برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

سقف

/saqf/

مترادف سقف: بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک ، رواق، طاق، عرش ، بالاترین حد، نقطه اوج

متضاد سقف: کف، فرش

برابر پارسی: بام، پوشش روی بام، آسمانه

معنی سقف در لغت نامه دهخدا

سقف. [ س َ ] (ع اِ) آسمانه. (دهار). عرش. (نصاب ). آسمان خانه. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58) (منتهی الارب ) : این خانه را از سقف تا بپای زمین صورت کردند. (تاریخ بیهقی ).
ز بهر سقف عدوی سپید دستش دان
که شب ز چهره گلیم سیاه برسازد.
مجیرالدین بیلقانی.
چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست
چون نان تو موری نخورد مائده چیست.
خاقانی.
رستخیز است خیز و باز شکاف
سقف ایوان و طاق طارم را.
خاقانی.
سقف گردون کو چنین دائم بود
نز طناب و استنی قائم بود.
مولوی.
هریکی دیوار اگر باشد جدا
سقف چون باشد معلق بر هوا.
مولوی.
شنیدم که مردی غم خانه خورد
که زنبور در سقف او لانه کرد.
سعدی.
از صحن خانه تا بلب بام از آن من
از سقف خانه تا به ثریا از آن تو.
وحشی بافقی.
- سقف آسمان سوراخ شدن ؛ کنایه از واقعه ٔ عظیم و حادثه. (مجموعه مترادفات ص 365).
|| آسمان. || (مص ) پوشیدن خانه. (منتهی الارب ).

سقف. [ س َ ق َ ] (ع مص ) دراز شدن و کوژ شدن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) درازی با کژی. (منتهی الارب ).

سقف. [ س ُ ق ُ] (ع اِ) ج ِ سقف. رجوع به سقف شود. (منتهی الارب ).

سقف. [ س ُ ق ُ ] (معرب ، اِ) مخفف اسقف است که قاضی ترسایان و حاکم و مهتر ایشان باشد. (برهان ) :
چو خسرو برفت از برش چاره جوی
جهاندیده سوی سقف کرد روی.
فردوسی.
سقف گفت ما بندگان توایم
نیایشگر پاک جان توایم.
فردوسی.
|| زاهدی که خود را بجهت ریاضت نفس بزنجیر آویزد. (برهان ) (آنندراج ).

معنی سقف به فارسی

سقف
پوشش روی خانه، بام، آنچه باچوب وتیر آهن سازند
( اسم ) اسقف سکوبا .
مخفف اسقف است که قاضی ترسایان و حاکم و مهتر ایشان باشد .
[ceiling] [حمل ونقل هوایی، علوم جَوّ] [حمل ونقل هوایی] بیشترین ارتفاع فشاریِ قابل دستیابی هواپیما [علوم جَوّ] ارتفاع پایین ترین لایۀ ابر یا هر پدیدۀ جوّیِ مانع دید
[roof, top] [قطعات و مجموعه های خودرو] بخش بالایی اتاق خودرو که بر روی ستون های سه گانه قرار دارد
[threshold limit value-ceiling, TLV-C] [مهندسی محیط زیست و انرژی] حداکثر مقدار مجاز آلاینده در هوا که به هیچ وجه نباید از آن فراتر رود
[roof pendant, pendant] [زمین شناسی] بیرون زدگی روبه پایین سنگ درون گیر (country rock) به درون تودۀ نفوذی آذرین
[convertible top, fabric hood, canvas top, folding top, soft top, fabric top] [قطعات و مجموعه های خودرو] سقف غالباً برزنتی جمع شوندۀ خودروهای روبازشو
[electric top, power hood] [قطعات و مجموعه های خودرو] سقف خودبازشوی که با نیروی برق باز و جمع می شود
[balloon ceiling] [علوم جَوّ] سقفی که با بالون تعیین می شود
[estimated ceiling] [علوم جَوّ] یکی از انواع سقف که به شیوه های مختلف تخمین زده می شود
[roof panel] [قطعات و مجموعه های خودرو] لایۀ بیرونی سقف خودرو که بر روی ستون های سقف قرار دارد
[cruising ceiling] [حمل ونقل هوایی] بالاترین ارتفاعی که در آن سرعت هواگَرد برابر با 1/35 سرع ...

معنی سقف در فرهنگ فارسی عمید

سقف
۱. بالاترین سطح داخلی هر فضای سرپوشیده: سقف خودرو، سقف اتاق.
۲. بالاترین میزان هرچیز: سقف درآمد.
۳. [قدیمی، مجاز] = آسمان
* سقف لاجورد: [قدیمی، مجاز] آسمان.
* سقف مینا: [قدیمی، مجاز] آسمان.
* سقف دهان: (زیست شناسی) = کام۲

سقف در دانشنامه اسلامی

سقف
بالاترین پوشش فضای سر پوشیده، مانند اتاق را سقف گویند. از آن در بابهای طهارت، صلات، تجارت و صلح سخن گفته اند.
← سقف مسجد در نیت واقف
← اشتراک سقف بین مالکان چند طبقه
...
سقف
معنی سَّقْفِ: سقف
معنی سَّمَاءِ: آسمان - سقف - سمت بالا (سماء به معناي سمت بالا است . در عبارت "فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَی ﭐلسَّمَاءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ " یعنی :بايد طنابی از سقف [خانه اش] بياويزد، سپس خود را حلق آويز کند)
معنی عُرُوشِهَا: سقفهايش (عبارت "خَاوِيَةٌ عَلَیٰ عُرُوشِهَا " کنايه است از کمال خرابي ، زيرا خانه وقتي خراب ميشود اول سقف آن فرو ميريزد ، و سپس ديوارها به روي سقف ميافتد)
معنی مَّعْرُوشَاتٍ: داربستی شده ها (از عرش به معناي داربست و آلاچيق است ، يعني سقفي که بر روي پايههائي زده ميشود ، تا بوتههاي مو را روي آن بخوابانند . مانند عبارت " جنات معروشات و غير معروشات "سقف خانه را هم از همین رو عرش مينامند فرقش با سقف این است که سقف تنها به طاق...
معنی صَّرْحَ: برج بلند - قصر - حياط قصر (قصر و هر بنايي است بلند و مشرف بر ساير بناها ، و نيز به معناي محلي است که آن را تخت کرده باشند و سقف هم نداشته باشد )
معنی خَاوِيَةٌ: چيز تو خالي که آن را دور انداخته باشند - سرنگون شده (عبارت "خَاوِيَةٌ عَلَیٰ عُرُوشِهَا "استعاره است براي دياري که از سکنه خالي شده است و در اصل يعني ديوارهايش روي سقفش فرو افتاده که کنايه است از کمال خرابي ، زيرا خانه وقتي خراب ميشود اول سقف آن فر...
معنی يَعْرِشُونَ: بر افراشته مي سازند - بنا مي کنند (معاني عرش عبارتند از :داربست و آلاچيق - سقفي که بر روي پايههائي زده ميشود ، تا بوتههاي مو را روي آن بخوابانند - چيزي که سقف داشته باشد-هودج - کجاوه - تخت سلطان (از جهت بلنديش))
معنی لْيَمْدُدْ: مدد كند - بكشد (در اصل "لِيَمْدُدْ"(صيغه امر غائب بوده )كه با اضافه شدن واو یا فا براي سهولت لام ساكن شده است .کلمه مد و امداد به يک معنا است ، ليکن امداد بيشتر در محبوب آمده ، و مد بيشتر در مکروه استعمال شده است. عبارت "فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَ ...

سقف در دانشنامه ویکی پدیا

سقف
سقف به سطح بالایی یک اتاق یا یک سازه گویند. در ساختمان های یک طبقه سقف برای محافظت از نور آفتاب، برودت، باران و برف و در ساختمان های چند طبقه علاوه بر این کار برای جداسازی طبقات از یکدیگر استفاده می شود به گونه ای که سقف یکی زمین دیگری محسوب می شود. در مناطق سردسیر ارتفاع سقف تا کف معمولاً کم می باشد تا محل راحتتر گرم شود و در مناطق گرمسیر به خاطر جریان داشتن هوا عموماً ارتفاع سقف زیادتر می باشد.
سقف نیازیت
طاق ضربی
کامپوزیت
دال بتنی
کامپوزیت کرومیت
تیرچه و بلوک
سقف L.C.P
تیرچه و بلوک کرومیت
متال دک
یوبوت
سقف سبک
سقف شیروانی از بیرون در جزایر قناری
عکس سقف
سقف (ایتالیایی: Il tetto) فیلمی به کارگردانی ویتوریو دسیکا است که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به گابریلا پالوتا اشاره کرد.
سقف L.C.P یا (Light Composite Panel) ترکیبی از فولاد و بتن سبک است که عملکردی مرکب داشته و به صورت کاملاً پیش ساخته، در کارخانه تولید و پس از حمل به محل پروژه، با اتصالات جوشی یا مکانیکی، به تیرهای اصلی یا فرعی سازه متصل می گردد.
سقف
ساختمان
عمران
سازه
اسکلت فولادی
ساندویچ پنل
سقف پیش تنیده
سقف کامپوزیت بیگت
این سقف، توسط مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، وابسته به وزارت راه و شهرسازی، مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفته است؛ که با نام تجاری پانل سبک سقفی مرکب شناخته می شود. همچنین این سقف، با عنوان (سقف سبک مرکب) در اداره مالکیت صنعتی ایران به عنوان یک اختراع جدید، به ثبت رسیده است.
از مزایای مهم این سقف می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- کاهش قابل ملاحظه وزن سقف، نسبت به سایر سقف ها مانند تیرچه بلوک، کامپوزیت، عرشه فولادی و سقف های بتنی (وزن تقریبی این سقف، حدود ۸۰ کیلوگرم بر متر مربع است).
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سقف در جدول کلمات

سقف
سغ
سقف اتاق
تاق
سقف خانه
بام
سقف خانه و گنبد
سغ
سقف درشکه
کروک
سقف دهان
سق, نگ
سقف ریخته
اوار
سقف فرو ریخته و ویران
اوار
سقف فقرا
اسمان
سقف مدور
کنبد

معنی سقف به انگلیسی

roof (اسم)
مسکن ، طاق ، پوشش ، سقف ، بام خانه ، بام
cover (اسم)
سر ، پوشش ، جلد ، سر پوش ، فرش ، غلاف ، سقف ، رویه ، روپوش ، لفاف ، پاکت ، غشا
ceiling (اسم)
سقف ، حد پرواز ، پوشش یا اندود داخلی سقف
loft (اسم)
سقف ، اطاق زیر شیروانی ، کبوتر خانه ، آسمان ، اطاق نزدیک سقف
soffit (اسم)
سقف ، زیر طاق ، قسمت پایین عمارت
coverture (اسم)
پوشش ، پناه ، حفاظ ، سقف
housetop (اسم)
سقف ، بام خانه

معنی کلمه سقف به عربی

سقف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حلما
چت
فرامرز فرشاد
سر پناه
رحیمی امیررضا
نام سقف در زبان ترکی ( آذری ) توفاق میباشد
عذرا
سقف مترادف توفاق هر دو تورکی است...در فارسی غین و قاف نیست...و سقف مترادف و هم خانواده در عربی ندارد...........یریاشدی......نئچه یاشین وار؟.......(نئچه ایل سابقه ن وار؟) یاش(خیس و تر وسن)چرا سن وخیس با هم یک کلمه است.چون اگر درختان تر وخیس باشند به رشد خود ادامه می دهند.ولی اگر خشک باشند می میرند. ورشد نمی کنند .وبه سن وسالشان افزوده نمی شود.یاش،یاشا،یاشام،یاشار،یاشایش،یاشیل، یاشاسین
علی باقری
سقف : پوششی است برای جلوگیری از نفوذ عوامل طبیعی به داخل ساختمان (اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)
عذرا
(سقف متضادش کف) توفاق(توفاقین داغیل سین نفرین است)،گودوش دیبیلانار توفاقین تاپار
نادر
سقف به معنی پوشش خانه و ساختمان، مسقّف به معنی پوشیده
معادل دقیق کلمه سقف در ترکی، اؤرتوک و معادل دقیق کلمه پوشیده در ترکی، اؤرتولو می باشد ؛ امروزه از کلمه اؤرتولو بعنوان مکان مسقّف و سر پوشیده بیشتر استفاده می شود ولی از کلمه اؤرتوک بعنوان سقف استفاده نمی شود. معمولاً در زبان ترکی کلمه سقف و پشت بام را یکی می گیرند و به هر دو دام می گویند هرچند که در بعضی از مناطق از کلمه دام به معنی خانه نیز استفاده می شود.
توفاق اگر معنی سقف را نیز داشته باشد، به این معنی استفاده نمی شود و اغلب آن را به جای کلمات دودمان، خانواده و خاندان بکار می برند.
توفاقین داغیلسین نفرین ترکی و کنایه از خواستن نابودی دودمان کسی است؛ هرچند که نابودی دودمان بی ارتباط با ریختن سقف نمی باشد.
توفاق با کلمه دوواق یکی نیست، ضرب المثل: گوودوش دیغیرلانار دوواقین تاپار بمعنی این است که: گوودوش( گاودوش، دیزی یا ظرفی شبیه آن) می غلتد و درب خود را پیدا می کند یعنی هر کس همتراز و هم شأن وکفو خود را پیدا می کند. البته اصل ضرب المثل چنین است:
چؤلمَک( گوودوش ) دیغیرلانار دوواقین تاپار . با نهایت تشکر که ما را به یاد ضرب المثل زیبایمان انداختید.
سهیل نظری
غ در پارسی هست مانند باغ ،بغ،بغداد شاه پارس، ق در پارسی نیست ولی واژگانی از پارسی هست که معرب شده یا آرامی شده و ک و گ به ق دگرگون شده ، پس در پارسی هم اکنون واژگان پارسی غ دار و ق دار هستنده دارد
سقف هم ترکی نیست عربیست در قران است یعنی پیش از آمدن ترکان به آسیای میانه ووخاورمیانه در عربستان سقف هستندگی داشته است
نادر
جناب آقای سهیل نظری عزیز من هم مثل حضرت عالی اعتقاد به حفظ اصالت زبانی دارم ولی در حد متعادل و قابل قبول جامعه، مواظب باشیم این بار از طرف دیگر پشت بام نیفتیم . افراط و تفریط در هر کاری درد سر ساز می شود. بعضی ها فکر می کردند و نیز بعضی ها فکر می کنند آوردن کلماتی خاص از زبان عربی یا دیگر زبانهای بیگانه در گویش پارسی نشانه سواد بیشتر است و عمداً گویش پارسی را به عربی نزدیک می کردند و این زیاده روی سبب شده امروزه نسلی به دنبال استقلال کامل زبانی بیفتند که این هم تقریباً غیر ممکن است و درد هزار ساله را نمی توان به کلی درمان کرد. مثلاً اگر به جای عبارت " مثلث متساوی الاضلاع " عبارت " سه برِ سه بر برابر " و به جای عبارت " مثلث " متساوی الساقین " عبارت " سه برِ دو بر برابر " را بکار بریم و با استفاده از این عبارتهای جدید و کاملاً پارسی بخواهیم یکی از قوانین مثلثات را بیان کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ آیا به سادگی قابل فهم خواهد بود ؟ آیا مردم را به مشکل نمی اندازد؟ دوست گرامی خودباختگی ناپسند است؛ خودباختگی از هر جنسش و ازجمله از جنس زبانی، نه صحبت کردن و نوشتن با زبان جا افتاده و قابل قبول جامعه. اصلاح خوب است و کاری بسیار ارزنده و عالمانه ولی انقلاب زبانی راه به جایی نمی برد. مثلاً به نظر ارادتمند شما، فعل مرکب " هستنده دارد " و " هستندگی داشته است " از طرف دیگر پشت بام افتادن است و به جای آنها " وجود دارد " و " وجود داشته است " مشکل چندانی ندارد. البته می توان از افعال " هست " و " بوده است " که کاملاً پارسی هستند، نیز استفاده کرد. ما هم در زبان ترکی این مشکل را داریم و البته مشکل ما به مراتب بیشتر از هموطنان پارسی زبان است . متأسفانه بعضی از هموطنان ترک شما، طوری صحبت می کنند که نمی شود اسم زبان خاصی را بر گویش آنها گذاشت و جزء هیچیک از زبان های موجود دنیا محسوب نمی شود. اگر چه زبان پارسی با واژه های زبانهای دیگر آمیخته شده ولی خوشبختانه قالب و ساختار پارسی خود را نگه داشته است . بعضی از همزبان های من در صحبت خود نه تنها واژه های زبانهای دیگر را زیاد بکار می برند بلکه ساختار گویش ترکی را نیز به کلی به هم می ریزند. در مناطق ترک نشین کشورمان، زبان ترکی در جاهای دور افتاده و به ظاهر کم تمدن خیلی زیباتر و صحیح تر و قاعده مندتر از بعضی مراکز بزرگ جمعیتی صحبت می شود بدون آنکه این مردمان دستور زبان ترکی را در جایی آموخته باشند چون تعامل کمتری با مناطق و گویشهای دیگر کشور داشته اند و نیز به فکر فخر فروشی با واژه های وارداتی نبوده اند. به نظر من اگر افراط و تفریط نکنیم و کمی به فکر آن باشیم که خوب صحبت کنیم، به تدریج اصالت زبانی متعارفی حاصل خواهد شد و ما زبانی زیبا و تحسین بر انگیز خواهیم داشت.
امین
درود به همگی و شما نادر جان. درکل سخن تون درسته اما یکجا اشتباه داشتید گفتم بهتون بگم شاید در زمان ها و مکان های دیگری این اشتباه رو تکرار نکنید. اینکه از عبارت ترک بکار بردید برای مناطق کشورمان. اگر منظورتان آذربایجان باشد باید بگویم که مردم آذربایجان ترک تبار و ترک نژاد نیستند. تنها ترک زبان‌اند. یعنی ترکی زبان اصیل ما آذری‌ها نبوده. زبان ما در گذشته ( ایام باستان و سپس تا پیش از تهاجم و حمله مغول) آذری پهلوی بوده که به مانند بسیاری از لهجه‌های امروزین اقوام ما مثل کردها و لرها و شمالی‌های عزیز، از شاخه های زبان پارتی اشکانی بوده است. روند ترکی شدن زبان مردم آذربایجان بسیار طولانی مدت و به تدریج صورت گرفته. درکل خواستم بگم با توجه با اقدامات ضد فرهنگی پانترکان (جدایی طلبانی که خودشان را تورک می نامند) این تفکر غلط و اشتباه رایج شده که مردم آذربایجان ترک تبار هستند. اگر چنین بود نام این استان امروز ترکستان می شد نه آذربایجان. زبان ترکی بومی این منطقه نیست که بگوییم مردمان ترک زبان در ایران باید حتما به درستی به آن تلکم کنند. اما در اصل مطلب با گفته شما موافقم.
ب. الف. بزرگمهر
تاغ، آسمانه

واژه ی زیبای �آسمانه� که در پارسی کهن بجای تاغ (�تاق�) و سقف بکار می رفته را در اینجا سازگار با درونمایه ی گفتار آن نویسنده ی بزرگ [تئودور داستایفسکی]، دانسته بکار برده ام؛ گرچه در سایر باره ها با کمی چشم پوشی از واژه ی �تاق� (تاغ) نیز می توان سود برد.

برگرفته از پی نوشت یادداشتِ �آسمانه ی آزادی و بلندای اندیشگی�، ب. الف. بزرگمهر دهم تیر ماه ۱۳۹۴
https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/07/blog-post_0.html


علی دوستی نوگورانی
سغ
امرداد
واژه ی سقف اربی , اربی شده ی چَخت پارسی است,,,,در زبان اوستایی واژه ی فرانش و در پارسی امروزی آسمانه و تاغ را داریم,,,,در پایان چرایی پارسی ستیزی پان ترکان و ترک زبانان ناآگاه را نمی دانم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سقف ساختمان   • قیمت سقف کاذب   • سقف کاذب حیاط خلوت   • سقف کاذب آشپزخانه   • انواع سقف جدید   • سقف کاذب پی وی سی   • انواع سقف های کاذب   • سقف کاذب سرویس بهداشتی   • معنی سقف   • مفهوم سقف   • تعریف سقف   • معرفی سقف   • سقف چیست   • سقف یعنی چی   • سقف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سقف

کلمه : سقف
اشتباه تایپی : srt
آوا : saqf
نقش : اسم
عکس سقف : در گوگل

آیا معنی سقف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )