برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1473 100 1

خیر

/xayyer/

مترادف خیر: خیرخواه، صدقه ده، صدقه رسان، نیکوکار | نچ، نه، نی، صلاح، صواب، مصلحت، بهی، خوبی، خوشی، نیکی، برکت، نعمت، سعادت، فیض، صدقه، اجرنیک، مزد

متضاد خیر: بی خیر | شر

برابر پارسی: بزرگواری، بخشش، جوانمرد، نیکوکار

معنی خیر در لغت نامه دهخدا

خیر. [ خ َ/ خی ] (ع مص ) تفضیل دادن کسی را بر کسی دیگر. (از منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ). منه : خار الرجل عنی ؛ خیره خِیراً، خَیراً، خِیَر. خَیرَة. || برگزیدن چیزی را؛ منه : خار الشی ٔ. || نیکو شدن و صاحب خیر گردیدن. منه : خار الرجل خیراً. || نیکویی دادن خدا کسی را در کاری. منه : خار اﷲ لک فی هذا الامر. || غلبه در نیکویی کردن و برگزیدن. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). نیک شدن و غلبه کردن کسی را به بهی و بهترین برگزیدن. (تاج المصادر بیهقی ).

خیر. [ خ َ ] (ع اِ) نیکوئی. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خوبی. مقابل شر :
ز دلها مردمان را خیر باشد.
فرخی.
یار تو خیر و خرمی چون پارسای فاطمی
جفت تو جود و مردی چون جفت حاتم ماویه.
منوچهری.
فعالش مایه ٔ خیر و جمالش آیت خوبی
جلالش نزهت خلق و کمالش زینت دنیی.
منوچهری.
کلکش چو مرغکی است دویده بر آب مشک
وز بهر خیر و شر زبانش دو شاخ تر.
عسجدی.
من [ التونتاش ] رفتم و ندانم که حال شما چون خواهد شد که اینجا هیچ دلیل خیر نیست. (تاریخ بیهقی ). به امیر فرمانی رسیده بخیر و نیکویی. (تاریخ بیهقی ). همو عزوجل فرموده که ما شما را در خیر و شرمی آزماییم. (تاریخ بیهقی ).
عظیم خیر می کردم که هجو او گفتم
بدین ثواب جزیلم دهد خدای علیم.
(از تاریخ بیهقی ).
سمع و بصر و ذوق و شم و حس که بدو یافت
جوینده ز نایافتن خیر امان را.
ناصرخسرو.
جز صبر تیر او را اندر جهان سپر نیست
مرغیست صبر کو را جز خیر بال و پر نیست.
ناصرخسرو.
فعلت نه بقصد آمر خیر
قولت نه بلفظناهی شر.
ناصرخسرو.
الخیر معقود فی نواصی الخیل ؛ نیکی در پهلوی پیشانی اسب بسته است. (نوروزنامه ٔ عمرخیام ). حیوانی که در او نفع و ضر و خیر و شر باشد چگونه بی انتفاع شاید گذاشت. (کلیله و دمنه ). آنکه سنگ در کیسه کند از تحمل آن رنجور گردد و روز حاجت بدو خیری نیاید. (کلیله ودمنه ). من اخلاق ش ...

معنی خیر به فارسی

خیر
( صفت ) ۱ - خیره سر گشته متحیر حیران . ۲ - عبث بیهوده هرزه .
ابن عبدالله
[ گویش مازنی ] /Kheyar/ خیار
دهی است از بخش زابلی شهرستان سراوان واقع در پنج هزار گزی جنوب زابلی کنار راه مالروی زابلی به ایرانشهر
دهی است از بخش فلاورجان شهرستان اصفهان واقع در ۱۷ هزار گزی جنوب باختر فلاورجان . متصل به شوسه مبارک آباد آب آن از زاینده رود است .
دهی است از دهستان بویراحمد گرمسیری بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان واقع در کنار راه شوسه آرو به بهبهان .
دهی است از دهستان بویراحمد گرمسیری بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان کنار راه آرو به بهبهان . آب آن از رودخانه خیر آباد است بدانجا پاسگاه ژاندارمری و راه آن اتومبیل روست . ساکنان از طایفه بویراحمد گرمسیر اند .
دهی است از دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران . این ده در ۸ هزار گزی شمال باختری ورامین قرار دارد با ۵۵۶ تن سکنه . آب آن از رودخانه است .
دهی است از بخش حومه شهرستان نایین واقع در ۴٠ هزار گزی جنوب نائین و سه هزار گزی نائین به ارجوغ .
دهی است از دهستان حومه شهر ملایر واقع در ۲۱ هزار گزی خاور زرقان و ۶ هزار گزی راه فرعی بند امیر به سلطان آباد کربال با ۱۱۴ تن سکنه .
دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز . واقع در ۹٠ هزار گزی خاور زرقان و ۳ هزار گزی راه فرعی توابع ارسنجان به کربال با ۱۱۵ تن سکنه .
...

معنی خیر در فرهنگ معین

خیر
(خَ) [ ع . ] ۱ - (اِ.) نیکویی . ۲ - پاداش ، پاداش نیک . ۳ - (ص .) صواب . ۴ - بابرکت .
(خَ یِّ) [ ع . ] (ص .) نیکوکار، سخت نیک .
(خِ) (ص .) ۱ - خیره ، سرگشته . ۲ - عبث ، بیهوده .
(اُ غُ. بِ. خِ) [ تُر - ع . ] جملة دعایی به معنی : ۱ - خیر پیش ، به سلامت . ۲ - روز به خیر، وقت به خیر.

معنی خیر در فرهنگ فارسی عمید

خیر
هرزه، بیهوده، عبث.
* خیرخیر: (قید) [قدیمی]
۱. بیهوده، بی سبب: نخستین از اغریرت اندازه گیر / که بر دست او کشته شد خیرخیر (فردوسی: ۲/۳۳۵).
۲. تیره وتار: از آوای گردان و باران تیر / همی چشم خورشید شد خیرخیر (فردوسی: ۳/۱۴۹).
۳. حیران، سرگردان.
نیکوکار، کریم.
۱. [مقابلِ شر] خوبی، نیکویی.
۲. احسان، نیکی.
۳. (اسم) صلاح.
۴. (اسم) اجر اخروی، ثواب.
۵. (اسم) سود، فایده.
۶. (صفت) خوب، نیک.
۷. (شبه جمله، قید) [مقابلِ بلی] نَه.
۸. (اسم) [قدیمی] مال.
= خِیری: چنان ننگش آمد ز کار هجیر / که شد لاله برگش به کردار خیر (فردوسی۴: ۴۳۲).
آن که پایان کار یا زندگیش خوب باشد.

خیر در دانشنامه اسلامی

خیر
خَیر مقابل شر است. از آن در بابهای طهارت، وقف، نذر و قضاء سخن گفته ‏اند.
خیر عبارت است از آنچه که عقل یا شرع به آن ترغیب کرده است.

احکام خیر
 ۱. ↑ کشف الغطاء ج۲، ص۲۷۶.۲. ↑ کشف الغطاء ج۲، ص۲۸۴.۳. ↑ جواهر الکلام ج۲۸، ص۱۰۱.    
...
خیر
معنی خَيْرٌ: بهتر - مال (اصل در معناي کلمه خير همانا انتخاب است ، و اگر ما چيزي را خير ميناميم ، بدان جهت است که آنرا با غير آن مقايسه ميکنيم ، و يکي از آن دو را انتخاب نموده و ميگوئيم اين خير است ، و معلوم است از بين چند چيز ما آنرا انتخاب ميکنيم که هدف و مقصد م...
معنی مَّارِدٍ: بي خير- فرد خبيثي که عاري از خير باشد (معناي کسي است که از هر خيري عاري باشد . البته اين کلمه در مورد مطلق عاري نيز استعمال دارد ، چه عاري از خير و چه عاري از غير آن لذا به صافي ،بي مويي، بي برگي و ... هم تعلق مي گيرد )
معنی مُّبَارَکاً: دارای خیر بسیار شده - صاحب برکت شده(کلمه مبارک از مصدر مبارکه باب مفاعله از ثلاثي مجرد برکت است و برکت به معناي خير بسيار ، و مبارک به معناي محلي است که خير کثير به آنجا افاضه ميشود . و اين کلمه در مورد هم برکات دنيوي استفاده می شود و هم اخروي )
معنی مُّبَارَکَةٍ: دارای خیر بسیار شده - صاحب برکت شده(کلمه مبارک از مصدر مبارکه باب مفاعله از ثلاثي مجرد برکت است و برکت به معناي خير بسيار ، و مبارک به معناي محلي است که خير کثير به آنجا افاضه ميشود . و اين کلمه در مورد هم برکات دنيوي استفاده می شود و هم اخروي )
معنی بَارَکْنَا: برکت داديم - خير فراوان داديم
معنی نَّجْدَيْنِ: دو سر بالایی (کلمه نجد به معناي راهي است به سوي بلندي ، و مراد از نجدين راه خير و راه شر است و اگر راه خير و شر را نجد خوانده ، براي اين بوده که هر دو مستلزم رنج و مشقت است )
معنی خَيْرَاتِ: خیرها -اعمال صالح -مالهایی که در راه خدا صرف می شود(اصل در معناي کلمه خير همانا انتخاب است ، و اگر ما چيزي را خير ميناميم ، بدان جهت است که آنرا با غير آن مقايسه ميکنيم ، و يکي از آن دو را انتخاب نموده و ميگوئيم اين خير است ، و معلوم ...


خیر در دانشنامه ویکی پدیا

خیر
خیر می تواند به موارد زیر اشاره کند:
خیر در مفهوم خیر و شر
خیر، خوراکی که با دمبل (گیاه) پخته می شود
خیر، پاسخ منفی به پرسش
دهستان خیر
خیر دین (استان مستغانم) (به عربی: خیر الدین) یک شهرداری در الجزایر است که در ناحیه خیرالدین واقع شده است. خیر دین ۲۲٬۲۴۱ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای الجزایر
خیر عمومی خیر مشترک در فلسفه، اقتصاد و علوم سیاسی به آنچه همه یا بیشتر اعضای یک جامعه مشخص در آن مشترکند یا از آن نفع می برند، یا به آنچه از شهروندی، کنش دسته جمعی و مشارکت فعال در قلمروی سیاست و خدمت عمومی حاصل می شود اشاره دارد. مفهوم خیر عمومی در بین آموزه های فلسفی مختلف، تفاوت های شایانی دارد. فلاسفه یونان باستان از جمله ارسطو و افلاطون مفاهیم اولیه خیر مشترک را طرح ریزی کردند. یک فهم از خیر عمومی که ریشه در فلسفه ارسطو دارد امروزه کاربرد شایع دارد و به چیزی اشاره دارد که یک دانشور معاصر آن را «خیر مناسب جامعه و تنها قابل حصول توسط آن، ولی در اشتراک اعضای آن» خوانده است. مفهوم خیر عمومی از طریق آثار نظریه پردازان سیاسی چون ماکیاولی، لاک، روسو و … تدوین یافته است.
خیر محمد ایماق (زاده ۱۳۴۱ ولسوالی سنچارک ولایت سرپل) سیاستمدار افغانستان و نماینده مردم ولایت سرپل در دوره های پانزدهم و شانزدهم مجلس نمایندگان است.
عضو لویه جرگه اضطراری.
عضو لویه جرگه قانون اساسی.
وکیل دوره پانزدهم پارلمان افغانستان.
خیر محمد ایماق زاده ۱۳۴۱ از ولسوالی سنچارک ولایت سرپل می باشد. ایشان تحصیلات خود را تا صنف ۱۲ از لیسه/دبیرستان زرغون کوت سنچارک ادامه داد و پس از آن وارد جبهه جنگ شد و تا سقوط طالبان در جبهه حضور داشت.
دیگر فعالیت های ایشان:
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خیر در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنی نیکویی در مقابل شر) آنچه هر موجودی برای رسیدن به مرتبه ای بالاتر و نیل به کمال خواهان آن باشد. خیر را فلاسفه برگرفته از وجود، و شر را ناشی از عدم می دانند و بنابراین هرچه دامنۀ وجودی شیء گسترده تر باشد خیر او بیشتر است؛ تا آن جا که وجود مطلق خیر مطلق و اشیاء نسبتِ به او خیر نسبی اند. از آن جا که نظام وجود بر طبق اراده و حکمت خداوند، یعنی خیر مطلق صادر شده، هیچ موجود متحقق در خارج شرش بر خیرش غالب یا مساوی آن نیست. نیز ← شَر

ارتباط محتوایی با خیر

خیر در جدول کلمات

با خیر و برکت
متبرک
دارای خیر و برکت
متبرک
در کار خیر حاجتش نیست
استخاره
عاقبت به خیر شدن
رستگاری

معنی خیر به انگلیسی

good (اسم)
خیر ، خوبی ، کامیابی ، مال منقول ، مال التجاره
well (اسم)
خیر ، چشمه ، دوات ، چاه ، ابده ، رو آمدن آب و مایع
benefit (اسم)
استفاده ، مزیت ، سود ، منفعت ، مصلحت ، خیر ، احسان ، مزایا ، اعانه ، نمایش برای جمعاوری اعانه ، افاضه
alms (اسم)
صدقه ، خیرات ، خیر
handout (اسم)
خیرات ، خیر ، اعانه ، نوبت بازی
welfare (اسم)
سامان ، خیر ، سعادت ، اسایش ، رفاه ، شادکامی
almsdeed (اسم)
خیر
philanthropy (اسم)
خیر ، بشر دوستی ، نوع پرستی
aught (اسم)
خیر ، هر چیزی ، چیزی ، هیچ چیز ، بهیچ وجه ، صفر
property (اسم)
خیر ، استعداد ، دارایی ، خواست ، خاصیت ، مال ، ویژگی ، صفت خاص ، ولک
benefaction (اسم)
خیر ، بخشش ، نیکی ، احسان ، کرم
boon (اسم)
مزیت ، خیر ، بخشش ، خوبی ، احسان ، لطف ، استدعاء ، فرمان یادستوری بصورت استدعا
weal (اسم)
خیر ، دارایی ، سعادت ، اسایش ، ثروت
well-doing (اسم)
خیر
genial (صفت)
خوشرو ، خون گرم ، خیر ، خوش مشرب ، خوش دماغ
beneficent (صفت)
سودمند ، مفید ، خیر ، نیکو کار ، منعم
benignant (صفت)
مهربان ، خیر ، خوش خیم ، لطیف
big-hearted (صفت)
مهربان ، خیر ، صمیمی ، سخی ، سخاوتمند ، گشاده دل
kind (صفت)
خوب ، مهربان ، خیر ، خوش خلق ، خوش مزاج ، خوش جنس ، با محبت ، مشفق ، مهربانی شفقت امیز
good (صفت)
قابل ، شایسته ، پسندیده ، خوب ، صحیح ، سودمند ، مهربان ، مطبوع ، خیر ، خوش ، پاک ، نیک ، نیکو ، ارجمند ، خوشنام
non- (پیشوند)
خیر ، منفی
no (لفظ)
خیر ، نه خیر

معنی کلمه خیر به عربی

خیر
جيد , رفاهية , لا
مترف
احسان , حماس , کرم
محسن
مبارکة
محسن

خیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدیس
امروزه روستایی است به نام خبر در دامنه¬ی شمال باختری کوه خبیر در 60 کیلومتری جنوب باختری شهرستان بافت.
بافت و خیر (خبر) دو شهرکند آبادان و با نعمت. (حدودالعالم ص 126).
جان آتا
یمن
بهرام س
سود (در بازار)
فر کیانی


واژه خیر گویش دیگری از واژه آریایی *هیر heer به معنای �هدیه خدا� God Blessings است که دو معنای دیگر آن فروتنی و فرمانبرداری (همخانواده با ایران و آریا/ائیریا) و معنای سوم آن آتش است که هیربد به معنای آتش‌بان را از آن ساخته‌اند. واژه هیر در اوستایی به شکل **ایر به معنای خیرفرجامی سعادت آمده که از آن واژه ایریس به معنای خوراک حلال و ایربان به معنای نگهبان سعادت و یا خیربان را ساخته اند. در زبانهای ایرانی خ و ه جانشین یکدیگر میشوند مانند هانه-خانه هشک-خشک هاگینه-خاگینه هاک-خاک هدمت-خدمت، ازینرو هیر همان خیر است.

دانستنی است که هنگام بیان واژه �نه� در پاسخ به کسی که کارش روبراه نمیشود میگویند خیر یا نخیر بدین معنا که اگر کار تو درست نمیشود بدان که به خیر توست شاید آن کار سرانجام خوبی نداشته و این یک هدیه از سوی خداست.
Sadra
یوخ
رسول فیضی
مال و منال
فرهود
آدم خیر، خیرات دهنده
donor

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• افراد خیر   • خیر کیست   • خیر اربعین کیست   • خییر   • معنی خیر   • خیر مدرسه ساز   • خیّر   • کار خیر   • مفهوم خیر   • تعریف خیر   • معرفی خیر   • خیر چیست   • خیر یعنی چی   • خیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خیر
کلمه : خیر
اشتباه تایپی : odv
آوا : xayyer
نقش : صفت
عکس خیر : در گوگل

آیا معنی خیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران