برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1570 100 1
شبکه مترجمین ایران

سوزنی

/suzani/

معنی سوزنی در لغت نامه دهخدا

سوزنی. [ زَ ] (ص نسبی ، اِ) نوعی از بساط و گستردنی که اقسام از ابریشم و ریسمان در آن دوزند. (آنندراج ). پارچه های گل دوزی شده را با جامه ای که با بخیه ٔ نکنده دوخته باشند. (از دیوان البسه ٔ نظام قاری ). || مسند کوچک. || صدر مجلس و محل جلوس مردمان بزرگ و باشأن. (ناظم الاطباء) :
در زیر پا ز خار رهم فرش سوزنی
بر فرق چتر ابر و به بر طیلسان برف.
محمد سعید اشرف (از آنندراج ).
|| قسمی قفل پیچ. (یادداشت بخط مؤلف ).

سوزنی. [ زَ ] (اِخ ) شمس الدین تاج الشعرا محمدبن علی سمرقندی. وی در ابتدای جوانی برای تحصیل علم به بخارا رفت و مدتی بتعلیم پرداخت. و بقول عوفی بسبب تعلق خاطر بشاگرد سوزنگری به آموختن آن صنعت مشغول شد. سوزنی معاصر ارسلان خان محمد از آل افراسیاب و سنجر آتسزبن محمد خوارزمشاه بوده است. وی با عمعق ، سنایی ،انوری ، معزی ، ادیب صابر و رشیدی معاصر بوده و با بعضی از آنان مهاجات داشته و آنان را به تیغ زبان خود آزرده است. سوزنی شاعر هجا و بدزبان بوده و در هجو معانی خاص ابداع کرده است. قصاید و قطعات وی سهل ، صریح و فصیح است. گفته اند که وی در اواخر عمر دست از هجو و هزل کشیده و استغفار کرده است. از دیوان او نسخ متعدد در دست است و در تهران هم بطبع رسیده. وی بسال 562 یا 569 هَ. ق. درگذشت. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به لباب الالباب عوفی ، مقدمه ٔ دیوان سوزنی چ شاه حسینی ، تاریخ ادبیات صفا، تاریخ ادبیات ادوارد براون ، مجمع الفصحا ج 1 ص 249 و ریاض العارفین ص 210 شود.

معنی سوزنی به فارسی

سوزنی
شمس الدین تاج الشعرا محمد بن علی سمرقندی شاعر ( ف. ۵۶۲ یا ۵۶۹ ه. ق . ). وی در ابتدای جوانی برای تحصیل علم ببخارا رفت و مدتی بتعلیم پرداخت و بقول عوفی بسبب تعلق خاطر بشاگرد سوزن گری باموختن آن صنعت مشغول شد . سوزنی معاصر ارسلان خان محمد از آل افراسیاب و فرزند او محمود و طمغاج خان مسعود بن حسن نیز از آل افراسیاب و سنجر واتسن بن محمد خوارزمشاه بوده است . وی با عمعق سنائی انوری معزی ادیب صابر و رشیدی معاصر بود و با بعضی از آنان مهاجات داشته و آنانرا به تیغ زبان خود آزرده است . سوزنی شاعری هجائ و بد زبان بود و در هجو معانی خاص ابداع کرده . قصاید و قطعات وی سهل و صریح و فصیح است . گفته اند که وی در اواخر عمر دست از هجو و هزل کشیده و استغفار کرده است . از دیوان او نسخ متعدد در دست است و در تهران هم بطبع رسیده است .
( صفت ) پارچه ای از مخمل شال یا ترمه که سوزنکاری شده و گل و بته در آن به کار برده باشند . این نوع پارچه را در حمام زیر لباسها یا زیر سماور میگستردند .
شمس الدین تاج الشعرا محمد بن علی سمرقندی شاعر وی در ابتدای جوانی برای تحصیل علم به بخارا رفت و مدتی بتعلیم پرداخت
[acicular , needle-shaped] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی راست و ظریف و نوک تیز و سفت شبیه به سوزن در گیاهان
[ گویش مازنی ] /soozeni/ از مراتع واقع در تاویر کتول
[needle-leaved, acicular , aciculum, aciculate, aciculiform] [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی گیاهی که برگ های سوزنی شکل دارد
[acicular crystal] [زمین شناسی] بلور بلند و باریک و سوزن مانند
[acicular powder] [مهندسی مواد و متالورژی] پودری با دانه هایی به شکل سوزن یا میله
[dot matrix printer] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] چاپگری که در آن حرف یا نماد، ماتریسی از نقاط است و بر این نقاط مرکب افشانده یا ضربۀ همرا ...

معنی سوزنی در فرهنگ معین

سوزنی
(زَ) (اِمر.) پارچه ای از مخمل ، شال یا ترمه که سوزن کاری شده باشد.

معنی سوزنی در فرهنگ فارسی عمید

سوزنی
تکه پارچه ای از مخمل، شال یا ترمه با حاشیه و ریشه که روی آن ابریشم دوزی یا گلابتون دوزی شده باشد و آن را زنان در رخت کن حمام زیر لباس های خود می گسترانند.

سوزنی در جدول کلمات

جنگل درختان سوزنی برگ مناطق سردسیر
تایگا

معنی سوزنی به انگلیسی

acerate (صفت)
سوزنی ، تیرهء افرا ، سوزنی شکل

معنی کلمه سوزنی به عربی

وشم
وخز بالابر

سوزنی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طب سوزنی در تهران   • طب سوزنی در اصفهان   • طب سوزنی برای لاغری   • آموزش طب سوزنی   • انجمن علمی طب سوزنی ایران   • فواید طب سوزنی   • طب سوزنی برای زیبایی پوست   • طب سوزنی چیست   • معنی سوزنی   • مفهوم سوزنی   • تعریف سوزنی   • معرفی سوزنی   • سوزنی یعنی چی   • سوزنی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سوزنی

کلمه : سوزنی
اشتباه تایپی : s,ckd
آوا : suzani
نقش : صفت
عکس سوزنی : در گوگل

آیا معنی سوزنی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )