برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

عصیان

/'osyAn/

مترادف عصیان: تمرد، خودسری، سرپیچی، سرکشی، شورش، طغیان، گردنکشی، مخالفت، نافرمانی، یاغیگری

متضاد عصیان: اطاعت، طاعت، فرمانبرداری

برابر پارسی: سرکشی، سرپیچی، گردنکشی

معنی عصیان در لغت نامه دهخدا

عصیان. [ ع ِص ْ ] (ع اِمص ) نافرمانی و بیفرمانی کردن. خلاف طاعت. (منتهی الارب ). خلاف طاعت ، و ترک گفتن انقیاد و فرمانبرداری. (از اقرب الموارد). نافرمانی کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نافرمان برداری کردن و بی فرمانی. (دهار). نافرمانی و نافرمانبرداری. (المصادر زوزنی ). نافرمانی. (مهذب الاسماء). ترک انقیاد. (تعریفات جرجانی ). در اصل لغت معنی آن سخت شدن است ، پس گناه را عصیان از آن نام کردند که آدمی از گناه سخت دل میشود، و نافرمانی کردن. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). سرکشی. سر کشیدن :
دلت همانا زنگار معصیت دارد
به آب توبه ٔ خالص بشویش از عصیان.
خسروانی.
چون در او عصیان و خذلان تو ای شه راه یافت
کاخها شد جای کوف و باغها شد جای خار.
فرخی.
وقت نماز خطبه بر رسم رفته کردند و هیچ چیز اظهار نکردند که به عصیان ماند. (تاریخ بیهقی ص 328). سپاه سالار گفت او را چه زهره ٔ عصیان ؟ (تاریخ بیهقی ص 411). هارون پسر خوارزمشاه آلتونتاش عصیان خود را آشکار کرد. (تاریخ بیهقی ص 403). برادر شهرک را به شاپور بردند و عصیان آغازیدند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 116). هوای عصیان بر سر او بادخان ساخت. (کلیله و دمنه ).
که خواند تخته ٔ عصیان تو که درنفتاد
ز تخت پنجه پایه به چاه پنجه باز.
سوزنی.
این دو صادق ، خرد و رای که میزان دلند
بر پی عقرب عصیان شدنم نگذارند.
خاقانی.
ابوعلی بن سیمجور چون عصیان بر ملک نوح آغاز کرد خواست تا ناحیت غرشستان را به تدبیرخویش کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 338). و رای تقاعدو تکاسل پیش گرفت تا عصیان او ظاهر شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 341). اندیشید که عصیان بر ولی نعمت خویش عاقبتی وخیم دارد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 39). || گناه. ذنب. اثم. بزه. جرم. جناح. مأثم. خطا. معصیت. گناه را عصیان از آن نام کردند که آدمی از گناه سخت دل می شود، چه اصل معنای عصیان سخت شدن است. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). سرکشی کردن در اوامرالهی : و کره اًلیکم الکفر و الفسوق و العصیان (قرآن 7/49)؛ و کفر و فسق و عصیان ر ...

معنی عصیان به فارسی

عصیان
ترک طاعت، عدم انقیاد، نافرمانی، سرپیچی
۱ - گردن کشیدن نافرمانی کردن . ۲ - نافرمانی عدم اطاعت سرکشی مقابل طاعت اطاعت .
سرپیچی کردن عصیان کردن
یاغی گردنکش
عصیان کردن و سرکشی نمودن
جای معصیت و گناهکاری
طغیان کردن سرکشی کردن
موضعی است نزدیک حزم النمیره از بلاد ضباب

معنی عصیان در فرهنگ معین

عصیان
(عِ صْ) [ ع . ] (اِمص .) نافرمانی ، سر - پیچی .

معنی عصیان در فرهنگ فارسی عمید

عصیان
۱. ترک طاعت.
۲. عدم انقیاد، نافرمانی، سرپیچی.
۱. = عاصی
۲. گناهکار.

عصیان در دانشنامه ویکی پدیا

عصیان
عصیان به معنی شورش است.
عصیان (فیلم ۱۳۷۲) به کارگردانی و نویسندگی حمید خیرالدین
عصیان همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عصیان (فیلم ۱۳۴۵) به کارگردانی ساموئل خاچیکیان
عصیان (مجموعه شعر) مجموعه شعری شامل ۱۶ شعر از فروغ فرخزاد
عصیان به معنی شورش است.
عصیان (فیلم ۱۳۷۲) به کارگردانی و نویسندگی حمید خیرالدین
عصیان (فیلم ۱۳۴۵) به کارگردانی ساموئل خاچیکیان
عصیان (مجموعه شعر) مجموعه شعری شامل ۱۶ شعر از فروغ فرخزاد
عصیان همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عصیان فیلمی به کارگردانی ساموئل خاچیکیان و نویسندگی ساموئل خاچیکیان و امیر شروان محصول سال ۱۳۴۵ است.
عبدالله بوتیمار
آرمان هوسپیان
رضا بیک ایمانوردی
آذر حکمت شعار
مینا
آنیک شفرازیان
لیلا فروهر
نرسی گرگیا
فرشید فرزان
احمد معینی
وزیری
فرخنده
ناهید
سوریک خاچیکیان
کاظم روشن ضمیر
ژاله درنشان
حاجی زاده
جهانگیر فروهر
قباد
رضوانی
گروهی سارق مورد هجوم پلیس قرار می گیرد و یکی از آن ها به گلولهٔ رضا کشته می شود…
این فیلم از محصولات گروه سینماهای متحد تهران بود. تهیه کننده آن ناصر مجدبیگدلی، کارگردان ساموئل خاچیکیان، فیلمنامه نویسان امیر شروان و خاچیکیان و فیلمبردار نصرت الله کنی بودند.
این فیلم در چهاردهم اردیبهشت ماه ۱۳۴۵ در سینماهای دنیا، نادر، مراد، رامسر، کارون، جهان، فلور و ماندانا نمایش داده شد.
عصیان (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی حمید خیرالدین ساختهٔ سال ۱۳۷۲ است.
نیما حسندوست
بهزاد خداویسی
عباس امیری
زهره حمیدی
حسن محمدی
محمد پورستار
حسن باقری نژاد
محمدعلی حقانی فر
پورا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عصیان در جدول کلمات

معنی عصیان به انگلیسی

rebellion (اسم)
عناد ، سرکشی ، تمرد ، طغیان ، شورش ، عصیان
transgression (اسم)
تجاوز ، گناه ، خطا ، تخلف ، سر پیچی ، عصیان
sin (اسم)
گناه ، عیب ، خطا ، بزه ، حرج ، فسق ، عصیان ، معصیت
mutiny (اسم)
سرکشی ، عصیان

معنی کلمه عصیان به عربی

عصیان
ذنب

عصیان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نوشین1
نافرمانی
کورکورش
رویاروییِ دائمی انسان با نادانیِ خویش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی عصیان   • عصیان ترکیه ای   • عصیان فروغ   • فیلم عصیان   • اهنگ عصیان ترکیه   • آهنگ عصیان   • دانلود عصیان فروغ فرخزاد   • اسیر مجموعه شعر   • مفهوم عصیان   • تعریف عصیان   • معرفی عصیان   • عصیان چیست   • عصیان یعنی چی   • عصیان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عصیان

کلمه : عصیان
اشتباه تایپی : uwdhk
آوا : 'osyAn
نقش : اسم
عکس عصیان : در گوگل

آیا معنی عصیان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )