برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1436 100 1

سنجر

/sanjar/

معنی اسم سنجر

اسم: سنجر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: ترکی
معنی: (تلفظ: sanjar) (ترکی) یعنی مرغ شکاری، (در اعلام) ملک شاه سلجوقی آخرین پادشاه از سلجوقیان بزرگ - نام یکی از پادشاهان سلجوقی

معنی سنجر در لغت نامه دهخدا

سنجر. [ س َ ج َ ] (ترکی ، اِ) مرغ شکاری جغتائی. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). پرنده ای است شکاری. (برهان ). || (ص ) مردمان صاحب حال و وجد و سماع. (برهان ) (آنندراج ). از لغات دساتیری است. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

سنجر. [ س َ ج َ ] (اِخ ) اسمش میر محمد هاشم خلف صدق میر حیدر رفیعی. صاحب دیوان است و طبعش خالی از سلامت نیست. بعد از پدر بهندوستان رفته و هم در آنجا فوت شده است. این اشعار از او منقول است :
اختیار خود داری هر چه میکنی ما را
ور بخضر جان بخشی ور کشی مسیحا را.
ز کس احوال او هرگز نپرسم
که ترسم با رقیبش دیده باشد.
غریب شهرتوام من ، بکش مرا و مترس
که هیچکس بدیار من این خبر نبرد.
تو چون خنجر کشی فتراک جویان
سر بدخواه بر بالین پسندند
متاع کفر و دین بی مشتری نیست
گروهی آن گروهی این پسندند.
(از آتشکده ٔ آذر ص 250).
چون پدر وی بسال 999 هَ. ق. بهند رفت ، محمد هاشم نیز با او بسفر شد؛ این هنگام بیست ساله بود و در آنجا نزد اکبرشاه منزلت یافت ، سپس نزد عادلشاه شد. آنگاه شاه عباس او را به اصفهان خواند، لیکن در همان اوان به بیماری اسهال بسال 1021 هَ. ق. بسن 41 سالگی درگذشت. (الذریعه و ج 9 صص 472 - 473 و ج 12 از حاشیه ٔ آتشکده ٔ آذر چ شهیدی ص 70). ظاهراً درباره ٔ این شاعر است که صائب گوید:
هزار حیف که عرفی و نوحی و سنجر
نیند جمع بدارالعباد برهان پور.
(از منتخبات صائب جمع آورده ٔ محمد شهید نورانی ).

سنجر. [ س َ ج َ ] (اِخ ) لقب سلطان محمد خوارزمشاه است. (جهانگشای جوینی ج 2 ص 79).

سنجر. [ س َ ج َ ] (اِخ ) ابن ملکشاه. معزالدین ابوالحارث احمدبن ملکشاه سلجوقی ، آخرین پادشاه از سلجوقیان بزرگ جلوس 511 هَ. ق. فوت 552 هَ. ق. بنابه قول مورخان در ظرف 40 سال امارت و سلطنت او در خراسان 19 فتح نصیب وی گردید. بعد از شکست برادرزاده اش کار او بالا گرفت و در شمار سلاطین بزرگ سلجوقی درآمد. در 544 هَ. ق. برای سرکوبی احمدخان که از دادن خراج سرپیچی میکرد به ماوراءالنهر حمله برد. سمرقند را محاصره کرد و احمدخان را اسیر گرفت ، ولی بار دیگر او را بحکومت آن ناحیه منصوب کرد. شش سال بعد بهرام شاه غزنوی کوس استقلال بزد. سنجر او را نیز به اطاعت وادار کرد در 535 هَ. ق. ...

معنی سنجر به فارسی

سنجر
معزالدین ابوالحارث احمد بن ملکشاه سلجوقی آخرین پادشاه از سلجوقیان بزرگ ( جل. ۵۱۱ ه.ق ./ ۱۱۱۷ م .- ف. ۵۵۲ ه. ق ./ ۱۱۵۷ م.) بنا بقول مورخان در ظرف ۴٠ سال سلطنت او در خراسان ۱۹ فتح نصیب وی گردید . بعد از شکست برادرزاده اش کار او بالا گرفت و در شمار سلاطین بزرگ سلجوقی در آمد . در ۵۲۴ ه.ق.برای سرکوبی احمد خان که از دادن خراج سرپیچی میکرد بماورائ النهر حمله برد سمرقند را محاصره کرد و او را اسیر گرفت ولی بار دیگر او را بحکومت آن ناحیه منصوب کرد . شش سال بعد بهرامشاه غزنوی کوس استقلال بزد . سنجر او را نیز باطاعت وادار کرد . در ۵۳۵ ه.ق. سمرقند بار دیگر سر بطغاین بر داشت وسنجر پس از ۶ ماه محاصره آنرا بتصرف در آورد و نسبت باهالی رحم و شفقت ورزید ولی در جنگ سختی که بین سنجر و قراختائیان در دره ضرغام در گرفت سنجر شکست خورد ( و این نخستین شکست او بود ) . این شکست یکی از بزرگترین شکستهای مسلمانان در آسیای مرکزی است . تلفات سلجوقیان را ۱٠٠٠٠٠ تن نوشته اند . نتیجه این شد که قراختائبان مرو و نیشابور را چندی اشغال کردند . دو سال بعد سنجر اشغال کردند . دو سال بعد سنجر قدرتی پیدا کرده به خیوه حمله برد ولی موفقیتی چندان نصیبش نگردید و مصالحه کرد. آخرین فتح سنجر غلبه بر علائ الدین جهانسوز غوری که بخراسان حمله کرده بود و اسیر گرفتن اوست . قراختائیان پس از تاسیس سلطنت باهالی مقیم آزاری نرساندند و بر عکس ترکان غز را که چادر نشین بودند از علفچرهای خود راندند وغزان ازرود سیحون گذشتند. سنجربانان اجازه داد تا در حوالی دره بلخ اقامت کنند ومقرر شد که این طایفه سالی ۴٠٠٠٠ گوسفند برسم خراج بدهند ولی بر سر تعیین جنس گوسفند نزاع برخاست وحاکم بلخ هم نتوانست غایله را رفع کند. سنجر پس از وقوف بر این قضیه در سال ۵۴۸ ه.ق. با ۱٠٠٠٠٠ سپاهی بقصد سرکوبی غزان روانه گردید . آنان اول مرعوب شده حاضر گردیدند که غرامت هم بدهند ولی سنجر پیشنهادهای آنها را رد کرد . غزان نیز دست از جان شسته مبادرت بجنگ کردند ( جنگ قطوان ) وفاتح شدند و سنجر را زنده اسیر گرفتند. سنجر مدت ۴ سال در حبس غزان بود. در این مدت ظاهرا احترام او را رعایت میکردند و در عین حال مراقب بودند که فرار نکند و معروفست که روزها او را بر تخت می نشانیدند و احکام و فرامین را بامضای او میرسانیدند و شبها ویرا در ...

معنی سنجر در فرهنگ معین

سنجر
(سَ جَ) [ تر. ] (اِ.)پرنده ای است شکاری .

معنی سنجر در فرهنگ فارسی عمید

سنجر
۱. پرندۀ شکاری.
۲. (صفت) مرد صاحب حال و وجد.

سنجر در دانشنامه ویکی پدیا

سنجر
مختصات: ۳۲°۲۳′۰۱″شمالی ۴۸°۲۱′۱۶″شرقی / ۳۲٫۳۸۳۶°شمالی ۴۸٫۳۵۴۳۱°شرقی / 32.3836; 48.35431
سنجر (دزفول)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان قبله ای قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۷۷۹ نفر (۵۲۱خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۲°۲۳′۰۱″ شمالی ۴۸°۲۱′۱۶″ شرقی / ۳۲.۳۸۳۶° شمالی ۴۸.۳۵۴۳۱° شرقی / 32.3836; 48.35431
سنجر (دزفول)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
سنجر بازار ترادان، روستایی از توابع بخش دشتیاری شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان باهوکلات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۰ نفر (۴۶خانوار) بوده است.
سنجر تورسونوف (ازبکی: Sanjar Atham oʻgʻli Tursunov؛ زادهٔ ۲۹ دسامبر ۱۹۸۶) یک بازیکن فوتبال اهل ازبکستان است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۴ فوریه ۲۰۱۴.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال ازبکستان بازی کرده است.
سنجر چنگ (به انگلیسی: Sanjar Chang) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در ناحیه تندو الله یار واقع شده است. سنجر چنگ ۳۵٬۱۶۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای پاکستان
سنجر دهمرده، روستایی از توابع بخش میان کنگی شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان جها ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با سنجر

سنجر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سنجر   • فیلم سنجر   • کوه سلطان سنجر   • قلعه طوق   • سلطان سنجر سلجوقی   • سنجر خان   • آرامگاه سلطان سنجر   • سلطان سنجری   • مفهوم سنجر   • تعریف سنجر   • معرفی سنجر   • سنجر چیست   • سنجر یعنی چی   • سنجر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سنجر
کلمه : سنجر
اشتباه تایپی : sk[v
آوا : sanjar
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس سنجر : در گوگل

آیا معنی سنجر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )