برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1436 100 1

سپند

/sepand/

مترادف سپند: اسفند، سپنج

معنی اسم سپند

اسم: سپند
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: sepand) (= اسفند، اسپند )، اسفند - اسپند دانه سیاه و خوشبویی که برای دفع چشم زخم در آتش می ریزند

معنی سپند در لغت نامه دهخدا

سپند. [ س ِ پ َ ] (اِ) مخفف اسپند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). تخمی باشد که بجهت چشم زخم سوزند. (برهان ). سپند که اسپند گویند و دفع چشم بد را سوزند. (آنندراج ). تخمی است که دفع نظر به سوختن آن مفید است. (غیاث ). دانه ٔ سوختنی. (شرفنامه ). حرمل. (بحر الجواهر). و سوختن آن توأم با انفجارهای کوچکی است که در ادب منظوم ما به رقص سپند تشبیه شده است :
چو علم خواهد گفتن سپند باید سوخت
که بیم چشم بدان دور باد از آن کهتر.
فرخی.
هرکه در دل چون سپندان دانه ٔ کین تو داشت
زآن سپندان دانه ٔ خود دیدبر آتش سپند.
سوزنی.
همچو سپند پیش تو سوزم و رقص میکنم
خود بفدا چنین شود مرد برای چون تویی.
خاقانی.
بر سرآتش غمت چو سپند
با خروش و گداز می غلطم.
خاقانی.
از آن مجمر چو آتش گرم گشتند
سپندش سوختند و درگذشتند.
نظامی.
چنان درمیرمید از دوست و دشمن
که جادو از سپند و دیو از آهن.
نظامی.
آخر سپند باید بهر چنان جمالی
دردا که هیچکس را این کار برنیاید.
عطار.
یاچهره بپوش یا بسوزان
بر روی چو آتشت سپندی.
سعدی (ترجیعات ).
آتش سوزان نکند با سپند
آنچه کند درد دل مستمند.
سعدی (گلستان ).
خبر از خود ندارم چون سپند از بیقراریها
نمی دانم کجا خیزم نمی دانم کجا افتم.
صائب.
جان را سپند ساز و بر آتش نثار شو
با دل قرار عشق ده و بیقرار شو.
حزین.
|| (اِ مرکب ) مخفف سه پند. (حاشیه ٔ برهان قاطعچ معین ). سه نصیحت. (برهان ). سه اندرز. (شرفنامه ).

سپند. [ س ِ پ َ ] (اِخ ) مخفف «اسپند» که کوهی بوده است در سیستان. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).نام کوهی هم هست. (برهان ). نام کوهی. (غیاث ) (شرفنامه ). نام کوهی بوده به سیستان و در آن حصاری محکم که رعد غماز و گروهی دزدان در آن راه زنی میکرده اند. (آنندراج ) (انجمن آرا). نام کوهی است در سیستان. (فرهنگ ایران باستان ص 79) (یشتها ج 1 ص 7 ...

معنی سپند به فارسی

سپند
اسپند
اسفند
سپند که مخفف اسپند که کوهی بوده است در سیستان نام کوهی
۱ - تیز سریع . ۲ - چست چالاک .
سریع و تیز و شتاب
( مصدر ) دود کردن اسفند تخم اسفند را جهت چشم زخم دود کردن .
کتاب سیزدهم اوستا
موبد موبدان عهد شاپور ذوالاکتاف وی قسمتی از اوستا را گرد آورد . گفته اند برای جلب اعتماد مردم حاضر شد که نه من روی گداخته برسینه وی ریزند چنین کردند و بدو رنجی نرسید . کلمات قصار و پند هایی بزبان پهلوی بدو منسوب است بنام [ اندرز آتورپات سپندان ] یا [ اندرز آتورپات امهرسپنت ] که جزو متون پهلوی در بمبئی بطبع رسیده و آن نیز به نظم و نثر توسط ملک و شعرائ بهار ترجمه شده است .
لغت تازی خردل ابیض
مهر اسفند

معنی سپند در فرهنگ معین

سپند
(س پَ) (اِ.) اسفند.

معنی سپند در فرهنگ فارسی عمید

سپند
= اسفند

سپند در جدول کلمات

سریالی از رضا کریمی با بازی حمیدرضا پگاه | سعید پورصمیمی | فلورا سام | گوهر خیراندیش | فردوس کاویانی و سپند امیرسلیمانی
شبی از شبها

سپند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

كمال رسوليان
پاك و مقدس
واژگا
سپند= 3 پند
پندار کردار گفتار
اسفند
اسپند
سپند
پارسا
مقدس/ارجمند
اُمید
به اوستایی سپَنتَه و به پهلوی سپَند به معنی مقدس است. شاید اسپند یا اسفند هم چون مقدس بشمار می رفتند این برچسب را گرفتند.
..
کلمه سپند تو ادبیات ما بود معلممون گفت سپند =پاک و مقدس🤷

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سپند وزارت دفاع   • خودرو سپند   • نرم افزار سپند   • صرافی سپند تهران   • معنی سپند   • سامانه سپند   • ماشین سپند   • شرکت سپند   • مفهوم سپند   • تعریف سپند   • معرفی سپند   • سپند چیست   • سپند یعنی چی   • سپند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سپند
کلمه : سپند
اشتباه تایپی : s~kn
آوا : sepand
نقش : اسم
عکس سپند : در گوگل

آیا معنی سپند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )