برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1469 100 1

عادت

/'Adat/

مترادف عادت: خلق، خو، داب، الفت، انس، آیین، رسم، سنت، حیض، رگل، قاعده

برابر پارسی: خو، خو گیری، خوی، روش، سرشت، شیوه، منش

معنی عادت در لغت نامه دهخدا

عادت. [ دَ ] (ع اِ) عادة. فارسیان به معنی رسم و آئین نیز استعمال کنند و با لفظ گردانیدن ، نهادن ، برداشتن ، کردن ، دادن و گرفتن مستعمل نمایند. (آنندراج ) :
عادت و رسم این گروه ظلوم
نیک ماند چه بنگری به ظلیم.
ابوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی ).
اما ایزد عز ذکره بفضل خود مارا بر عادت خود بداشت. (تاریخ بیهقی ). غلامان و ستوران افزون از عادت رسم خریدن گرفتند. (تاریخ بیهقی ). بخدمت پادشاه نبوده است و عادت و خوی و اخلاق ایشان پیش چشم نمیدارد. (تاریخ بیهقی ).
همی تا کند پیشه عادت همی کن
جهان مر جفا را تو مر صابری را.
ناصرخسرو.
نه او برعادت و اخلاق ایشان وقوف دارد. (کلیله و دمنه ). و تجارب متقدمان را نمودار عادت خویش گردان. (کلیله و دمنه ).
عادت بود که هدیه ٔ نوروز آورند
آزداگان بخدمت بانوی شهریار.
خاقانی.
مگر آنکه سخن گفته شود به عادت مألوف.
(گلستان ).
هر زمینی سعادتی دارد
هر دهی رسم و عادتی دارد.
اوحدی.
|| حیض. عادت زنان :
صاحب حالت شدن حله بتن سوختن
خارج عادت شدن عده ٔ غم داشتن.
خاقانی.
|| (اصطلاح روانشناسی ) استعداد اکتسابی صدور حرکات یا تحمل تأثیراتی معین. (علم النفس سیاسی ص 428).

عادة. [ دَ ] (ع اِ) خوی. (منتهی الارب ). آنچه جایگیر شود در نفوس از امور متکرر وپسندیده ٔ طبعهای سلیم. (اقرب الموارد). || (اصطلاح فقهی ) حیض. رجوع به عادت و ذات عادة شود.

معنی عادت به فارسی

عادت
خوی، آنچه که به آن خوبگیردودروقت معین انجام بدهد
( اسم ) ۱ - آن چه که بدان خوی گرفته باشند خوی خلق . توضیح استعداد اکتسسابی صدور حرکات یا تحمل تاثیراتی معین . عادت بر خلاف غریزه انسانی فطری نیست بلکه هر فردی به واسطه لزوم انطباق با محیط و تعقیب اغراض خود آن را تحصیل می کند و آن دو گونه است : مثبت و منفی . آن را مثبت خوانند وقتی که مراد استعداد صدور حرکاتی باشد که در آغاز امر دشوار بوده و به تدریج آسان شوند مانند عادت خواندن و نوشتن و راه رفتن و ساز زدن و منفی نام دارد وقتی توانایی تحمل موثرات خارجی یا باقی ماندن در حالات گذشته را برساند مانند عادت به بعضی بوها و بزندگی در مناطق مرتفع و به مخدرات و سموم و امثال آن . ۲ - رسم آیین جمع عادات . ۳ - معمول متداول : طبق عادت . ۴ - قاعدگی زن حیض . یا حبس عادت . بند آمدن قاعدگی زنان . یا عادت زنانه . قاعدگی زن حیض . یا عادت ماهانه . قاعدگی . یا بسر عادت باز شدن . به آیین و خوی و قاعده خویش بازگشتن . یا ترک عادت کردن . به عادت و خوی گذشته خویش عمل نکردن . تغییر عادت دادن .
( مصدر ) ترک عادت کردن .
( صفت ) آن که از کسی یا چیزی عادت پذیرد کسی که خوی دیگری را قبول کند .
عمل و کیفیت عادت پذیر .
( مصدر ) بکاری یا چیزی خوگر ساختن معتاد ساختن آموخته بودن .
( مصدر ) خوگر بودن معتاد بودن .
( مصدر ) ۱ - خوی کسی شدن ( امری و عملی ) ملکه شدن . ۲ - رسم شدن معمول شدن . ۳ - حایض گشتن زن قاعده شدن زن .
( مصدر ) تغییر عادت دادن .
...

معنی عادت در فرهنگ معین

عادت
(دَ) [ ع . عادة ] (اِ.) ۱ - آن چه که انسان به آن خو بگیرد. ۲ - رسم ، سنّت ، رویة معمول . ج . عادات . ۳ - قاعدگی زن ، حیض . ۴ - اعتیاد. ،~ مألوف عادتی که بخشی از رفتار همیشگی شخص شده باشد.
( ~ . بَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ترک عادت کردن .

معنی عادت در فرهنگ فارسی عمید

عادت
۱. خلق وخوی.
۲. (اسم مصدر) اعتیاد: عادت به مصرف الکل.
۳. کاری که انسان به آن خو می گیرد و در وقت معیّن انجام می دهد.
۴. (اسم مصدر) (زیست شناسی) [عامیانه] = قاعدگی
* عادت ماهانه: (زیست شناسی) [عامیانه] خونریزی ماهانۀ زنان، قاعدگی، حیض.
* عادت دادن: (مصدر متعدی) کسی را به انجام مرتب کاری واداشتن.
* عادت داشتن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) معتاد به انجام کاری بودن.
* عادت شدن: (مصدر لازم)
۱. رسم شدن، معمول شدن.
۲. (زیست شناسی) [عامیانه، مجاز] قاعده شدن زن، حائض شدن.
* عادت کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) انجام دادن کاری به صورت مرتب، خو گرفتن.
* عادت گرفتن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) عادت کردن، خو پذیرفتن، خو کردن.
* عادت ماهانه (ماهیانه): (زیست شناسی) [عامیانه] = قاعدگی
عادت پذیرنده، خوی پذیرنده، آن که رفتار دیگران بر او تٲثیر می گذارد: کجا چون طبع مردم خوی گیر است / ز هرکس آدمی عادت پذیر است (عطار۱: ۲۰۸).

عادت در دانشنامه اسلامی

عادت
عادت عبارت است از یک کیفیت راسخ در نفس یا هیأت مکتسبه که به صاحب خود امکان می‏دهد بعضی افعال را به سهولت ادا کند یا اثر بعضی عوامل خارجی را به آسانی تحمل کند. این کیفیت اگر زودگذر باشد حالت نامیده می‏شود و اگر با سختی زایل شود ملکه نامیده می‏شود.
خاتمی،احمد،فرهنگ علم کلام،ص۱۵۵رده های این صفحه : واژه شناسی































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
در فلسفه اسلامی ، موجودات غیر از ذات واجب بالذات ، دارای علل مختلفی هستند که این علل، یا علل ماهیتند (علل قوام) یا علل وجود. علل ماهیت یک چیز، همان ماده (علت مادی) و صورت (علت صوری) و علل وجود آن، فاعل (علت فاعلی یا هستی بخش) و غایت (علت غایی) می باشند.
اینکه هر معلول مادی، دارای ماده، صورت و فاعل است، در میان اغلب فیلسوفان اسلامی مورد اتفاق است اما اینکه هر معلولی، دارای علت غایی نیز هست، امری تردید برانگیز و نیازمند بحث و بررسی مفصلی است؛ زیرا گاه چنین به نظر می رسد که برخی افعال و معلولها، بدون هدف و غایت خاصی محقق می شوند و با توجه به وجود چنین افعال و معلولهایی، چنین تصور می شود که وجود علت غایی برای هر معلولی ضروری نیست. البته در نهایت پس از مباحث گسترده در فلسفه ، اثبات می شود که هر معلولی دارای علت غایی هست. علت غایی، چیزی است که معلول یا فعل، به خاطر آن انجام می شود. مثلا اگر از جایی به جای دیگر حرکت می کنیم، علت غایی این فعل ما، "رسیدن به نقطه ای" است که در پایان این حرکت قرار دارد. چرا که این حرکت را به خاطر "رسیدن به آنجا" انجام داده ایم. حرکت و فعل ارادی ، دارای عللی است که این علل، مترتب بر یکدیگر و وابسته به هم هستند. مثلا در افعال بدنی حیوانات و انسانها، ابتدا ...


عادت در دانشنامه ویکی پدیا

عادت
به قاعده مندی های اجتماعی که در اثر تکرار منظم و پایدار به وجود آمده اند عادت گفته می شود. شخص در صورت رعایت نکردن عادات اجتماعی؛ مورد مجازات قرار نمی گیرد. در عادات اجتماعی؛ آموزش و عقاید تأثیری ندارد و شخص پاسخ قانع کننده ای برای پیروی از این رفتارها ندارد.
رسم
هنجار
نقش
عرف
چارلز داهیگ در کتاب قدرت عادت خود اینگونه بیان می کند که وقتی ما فعالیتی انجام می دهیم، بعد از اتمام آن مغز ان را مرور می کند و بررسی می کند که آیا این فعالیت می تواند به صورت خودکاری تری انجام شود که در تکرارهای بعدی آن انرژی و درگیری کمتری از مغز بگیرد، و در صورت امکان، آن کار را در یک چرخه سه بخشی تبدیل به یک فعالیت خودکای می کند (به مرور)، فعالیتی که ما آنرا «عادت» می نامیم. این چرخه دارای سه بخش اساسی است؛ اول سرنخ یا نشانه ای که باعث ترغیب شخص به انجام آن فعالیت می شود، بخش دوم انجام آن فعالیت است که به صورت یه روتین و کار تکراری خواهد بود، آخرین بخش که باعث تقویت هرچه بیشتر این عادت و تکرار مجدد آن می شود، پاداشی است که فرد از انجام آن روتین بدست می آورد. اغلب عادت های مثبت مثل کمک به دیگران، غذا خوردن، مسواک زدن و ... و نیز عادت های منفی مثل اعتیاد به سیگار، الکل، پرخوری و ... را به راحتی می توان توجیه کرد. نویسنده در ادامه بحث در مورد نحوه اثرگذاری بر چرخه عادت ها و نیز تغییر آنها در سطوح فردی، سازمانی و جامعه به بحث و نتیجه گیری می پردازد. او تلاش نموده است تا همه بررسی های علمی کنش شناسی و عصب شناسی مربوطه را جمع آوری نماید و در کتاب خود به آنها استناد می نماید.
عادت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
عادت
عادت (فیلم ۱۹۲۱)
عادت (فیلم ۱۹۹۷)
عادت نمی کنیم
عادت ماهانه
«عادت» (انگلیسی: Habit (1921 film)) یک فیلم به کارگردانی ادوین کرو است که در سال ۱۹۲۱ منتشر شد. ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عادت در دانشنامه آزاد پارسی

عادت (Habit)
در روان شناسی، عملی که بر اثر تجربه کسب می شود و به طور منظم و خودکار صورت می گیرد. عادات شامل اطواری چون حرکت دادن دست ها به هنگام صحبت، ارضای امیال روحی با سیگارکشیدن، پرخوری، و حتی سلیقه های خاص در مطالعه، مانند خواندن داستان های ترسناک یا تراژدی شکسپیر و جز آن است. علت توجه روان شناسان به عادات این است که جزءِ اساسی یادگیر ی اند، اما اگر راحتی شخص را مختل کنند باید درمان شوند. روان کاوان عادت را تظاهر تکانه های شهوانی و پرخاشگرانه تلقی می کنند. وقتی این تکانه ها سرکوب شوند، با رفتارهای تکراری و تخریبی، که تشکیل دهندۀ عادات است، مفری می یابند. برعکس، کلارک هال، روان شناس امریکایی و نظریه پرداز یادگیری، عادت را به شکل دقیق و براساس قوانین شرطی شدن (شرطی سازی) و تقویت، تعریف کرد. به عقیدۀ بیشتر روان شناسان معاصر، عادت رفتار آموخته شده یا شرطی شده ای است که ارادۀ شخص در مهار آن ها اثر چندانی ندارد. حتی بعضی از نظریه پردازان فعالیت های پیچیده تر اما شایع انسان، نظیر بازی فوتبال یا تکلم به زبان بیگانه، را متشکل از «سلسله مراتب عادات» تلقی می کنند. عادات ممکن است به صورت واکنش در مقابل رویدادی مهم، مانند جراحت جسمی، شروع شود و در موقعیت های دیگر، با ایجاد دوبارۀ برخی نشانه ها یا محرک های رخداد اولیه، ادامه یابد. عادت متأثر از رویدادهای ایجادکنندۀ رفتار و نیز پاداش یا تنبیه متعاقب آن است. هرگاه عملی بلافاصله پس از وقوع، به گزاف پاداش داده شود، به عادت تبدیل می شود. وقتی عادتی عمیقاً تثبیت شود، ممکن است عوامل دیگری، غیر از عامل ایجادکننده، نیز در تداوم آن مؤثر باشند و به پاداش مداوم و مطلوب نیازی نباشد. در واقع، عادت ممکن است خود پاداش دهندۀ خود شود. کمک روان شناسان برای رفع عاداتی نظیر کندن مو یا ابروها، جویدن ناخن ها، بالاانداختن شانه ها، خاراندن، پرخوری، سیگار کشیدن، مصرف الکل و خودنمایی بسیار مؤثر است. در کودکان، رفتارهای خودتخریبی، نظیر کوبیدن سر، را می توان با تعدیل رفتار یا فنون شرطی سازی تقابلی برطرف کرد. این فنون عبارت اند از افزایش آگاهی شخص از این عادت ها، غیرطبیعی جلوه دادن این عادت ها، مانع تراشی هنگام بروز آن ها، و تقویت عادت های جانشین؛ در ضمن، هنگامی که شخص از پیامدهای مثبت اجتماعی ترک این عادات آگاه شود، کنار گذاشتن آن ه ...

نقل قول های عادت

عادت (یا خو/ی) روشِ همیشگیِ رفتار است که به طور منظم تکرار می شود و گرایش به روی دادنِ اتفاقی آن نیز هست.
• «برای خو گرفتن با هر چیز آدم می باید با آن بزرگ شده باشد یا هنوز در سن بزرگ تر شدن و تجربه اندوختن از نظر احساسی و عقلی باشد.» ۲۷ اوت ۲۰۰۵/ ۵ شهریور ۱۳۸۴؛ در گفت وگو با ایسنا -> داریوش آشوری

عادت در جدول کلمات

عادت
خو
عادت و انس
خو
عادت و خلق
خو
برخلاف عادت یا برخلاف فردی عمل کردن
رغم
کنایه از طفلی است که به بیرون رفتن عادت کرده است
دردری

معنی عادت به انگلیسی

attainment (اسم)
دست یابی ، نیل ، عادت ، اکتساب ، حصول
addiction (اسم)
خو گرفتگی ، عادت ، اعتیاد ، اعتیاد دادن ، میل ، تمایل ، خوی ، طبع ، فرقه
wont (اسم)
عادت ، رسم ، معتاد به
acquirement (اسم)
فراگیری ، تحصیل ، عادت
habit (اسم)
عادت ، خوی ، جامه ، خو ، عرف ، لباس روحانیت ، روش طرز رشد
practice (اسم)
عادت ، عمل ، تمرین ، ممارست ، ورزش ، عرف ، مشق ، تکرار ، برزش
custom (اسم)
عادت ، خوی ، رسم ، عرف ، مرسوم ، سنت ، حقوق گمرکی ، برحسب عادت
tradition (اسم)
عادت ، رسم ، عرف ، مرسوم ، سنت ، روایت متداول ، عقیده رایج ، عقیده موروثی
use (اسم)
عادت ، استفاده ، تمرین ، سود ، منفعت ، فایده ، کاربرد ، استعمال ، خاصیت ، مصرف ، اطلاق
consuetude (اسم)
عادت ، اعتیاد ، عرف ، رسم وروش
rule (اسم)
عادت ، حکم ، دستور ، گونیا ، رسم ، قانون ، ضابطه ، فرمانروایی ، فرمانفرمای ، خط کش ، قاعده ، بربست
rut (اسم)
عادت ، اثر ، گرمی ، خط ، شهوت ، روش ، رد جاده ، خط شیار
habitude (اسم)
عادت ، اداب ، روش ، شیوه ، عادت یا خوی همیشگی ، عادت روزانه
praxis (اسم)
عادت ، مثال ، عرف ، رویه
folkways (اسم)
عادت ، عقیدهعامه

معنی کلمه عادت به عربی

عادت
اخدود , تعود , خصلة , عادة , مدمن
روتين
تعود , لف
اخدود
اصبح
عادة
غير عادي

عادت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دوقلو ها
آنچه بر اثر تکرار روی ادم ماندگار شده
دالیا
آنچه بر اثر تکرار ، رفتار انسان می شود
اشکان
این وازه آریایی است چون در سانسکریت بکار می رود
بهار باران
عادت : خوگرفتن - وابسته شخص یاچیزی شدن - مانوس شدن باکسی - عادت به بدی یاخوبی - ترک عادت سخت واضطراب آورمی تواندباشد.با کمک وهمکاری وراهنمایی دوست دلسوز و بامحبت وفهمیده ودانا می توان از عادت وابستگی و اضطراب واصلاح خویشتن با اراده قوی از عادات نامناسب ورنج آورنجات پیدا کرد وبه عادات خوب وپسندیده که نفس به آن خووعادت کندبهره مندشد.

در مورد دوقلوها وابستگی ومانوس شدن وعادت باهم بودن صدق می کند وباید آنهارا درک کرد وفهمید . بعضیها به تنهایی عادت می کنند بعضیها هم به باهم بودن وخودبه خود وابسته شدن به هم مثل دوقلوها.
AMIR
عادی شدن کاری
علی بهجو
عادت دارند= رسم دارند
S
ویژگی رفتار
وریا صادقی
عید با كسره عين به معنای جشن، اصل این کلمه از
عود بوده و در اصل به معنا بازگشت است. واو
عين الكلمه قلب به ياء شده دلیل نام
گذاریش به این دلیله چون هر سال این مراسم
تکرار و به نحوی برمیگرده کلمات مشترک در
بازگشت: شامل:عیادة کردن از عائد عیادت کردن
به معنای ملاقات مجد د چون او را می شناخته و
ملاقات کرده پس با ملاقات مجدد باز هم این کار رو تکرار میکنه.
عادی:امر عادی و تکراری که همیشه باز می گرده
و تکرار میشه.معاد:سرای بازگشت یا محل
بازگشت برای حساب و کتاب.عاید:نفعی که به
علت کار عادی روزانه به شخص بر می گردو تکرار میشه
ماند و معید:شخص با مهارت جنگی در واقع در
حین جنگ به دلیل مهارت و سخت کوشی بارها و
بار ها به صحنه جنگ بر می گردد گفته میشود.
معتاد:شخصی که به کار و عمل قبلی خود
برمیگرده گفته میشه.عادة یا عادت با کتابت
فارسی حرف تاء:اخلاق تکراری و همیشگی فرد که
هر روز آن را تکرار می کند گفته میشود.
عوادة :به غذای اضافه که باقی می
برای خوردن مجدد باز گردانده و گرم میشه تا یکبار دیگه جهت مصرف گرم بشه گفته میشه.
پریا زاهدی
آنچه بر اثر تکرار،رفتار همیشگی انسان میشود.
حمیدرضا دادگر_فریمان
خلق، خو، داب، الفت، انس، آیین، رسم، سنت، حیض، رگل، قاعده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عادت ماهانه چیست   • عادت ماهانه به انگلیسی   • عادت چیست   • عادت ماهانه در مردان   • عکس عادت ماهانه دختر   • معنی عادت   • عادت ماهیانه نامنظم   • اهنگ عادت   • مفهوم عادت   • تعریف عادت   • معرفی عادت   • عادت یعنی چی   • عادت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عادت
کلمه : عادت
اشتباه تایپی : uhnj
آوا : 'Adat
نقش : اسم
عکس عادت : در گوگل

آیا معنی عادت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران