برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1432 100 1

رایبد

معنی اسم رایبد

اسم: رایبد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: به ضم ب، دانشمند، حکیم، دانا، خداوندگار خرد، مرکب از رای به معنای دانش و خرد و بد پسوند ملکیت

رایبد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرمهدی
رایبد
از ترکیب واژه های :
رای به معنای اندیشه
و بد به معنی خداوند
که معنی ترکیب مورد نظر بنده میتواند (خداوند اندیشه) باشد.
ترکیبات مشابه:
هیربد،سپهبدو....
ضمنا در میان اسامی مردان سابقا به اسم رایبد برخورد نموده ام.
با تشکر از مسئولین سایت در صورت تایید واژه مورد نظر آنرا در لیست واژه های لغتنامه قراردهید تا از آن بعنوان مستند نامگذاری استفاده نماییم.
علی اکبر
[ ب ُ ]از ترکیب واژه رای و پسوند بد
به معنای صاحب اندیشه ،خداوند اندیشه میباشد
ترکیبات:
رای . (اِ) رأی . (ناظم الاطباء). فکر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (بهار عجم ) (ارمغان آصفی ) (ناظم الاطباء) (از شعوری ج 2ورق 16) (مجموعه ٔ مترادفات ).اندیشه . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (ارمغان آصفی ) (بهار عجم ) (مجموعه ٔ مترادفات ). در عربی بمعنای تدبیر و مقتضای عقل . (برهان ). پنداشتی . تأمل .(ناظم الاطباء). نقشه . طرح . (ولف ). تدبیر. (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی متعلق بکتابخانه ٔ مؤلف ) (از شعوری ج 2ورق 16) (از برهان ).آنچه پیش دل آید.

بد. [ ب َ ] (پسوند) صاحب و خداوند. (برهان قاطع). و آن پسوندی است که به آخر اسم ملحق شود، در اوستا پئی تی ۞ یا پتی ۞ بمعنی مولی و صاحب ، در پهلوی پت ۞ ، در فارسی بد (اصلاً بفتح باء ولی امروز بضم تلفظ کنند). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) ۞ : آتربد. آذربد. ارگبد. اسپهبد. اندرزبد. باربد. بربد. جوربد. چتربد، دبیربد. (کتاب التاج جاحظ ص 173). درستبد (رئیس ضرابخانه ). دهوبد. دهیوبد. ری بد. سپهبد. فهلبد. کاروگ بد (گاروک بد) (رئیس کارگران سلطنتی و غیره )،کنابد. کهبد. کوه بد. گاهبد. گهبد (جهبد). مان بد (رئیس خانواده ). مغان اندرزبد. مؤبد. هربد. هزاربد. هوتخشبد (رئیس مهنه ). هیربد. (از یادداشتهای مؤلف ).
محمد
از ترکیب واژه رای و پسوند بد
به معنای صاحب اندیشه ،خداوند اندیشه میباشد
ترکیبات:
رای . (اِ) رأی . (ناظم الاطباء). فکر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (بهار عجم ) (ارمغان آصفی ) (ناظم الاطباء) (از شعوری ج 2ورق 16) (مجموعه ٔ مترادفات ).اندیشه . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (ارمغان آصفی ) (بهار عجم ) (مجموعه ٔ مترادفات ). در عربی بمعنای تدبیر و مقتضای عقل . (برهان ). پنداشتی . تأمل .(ناظم الاطباء). نقشه . طرح . (ولف ). تدبیر. (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی متعلق بکتابخانه ٔ مؤلف ) (از شعوری ج 2ورق 16) (از برهان ).آنچه پیش دل آید.

بد. [ ب َ ] (پسوند) صاحب و خداوند. (برهان قاطع). و آن پسوندی است که به آخر اسم ملحق شود، در اوستا پئی تی ۞ یا پتی ۞ بمعنی مولی و صاحب ، در پهلوی پت ۞ ، در فارسی بد (اصلاً بفتح باء ولی امروز بضم تلفظ کنند). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) ۞ : آتربد. آذربد. ارگبد. اسپهبد. اندرزبد. باربد. بربد. جوربد. چتربد، دبیربد. (کتاب التاج جاحظ ص 173). درستبد (رئیس ضرابخانه ). دهوبد. دهیوبد. ری بد. سپهبد. فهلبد. کاروگ بد (گاروک بد) (رئیس کارگران سلطنتی و غیره )،کنابد. کهبد. کوه بد. گاهبد. گهبد (جهبد). مان بد (رئیس خانواده ). مغان اندرزبد. مؤبد. هربد. هزاربد. هوتخشبد (رئیس مهنه ). هیربد. (از یادداشتهای مؤلف ).
آروین
آروین ،راوین ،روژین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی رایبد   • مفهوم رایبد   • تعریف رایبد   • معرفی رایبد   • رایبد چیست   • رایبد یعنی چی   • رایبد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رایبد
کلمه : رایبد
اشتباه تایپی : vhdfn
عکس رایبد : در گوگل

آیا معنی رایبد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )