برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

سرزنش

/sarzaneS/

مترادف سرزنش: بدگویی، بیغاره، پیغاره، تعنت، تقبیح، تشنیع، تقریع، سرکوفت، شماتت، شنعت، طعن، طعنه، عتاب، قدح، لوم، مخالفت، مذمت، معاتبت، معاتبه، ملام، ملامت، نکوهش

متضاد سرزنش: تمجید، ستایش

معنی سرزنش در لغت نامه دهخدا

سرزنش. [ س َ زَ ن ِ ] (اِمص مرکب ) نکوهش و ملامت. (آنندراج ). توبیخ. سرکوفت. سراکوفت. بیغاره. نکوهش :
نه بیغاره دیدند بر بدکنش
نه درویش را ایچ سوسرزنش.
ابوشکور.
چنین داد پاسخ که بر بدکنش
نباید مگر کشتن و سرزنش.
فردوسی.
بترسید سخت از پس سرزنش
شد از راه دانش به دیگر منش.
فردوسی.
نباید که یکباره از بدکنش
بود شاه را جاودان سرزنش.
فردوسی.
بدکنش را به سخن دست مده بر بد
که به تو بازشود سرزنش از کارش.
ناصرخسرو.
بر نوح نبی سرزنش نباید
کو رفت به کوه از میان طوفان.
ناصرخسرو.
در گلستان هر آنکه رود بی جمال دوست
واﷲ که بهر سرزنش خار میرود.
سیدحسن غزنوی.
ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
لعل تو سنگ سرزنش بر آفتاب انداخته.
خاقانی.
میخورم می که مرا دایه بر این ناف رواست
نبرد سرزنش تو ز سر کار مرا.
خاقانی.
در سرزنش عرب فتاده
خود را عجمی لقب نهاده.
نظامی.
مجنون ز جهان چو رخت بربست
از سرزنش جهانیان رست.
نظامی.
سعدی از سرزنش خلق بترسد هیهات
غرقه در بحر چه اندیشه کند طوفان را.
سعدی.
سفله که زیور همه بر خویش بست
شد سرش از سرزنش خلق پست.
امیرخسرو.
زبان کشیده به تیغی به سرزنش سوسن
سپر گرفته شقایق چو مردم ایناغ.
حافظ.
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه ٔ مستی و رندی نرود از پیشم.
حافظ.
- سرزنش کردن ؛ ملامت کردن. توبیخ. (دهار). تعییر. (دهار) (زوزنی ).طعن و طنز کردن :
چنین گفت شیرین که آن بدکنش
که چرخ بلندش کند سرزنش.
فردوسی.
اگر گفت کای شاه برترمنش
همی عیبجویت کند سرزنش.
فردوسی.
نباید سرزنش کردن بر اینان
که راه حکم یزدان بست نتوان.
(ویس و رامین ).
فردا ...

معنی سرزنش به فارسی

سرزنش
سرکوفت، طعنه، ملامت، نکوهش
( اسم ) ملامت طعنه .

معنی سرزنش در فرهنگ معین

سرزنش
(سَ زَ نِ) (اِمص .) طعنه ، ملامت .

معنی سرزنش در فرهنگ فارسی عمید

سرزنش
سرکوفت، طعنه، ملامت، نکوهش.

سرزنش در دانشنامه اسلامی

سرزنش
سرزنش سخن توبیخ آمیز گفتن به کسی و بازخواست کردن او در برابر لغزشی است که از او سر زده است. سرزنش از الفاظی است که در فقه کاربرد دارد.
سرزنش که در زبان عربی از آن به ملامت، تعییر، عذل و مذمت تعبیر میشود. در لغت به معنای بدگویی از کسی یا چیزی و یا گفتن بدیهای کسی یا چیزی است.
در روایات
در روایات و کتابهای اخلاقی نیز به دلیل روشن بودن این معنا، تعریف خاصی از سرزنش صورت نگرفته و همین معنای لغوی مد نظر واقع شده است.
اقسام سرزنش
سرزنش را می توان به چاقوی دولبه ای تشبیه نمود که هم دارای جنبه های مثبت است و هم دارای اثرات منفی؛ از این رو ضروری است در مرحله ی نخست، سرزنش های سازنده و بجا، از سرزنش های ویرانگر و نابجا شناخته شده و متمایز شود، تا راه استفاده صحیح از این ابزار مشخص گردد.
← سرزنش سازنده
...
سرزنش
سرزنش که در زبان عربی از آن به ملامت، تعییر، عذل و مذمت تعبیر می­شود در لغت به معنای بدگویی از کسی یا چیزی و یا گفتن بدی­های کسی یا چیزی است. در روایات و کتاب­های اخلاقی نیز به دلیل روشن بودن این معنا، تعریف خاصی از سرزنش صورت نگرفته و همین معنای لغوی مدنظر واقع شده است.
سرزنش را می­توان به چاقوی دولبه­ای تشبیه نمود که هم دارای جنبه­های مثبت است و هم دارای اثرات منفی؛ از این­رو ضروری است در مرحله­ی نخست، سرزنش­های سازنده و بجا از سرزنش­های ویران­گر و نابجا شناخته شده و متمایز شود تا راه­ استفاده­ صحیح از این ابزار مشخص گردد.
- انتقاد از عمل ناپسند به ­جای سرزنش اشخاص:
در سیره و روش معصومین علیهم السلام بیش از آن که اشخاص مورد سرزنش قرار گیرند، صفت­ها و شیوه­های نادرستی که در شخص یا جامعه مرسوم و شایع می­شد، مورد ملامت و سرزنش قرار می­گرفت. برای همین در سخنان و کلمات معصومین علیهم السلام بسیار مشاهده می­شود که روش­ها و رفتارهای ناپسند بدون در نظر گرفتن این که چه کسی آن را انجام می­دهد، مورد نکوهش واقع شده­اند.
با این روش، سرزنش­کننده این امر را به سرزنش­شونده یا سرزنش­شوندگان القاء می­کند که مقصود از سرزنش، تخریب شخصیت فرد یا جامعه نیست بلکه پرهیز دادن از این صفت زشت و ناپسند یا روش نادرست است ...


سرزنش در جدول کلمات

سرزنش
عتاب, لوم, نکوهش, ملامت
سرزنش و ملامت
لوم
سرزنش و نکوهش
شماتت
سرزنش کردن
ملامت, نکوهیدن
بسیار سرزنش کننده
لوام
سختی تمثیلی که به شوخی یا سرزنش به کسی گفته شود
متلک

معنی سرزنش به انگلیسی

snub (اسم)
جلو گیری ، سرزنش
vituperation (اسم)
توهین ، بد زبانی ، سرزنش ، بد گویی ، ناسزا گویی ، توبیخ
blame (اسم)
سب ، سرزنش ، گناه ، عتاب ، اشتباه ، مذمت
reproach (اسم)
سب ، ننگ ، سرزنش ، مذمت ، رسوایی ، ملامت ، طعنه ، عیب جویی ، توبیخ ، سرکوفت
reproof (اسم)
سب ، سرزنش ، عتاب ، ملامت ، طعنه ، نکوهش ، توبیخ ملایم
raillery (اسم)
انتقاد ، سرزنش ، شوخی ، توبیخ ، استهزا
remonstrance (اسم)
اعتراض ، تعرض ، سرزنش ، نکوهش
railing (اسم)
نرده ، سرزنش ، محجر ، ریل
rebuke (اسم)
سرزنش ، زخم زبان ، ملامت ، طعنه ، گوشمالی ، سرکوفت
scolding (اسم)
سرزنش ، چوبکاری
twit (اسم)
سرزنش ، طعنه
condemnation (اسم)
سرزنش ، محکومیت
chiding (اسم)
سرزنش ، عتاب
disapprobation (اسم)
رد ، سرزنش ، مذمت ، بی میلی ، عدم تصویب ، تقبیح
sarcasm (اسم)
سرزنش ، ریشخند ، لطیفه ، طعنه ، زهر خنده ، سخن طعنه امیز
conviction (اسم)
عقیده ، سرزنش
demerit (اسم)
سرزنش ، عدم لیاقت ، نا شایستگی
deprecation (اسم)
سرزنش
reprimand (اسم)
سرزنش ، مجازات ، توبیخ ، سرزنش و توبیخ رسمی
reprehension (اسم)
سرزنش

معنی کلمه سرزنش به عربی

سرزنش
تانيب , رفض , سخط , سور , لائمة , لوم
تحذير
نزيه
توبيخ
باروکة , تبجح , تهکم , توبيخ , رفض , سديم , سليطة اللسان , لائمة , لوم , مراقبة , وبخ
اترک
مستحق اللوم

سرزنش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shabnam
سرکوب
رقیه امیرعاجلو
عتاب
Mosy
شماتت
محسن مرادنوری
ملامت
مذمت
ذم
نکوهش
حمدی
لوم
حمیدرضا دادگر_فریمان
بدگویی، بیغاره، پیغاره، تعنت، تقبیح، تشنیع، تقریع، سرکوفت، شماتت، شنعت، طعن، طعنه، عتاب، قدح، لوم، مخالفت، مذمت، معاتبت، معاتبه، ملام، ملامت، نکوهش
سیدحسین اخوان بهابادی
سراکوت /Sarakut/در گویش شهرستان بهاباد به معنای، سراکوفت، سر کوفت،زخم زبان، توبیخ، سرزنش و ملامت است.
سراکوت دادن: سرزنش کردن.مثلا، اینقدر سراکوتَم نده... یا مادر به فرزندش میگه اگر چیزی نگم فردا همین خودت سراکوتَم میدی که چرا هچی(هیچی) نگفتت(نگفتی تو یا شما)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سرزنش   • مفهوم سرزنش   • تعریف سرزنش   • معرفی سرزنش   • سرزنش چیست   • سرزنش یعنی چی   • سرزنش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سرزنش

کلمه : سرزنش
اشتباه تایپی : svcka
آوا : sarzaneS
نقش : اسم
عکس سرزنش : در گوگل

آیا معنی سرزنش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )