برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1438 100 1

سال

/sAl/

مترادف سال: واحد زمان، روز، دوازده ماه ، عام، سنه، پایه، کلاس، دانشپایه، طول عمر، سن، زاد، دوره فعالیت سازمان، موسسه، تاریخ، مراسم سال روزدرگذشت، ساج، چوب ساج، کشتی، جهاز

معنی سال در لغت نامه دهخدا

سال. (اِ) حرکت یک دوره ٔ آفتاب است از نقطه ٔ برج حمل تا نقطه ٔ آخر برج حوت و آن را به عربی سنة گویند. (برهان ). سنة. (دهار) (انجمن آرا). عام. (دهار) (منتهی الارب ). حِجَّة. (دهار). حَجَّة. (نصاب ). حول. دکتر معین در حاشیه ٔ برهان این کلمه را در لهجه های مختلف ایرانی بشرح زیر نقل کرده اند: پهلوی : «سال » از ریشه ٔ «سرده » (قس : ارمنی «نوه سرد » = سال نو). در اوستا: «سرد» (= سال ) «سرده » (=ایزد سال ) (بارتولمه 67-1566). (نیبرگ 200 - 201). استی : «سرده » و « سرد» (= تابستان ). کردی و افغانی و بلوچی : «سال » وخی : «سل » . سریکلی : «سال » (اسشق 691 و هوبشمان 691). گیلگی : «سال » . فریزندی. یرنی و نطنزی : «سال » . سمنانی : «ساله » . سنگسری : «سل » . سرخه یی : «سال » . لاسگردی و شهمیرزادی : «سال ». (ک. 2 ص 179). اورامانی : «ساله » (ک. اورمان 126). وخی : «سال ». یازغلامی : «سائوزه » . زباکی : «سال ». سنگلچی «سال » (=نصف سال ). یودغا: «سالوه » . (گریر سن 93). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ابوریحان بیرونی در التفهیم آرد: سال از دو بیرون نیست ، یا قمری یا شمسی. و قمری از دو گونه بیرون نیست نخستین ساده که دوازده ماه باشد چنانک مسلمانان بکار همی دارند و نیز ترکان برسوی. و اندازه ٔ این قمری ساده بر حال میانگی سیصد و پنجاه و چهار روز است. آنگاه گاه پنجاه و سه آید و گاه پنجاه و شش بی قصد مردمان این زیادت و نقصان روز را.و دیگر گونه از سال قمری نسبی کرده و سیزده ماه شده ، و این را هندوان و جهودان بکار دارند، و نیز یونانیان اندر روزگار قدیم و تازیان به جاهلیت و کافری. واما سال شمسی روزگارش سیصد و شصت و پنج است با کسری که برابر چهار یک روز است. او را رومیان و سریانیان و قبطیان و پارسیان و سغدیان بکار همی دارند، ولکن به استعمال کسرش برخلاف همی شوند، و هر کسی از ایشان راهی دیگر همی گیرد. (التفهیم ص 235). سال نجومی از قران مرکز شمسی با یک ستاره ٔ ثابت تا قران آینده ٔ آن با همان ستاره تقریباً 365 روز و 6 ساعت و 9 دقیقه و 9 ثانیه است. سال شمسی حقیقی 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46/04 ثانیه و باکسور ا ...

معنی سال به فارسی

سال
( اسم ) اطاق بزرگ تالار . توضیح : احتراز از این کلمه بیگانه اولی است .
از بلاد و نواحی قدیم هند وسطی است
[ گویش مازنی ] /saal/ سالگرد مرده – خیرات برای سال مرده - پیشانی
[hydrological year] [علوم جَوّ] ← سال آبی
[water year] [علوم جَوّ] چرخۀ سالیانه ای که با روند طبیعی فصل های آب شناختی همراه است به نحوی که در نیمکرۀ شمالی از اول مهر تا 31 شهریور سال بعد و در نیمکرۀ جنوبی از اول تیر تا 31 خرداد سال بعد را شامل می شود متـ . سال آب شناختی hydrological year
( صفت ) کسی که در سالهای سال نیک و بد دیده مجرب سال آزموده .
( صفت ) کسی که در سالهای سال نیک و بد دیده مجرب سال آزموده .
[tropical year] [نجوم] ← سال شمسی
۱ - سالی که تعداد روزهای آن زیاد تر است . ۲ - ماه دوازدهم از سال ملکی .
[anomalistic year] [نجوم] فاصلۀ زمانی بین دو عبور متوالی زمین از حضیض مدار خود
( صفت ) درختی که یک سال بار آورد و یک سال نیاورد .
۱ - سالی پس از سالی : سال بسال دریغ از پارسال . ۲ - سالهای متوالی سالهای پیاپی .
[ گویش مازنی ] /saale besheyan/ مشاهده و تعیین سن و سال حیوان نمودن
۱ - ( صفت ) کسی که هر سا ...

معنی سال در فرهنگ معین

سال
[ په . ] (اِ.) ۱ - مدت زمان گردش زمین به دور خورشید که برابر است با ۱۲ ماه یا ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه . ۲ - سن ، عمر. ۳ - زمانه . ۴ - تاریخ . ، ~ هجری شمسی سال ایرانی که از اول فروردین شروع می شود. ، ~ قمری سال قمری اسلامی که از اول م
[ فر. ] (اِ.) اطاق بزرگ ، تالار.
(دَ) (مص ل .) به یاد مرده یک سال پس از مرگ او اطعام کردن .
(زَ دِ یا دَ) (ص مف .) (عا.) ۱ - آفت - دیده ، آسیب دیده (محصول ). ۲ - درختان میوه ای که بار نداده باشند.
(شُ) (اِ.) تقویم .
(گَ دِ) (اِمص .) گردش سال ، تحویل سال .
(گِ رِ تَ) (مص م .) مراسم سالگرد شخص مرده را برگزار کردن .
(گِ رِ) (اِمر.) روز شروع سال نو از عمر کسی ، جشن تولد.
( ~.) (ص مر.) سالمند، مسن .
( ~ .) (ص مر.) سالی که در آن محصول فراوان باشد.
( ~.) (ص مر.) سالخورده .

معنی سال در فرهنگ فارسی عمید

سال
۱. واحد اندازه گیری زمان که براساس مدت حرکت زمین به دور خورشید اندازه گیری می شود و در تقویم شمسی (از اول فروردین تا آخر اسفند) برابر با ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۵ ثانیه می باشد: به یک ماه بالا گرفت آن نهال / فزون زآنکه دیگر درختان به سال (عنصری: ۳۵۸).
۲. واحد اندازه گیری طول عمر کسی یا چیزی: چند سال پیش به دنیا آمد؟.
۳. پایۀ تحصیلی، کلاس: سال پنجم دبستان.
۴. طول عمر، سِن: به بالا و سالِ سیاوُش بُدند / خردمند و بیدار و خامُش بُدند (فردوسی: ۲/۲۴۲).
۵. تاریخ.
۶. [عامیانه، مجاز] سالگرد فوت.
۷. [عامیانه، مجاز] مراسم سالگرد فوت.
* سال شمسی: (نجوم) مدت یک دور حرکت زمین به دور خورشید.
* سال کبیسه: (نجوم) سالی که در آن اسفند سی روز است و هر چهار سال یک بار اتفاق می افتد.
* سال قمری: (نجوم) دوازده دور ماه در بیست وهشت منزل واقع در منطقةالبروج و یا نقاط نزدیک آن.
* سال نوری: (نجوم) واحد اندازه گیری طول، برابر با مسافتی که نور در مدت یک سال طی می کند، معادل ۱۰۱۲×۹۴۶
* سال و ماه: ‹سال ومه› سال تا سال، همۀ ماه ها و سال ها، همواره، همیشه.
* سال هجری قمری: سال عربی از اول محرّم تا آخر ذی حجه، برابر با ۳۵۴ روز.
کسی که سال های دراز نیک و بد روزگار را دیده و تجربه اندوخته، پیر، کهنسال، سال آزماینده، سال آزموده: بپرسید کای پیر سال آزمای / فکنده سرت سایه بر پشت پای (نظامی۵: ۸۵۱).
هرسال، سالی یک بار.
سالخورده، کهنسال.
ساعتی که سال نو شود و نوروز آغاز گردد، لحظه ای که زمین یک دور حرکت انتقالی خود را به دور خورشید به پایان برساند، تحویل سال، هنگام تحویل سال، گردش سال.
دختر یا پسر که کمتر از پنج سال داشته باشد، تحویل سال، هنگام تحویل سال، گردش سال: گریان به یاد روی تو رفت ...

سال در دانشنامه اسلامی

سال
سال به سال قمری و شمسی تقسیم می شود و سال شرعی که احکام مرتبط با زمان بر اساس آن تنظیم شده، سال قمری است که دوازده ماه می باشد. از عنوان سال در بابهای طهارت، صلات، زکات، خمس، حجر، وصیت، نکاح و طلاق سخن گفته اند.
دوازده ماه را یک سال می گویند.
معنای سال شرعی
سال شرعی که احکام مرتبط با زمان بر اساس آن تنظیم شده، سال قمری است که دوازده ماه است.
← معنای ماه قمری
سال شمسی عبارت است از مدت یک دوره حرکت انتقالی زمین به دور خورشید و معادل است با دوازده ماه شمسی و ۳۶۵ روز و پنج ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه.
احکام سال
...
سال
معنی سَأَلَ: سؤال کرد - درخواست نمود
معنی سُئِلَ: سؤال شد
معنی صَالِ: دنباله رو - پيرو (کلمه صالي از ماده صلو اشتقاق يافته که به معناي پيروي است ، و صالي جحيم به معناي دنبالهرو جهنم است ، به طوري که هر جا راه جهنم را سراغ داشته باشد به آنجا برود و عمل دوزخيان را مرتکب شود)
معنی سَنَةٍ: سال
معنی عَامٍ: سال
معنی عَامَيْنِ: دو سال
معنی سَبَإٍ: نام سلسله اي که از سال 850 ق م تا سال 115 ق م در محل " يمن "کنوني حکومت داشتند
معنی حَوْلِ: سال - پيرامون(در عبارت "حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ ﭐلْعَرْشِ ")
معنی حُقُباً: مدت نامعلومي از زمان (بعضي هم اين کلمه را به چهل ، هفتاد،هشتاد و يا هشتاد و چند سال محدود کرده‏اند )
معنی کَهْلاًَ: ميانسالي (کهل به کسي گفته ميشود که جوانيش با پيري مخلوط شده و چه بسا گفته باشند کهل کسي است که سنش به سيوچهار سال رسيده باشد )
معنی عَدَدَ: عدد - تعداد - شماره (در عبارت "کَمْ لَبِثْتُمْ فِي ﭐلْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ "يعني از لحاظ شماره و تعداد سالها چند سال در زمين بوديد)
معنی مَأْتِيّاً: آمدنی (کلمه ماتي اسم مفعول است ولي معناي فاعل دارد ، چون درست است که تو ، به آن وعده ميرسي ، ولي آن هم به تو ميرسد ، همچنانکه هر چيز که به آدمي برسد آدمي هم به آن ميرسد ، هم گفته ميشود پنجاه سال بر من آمد ، و هم من به پنجاه رسيدم )
تکرار در قرآن: ۵(بار)
...


سال در دانشنامه ویکی پدیا

سال
سال یکای زمان است که بر اساس رخ دادن دو رویداد در جریان حرکت زمین به دور خورشید تعریف می شود. گاه با گسترش دادن این مفهوم، واژه «سال» برای نامیدن طول زمان گردش سیاره های دیگر به دور خورشید نیز به کار می رود.
http://www.hupaa.com/page.php?id=3946
سال معمولاً به سال خورشیدی گفته می شود. گاه شماری قمری بر اساس سال قمری برابر ۱۲ ماه قمری است و بیش از ۱۰ روز از سال خورشیدی کوتاهتر است.
سال اعتدالی، فاصله زمانی بین دو بار عبور متوالی زمین از نقطه اعتدال بهاری است. زمان هر سال اعتدالی بعلت برخی تأثیرات نجومی متغیر است (سال اعتدالی متغیر) که مبنای آغاز سال در گاه شماری هجری خورشیدی و میانگین آن (سال اعتدالی متوسط یا میانگین)، مبنای واحد سال تقویمی در همه گاه شماری های خورشیدی است. مدت سال اعتدالی متوسط ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۵٬۹۷۵۴۵۶ ثانیه، بعبارتی (۳۶۵٫۲۴۲۱۹۸۷۹ روز) است.
در تمدن های باستان با اهمیتی که دانستن هنگام فرارسیدن فصل ها در کشاورزی داشت مفهوم «سال اعتدالی» جهت تنظیم تقویم اهمیت داشت.
سال، معمولاً گردش یکبار کره زمین به دور خورشید است و بنا به اعتبارهای گوناگون کاربردهای زیر دارد:
سال اعتدالی، دو بار عبور متوالی زمین در حرکت انتقالی خود از نقطه اعتدال بهاری که مبنای گاه شماری خورشیدی است.
سال نجومی، دو بار عبور متوالی زمین در حرکت انتقالی خود از نسبت به یک ستاره که از سال اعتدالی ۲۰ دقیقه بلندتر است.
سال قمری، در گاهشماری قمری برابر ۱۲ ماه قمری که بیش از ۱۰ روز از سال اعتدالی کوتاهتر است.
آنو ۱۸۰۰ (به انگلیسی: Anno 1800) یک بازی ویدئویی به سبک شهرسازی و استراتژی هم زمان است که توسط بلو بایت توسعه یافته و به وسیله یوبی سافت قرار است در ۱۶ آوریل ۲۰۱۹، برای مایکروسافت ویندوز منتشر شود. این بازی هفتمین قسمت از مجموعه بازی های آنو است که با استفاده از یک محیط تاریخی به دنبال دو عنوان آخر، ۲۰۷۰ ب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سال در دانشنامه آزاد پارسی

سال (year)
یکای اندازه گیری زمان، براساس دورۀ تناوب مداری زمین به دور خورشید. سال اعتدالی(سال خورشیدییا شمسی) از یک اعتدال بهاری تا اعتدال بهاریبعد،۳۶۵.۲۴۲۲ روز یا تقریباً ۳۶۵ و یک چهارم روز طول می کشد. سال اعتدالی موجب پدیدارشدن فصل هاست و دوره ای است که سال تقویمی بر پایۀ آن استوار است. طی هر چهار سال، چهار تا یک چهارم روز با هم جمع می شوند و یک روز به سال اضافه می شود و سال کبیسهپدید می آید. دورۀ مداری یا سال در عُطارِدفقط ۸۸ روز زمینی طول می کشد و یک سال مریخ۲۳ ماه است. سال نجومیمدت زمانی است که زمین یک دور مدار را، نسبت به ستاره های ثابت طی می کند و۳۶۵.۲۶ روز، حدود بیست دقیقه بیشتر از سال اعتدالی، طول می کشد. این اختلاف زمان بر اثر حرکت تقدیمیرُخ می دهد که موقعیت اعتدالینرا به کندی جابه جا می کند. سال غیرعادی (آنومالی)مدت زمانی است که هر سیاره یک دور حرکت انتقالی اش، از حضیض خورشیدیبه حضیض خورشیدی بعدی را طی می کند؛ برای زمین این دوره بر اثر کشش گرانشی سایر سیاره ها حدود پنج دقیقه طولانی تر از سال نجومی است. سال تقویمیشامل ۳۶۵ روز، با یک روز اضافه در انتهای اسفند هر سال کبیسه است. دو نوع سال خورشیدی یا شمسی با دو مبدأ مختلف امروزه در جهان به کار می رود، سال شمسی میلادی که مبدأ آن تولد حضرت مسیح است و سال شمسی هجری که مبدأ آن هجرت حضرت محمد (ص) از مکه به مدینه است. سال به مفهوم دیگر هم به کار می رود، و آن مدت زمانی است که ماه دوازده بار به دور زمین می گردد، این مدت برابر با۳۵۴.۳۶ شبانه روز شمسی است. این سال با مبدأ هجرت نبوی به سال هجری قمری مشهور است و تقریباً یازده روز از سال خورشیدی کوتاه تر است.

ارتباط محتوایی با سال

سال در جدول کلمات

سال 366 روزی
کبیسه
سال ۳۶۶ روزه
کبیسه
سال آذری
ییل
سال پر باران
آبسال
سال پیش
پار
سال پیشین معکوس
راپ
سال ترکی
ییل
سال جاری
امسال
سال خورشیدی
شمسی
سال گذشته
پار

معنی سال به انگلیسی

year (اسم)
سنه ، سال
hall (اسم)
راهرو ، تالار ، دالان ، سالن ، اتاق بزرگ ، سال

معنی کلمه سال به عربی

سال
سنت
سنويا
سنت
يوبيل
عتيق
رضيع
رجل الساعة
سنويا
قديم

سال را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سال   • سال شمسی چند روز است   • یک سال چند دقیقه است   • تعداد روزهای سال شمسی   • سال نجومی در جدول   • سال میلادی چند روز است   • یک سال چند هفته است   • سال اقتصاد   • مفهوم سال   • تعریف سال   • معرفی سال   • سال چیست   • سال یعنی چی   • سال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سال
کلمه : سال
اشتباه تایپی : shg
آوا : sAl
نقش : اسم
عکس سال : در گوگل

آیا معنی سال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )