برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1435 100 1

سپهر

/sepehr/

مترادف سپهر: آسمان، سما، طارم، عرش، فضا، فلک، کیهان، گردون ، اقبال، بخت، طالع، روزگار

متضاد سپهر: ارض، زمین

معنی اسم سپهر

اسم: سپهر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: sepehr) آسمان، (به مجاز) روزگار، (در موسیقی ایرانی) گوشه ای در دستگاه راست پنجگاه - آسمان

معنی سپهر در لغت نامه دهخدا

سپهر. [ س ِپ ِ ] (اِ) پارسی باستان «سپیثره » (لغةً یعنی سپهرداد، آسمان آفریده )، پهلوی «هوسپیتر» و «سپیهر» بقول نلدکه این کلمه مستقیماً از سانسکریت «سویتر» (مایل بسفیدی ، سفید) آمده و بقول گایگر کلمه ٔ افغانی «سپرا» (خاکستری رنگ ) از آنجاناشی است. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || آسمان که به عربی سما خوانند. (برهان ) (آنندراج ). آسمان کوژپشت. (صحاح الفرس ). آسمان ، بتازیش فلک نامند. (شرفنامه ) (ناظم الاطباء). چرخ آسمان :
درنگ آر ای سپهر چرخ وارا
کیاخن ترْت باید کرد کارا.
(شرح حال رودکی سعید نفیسی ص 1109).
همی برشد ابر و فرود آمد آب
همی گشت گرد سپهر آفتاب.
فردوسی.
خداوند گیتی خداوند مهر
خداوند ناهید و گردان سپهر.
فردوسی.
ملک چو اختر و گیتی سپهر و در گیتی
همیش باید گشتن چو بر سپهر اختر.
عنصری.
برآرنده ٔ گردگردان سپهر
هم او پروراننده ٔ ماه و مهر.
عنصری.
سپهری است شاهی ورا مهر گاه
بروجش دز و اخترانش سپاه.
اسدی.
جهان دلفریب ناوفادار
سپهر رستگار خوب منظر.
ناصرخسرو.
خداوندا ترا گفتم که این شش طاق پرّنده
که خوانندش سپهر نیلی و گردون مینایی.
مجیر بیلقانی.
ابواسحاق ابراهیم کاندر جنب انعامش
بیک ذره نمی سنجد سپهر و هفت اندامش.
خاقانی.
هفت کواکب ز نه سپهر به ده نوع
هشت جنان را نثار ماحضرآورد.
خاقانی.
ورنه چرا کرد سپهر بلند
شهرگشایی چو تو را شهربند.
نظامی.
پی موریست از کین تا بمهرش
سر موئیست ازسر تا سپهرش.
نظامی.
آفتاب سپهر رویت را
برگرفته ز ره بفرزندی.
عطار.
- سپهر آخشیجان ؛ فلک ماه که بعربی سماء الدنیا گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ).
- سپهر اعظم ؛ فلک الافلاک. (ناظم الاطباء) :
چتر میمون ِ همت اعلات
سایه دار سپهر اعظم باد.؟ (از سندبادنامه ص 11). ...

معنی سپهر به فارسی

سپهر
( میرزا ) محمد تقی بن ( ملا) محمد علی کاشانی ملقب به لسان الملک و متخلص به سپهر نویسنده و مورخ عهد قاجاری (ف.۱۲۹۷ه.ق.) وی پس از تحصیل مقدمات علوم قدیم بشعر و عروض و قافیه پرداخت و در جوانی از کاشان بتهران آمد و بخدمت صبا ملک الشعرای فتحعلی شاه رسید و بتشویق او بتالیف کتابی در علم قافیه مشغول شد ولی این امر با فوت صبا (۱۲۳۸ه.ق.) ناتمام ماند و میرزا تقی بکاشان برگشت و بخدمت محمود میرزا پسر فتحعلی شاه حکمران کاشان رسید و تخلص سپهر را از او گرفت . در عهد محمد شاه مداح خاص شاه و منشی و مستوفی دیوان شد و بنوشتن کتاب (( ناسخ التواریخ )) ( که دوره تاریخ جهان از زمان آدم ( ع ) تا عهد مولف است ) پرداخت . کتاب قافیه او بنام [[ براهین العجم ]] مشهور است . سن وی هنگام مرگ از ۸٠ سال متجاوز بود
آسمان، فلک، آسمان نیلگون
( اسم ) ۱ - آسمان سمائ . ۲ - فلک . یا سپهر برین . فلک نهم عرش اعلی . ۳ - بخت اقبال . ۴ - نغمه ایست مخصوص راست پنجگاه .
مزرعه ایست از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان شهرضا واقع در هفت هزار گزی شمال خاور شهرضا
از القاب پادشاهان بزرگ است یعنی پادشاهی که آستان وی مانند سپهر است کنایه از ملوک
از صفات خدای تعالی جل شانه حق سبحانه و تعالی
آنکه صفت و آیین او چون سپهر بود بلند طبع
کره ناری
با عظمت بزرگ قدر عالی رتبت
کنایه از آسمان
طلسم و جاد و اعمالی که در نظرها غریب و عجیب نماید
سپهر پا ...

معنی سپهر در فرهنگ معین

سپهر
(س پِ) [ په . ] (اِ.) ۱ - آسمان . ۲ - فلک .

معنی سپهر در فرهنگ فارسی عمید

سپهر
۱. آسمان، فلک.
۲. (موسیقی) گوشه ای در دستگاه راست پنجگاه.
* سپهر برین: [قدیمی] آسمان نهم.
* سپهر زنگاری: [قدیمی] = * سپهر کبود
* سپهر کبود: [قدیمی] آسمان نیلگون: گر ز خود غافلم به باده و رود / نیستم غافل از سپهر کبود (نظامی۴: ۷۲۲).
منجم، ستاره شناس، کاهن: شنیده ام من و بسیارکس شنیدستند / هم از سپهرشناس و هم از ستاره شمر (امیرمعزی: ۲۵۷).
فلک نهم، بالای همۀ افلاک، فلک الافلاک.
سپهر گردنده، آسمانِ دوار.

سپهر در جدول کلمات

سپهر نیلگون
کیهان
سپهر و فلک
اسمان
ساخته ایرج طهماسب با بازی خودش | فاطمه معتمدآریا | مجید صالحی | رزیتا غفاری | سیروس گرجستانی | سپهر آزادی و•••
یکی بود یکی نبود

معنی سپهر به انگلیسی

heaven (اسم)
خدا ، فلک ، بهشت ، عرش ، آسمان ، سپهر ، عالم روحانی ، قدرت پروردگار ، گردون ، هفت طبقه اسمان
sky (اسم)
اب و هوا ، فلک ، آسمان ، سپهر

معنی کلمه سپهر به عربی

سپهر
سماء

سپهر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسین
کره - sphere -
نگین
آسمون💙
سپهر
اسمان سما طارم عرش فضا فلک کیهان اقبال بخت طالع روزگار
سپهر
اسمان فضا کیهان
شیدا
بهشت آسمان
فرشته
آسمان و فضا
آرمین
آسمان دلیر
سپهر خلیقی
اسمان سما طارم عرش فضا فلک کیهان اقبال بخت طالع روزگار
سپهر
آسمان صاف
معصومه
سپهر به معناي واقعي يعني آسمان ❤️
سدنا
سپهر اسم بسیار زیبایی هست من اگر پسر بودم اسمم سپهر بود
محسن
طبیعت.
nature
ولی، sphar, ya spihr?
شیما
آسمان .فلک.کاملا ایرانی.فارسی .بهترین اسم واسه پسر
سپهر
ارش اسمان فلك
سپهر نوفرستی‌
آسمان خورشید
سپهر
اسمان
شیما
سپهر یعنی عشق زندگی من. یعنی امید به زندگی. یعنی اکسیژن
SIRSYP
اسم پسر و اسمی با معنی آسمان
SEPEHR
علی باقری
روی بستگان سپهر : اسرار فلک، ستارگان آسمان
آگه از روی بستگان سپهر
از شبیخون ماه و کینه ی مهر
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۴۳.
سپهر رستگار
نام اصیل ایرانی
شاهین
روزگار؛ دُورِ زَمان.
اَگَر باره‌ی آهَنینی به پای
سِپِهرَت بِسایَد، نَمانی به جای
فِردُوسی
علی باقری
سپهر : آسمان پرستاره
دکتر کزازی در مورد واژه ی سپهر می نویسد : (( در پهلوی سپیتر spitir و سپیهر spihr ، نامی است دیگر آسمان را ؛ از آن بیشتر آسمان پر ستاره خواسته شده است ))
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ی ماه و ناهید و مهر
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 171 )
سپهر
آسمان ، سما ، فلک
حمیدرضا دادگر_فریمان
فلک،آسمان، سما، طارم، عرش، فضا، کیهان، گردون، اقبال، بخت، طالع، روزگار
اردشیر میرزاد
سپهر واژه ای از فارسی باستان. در اوستا به چم(معنای) سِپَر. که گویا از این رو برای آسمان و جو زمین به کار می رود که مانند سپری پیرامون زمین است. و از فارسی به واژگان اروپایی رفته است. (سپر محافظ زمین)

مغناسپهر: magnetosphere
سپهر ستوده مقدم
بی نهایت زیباست، پایداری همه تون تا همیشه...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت سپهر 360   • سپهر در جدول   • معنی سپهر   • سپهر سیر   • اسم سپهر   • سیستم رزرواسیون بلیط هواپیما   • سیستم رزرواسیون سپهر   • سفرهای علی بابا   • مفهوم سپهر   • تعریف سپهر   • معرفی سپهر   • سپهر چیست   • سپهر یعنی چی   • سپهر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سپهر
کلمه : سپهر
اشتباه تایپی : s~iv
آوا : sepehr
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس سپهر : در گوگل

آیا معنی سپهر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )