برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1463 100 1

شادمان

/SAdemAn/

مترادف شادمان: بشاش، خرم، خندان، خوشحال، خوشرو، شاد، فرحناک، مسرور

متضاد شادمان: ناشادمان، مغموم

معنی اسم شادمان

اسم: شادمان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: šād (e) mān) شاد، خوشحال و مسرور، (در حالت قیدی) با شادی و خوشحالی، شادمانه - خوشحال، مسرور، نام برادر شیرویه، پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی

معنی شادمان در لغت نامه دهخدا

شادمان. (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: شاد + مان ، بمعنی شادمنش ). (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ص 73). مسرور. فرحناک. (شعوری ). خوشحال و شاد. (فرهنگ نظام ). خرم. خوش. خوشوقت. شادان. شادانه. مرح. نشیط. ناشط. مسرور. بهیج. مبتهج. فَرِح :
ز آمده شادمان نباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد.
رودکی.
خدای عرش جهان را چنین نهاد نهاد
که گاه مردم از او شادمان و گه ناشاد.
کسائی.
ز زابل به کابل رسید آن زمان
گرازان وخندان دل و شادمان.
فردوسی.
و گر بد کنی جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی.
فردوسی.
دگر سال روی هوا خشک شد
ز تنگی بجوی آب چون مشک شد.
سدیگر همان بود و چارم همان
ز خشکی نبود ایج کس شادمان.
فردوسی.
گفتم که شادمانه زیاد آن سرملوک
گفتا که شاد، وانکه بدو شاد، شادمان.
فرخی.
طبع او از مال درویشان بری
زو رعیت شادخوار و شادمان.
فرخی.
از بهر آنکه مال ده و شادمانه بود
بودند خلق زو بهمه وقت شادمان.
منوچهری.
از آن پس یکی ماه دل شادمان
بدش بامهان سپه میهمان.
اسدی.
تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند. (نوروزنامه ). عالم غدار و زاهد مکار بدین معانی شادمان. (کلیله و دمنه ).
از حادثات در صف آن صوفیان گریز
کز بود غمگنند وزنا بود شادمان.
خاقانی.
گر کلهم بخشی و گر سر بری
زین نشوم غمگن وزان شادمان.
خاقانی.
خاقانی ، عاریه است عمرت
از عاریه شادمان چه باشی.
خاقانی.
زمین بوسید و گفتا شادمان باش
همیشه در جهان شاه جهان باش.
نظامی.
بحکم آنکه یار او را چو جان بود
مدام از شادی او شادمان بود.
نظامی.
هم تازه رویم هم خجل هم شادمان هم تنگدل
کز عهده بیرون آمدن نتوانم این پیغام را.
سعدی.
|| مساعد. (یادداشت مؤلف ) :
ستایش همی ...

معنی شادمان به فارسی

شادمان
خوشحال، خوش وخرم
۱ - ( صفت ) شاد شادان خوشحال . ۲ - از روی شادی باخوشحالی .
دیهی است از دهستان کهنه بخش جغتای شهرستان سبزوار واقع در ۳٠ هزار گزی باختر جغتای سر راه مالرو عمومی جغتای به شریف آباد در دامنه کوه آب و هوای آن معتدل سکنه آن ۸۹ تن است .
[روان شناسی] ← شاد
خوشحال شدن شاد شدن
شاد گردانیدن شاد کردن
شادمان شدن
شاد کردن خوشحال کردن
شهریست نزدیک بلخ

معنی شادمان در فرهنگ معین

شادمان
۱ - (ص مر.) شاد، شادان ، خوشحال . ۲ - (ق .) از روی شادی با خوشحالی .

معنی شادمان در فرهنگ فارسی عمید

شادمان
۱. شاد و خوشحال، خوش و خرم.
۲. (قید) [قدیمی] با شادی و خوشحالی.

شادمان در دانشنامه ویکی پدیا

شادمان
شادمان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شادمان (جغتای)
شادمان (کرمانشاه)
مختصات: ۳۶°۳۹′۱۹″ شمالی ۵۶°۴۵′۴۵″ شرقی / ۳۶٫۶۵۵۲۸°شمالی ۵۶٫۷۶۲۵۰°شرقی / 36.65528; 56.76250
شادمان، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان جغتای استان خراسان رضوی ایران.
این روستا در دهستان دستوران قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۷۷ نفر (۲۲ خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۳۹′۱۹″ شمالی ۵۶°۴۵′۴۵″ شرقی / ۳۶.۶۵۵۲۸° شمالی ۵۶.۷۶۲۵۰° شرقی / 36.65528; 56.76250
شادمان، روستایی است از توابع بخش جغتای و در شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.
شادمان (کرمانشاه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان قره سو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۸ نفر (۳۲خانوار) بوده است.
آنومالی شادمان یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر فرومد استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است. سنگ میزبان این اندیس سنگ آهک ماسه ای، پریدوتیت، دیاباز است
فهرست اندیس های استان خراسان
مختصات: ۳۵°۴۲′۳٫۶″ شمالی ۵۱°۱۹′۵۵٫۴″ شرقی / ۳۵٫۷۰۱۰۰۰°شمالی ۵۱٫۳۳۲۰۵۶°شرقی / 35.701000; 51.332056
معرفی ایستگاه ها
ایستگاه متروی شادمان یکی از ایستگاه های متروی تهران است که در خیابان آزادی تهران تقا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شادمان در جدول کلمات

شادمان
مسرور
بسیار شادمان و خوش و خرم است
کبکش خروس میخواند

معنی شادمان به انگلیسی

merry (صفت)
فراخ ، خوشحال ، بشاش ، خوشدل ، خوش ، شاد دل ، سرحال ، خرم ، مسرور ، شاد ، خوشنود ، سرمست ، سبک روح ، با نشاط ، شادمان ، خوش وقت ، خشنود ، خندان ، سرخوش ، شاد کام ، پرنشاط ، پر میوه
gladsome (صفت)
خوشحال ، خوشی اور ، شادمان
frolicsome (صفت)
شوخ ، شاد ، شادمان
upbeat (صفت)
شادمان ، شاد کام ، خوش بین

معنی کلمه شادمان به عربی

شادمان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

راضیه
مشعوف
hadi_g.a
مسرور
علی باقری
شادمان:
دکتر کزازی در مورد واژه ی شادمان می نویسد : (( شادمان‌،در پهلوی‌ شاتمان šātmān، از ”شاد” و ”مان” (پساوند) ساخته شده است. ))
خرد تیره و مردْ روشن روان،
نباشد همی شادمان، یک زمان.
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 182)
حمیدرضا دادگر_فریمان
بشاش، خرم، خندان، خوشحال، خوشرو، شاد، فرحناک، مسرور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علی شادمان و دوست دخترش   • دکتر مسعود شادمان   • علی شادمان و همسرش   • علی شادمان در میم مثل مادر   • علی شادمان اینستاگرام   • علی شادمان و مهراوه شریفی نیا   • علی شادمان و خواهرش   • علی شادمان بیوگرافی   • معنی شادمان   • مفهوم شادمان   • تعریف شادمان   • معرفی شادمان   • شادمان چیست   • شادمان یعنی چی   • شادمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شادمان
کلمه : شادمان
اشتباه تایپی : ahnlhk
آوا : SAdemAn
نقش : صفت
عکس شادمان : در گوگل

آیا معنی شادمان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران