ترین آثار عفو خصوصی عبارت اند از ۱. متوقف شدن اجرای مجازات زندان یا جزای نقدی یا تخفیف و تبدیل آن؛ ۲. ثبت نشدن سابقۀ کیفری مشمولین عفو، در سِجِلّ کیفری آن ها؛ ۳. شامل نشدن مجازات تَبَعی و تکمیلی، مانند محرومیت از حقوق اجتماعی؛ ۴ـ نظارت به مجازات و محکومیت کیفری و معاف نکردن شخص از مسئولیت جبران ضرر و زیان ناشی از جرم. عفو عمومی معمولاً شامل مواردی است که بخش هایی از یک جامعه به اتهام ارتکاب جرایمی علیه حاکمیت مجرم شناخته می شوند و، بنابه ملاحظات سیاسی و مصالح اجتماعی، به ویژه بعد از انقلابهای سیاسی یا به قدرت رسیدن حاکمان جدید، به منظور برقراری آرامش و اطمینان اعطا می شود و شامل محکومین در حال تحمل کیفر و نیز متهمین تحت تعقیب می شود. عفو عمومی همواره محتاج قانون خاص است. در طول تاریخ، دولت ها به دفعات خصوصاً پس از استقرار رژیم جدید، اعلام عفو عمومی کرده اند تا حمایت مردم را به دست آورند، ازجمله پس از مرگ فرانکو در ۱۹۷۵، رژیم جدید اسپانیا اعلام عفو عمومی کرد. در ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کلیۀ محکومین سیاسی قبل از انقلاب به موجب قانون عفو عمومی مصوب ۱۳۵۸ شورای انقلاب، مورد عفو عمومی قرار گرفتند. برخلاف عفو خصو ...

عفو در جدول کلمات

عفو کردن
بخشودن
عفو کننده
بخشایشگر
بخشاینده و عفو کننده
بخشایشگر

معنی عفو به انگلیسی

absolution (اسم)
امرزش گناه ، بخشایش ، بخشودگی ، تبرئه ، برائت ، عفو ، انصراف از مجازات ، منع تعقیب کیفری
forgiveness (اسم)
عفو ، گذشت ، بخشش ، مغفرت
remission (اسم)
تخفیف ، عفو ، گذشت ، خمود ، بخشش ، امرزش ، بهبودی بیماری
remittal (اسم)
عفو ، گذشت ، بخشش ، امرزش

معنی کلمه عفو به عربی

عفو
تبرية , مغفرة
عفو
عفو
اغفر له , بري
عفو
قابل للعفو

عفو را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عفو چیست   • عفو و گذشت در قرآن   • عفو و گذشت در اسلام   • عفو و گذشت چیست؟   • عفو و گذشت یعنی چه   • معنی عفو   • حدیث در مورد عفو و گذشت   • شعر عفو و گذشت   • مفهوم عفو   • تعریف عفو   • معرفی عفو   • عفو یعنی چی   • عفو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عفو

کلمه : عفو
اشتباه تایپی : ut,
آوا : 'afv
نقش : اسم
عکس عفو : در گوگل

آیا معنی عفو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )