برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1437 100 1

ستی

معنی اسم ستی

اسم: ستی
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: set (t) i) (عربی) (از عربی ستی = بانوی من) (در قدیم) عنوانی احترام آمیز برای زنان، (به مجاز) زن و دختر - به کسر سین، سنی، سرسخت و محکم، قطعه ای فولادی و محکم که بر سر نیزه یا داس نصب میشود

معنی ستی در لغت نامه دهخدا

ستی. [ س َ ] (اِ) فولاد و آهن. (برهان ) (غیاث ). آهنی سخت بود مانند پولاد. (فرهنگ اسدی نخجوانی ). آهن و پولاد (آنندراج ) :
زمین چون ستی بینی و آب رود
بگیرد فراز و بیاید فرود.
ابوشکور.
|| ظاهراً از ریشه ٔاوستایی «سنئیثیش » (ابزار جنگ ) و ظاهراً «ستی » مصحف «سنی » است. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نوعی از نیزه و سنان. (برهان ) (آنندراج ). و نوعی از نیزه و سنان آهنی باشد سخت چون پولادو بر سر تیر و داس نهند. (صحاح الفرس ). شمس فخری درفرهنگ معیار جمالی بفتح نون آورده و با نی و کی قافیه کرده ، و در لغت ستی آهنی باشد که بر سر نیزه یا داس نهند و معنی سنان از آن فهمیده میشود و قطعه اش این است :
شاه ایام شیخ ابواسحاق
ای کلاه تو رشک افسر کی
آفتاب از خجالت رایت
هر سپیده دمی برآرد خوی
آب در حلق بدسگالانت
عجب است ار نمی شود چو ستی.
(از انجمن آرا).
|| بزبان هندی زن را گویند که خود را با شوهر خود که مرده باشد در آتش اندازد و بسوزد. (برهان ) (آنندراج ).

ستی. [ س ِت ْ تی ] (ع اِ) برای خطاب به زن آید، یعنی ای شش جهات من ، یا آن ملحون است و صواب سیدتی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ) :
ستی و مهستی را برغزلها
شبی صد گنج بخشی در مثلها.
نظامی.
هم سرش را شانه میکرد آن ستی
با دو صد مهر و دلال و دوستی.
مثنوی.
نیستم شوهر نیم من شهوتی
ناز را بگذار اینجا ای ستی.
مثنوی.
هین رها کن عشقهای صورتی
عشق بر صورت نه بر روی ستی.
مثنوی.
رجوع به ست شود.

ستی. [ س ِت ْ تی ] (اِخ ) بنت موسی الکاظم. (تاریخ گزیده ص 206). دختر حضرت موسی بن جعفر معروف به معصومه علیهاالسلام. رجوع به فاطمه شود.

ستی.[ س ِت ْ تی ] (اِخ ) نام حضرت مریم. (ناظم الاطباء).

معنی ستی به فارسی

ستی
نام دو تن از فراعنه مصر از سلسله نوزدهم : ستی اول . فرعون مصر (جل.۱۳٠۸ - ف.۱۲۹۸ ق م.). مقبره وی نزدیک شهر تبس کشف شده و او پدر رامسس دوم است . یا ستی دوم . فرعون مصر ( در حدود ۱۲۱٠ ق م.) .
بانو، خانم، زن هندوکه اوراباجسدشوهرش آتش زنند
( اسم ) زنی که خود را با شوهرش - که مرده باشد - در آتش اندازد و بسوزد .
نام حضرت مریم
[ گویش مازنی ] /sati/ آلو سنگک - آلو سیاه ۳پرنده ای کوچک & پارچه ای که زنان آن را پیچانده و روی سر گذارند تا با روی آن نهند
خواهر طالب آملی ( ف.۱٠۳۶ه.ق.۱۶۲۶م.) وی پس از مرگ برادر سرپرستی فرزندان او را بر عهده داشت . منظومه (( طالبا)) را که بلهجه طبری است بدو نسبت داده اند .
[ گویش مازنی ] /sati daar/ درخت آلو سیاه & استوار شدن
نام آهنگی است
بنت امام موسی بن جعفر
[ گویش مازنی ] /sati gole/ از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
[ گویش مازنی ] /lati sati/ له شده

معنی ستی در فرهنگ معین

ستی
( ~ .) (اِ.) زنی که خود را با شوهرش - که مرده باشد - در آتش اندازد و بسوزد.
(سَ) (اِ.) فولاد، آهن .

معنی ستی در فرهنگ فارسی عمید

ستی
۱. پولاد.
۲. آهن.
۳. سرنیزه: جهان چون ستی بینی و آب رود / بگردد فراز و بیابد فرود (ابوشکور: مجمع الفرس: ستی).
بانو، خانم: زن درآمد از طریق نیستی / گفت من خاک شمایم نی ستی (مولوی: ۱۳۲).

ستی در دانشنامه ویکی پدیا

ستی
ستی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اس ای تی آی@هم
ستی یکم
ستی دوم
ستی در خانه (به انگلیسی: SETI@home) یک پروژه رایانش داوطلبانه مبتنی بر اینترنت است که با استفاده از کامپیوتر داوطلبان انجام می شود و از چارچوب BOINC استفاده می کند. SETI سرواژهٔ Search for Extra-Terrestrial Intelligence (جستجو برای هوش فرازمینی) است.
Robert Nemiroff; Jerry Bonnell (May 17, 1999). Astronomy Picture of the Day
این پروژه در لابراتوار علوم فضایی دانشگاه برکلی کالیفرنیا اداره می شود. این پروژه وابسته به پردازشگرهای مردم جهان است، به طوری که هر کس می تواند با در اختیار قرار دادن کامپیوتر خود از طریق اینترنت در پیشرفت این پروژه کمک کند.
هدف این پروژه یافتن سیگنال های تکرار شونده در داده هایی است که از سوی تلسکوپ های رادیویی جهان جمع آوری می شود. در صورت یافتن چنین چیزی، می توان انتظار داشت که یک موجود هوشمند فرازمینی این امواج را فرستاده باشد.
ستی دوم (به یونانی: ستوس دوم) پنجمین فرمانروای دودمان نوزدهم مصر بود که از ۱۲۰۳ تا ۱۱۹۷ پیش از میلاد پادشاهی می کرد. نام پادشاهی او اوسِرخِپِرورَع سِتِپِنرَع به معنای «نیرومند است تجسم های رع، برگزیده شده از سوی رع» است. او پسر مرنپتاه و ایست نوفرت دوم است. ستی دوم در هنگام پادشاهی ناچار بود با مسائل گوناگونی درگیر شود که از آن جمله مبارزه با پادشاهی رقیب با نام آمنمسس – که به گمانی برادر ناتنی او بوده است – بود که کنترل تبس و نوبه در مصر علیا را در سال های دوم تا چهارم پادشاهیش به دست گرفته بود.
ستی فاطمه (به فرانسوی: Sti Fadma) یک منطقهٔ مسکونی در مراکش است که در استان حوز واقع شده است. ستی فاطمه ۲۲٬۲۸۳ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مراکش
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ستی در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:خانم

معنی ستی به انگلیسی

suttee (اسم)
ستی

ستی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مقدم
ستی نام میوه ای است از دسته آلوها مربوط به منطقه مازندران و شهمیرزاد
کیان
ستی :در لری بختیاری به معنی سختی
ahmad masoumi
اسم دختر - اسم اصیل ایرانی به معنی بانوی بزرگ seti
ali
شرکت خدمات مهندسی ستی رایانه ( سهامی خاص ) Seti Rayaneh Co.
فروش سخت افزار - تولید نرم افزار - نصب و راه اندازی شبکه های کامپیوتری- مشاوره - تعمیرات - عقد قرار داد سرویس و نگهداری
علی باقری
ستی : نظامی گنجه ای 《ستی》را به معنی خاتون درباری و یا نام خاص زنان ایشان می داند.
ستی و مهستی را در غزل هایش
شبی صد گنج بخشم از مثلهاش
درستی هم که نام دختر انوشیروان است از دو بخش ( "در " و " ستی") درست شده در قرن ششم "درستی" ترکیبی همانند مهستی است و معنایی قریب گوهر خاتون دارد .
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۵۹.(با اندکی دخل و تصرف)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسم ستی   • پروژه ستی   • شرکت ستی   • ميوه ستي   • میوه ستی   • رامسس دوم   • میوه سیتی   • ستیا   • معنی ستی   • مفهوم ستی   • تعریف ستی   • معرفی ستی   • ستی چیست   • ستی یعنی چی   • ستی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ستی
کلمه : ستی
اشتباه تایپی : sjd
عکس ستی : در گوگل

آیا معنی ستی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )