برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1469 100 1

رسوم

/rosum/

مترادف رسوم: آداب، آیین ها، قواعد، روحیات، شعایر، مراسم، باج، باژ، خراج، عوارض

برابر پارسی: هنجارها، روشها، آیینها، آساها

معنی رسوم در لغت نامه دهخدا

رسوم. [ رَ ] (ع ص ) شتری که باقی ماند بر سیر یک شباروز. (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ). آنکه یک شبانه روز بر سیر باقی نماند (؟) . (از اقرب الموارد). || ناقه ٔ رسوم ؛ ماده شتری که نشان سپل او بر زمین ماند از سختی. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از مهذب الاسماء) (از منتهی الارب ). ناقه ای که نشان سم او از شدت راه رفتن بر زمین ماند. (از اقرب الموارد).

رسوم. [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رسم. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (دهار) (از شعوری ج 2 ورق 24) (از اقرب الموارد). رجوع به رسم در همه ٔ معانی اسمی شود.

رسوم. [ رُ ] (ع اِ) آیین ها. قواعد. قوانین. (فرهنگ فارسی معین ). آیین. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). قانون ها. (از شعوری ج 2 ورق 24) :
حدیث او معانی در معانی
رسوم او فضایل در فضایل.
منوچهری.
هرگز پادشاه چون امیر عادل سبکتکین ندیدم در سیاست و بخشش و کدخدایی و دانش و همه ٔ رسوم ملک. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 458). آن رسوم و آثار ستوده... هیچ جای نیست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 109). چنین مردی به زعامت پیلبانان دریغ باشد با کفایت و مناصحت و سخن نیکو که داند گفت و رسوم تمام که دریافته است خدمت پادشاهان را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 286).رسوم خدمت پادشاهان باشد که بر رای وی پوشیده مانده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 395).
نندیشم از ملوک و سلاطینش
دیگر کنم رسوم و قوانینش.
ناصرخسرو.
رسوم ستوده ٔ او را زنده گردانید.
(کلیله و دمنه ).
وگر قیصر سگالد رای زردشت
کنم زنده رسوم زند و استا.
خاقانی.
چو سال آمد به شش چون سرو می رست
رسوم شش جهت را بازمی جست.
نظامی.
ز آیین مسلمانی بتان را عار می آید
رسوم عشقبازی را بطور برهمن می کن.
علی خراسانی (از آنندراج ).
- رسوم عرفیه ؛ عادات. (ناظم الاطباء).
- || خراجی که ملاک می دهد. (از ناظم الاطباء).
- رسوم و آداب ؛ آیین ها و رسم ها. آنچه انجام دادن آن در میان افراد جامعه ای جایز شناخته شده و معمول گردیده است. (یادداشت مؤلف ). || عادت ...

معنی رسوم به فارسی

رسوم
جمع رسم
( اسم ) جمع رسم ۱ - آیین ها قواعد قوانین . ۲ - عادات . ۳ - دستورها ترتیبات . ۴ - حصه ها بهره ها . ۵ - عوارض باج و خراج . ۶ - وجوهی که از طرف مستوفیان دیوانی از عارضان و ارباب حقوق گرفته میشد جمع رسومات .
تیغی از پیغامبر صلوات الله علیه
کسی که علاوه بر مواجب وظیفه دیگر داشته باشد .

معنی رسوم در فرهنگ معین

رسوم
(رُ) [ ع . ] (اِ.) جِ رسم ، آیین ها، عادات .

معنی رسوم در فرهنگ فارسی عمید

رسوم
= رسم

رسوم در دانشنامه ویکی پدیا

رسوم
رسوم می تواند به موارد زیر اشاره کند:
سنت
رسوم (پیشکش)، دریافت وجوه به وسیله مستوفی ها
رسم
امی رسوم، بازیگر
رسوم دریافت وجوهی به وسیله مستوفی ها بوده که در آغاز پنهانی بود ولی پس از چندی آشکار شد و مبلغ آن نیز تعیین شد.
رسوم مربوط به وظیفه یک رشوه خلاف قانون داشت که از مراجعان و حقوق بگیران دریافت می شد. مستوفی الممالک برای ناصرالدین شاه روشن کرد که رسوم به معنای همان پیشکش است.
چون اغلب برای کسانی که دریافت حقوق یا مستمری اشان به ایالت دیگری حواله شده بود و برای ایشان امکان مسافرت نبود یا می باید زمانی را تا انجام کارشان در ایلتی دیگر بمانند می توانستند به کسان معتمد شان وکالت دهند تا کار به انجام برسد. مستوفیان ایالت و ولایت مه همه با هم در تماس بودند با کم کردن مبلغی در نزدیکی سی یا چهل در سد از وجه اسمی هر حواله و بقیه آن را نقدی می پرداختند.
مستوفی ها شبکه ای بودند و اکثر آن ها از اهالی آشتیان، تفرش، و گرکان بودند مستوفی ها با دشوار کردن اداره دارایی های کشور کوشش می کردند که کسی از کارشان سر در نیاورد و هر کاری در پیشرفت اداره امور مالی کردند تنها برای پوشاندن و مخفی کردن تقلب ها و حساب سازی ها بود. هم چنین در شخصی کردن کارها که کسی دیگر از اسناد چیزی نفهمد به این ترتیب برکناری یا تعویض خود را غیرممکن می ساختند. دیگر اینکه از ورود غیره به شبکه مستوفیان با شدت عمل جلوگیری می شد. مستوفی های اول تنها فرزندان یا نزدیکان درجه اول آنان پروانه کارآموزی نزد آنان و آگاهی از محل اسناد و مدارک مربوطه را داشتند.
امانوئل گری «امی» رسوم (به انگلیسی: Emmanuelle Grey "Emmy" Rossum) (زاده ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۶) هنرپیشه و خواننده-ترانه پرداز آمریکایی است. رسوم بیشتر برای بازی در نقش فیونا گلکر در مجموعه تلویزیونی درام کمدی بی شرم از شبکه شوتایم شناخته می شود. رسوم به مدت ۹ سال در این سریال ایفای نقش کرد و بعد از ۹ فصل از آن جدا شد. رسوم فعالیت خود را از سال ۲ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رسوم در جدول کلمات

رسوم
اداب
رسوم و سنن
اداب
رسوم و شرایط
اداب
ایجاد زمینه تربیت اجتماعی و علم و آداب و رسوم در جامعه
فرهنگسازی
از رسوم ازدواج است که در آن در صبح بعد از شب ازدواج داما با مادر عروس ملاقات کرده و از وی بخاطر عقد دخترش تشکر می کند
مادر زن سلام

معنی رسوم به انگلیسی

manner (اسم)
راه ، رفتار ، طرز عمل ، عنوان ، قسم ، سیاق ، فن ، نوع ، سبک ، چگونگی ، تربیت ، ادب ، روش ، رسوم ، طرز ، طریقه ، طریق ، سان ، طور ، مسلک ، سلیقه
mores (اسم)
اداب ، رسوم
etiquette (اسم)
اداب ، رسوم ، علم اداب معاشرت ، ایین معاشرت

معنی کلمه رسوم به عربی

رسوم
اسلوب
فولکلور

رسوم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
رسوم ...ادایت...اصول..
بیتا
رسم . قوانین .عقاید
حمیدرضا دادگر_فریمان
آداب، آیین ها، قواعد، روحیات، شعایر، مراسم، باج، باژ، خراج، عوارض،سنن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی رسوم   • فرهنگ بومی مردم کرمان   • رسوم متحركة قديمة   • مفهوم رسوم   • تعریف رسوم   • معرفی رسوم   • رسوم چیست   • رسوم یعنی چی   • رسوم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رسوم
کلمه : رسوم
اشتباه تایپی : vs,l
آوا : rosum
نقش : اسم
عکس رسوم : در گوگل

آیا معنی رسوم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران