دوربین

/durbin/

مترادف دوربین: تلسکوپ

معنی انگلیسی:
farsighted, far-sighted, presbyopic, field-glass, opera-glass, glasses, spyglass

لغت نامه دهخدا

دوربین.( نف مرکب ) کسی که از دور خوب می بیند. ( ناظم الاطباء ). دوربیننده. که قدرت دیدن دوردست را دارد. که اشیاءیا اشخاص دوردست را تواند دیدن. که دید چشم و نیروی بینائی قوی برای دیدن فاصله دور دارد :
دیرخواب و زودخیز و تیزسیر و دوربین
خوش عنان و کش خرام و پاکزاد و نیکخوی.
منوچهری.
طرفه کور دوربین تیزچشم
لیک از اشتر نبیند غیرپشم.
مولوی.
چنین گفت پیش زغن کرکسی
که نبود زمن دوربین تر کسی.
سعدی ( بوستان ).
|| مقابل نزدیک بین. کسی که دور را بهتر از نزدیک می بیند. چشمی که دور را بهتر از نزدیک می بیند. || دوراندیش و عاقل و بابصیرت و مطلع و باادراک و زیرک و خردمندو هوشیار و بافراست. ( ناظم الاطباء ). عاقل و دوراندیش. ( آنندراج ). عاقبت اندیش. لطیف. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ). آنکه به عاقبت کار اندیشد. مآل اندیش. آخربین. عاقبت اندیش. مآل بین. ( یادداشت مؤلف ) :
که جنگاوران از سپه برگزین
دلیران نیزه ور دوربین.
فردوسی.
یکی دوربین مرد جویای کار
نباشد چنو نامدار و سوار.
فردوسی.
یکی دوربین مرد جویای کار
بدیدمش آهسته گرد و سوار.
فردوسی.
می داند [ منوچهربن قابوس ] روز پدرم [ محمود ]به پایان آمده است جانب خویشتن را خواهد که با ما استوار کند که مردی زیرک و پیر دوربین است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 131 ).
گرچه پشم اند هر دو، هرگز بوده ست
سوی تو ای دوربین پلاس چو پرنون.
ناصرخسرو.
انبوهی یاران که دوربین و کاردان نباشند عین مضرت است. ( کلیله و دمنه ).
و ز بر آن خوابگاه طارم پیری مسن
همچو امل دوربین همچو اجل جان ستان.
؟
صاحب مایه دوربین باشد
مایه چون کم بود چنین باشد.
نظامی.
چشم عقل دوربین را روز و شب
درجمال خویش حیران کرده ای.
عطار.
فریدون وزیری پسندیده داشت
که روشن دل و دوربین دیده داشت.
سعدی ( بوستان ).
نصیحت شنو مردم دوربین
نکارند در هیچ دل تخم کین.
سعدی ( بوستان ).
در وادیی که رو به قفا می روند خلق
در قعر چاهم از نظر دوربین خویش.
صائب.
دلهام ؛ مرد رسا و دوربین. دلمز؛ مرد توانا و دوربین. ( منتهی الارب ). || ( اِ مرکب ) آلتی متعلق به ابصار که بزرگ می کند و نزدیک می نماید چیزهای دور را و اختراع این آلت در سده هفدهم میلادی شد و به واسطه آن انقلاب بزرگی در علم هیأت پدید آمد. ( ناظم الاطباء ). نوعی از عینک که بدان چیز دور را به آسانی توان دید. چیزی باشد که احوال دریا را ناخدا بدان معلوم کند و برای استعلام لشکر بیگانه هم بکار آید. ( آنندراج ). نظاره. ( المنجد ). اسباب بصری برای رؤیت نسبتاً واضح اشیاء دور یا به عبارت رایج برای بزرگتر و نزدیکتر نشان دادن اشیاء دور ازآنچه با چشم غیر مسلح دیده می شوند. دو جزء اساسی هردوربین عبارت است از نقشگیر، که نور را گرد آورد و متمرکز کند و دیدگر که تصویر حاصل از نقشگیر را بزرگ می کند. دوربین را به نجومی و زمینی تقسیم می کنند، دوربین نجومی همان تلسکوپ است که برای بررسی اشیاء بسیار دور ( مانند ستارگان ) بکار می روند و فواید دیگر نیز دارند. تصاویر حاصل ازآنها معکوس است ، ولی این امر مخل به استفاده از آنها نیست. بر خلاف در رؤیت اشیاء زمینی مطلوب آن است که منظره عادی آنها محفوظ بماند و لهذا این دوربینهاچنان تعبیه شده اند که تصویر حاصل از آنها مستقیم باشد. قدیمترین نوع دوربین زمینی دوربین گالیله است که نقشگیرش یک عدسی محدب و دیدگرش یک عدسی مقعر است. این دوربین را گالیله برای رصد آسمان ساخت و چهار قمربزرگ مشتری را با آن کشف کرد ولی امروزه به عنوان دوربین زمینی از آن استفاده می شود. دوربین انواع دیگری نیز دارد، مانند دوربین دوچشمی و دوربین یک چشمی و دوربین عکاسی. ( از دایرة المعارف فارسی ).

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنکه دور را بیند مقابل نزدیک بین . ۲ - چشمی که دور را بیند مقابل نزدیک بین . ۳ - عاقبت اندیش . ۴ - ( اسم ) دستگاهی که برای روئ یت اجسام دور ( رصد کردن ستارگان یا روئ یت مناظر زمین ) بکار رود . یا دور بین عکاسی دستگاهی که برای ایجاد تصویر واضح از شئ یا شخص بکار رود . کلیه دستگاههای عکس برداری مشتملند بر : ۱ - عدسی که تصویر را تشکیل میدهد . ۲ - اطاق تاریک که عدسی در آن نصب شده . ۳ - شاسی یا قرقره های فیلم که صفحه حساس روی آن قرار گیرد . ۴ - دریچه نور که برای تنظیم و تغییر زمان عکس برداری بکار میرود . ۵ - پایه که دستگاه روی آن بطور ثابت نصب میشود . یا دوربین نجومی دوربین آسمانی دستگاهی است که برای مشاهده اجرام فلکی و ستارگان آسمان بکار میرود . یا عینک دوربین عینکی که بوسیله آن نقاط نسبتا دور واضح دیده شود .

فرهنگ معین

(اِ. ) نوعی وسیله برای گرفتن عکس یا فیلم برداری یا دیدن اجسام دور.
۱ - (ص فا. ) عاقبت اندیش . ۲ - نوعی بیماری چشم که شخص دور را بهتر می بیند.

فرهنگ عمید

۱. وسیله ای مرکب از یک یا دو لوله و عدسی که با آن جاها و چیزهایی را که در مسافت دور باشد می بینند. &delta، در قرن ۱۷ میلادی اختراع شده.
۲. (اسم، صفت فاعلی ) [مقابلِ نزدیک بین] (پزشکی ) کسی که چشمش دور را بهتر از نزدیک ببیند.
۳. (عکاسی ) دوربین عکاسی.
۴. (اسم، صفت فاعلی ) [قدیمی، مجاز] دوراندیش، خردمند.
* دوربین عکاسی: (عکاسی ) دستگاهی که با آن از اشخاص و اشیا و مناظر عکس برداری می کنند.
* دوربین نجومی: (نجوم ) دوربین بسیاربزرگ که با آن ستارگان را می بینند، تلسکوپ.

فرهنگستان زبان و ادب

[فیزیک- اپتیک] ← دوربین عکاسی
{hyperope} [پزشکی] فرد مبتلا به دوربینی
{spoting scope} [ورزش] دوربینی کوچک که معمولاً بر روی سه پایه قرار دارد و از آن برای مشاهدۀ نتیجۀ تیراندازی بدون ترک خط آتش (fire line ) استفاده می کنند

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دوربین:به وسیله ای که برای دیدن اشیای دور، یا عکس گرفتن و یا فیلم برداری استفاده می شود، اطلاق می شود.
عنوان دوربین درکلمات معاصران و در باب های صلاة، صوم و حج بهکار رفته است.

نگاه به نامحرم و دوربین
نگاه کردن به بدن و مو ی نامحرم حرام است؛ خواه با چشم غیر مسلح و یا با چشم مسلح، مانند دوربین.

رؤیت هلال و دوربین
ملاک در رؤیت هلال ، دیدن با چشم عادی است؛ بنابر این، رؤیت آن با چشم مسلح، همچون دوربین های قوی کفایت نمی کند؛ لیکن برخی، رؤیت با چشم مسلح را نیزکافی دانسته اند.

احرام و دوربین
...

دانشنامه عمومی

دوربین یک ابزار نوری است که می تواند یک تصویر را ثبت کند. اکثر دوربین ها می توانند تصاویر 2 بعدی را ثبت کنند، در حالی که برخی از مدل های پیشرفته تر قادر به گرفتن تصاویر سه بعدی هستند. در سطح اولیه، اکثر دوربین ها از جعبه های مهر و موم شده ( بدنه دوربین ) ، با یک حفره کوچک با قطر متغیر ( دیافراگم یا اپرچر ) تشکیل شده اند که اجازه عبور نور را می دهد تا تصویری را روی سطح حساس به نور ( معمولاً یک سنسور دیجیتال یا فیلم آنالوگ عکاسی ) ثبت کند. دوربین ها مکانیسم های مختلفی برای کنترل تابش نور بر روی سطح حساس به نور دارند. لنزها نور ورودی به دوربین را متمرکز می کنند و دیافراگم را می توان باریک یا بازتر کرد. عملکرد شاتر میزان زمانی را که سطح حساس به نور در معرض نور قرار می گیرد، تعیین می کند. پس آموختیم که دیافراگم میزان نور وارده به حسگر با و شاتر مدت زمان نور وارده به حسگر را تعیین می کنند.
دوربین عکاسی اصلی ترین ابزار در هنر عکاسی است. تصاویر گرفته شده ممکن است بعداً به عنوان بخشی از فرآیند عکاسی، تصویربرداری دیجیتال یا چاپ عکاسی بازتولید شوند. زمینه های هنری مشابه در کنار هنر عکس برداری عبارتند فیلم برداری به عنوان خبرنگار و فیلم برداری جهت تولیدات سینمایی و مستند.
کلمه دوربین از camera obscura گرفته شده است، نام لاتین دستگاه اصلی برای نمایش یک تصویر دو بعدی بر روی یک سطح صاف ( در معنای "محفظه تاریک" ترجمه می شود ) . دوربین عکاسی مدرن از دوربین تاریک ( فناوری مربوط به محفظه تاریک حفره دار ) تکامل یافته است. اولین عکس دائمی در سال 1825 توسط جوزف نیکفور نیپس گرفته شد.
اکثر دوربین ها نور را از طیف مرئی می گیرند، در حالی که دوربین های تخصصی سایر بخش های طیف الکترومغناطیسی مانند مادون قرمز را می گیرند.
همه دوربین ها از طراحی اولیه یکسانی استفاده می کنند: نور از طریق یک عدسی همگرا یا محدب وارد یک جعبه محصور شده و یک تصویر روی یک محیط حساس به نور ضبط می شود. مکانیزم شاتر مدت زمانی که نور وارد دوربین می شود را کنترل می کند.
اکثر دوربین ها همچنین دارای منظره یاب هستند که صحنه مورد نظر را به عکسبردار نشان می دهد، مهم ترین ابزار های تنظیمی یک دوربین ( تنظیم به صورت دستی یا خودکار ) عبارت اند از 1 - فوکوس ( تنظیم عمق میدان دید ) ، 2 - دیافراگم ( میزان نوری که وارد دوربین می شود ) و 3 - سرعت شاتر ( مدت زمان نوری که وارد می شود ) که هریک تاثیرات ویژه ای بر تصویر خروجی دارد .
عکس دوربینعکس دوربینعکس دوربینعکس دوربینعکس دوربینعکس دوربین

دوربین (ابهام زدایی). دوربین واژه ای است که برای نامیدن چندین گونه از ابزار به کار می رود:
• دوربین عکاسی
دوربین فیلمبرداری
دوربین تلویزیون
دوربین ویدئویی
دوربین شکاری ( نام های دیگر: دوربین دوچشمی، دوربین ارتشی )
دوربین نقشه برداری
دوربین مساحی
دوربین مهندسی ( تئودولیت )
• دوربین نجومی ( تلسکوپ )
دوربین عکسبرداری هوایی
• دوربین مدار بسته
پزشکی:
• دوربینی
مکان ها:
• دوربین، ویرجینیای غربی

دوربین (فیلم). دوربین فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کامران شیرزاد ساختهٔ سال ۱۳۷۵ است.
• رمضان یوسف پور
• عباس شیرزادی مرگاری
• سیمین پهلوان
• علی بابا شریفی
• عزیز اله خرم
• فاطمه شیرزادی مرگاری
• جلال آوند
• امیر شاه آبادی
گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

مترادف ها

camera (اسم)
دوربین، دوربین یا جعبه عکاسی

long-sighted (صفت)
دوربین، عاقبت اندیش

پیشنهاد کاربران

وقتیکه حرف ها تحت تأثیر دوربین ها قرار میگیرند؛ پر از شعار وپرستیچ واخلاق وآداب وکلام اوتو کشیده وزرق وورق میشن.
لا دوربین ترجمه شود
بامن باشید
binoculars
دوربین روی دست: در این روش، دوربین یا دردست قرار می گیرد یا به بدن فیلمبردار وصل می شود و برای فیلمبرداری فضاهای شبه مستند وخبری و تاثیر گذار به کار می رود. مانند تصویرهای فیلم یا � قاتلین بالفطره� ( اصطلاح سینمایی )

بپرس