برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

رنج

/ranj/

مترادف رنج: آزار، اضطراب، الم، اندوه، بلا، تعب، داء، درد، دشواری، زجر، زحمت، سختی، عذاب، غم، کد، گرفتاری، محنت، مرارت، مشقت، مصیبت، ملال، نکبت

معنی رنج در لغت نامه دهخدا

رنج. [ رَ ] (اِ) محنت. (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زحمت. مشقت. (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). کُلْفَت. (مهذب الاسماء) (دهار). تعب. عناء. سختی ناشی از کار و کوشش. تعب که در کار برند :
آنچه با رنج یافتی ّ و به ذل
تو به آسانی از گزافه مدیش.
رودکی.
به رنج اندر است ای خردمند گنج
نیابد کسی گنج نابرده رنج.
فردوسی.
گهی رزم بودی گهی ساز بزم
ندیدم ز کاوس جز رنج رزم.
فردوسی.
وز آن پس به خراد برزین بگفت
یک امروز با رنج ما باش جفت.
فردوسی.
چو سرو سیمین بودی چو نال زرد شدی
مگر ز رنج بنالیده ای براه اندر.
فرخی.
تا قواعد دوستی که اندر آن رنج فراوان برده آمده است تا استوار گشته استوارتر گردد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 209). بوسهل آمد و پیغام امیر [ مسعود ] آورد که خداوند سلطان می گوید که خواجه به روزگار پدرم آسیبها و رنجها دیده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 146). نوشتکین در پیش بودو جنگی پیوستند و حصاریان را بس رنجی نبود و سنگی می گردانیدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 572).
چه باید کشید اینهمه رنج و باک
به چیزی که گوهرش یک مشت خاک.
اسدی.
چو باشد جهانی بدو دشمن است
چو نبود غم جان و رنج تن است.
اسدی.
رنج امروزین آسودن فردایین بود. (قابوسنامه ).
تا نبینی رنج و ناموزی ز دانا علم حق
کی توانی دید بی رنج آنچه نادان آن ندید.
ناصرخسرو.
نبینی که چون بازگشتی بساعت
به راحت بدل گشت رنج درازش.
ناصرخسرو.
اینهمه لهو است و باشدلهو کار کودکان
رنج بردن در ره تقوی بود کار رجال.
معزی.
هیولا چیست ؟ اﷲ است فاعل ، وین بدان ماند
که رنج باربر گاو است و آید ناله از گردون.
سنائی.
پس اگر روزی چند صبرباید کرد در رنج عبادت... عاقل چگونه سر باززند. (کلیله و دمنه ). و کسری را به مشاهدت اثر رنجی که در بشره ٔ برزویه هرچند پیداتر بود رقتی عظیم آمد. (کلیله و دمنه ). هرک ...

معنی رنج به فارسی

رنج
آزار، درد، محنت، زحمت، سختی ومشقت ناشی ازکار
( اسم ) ۱ - آزار زحمت مشقت . ۲ - انده غم حزن . ۳ - درد رائ . ۴ - کوشش جهد . یا رنج باریک مرض دق . توضیح : ترحمه دق عربی است . یا رنج قدم پایمزد حق القدم . یا به رنج افکندن ( انداختن ) دچار زحمت و مشقت کردن .
آزماینده رنج رنجبر زحمتکش
مشقت و تعب دیدن محنت و زحمت کشیدن
رنج دیده مشقت و محنت کشیده تعب و زحمت دیده
( صفت ) آنچه تولید رنج کند مشقت آور زحمت افزا .
( مصدر ) رنج چیزی را افکندن آسودن از آن : [[ در آن شهر سه روز بیاسودند و رنج راه بیفکندند ]] ( سمک عیار ۳۴ : ۱ )
کنایه از مرض دق باشد بیماری باریک
رنج برنده متحمل رنج و مشقت زحمت کش
زحمت کشیدن رنج کشیدن
( مصدر ) ۱ - زحمت کشیدن مشقت کشیدن . ۲ - درد کشیدن تحمل درد کردن . ۳ - اندوه خوردن غصه خوردن .
مشقت و محنت دیده زحمت کشیده صدمه و آسیب دیده سختی و تعب آزموده
زحمت کشیدن رنج برداشتن
اندوه خوردن غم و غصه خوردن
...

معنی رنج در فرهنگ معین

رنج
(رَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - آزار، آزردگی . ۲ - اندوه ، درد. ۳ - تلاش ، کوشش .
(رَ. بُ دَ) (مص ل .) ۱ - آزار دیدن ، درد کشیدن . ۲ - غصه خوردن .

معنی رنج در فرهنگ فارسی عمید

رنج
۱. حالت ناخوشایند در انسان یا حیوان بر اثر درد، خستگی، و مانند آن.
۲. [قدیمی] بیماری، مرض.
۳. [قدیمی] صدمه، ضربه، آسیب.
۴. [قدیمی] زحمت، سختی و مشقت ناشی از کار وکوشش: نه گشت زمانه بفرسایدش / نه آن رنج و تیمار بگزایدش (فردوسی: ۱/۸).
* رنج باریک: (پزشکی) [قدیمی] تب دق، تب لازم، بیماری سل.
* رنج بردن: (مصدر لازم)
۱. تحمل سختی و مشقت کردن، زحمت کشیدن.
۲. درد کشیدن.
۳. اندوه خوردن، رنج کشیدن.
* رنج دیدن: (مصدر لازم) [مجاز]
۱. آزار دیدن، به رنج و محنت گرفتار شدن
۲. آسیب دیدن.
* رنج کشیدن: (مصدر لازم) رنج بردن، تحمل سختی و مشقت کردن، زحمت کشیدن.
رنج برنده، رنجبر: یکی بر در خلق رنج آزمای / چه مزدش دهد در قیامت خدای (سعدی: ۱۴۳).
رنج دیده، محنت کشیده، سختی دیده.
آنچه باعث رنج و آزار می شود، آزاردهنده.
آن که رنج و سختی تحمل می کند، رنجبر، رنج برنده: به دانش بُوَد بی گمان زنده مرد / خنک رنج بردار پاینده مرد (فردوسی: ۷/۳۶۷).
محنت دیده، آسیب دیده.
آن که به رنج و زحمت گرفتار شده، محنت کشیده.
رنجبر، زحمت کش.

رنج در دانشنامه اسلامی

مسئله رنج، همیشه دغدغه انسان ها بوده و مکاتب فلسفی و افکار مختلف در حوزه مسائل انسانی به بررسی کیفیت و علل آن پرداخته اند. اوشو با توجه به نگرش خاصی که به طبیعت انسان دارد، معتقد است انسان چون از طبیعت خود دورافتاده و بر طبق اوامر «ذهن» و «نفس» رفتار می کند، همیشه غمگین و رنجور است و راه حل هایی برای سالکان خود جهت محو ذهن و نفس و برای دست یابی به آرامش و سعادت ارائه می دهد. این مقاله به طرح نظرهای اوشو در رابطه با حقیقتِ طبیعتِ انسان و رابطه آن با رنج ها همچنین نقد آنها می پردازد.
نوشتار حاضر طرح دیدگاه اوشو است در رابطه با نگاه او به طبیعت انسان و ارتباط آن با رنج های او؛ شناخت ماهیت وجود انسان از دیرباز دغدغه جدی اندیشمندان و متفکران بوده است. انسان در میان انواع موجودات دیگر در بدو تولد فاقد غریزه و نیروی کاملی برای هدایت رفتار خود در زندگی است. همین امر، ضرورت وجود الگو و قابلیت او را برای تقلید و پیروی از الگوها را روشن می کند. در این میان، عملکرد دل بخواهی و نه بر پایه الگو، مورد پسند عموم مردم است و این، در قالب یک ایده از سوی برخی مکاتب حمایت شده از طرفی برخی مکاتب دیگر، بنا را بر سخت گیری و حداقل به کنترل در آوردن انسان گذاشته اند. با توجه به تعریف لذت به امر سازگار با طبیعت، روشن است هرگونه تجویزی که برای شاد کردن انسان صورت بگیرد، در قدم نخست باید پس از ملاحظه طبیعت و ساختار وجودی او وارد عرصه نظریه پردازی و تعلیم شود. اوشو نگرش معینی از طبیعت انسان به دست نمی دهد و بیشتر با بیان موانعی که بر سر راه لذت بردن و شادی انسان وجود دارد، نمایی از واقعیت انسان را چنانکه هست آشکار می کند. درمیان تمام خصوصیاتی که از ویژگی های انسان های تاریخ برمی شمارد، شرطی شدن انسان را مهم ترین عامل رنج او می داند و اینکه ذهن وسیله این شرطی شدن است. از این رو، بر آزادی انسان از هرگونه پیروی، تقلید و شرطی شدگی پافشاری کرده و شادی انسان را مرهون همین امر می داند. ما دیدگاه او درباره ذهن - که نقطه مقابل ذهن است - را بررسی می کنیم. در این نوشتار، نخست به دیدگاه اوشو پرداخته ایم و در نهایت به بررسی و تحلیل این دیدگاه همت گماشته ایم.دیدگاه اوشو در باب طبیعت انسان بیشتر از آموزه های مک ...

رنج در دانشنامه ویکی پدیا

رنج
رنج یا الم یا درد در معنای فلسفی آن، احساسی بنیادین است که خصلتی ناخوشایند و تنفربرانگیز دارد و هنگامی که شخص چیزی را از دست می دهد یا در معرض از دست دادن قرار می گیرد در وی ایجاد می شود.
رنج ممکن است حتی با بدست آوردن چیزی در انسان ایجاد گردد و فقط در از دست دادن چیزها نیست که درد و رنج به وجود می آید. رنج و لذت دو احساس متقابل اند.
رنج به معنی احساس تألم و عذاب است؛ همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
رنج (بازی ویدئویی)
رنج (فیلم)
رنج (کتاب)
رنج (به انگلیسی: Agony) یک بازی ویدئویی ساید اسکرولینگ ‏(en)‏ و شوتم آپ است که در سال ۱۹۹۲ میلادی توسط شرکت Art & Magic تولید و به وسیله «سایگنوسیس» به طور انحصاری برای رایانه های آمیگا در اروپا منتشر گردید.
طراح هنری: Frank Sauer, Marc Albinet
برنامه نویس: Yves Grolet
تهیه کننده: Steven Riding
موسیقی تیتراژ: تیم رایت، مارتین وال
طراحی لوگو و کاور بازی: راجر دین، تونی روبرتز
این محصول، یک بازی دوبعدی شوتم آپ با پس زمینه و فضاهای فانتزی و سوررئال است. قهرمان بازی یک جغد (نماد شرکت سایگنوسیس) است که در مسیری طولانی (شش مرحله پر از دشمن و هیولاهای فراوان) در حال پرواز می باشد. این جغد می تواند دشمنان خود را در مسیر، با فرستادن اکوهای کشنده از سر راه برداشته و به آن ها ضربه بزند.
بر طبق کتابچه راهنمای رسمی این محصول، داستان بازی اینگونه نقل گردیده: «جادوگر بزرگ خورشیدی (اکانتروپسیس) به بهای از دست دادن جان خود، موفق به کشف «نیروی عظیم کهکشانی» می شود. او قبل از مرگش رمز و راز این نیروی عظیم را به شاگردانش (الستس و منتور) یاد می دهد. منتور از این نیرو برای مقاصد شیطانی خود استفاده کرده و الستس را تبدیل به یک جغد می کند، و اینک الستس در قامت یک جغد برای انتقام و رسیدن به «نیروی عظیم کهکشانی» باید از میان افراد و تله های منتور به سلامت بگذرد.» ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رنج در دانشنامه آزاد پارسی

رنج (suffering)
درد جسمی یا روحی، که در ادیان مختلف به اشکال متفاوت تعبیر می شود. در ادیان هندو، بودا، و جَین، رنج نتیجۀ مستقیم اعمال (کارما) در حیات کنونی یا زندگانی های پیشین (در تناسخ) است. در ادیان چینی از عدم توازن بین یین و یانگ، نیروهای عالم، سرچشمه می گیرد. در مسیحیت، اسلام، و یهودیت، چگونگی تعبیر رنجِ ظاهراً محتوم، با نظر به صفتِ مهربانی خداوند، مسئله ای بحث انگیز است. مسیحیت و یهودیت بر این باورند که خدا دنیا را خیر آفریده است و رنج از نافرمانی انسان از خداوند نشأت می گیرد. هردو دین، انتظار عصری را می کشند که اثری از رنج در آن نخواهد بود. اسلام رنج را امتحان الهی می داند که در سایۀ ایمان و صبر موجبات رشد و تعالی آدمی را فراهم می آورد.

نقل قول های رنج

رنج در معنای وسیع، ممکن است تجربه ای ناخوشایند و نومیدانه در ارتباط با درک آسیب یا تهدید آسیب در فرد باشد.
• « و درمان، بیماری با درد و رنج یکی نیستند. درد فرآیندی جسمی است یعنی انتقال اطلاعات به مغز از راه اعصاب در هنگام صدمه دیدن. رنج، درکِ این تجربه است. حتی زمانی که درد تغییرناپذیر نباشد، درکِ تجربه یا همان رنج می تواند کاهش یابد. به همین نحو، بیماری بروز فیزیکی اختلال زیستی است در حالی که رنجوری تجربهٔ انسان از فرایند بیماری و ارتباط با آن است.» دین اورنیش در عشق و زندگی، فصل اول -> شفا

رنج در جدول کلمات

رنج
الم
رنج آور
الیم
رنج بی پایان
رن
رنج دیده
منکوب
رنج ها
محن
رنج و آزار
لگ
رنج و تعب
درد
رنج و درد
الم
رنج و دشواری
مشقت
رنج و زحمت
لگ

معنی رنج به انگلیسی

mortification (اسم)
سرافکندگی ، ریاضت ، رنج ، فساد ، خجلت
throe (اسم)
زایمان ، رنج ، گیرودار
pain (اسم)
درد ، تیر ، رنج ، زحمت
agony (اسم)
درد ، رنج ، عذاب ، تقلا ، سکرات مرگ ، جان کندن ، حالت نزع
affliction (اسم)
درد ، مشقت ، رنج ، مصیبت ، رنجوری ، شکنجه ، پریشانی ، سیاه بختی ، غم زدگی
labor (اسم)
کار ، رنج ، کوشش ، سعی ، زحمت ، کارگر ، حزب کارگر ، درد زایمان
toil (اسم)
مشقت ، رنج ، دام ، محنت ، کشمکش ، کار پر زحمت ، محصول رنج ، تور یاتله
tribulation (اسم)
رنج ، عذاب ، محنت ، اختلال ، ازمایش سخت
discomfort (اسم)
سختی ، رنج ، ناراحتی ، زحمت
discomfiture (اسم)
رنج ، ناراحتی ، زحمت
trial (اسم)
رنج ، ازمایش ، کوشش ، امتحان ، محنت ، مرافعه ، محاکمه
fatigue (اسم)
رنج ، فتور ، خستگی ، کوفتگی ، فروماندگی ، فرسودگی ، ستوه ، ماندگی
bale (اسم)
رنج ، مصیبت ، عدل ، محنت ، لنگه ، تا ، تاچه ، بلاء
difficulties (اسم)
رنج ، مشکلات
teen (اسم)
تنفر ، درد ، رنج ، خشم ، اندوه ، اسیب ، غصه ، سنین 13 الی 19 سالگی

معنی کلمه رنج به عربی

رنج
الم , اهانة , بالة , عمل , کدح , ماساة , محاکمة , مراهق , مضايقة , معاناة , مهنة
مزعج , مولم
عان , کدح ، اِجتيازٌ
اِجْتازَ
صنوبر
اِجْتازَ
حاد الطبع , حساس
عصبي
کدح

رنج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرتین
به کسر ر و سکون ن. مشت. مانند یک مشت گندم. در گویش کازرونی(ع.ش)
شیما دلفیه
لگ
Narges
سختی... کسی که سختیِ
زیادی کشیده ......
کسی که بر اثر سختی زیاد پوست کلفت شده....
آ . خ
زحمت کشیدن
قلي
سخت
حمیدرضا دادگر_فریمان
درد، الم ، محنت ، لگ،اذیت،آزار، اضطراب، اندوه، بلا، تعب، داء، دشواری، زجر، زحمت، سختی، عذاب، غم، کد، گرفتاری، مرارت، مشقت، مصیبت، ملال، نکبت
علی باقری
رنج: در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است.و نیز در ریخت رنز rnz در نوشته های مانیکی (= مانوی )
((و دیگر که گنجم وفادار نیست
همین رنج را کس خریدار نیست))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 217.)
Farhood
رنج/درد/مشقت (بیماریو غیره)
affliction
suffering
هلیا
یعنی درد سختی غم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی رنج   • معنی درد و رنج   • رنج و درد   • رنج قیمت   • رنج کشیدن   • رنج سنی   • درد و رنج در جدول   • رنج وسختی   • مفهوم رنج   • تعریف رنج   • معرفی رنج   • رنج چیست   • رنج یعنی چی   • رنج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رنج

کلمه : رنج
اشتباه تایپی : vk[
آوا : ranj
نقش : اسم
عکس رنج : در گوگل

آیا معنی رنج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )