برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1472 100 1

زغال

/zoqAl/

معنی زغال در لغت نامه دهخدا

زغال. [ زُ ] (اِ) انگِشت که فحم نیز گویند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 334). انگشت و چوب سوخته ٔ که پیش از آنکه کاملاً بسوزد آن را خاموش کرده باشند. (ناظم الاطباء). زگال. (برهان ). زگال. ژگال. شگال. شگار. چوب و دیگر اندامهای گیاهی و نیز انساج حیوانی نیم سوخته که قسمت اعظم ترکیبات آنها تبدیل به کربن شده باشد. فحم. انگشت. توضیح آنکه این کلمه را به غلط ذغال نویسند. (فرهنگ فارسی معین ).
- زغال استخوان ؛ زغال حیوانی. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به همین ترکیب شود.
- زغال چوب ؛ زغال نباتی. این زغال را از چوبهایی که در ترکیب آنها صمغ یا رزین به حداقل باشد (مانند چوب درخت تبریزی و شاه بلوط) تهیه می کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
- زغال حیوانی ؛ زغالی که نتیجه ٔسوختن انساج و اندامهای حیوانی (مانند استخوان و غضروف و غیره ) حاصل شود. این زغال را در تصفیه مواد رنگین بکار برند. (فرهنگ فارسی معین ).
- زغال خالص ؛ زغال قند و آن از تکلیس قندبدست می آید. (فرهنگ فارسی معین ).
- زغال دوده ؛ زغالی است بی شکل که از سوزاندن تربانتین ، قطران ، نفت و لاستیک در هوای کم بدست می آید دوده ٔ پست برای نقاشی به رنگ سیاه و دوده های مرغوب (مانند دوده ٔ استیلن ) برای واکس و مرکب چاپ مصرف می شود. (فرهنگ فارسی معین ).
- زغال سنگ . رجوع به همین کلمه شود.
- زغال سوز ؛ آنکه در جنگل زغال تهیه می کند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- زغال سوزی ؛ عمل زغال سوز. انگشت گری. (یادداشت ایضاً).
- زغال طراحی ؛ زغال مخصوصی است برای طراحی. نقاش پیش از آنکه تابلو را رنگ آمیزی کند با زغال ، طرح مختصری می ریزد و سپس شروع به رنگ آمیزی می کند، ولی نقاش ماهر با همان رنگ مخلوط شده مقصود خود را مجسم می سازد. (از فرهنگ فارسی معین ).
|| یک نوع میوه ٔ ترش مزه که به زغال اخته معروف است. (ناظم الاطباء). رجوع به همین کلمه شود.

معنی زغال به فارسی

زغال
جسم سخت وسیاهرنگ ازسوزاندن چوب یاچیزدیگر
( اسم) ۱ - چوب و دیگر اندامهای گیاهی و نیز انساج حیوانی نیم سوخته که قسمت اعظم ترکیبات آنهاتبدیل به کربن شده باشد فحم انگشت زگال . توضیح : این کلمه را بغلط [[ زغال ]] نویسند . یا زغال استخوان زغال نباتی . یا زغال چوبی زغال نباتی این زغال را از چوبهایی که در ترکیب آنها صمغ یا زرین تهیه به حداقل باشد ( مانند چوب درخت تبریزی و شاه بلوط ) تهیه کنند . یا زغال حیوانی زغالی که از نتیجه سوختن انساج و اندامهای حیوانی ( ماننداستخوان و غضروف و غیره ) حاصل شود این زغال را در تصفیه مواد رنگین بکار برند . یا زغال خالص زغال قند و آن از تکلیس قند به دست میاید . یا زغال دوده زغالی است بی شکل که از سوزانیدن تربانتین قطران نفت و لاستیک در هوای هوای کم به دست می آید . دوده پست برای نقاشی برنگ سیاه و دوده های مرغوب ( مانند دوده استیلن ) برای تهیه واکس و مرکب چاپ مصرف میشود . ۲ - زغال مخصوصی است برای طراحی . نقاش پیش از اینکه تابلو را رنگ آمیزی کند با زغال طرح مخصوصی میریزد و سپس شروع به رنگ آمیزی میکند ولی نقاش ماهر با همان رنگ مخلوط شده مقصود خود را مجسم میسازد .
[ گویش مازنی ] /zeghaal/ زغال
( اسم ) گیاهی است از تیره زغال اخته ها که جزو تیره های نزدیک به زیتونیان است و آن درختچه ایست که میوه اش بیضوی شکل و گوشتدار و قرمز رنگ و از زیتون اندکی کوچکتر است و طعمش ترش میباشد . میوه رسیده این گیاه به مصرف تهیه کمپوت و مربا میرسد و به صورت خشک شده هم مانند آلبالوی خشک شده مصرف میشود اخته زغال حبالشوم یا زغال اخته ها تیره ای از گیاهان دو لپه یی پیوسته گلبرگ که دارای ساقه های چوبی و برگهای منفرد و دایمی هستند تخمدان این گیاهان یک یا چند خانه یی و میوه آنها قرمز و کوچک و دارای میان بر خوراکی است .
[Cornus] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از زغال اخته ایان با 30 تا 50 گونۀ اغلب خزان دار
[Cornaceae] [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از زغال اخته سانانِ درختی یا درختچه ای و به ندرت علفی با برگ های معمولاً متقابل ...

معنی زغال در فرهنگ معین

زغال
(زُ) (اِ.) چوب سوخته که پیش از خاکستر شدن آن را خاموش کنند.
( ~. اَ تِ) (اِمر.) درختچه ای است با برگ های کوچک ، میوة آن سرخ رنگ و گوشت دار شبیه سنجد است که از آن کمپوت و مربا درست می کنند یا به صورت خشک شده مصرف می کنند.
( ~.) (اِ.) ۱ - محلی که در آن زغال انبار و نگه داری می کنند. ۲ - (عا.) جای کوچک و کثیف .
( ~. سَ) (اِمر.) جسمی است سیاه و براق با درصد بالایی از کربن خالص که از بقایای درختان و گیاهانی که قرن ها پیش در زیرزمین مانده اند تشکیل می شود.

معنی زغال در فرهنگ فارسی عمید

زغال
جسم سخت و سیاه رنگی که از سوختن بافت های گیاهی و حیوانی ایجاد می شود و حاوی مقدار زیادی کربن است، انگِشت، آلاس.
درختچه ای با برگ های بیضی، گل های کوچک، میوه ای سرخ رنگ و به شکل سنجد که مصرف خوراکی و دارویی دارد، سیاه توسه، حب الشوم.
انبار زغال، جای ریختن زغال.
جسم سیاه و براق شبیه زغال چوب و کربن داری که از بقایای درختانی که قرن های متمادی در اعماق زمین مانده اند تشکیل گردیده و به عنوان سوخت در کارخانه ها به کار می رود، زغال معدنی، حجر موسی.
= زغال اخته

زغال در دانشنامه اسلامی

زغال
زغال چوب سوخته ای که اعظم ترکیبات آن تبدیل به کربن شده است.
چوب و دیگر اندامهای گیاهی نیم سوخته را زغال گویند.
← معنی زغال
 ۱. ↑ لغت نامه دهخدا.۲. ↑ الحدائق الناضرة، ج۵، ص۴۶۳.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۴، ص۲۳۶.    
...

زغال در دانشنامه ویکی پدیا

زغال
زغال چوب یا اَنْگِشْت، ماده سبک، شکننده و سیاه رنگ باقی مانده از نیم سوختن چوب یا دیگر اندام های گیاهی و جانوری است که قسمت اعظم ترکیبات آن ها تبدیل به کربن شده باشد. این کربن نا خالص از ۸۵ تا ۹۸ درصد کربن تشکیل شده است.
خاموش نشود و بدون باد زدن روشن بماند.
با دوام باشد.
دود نکند.
گاز و بو نداشته باشد.
جرقه نداشته باشد.
پرحرارت باشد.
خاکستر فراوان تولید نکند.
ذغال، زغال، زگال، ژگال، ژکال، شگال و شگار و … املاهای مختلف این واژه اند. (در همه شان حرف نخست، حرکت پیش (-ُ) دارد) اصولاً هیچ واژهٔ فارسی با ذال آغاز نمی شود. دکتر معین اصولاً املای با ذال را غلط می داند. دهخدا چنین استدلال می کند که «…ظاهراً چنان که معمول نیز همان است، با ذال صحیح باشد چه «دغل» با دال مهمله نیز به معنی خس و خاشاکی است که در حمامها سوزند».
زغال لیمو به همه زغال هایی گفته می شود که از چوب درختان مرکبات مانند: لیمو، نارنج، پرتقال، لیمو شیرین و سایر درختان خانواده مرکبات تهیه می شود. این نوع زغال با دوام است و یک دست و آرام می سوزد. کاربرد اصلی آن برای قلیان است.
زغال فشرده، شکلی از زغال چوب است که از قطعات خرد چوب و کاه و غیره تهیه می شود. این زغال معمولاً کیفیتی پایین تر از زغال معمولی دارد ولی ارزان تر است و نسبت به اکثر زغال ها دوام بیشتری دارد. کاربرد این زغال برای کباب کردن در منقل های یکبار مصرف یا گریل روی توری است.
عکس زغال
زغال اخته یا زغال (نام علمی: Cornus mas) درختچه بلند یا درخت کوچک برگریز (خزان کننده) از خانوادهٔ گیاهان گلدار دولپه ای و تیرهٔ زغال اخته ایان است که درخت آن در ایران به بلندی ۸ متر و قطر ۱۵ تا ۱۹ سانتی متر می رسد. این گیاه بومی غرب آسیا تا جنوب اروپا (ایران، آذربایجان، ارمنستان، آسیای جنوب غربی و اروپای جنوبی) است. میوهٔ آن نیز زغال اخته یا زغال نامیده می شود.طرحی از گیاه زغال اخته   درختان زغال اخته   میوه زغال اخته   گل زغال اخته
پوست تنه این در ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زغال در دانشنامه آزاد پارسی

زُغال (charcoal)
ماده ای سیاه رنگ و متخلخل از جنس کربن. با حرارت دادن چوب یا سایر مواد آلی، در غیاب هوا، تولید می شود. از سوخت های مصرفی برای ذوب فلزاتی چون مسو روی است و در نقاشی های سیاه قلم نیز به کار می رود. زغال فعال، که پودر و خشک شده است، به سبب برخورداری از سطح بیشتر، جذب سطحی بهتری نیز دارد و ازجمله برای صاف و خالص کردن مایعات و گازها در صافی های آب آشامیدنی و ماسک های گاز به کار می رود. روش تولید سنتی زغال سوزاندن چوب های خشک در کوره بود. این فرآیند چند روز طول می کشید. کوره حفره ای ساده در زمین یا کپه ای خاک بود. امروز کوره ها را از آجر یا آهن می سازند و هر دو نوع امکانِ جمع آوری و استفاده از گازهای خروجی را دارند. زغال در گذشته کاربردهای فراوانی داشت و به سبب سوختن در دمای بالا، ۱۱۰۰ درجۀ سانتی گراد، پیش از دست یابی به کُک، در کوره ها و کوره های بلند مصرف می شد. در فرآیندهایی صنعتی که به تولید اسید اتانوئیک(اسید استیک) می انجامد، و نیز برای تولید قطران چوب و قیر چوب به کار می رود. زغالی که از چوب درختان بید یا توسکا به دست آمده باشد، از مواد تشکیل دهندۀ باروت است.

ارتباط محتوایی با زغال

زغال در جدول کلمات

زغال
الاس
زغال سنگ مرغوب
کک
ریزه آتش که از زغال یا هیزم در حال سوختن به هوا بجهد
ماده ا ی طبی که از زغال سنگ میگیرند
امونیاک
مخلوطی از نیترات پتاسیم | گرد زغال و گوگرد که باعث انفجار می شود
باروت

معنی زغال به انگلیسی

char (اسم)
زغال ، جسم زغال ، کار روز مزد و اتفاقی
coal (اسم)
زغال ، زغال سنگ
charcoal (اسم)
زغال ، زغال چوب ، فحم

معنی کلمه زغال به عربی

زغال
فحم
فحم
فحم
جمرة
فحم

زغال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

راگنار
آلاس
مازیار
رگال
البرزا.
همان ذغال با کتابت غلط أمّا مشهور.
محمدحسین بهاری
زغال تازی شده ژگال یا زگال است.
بهتر است زگال بگوییم.
نیز پیشینیان انگِشت می‌گفته‌اند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زغال در جدول   • زغال لیمو   • زغال یا ذغال   • زغال درسته یا ذغال   • زغال کبابی   • فروش زغال   • نام دیگر زغال   • معنی زغال   • مفهوم زغال   • تعریف زغال   • معرفی زغال   • زغال چیست   • زغال یعنی چی   • زغال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زغال
کلمه : زغال
اشتباه تایپی : cyhg
آوا : zoqAl
نقش : اسم
عکس زغال : در گوگل

آیا معنی زغال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران