برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

سرشار

/sarSAr/

مترادف سرشار: آکنده، انباشته، پر، سیراب، فایض، فیض، لبالب، لبریز، مالامال، مشحون، ممتلی، مملو

متضاد سرشار: تهی

معنی سرشار در لغت نامه دهخدا

سرشار. [ س َ ] (نف مرکب ) از: سر + شار. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). لبریز، چه شار بمعنی ریختن است. (برهان ). لبریز و معنی ترکیبی آن از سر ریزنده است ، چه شار بمعنی ریختن باشد. و نظیر آن آبشار است و ظاهر است چون ظرفی بمال پر میشود آنچه در آن باشد از سرش میریزد و بعضی مردم که بهر دو شین معجمه گویند خطاست. (غیاث ). معنی ترکیبی آن چیزی که از سر بریزد و این کنایه از چیز بسیار چون نظاره ٔ سرشار، غفلت سرشار و خنده ٔ سرشار و گریه ٔ سرشار و مست از سر خود رفته. (آنندراج ) :
مخمور رانگاه تو سرشار میکند
بدمست را عتاب تو هشیار میکند.
صائب (از آنندراج ).
سبز شد خط لب یار بهار است بهار
ای جنون من سرشار بهار است بهار.
حضرت شیخ (از آنندراج ).
- پاکی سرشار :
از پنجه ٔ خونین شفق باک ندارد
از پاکی سرشار که در گوهر صبح است.
صائب.
- دولت سرشار :
چاره ٔ جوش غرورم دولت سرشار بود
همچو شمعم سرکشی از پستی دیوار بود.
اسماعیل ایما (از آنندراج ).
- غفلت سرشار :
آه از این غفلت سرشار که چون ساغر پر
جان بلب آمد و از کرده پشیمان نشدم.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).
- مستی سرشار:
محتسب پرحذر از مستی سرشار من است
سنگ بگریزد از آن شیشه که دربار من است.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).
- منت سرشار :
بی پرده میدهد بنظر جلوه غیب را
صائب رهین منت سرشار آینه.
صائب.
|| لبالب. (برهان ). لبالب و مالامال. (ناظم الاطباء). تمام. کامل :
سختی ایام باشد بر سبک عقلان گران
کی کند دیوانه ٔ سرشار تمکین سنگ را.
صائب.
بسکه کویت از فغانم گرمی سرشار داشت
شعله ای شد هرکه درراه تو در پا خار داشت.
میرزا طاهر وحید (از آنندراج ).
|| مست و مخمور. (ناظم الاطباء).

معنی سرشار به فارسی

سرشار
لبریز، پر، لبالب
( صفت ) لبریز لبالب پر .
[ گویش مازنی ] /sarshaar/ زن سلطه جو

معنی سرشار در فرهنگ معین

سرشار
(سَ) (ص مر.) لبریز.

معنی سرشار در فرهنگ فارسی عمید

سرشار
لبریز، پر، لبالب.

سرشار در دانشنامه ویکی پدیا

سرشار
سرشار می تواند به موارد زیر اشاره کند:
حسین سرشار، خواننده و بازیگر ایرانی
محمدرضا سرشار، معروف به رضا رهگذر، نویسنده، منتقد ادبی و گوینده برنامه رادیویی قصه ظهر جمعه
شهلا سرشار، خواننده ایرانی
هما سرشار، نویسنده و روزنامه نگار ایرانی
حسین سرشار (۲۲ خرداد ۱۳۱۳–۲۰ فروردین ۱۳۷۴) خواننده اپرا (باریتون دراماتیک)، موسیقیدان، دوبلور و هنرپیشه ایرانی بود. او در اپراها و تئاترهای ایرانی و ایتالیایی اجرا کرد و پس از انقلاب و تعطیلی اپرا، در سینمای ایران بازی و دوبله کرد. در ۶۰ سالگی درگذشت. پیرامون مرگ او روایت های گوناگونی وجود دارد.
اجاره نشین ها - داریوش مهرجویی ۱۳۶۵
جعفرخان از فرنگ برگشته - علی حاتمی ۱۳۶۶
هامون (فیلم) - داریوش مهرجویی ۱۳۶۸
ای ایران(فیلم) - ناصر تقوایی ۱۳۶۸
رنو تهران - ۲۹ - سیامک شایقی ۱۳۶۹
راه و بیراه - سیامک شایقی ۱۳۷۰
حسین سرشار در سال ۱۳۱۳ در محله ای قدیمی در خیابان فرهنگ تهران چشم به جهان گشود. برخی منابع تاریخ تولد او را ۱۳۱۰ ذکر کرده اند اما همسر حسین سرشار در بیوگرافی او در کتاب نامبرده حسین سرشار (نوشته ساناز سیداصفهانی) تاریخ تولد او را ۱۳۱۳ ذکر کرده است.
او در سال ۱۳۳۳ از هنرستان عالی موسیقی در رشته آواز (اپرا) دیپلم گرفت و برای ادامهٔ تحصیل راهی ایتالیا شد و در آنجا دورهٔ نهایی کنسرواتوار سانتا چِچیلیای رم را با درجهٔ اول به پایان رساند و در ژوئن ۱۹۶۲ در رشته اپرا مدرک فوق لیسانس گرفت. در کنکور بین المللی اپرای لا فِنیچه در ونیز شرکت نمود و یکی از هفت برندهٔ جایزه آواز آن مسابقه شد. در نهایت از طرف همان اپرا به عنوان سولیست در کنسرتی با ارکستر میلان شرکت نمود. حیطه صدای وی باریتون دراماتیک بوده و در اپراهای بسیاری ایفای نقش نموده است.
در دوره دانشجویی در ایتالیا همراه با مرتضی حنانه و بهجت صدر و دیگران در دوبله فیلم های ایتالیائی شرکت داشت. صدای او با ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی در خاطر سینمادوستان مترادف است. او همچنین در تهران نیز چند کنسرت موسیقی آوازی برگزار کرد. ضمناً در اجرای اپراهایی در ونیز و ناپل نقش هایی را بر عهده گرفت. ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سرشار در جدول کلمات

سرشار
لمالم
این منظره دیدنی با ارتفاع چهار هزار و 400 متر در استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد | منطقه ای کوهستانی و سرشار از زیبایی های طبیعی را در نوار شمالی این استان پدید آورده است
کوه دنا
میوه ای سرشار از ویتامین
اناناس
میوه ای سرشار از ویتامین ث
پرتقال
میوه سرشار از ویتامین
کیوی
از دانه های خوردنی سرشــار از پروتئین که پخته آن خورده می شود
لوبیا

معنی سرشار به انگلیسی

plenteous (صفت)
وافر ، سرشار ، پربار
opulent (صفت)
وافر ، سرشار
tremendous (صفت)
ترسناک ، عظیم ، سرشار ، عظیم الجثه ، فاحش ، شگرف
brimful (صفت)
لبریز ، سرشار
overfilled (صفت)
لبریز ، سرشار
profuse (صفت)
فراوان ، وافر ، لبریز ، سرشار
plenitudinous (صفت)
وافر ، سرشار

معنی کلمه سرشار به عربی

سرشار
ثراء , حي , مسرف
مسرف

سرشار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه
سرریز
مهدی سرشار
مهدی سرشار راهم به سرشارهای معروف بیافزایید.من کلی مدال قایقرانی و ورزشی برای کشورم در سطح کشور و آسیایی و باشگاههای جهان آوردم
مدینه
پر شدن
سارا
پر شدن
یگانه
انباشته شدن🤔🤔
حمیدرضا دادگر_فریمان
لمالم،آکنده، انباشته، پر، سیراب، فایض، فیض، لبالب، لبریز، مالامال، مشحون، ممتلی، مملو
امیر پارسا خزایی
لبریز .پر
اسرا
لبریز
سمیرا
سرشار سمیرا
محدثه
سرشار = پر، لبریز، انباشته شدن، مالامال، و...
Vanda
لبریز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرشار   • محمدرضا سرشار رضا رهگذر   • سرشار شهلا   • محمد سرشار   • دانلود قصه های محمدرضا سرشار   • آثار محمدرضا سرشار   • محمدرضا سرشار قصه ظهر جمعه   • پر و سرشار   • مفهوم سرشار   • تعریف سرشار   • معرفی سرشار   • سرشار چیست   • سرشار یعنی چی   • سرشار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرشار

کلمه : سرشار
اشتباه تایپی : svahv
آوا : sarSAr
نقش : صفت
عکس سرشار : در گوگل

آیا معنی سرشار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )