برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

خوان

/xAn/

مترادف خوان: ادیم، بساط، سفره، سماط، مهمانی، پذیرایی، رباط، کاروانسرا، مائده، طعام، غذا، خوراک، طبق، طبق مائده، خار، علف هرزه، گیاه

معنی خوان در لغت نامه دهخدا

خوان. [ خوا / خا ] (اِ) طبق بزرگی را گویند که از چوب ساخته باشند چه طبق کوچک را خوانچه گویند. (برهان قاطع). سفره ٔ فراخ و گشاده. (ناظم الاطباء). سماط. ابوجامع :
همی از آرزوی... خواجه را گه خوان
بجز رونج نباشد خورش بخوانش بر.
معروفی.
نهادند خوان و بخندید شاه
که ناهاربودی همانا براه.
ابوشکور بلخی.
خوانی نهاده بر وی چون سیم پاک میده
با برّگان و حلوا شفتالوی کفیده.
ابوالعباس.
بر خوان وی اندر میان خانه
هم نان تنک بود و هم ونانه.
دقیقی.
چو خوان نهاد نهاری فرونهد پیشت
چو طبع خویش بخامی چو یشمه بی چربو.
منجیک.
نبید آر و رامشگران را بخوان
بپیمای جام و بیارای خوان.
فردوسی.
نهادند خوان گرد باغ اندرون
خورش ساختند از گمانها فزون.
فردوسی.
همانا که بی نعمت او بگیتی
در این سالها کس نیاراست خوانی.
فرخی.
بزرگیی چه بود بیش از این قدرخان را
که با توهمچو ندیمان تو نشست بخوان.
فرخی.
من می نخورم تا نبود بر دو کفم جام
یا ساتگنی بر سر خوانم ننهی سه.
منوچهری.
خوردن را خوانی نهادند سخت نیکوی با تکلف بسیار و ندیمانش بیامدند. (تاریخ بیهقی ). و در این صفه خوانی نهاده بودند سخت بزرگ. (تاریخ بیهقی ). آداب طعام خوردن... دویم آنک سفره نهد بر خوان که رسول علیه السّلام چنین کرده است که سفره از سفر یاد دهد و نیزبتواضع نزدیکتر بود پس اگر بر خوان خورد روا بود که از این نهی نیامده است. (کیمیای سعادت ).
گرچه بر خوانند هر دو لیک نتوان از محل
بر فراز خوان مگس راهمچو اخوان داشتن.
سنایی.
مرا بریش همی پرسدای مسلمانان
هزار بار بخوان من آمده بی ریش.
انوری.
شمشیر تو خوانی نهد از بهر دد و دام
کز کاسه سر کاسه بود سفره ٔ خوان را.
انوری.
افزار ز پس کنند در دیگ
حلوا ز پس آورند بر خو ...

معنی خوان به فارسی

خوان
۱ - ریش. (( خواندن )) ۲ - ( اسم ) در ترکیب بمعنی (( خواننده )) آید تعزیه خوان روضه خوان قر آن خوان .
جمع خائن
آتشدان محلی که در آن آتش افروزند
سفره را در کمال زیبایی انداختن سفره غذا رنگین فراهم آوردن .
سفره رنگین سفره در کمال زیبایی و رنگینی .
یا ( خوان الاخوان ) کتابی است بپارسی تالیف ناصر خسرو در اخلاق و عقاید اسماعیلیه و آن در مصر و در تهران بطبع رسیده است.
یکی از هفت خوان رستم است که جنگ رخش باشد با شیر .
( اسم ) دستار خوان دستمال سفره .
یکی از هفت خوان رستم که برکندن رستم هر دو گوش دشتبان را باشد .
روپوش و سرپوش خوان و خوانچه
یکی از هفت خوان رستم است که در آن رستم زن جادوی را می کشد .
یکی از هفت خوان رستم که یافتن رستم چشمه آبست پس از تحمل رنج تشنگی .
ریزه خوان ته سفره
ریزه خوان ته سفره
خوان برداشتن
( صفت ...

معنی خوان در فرهنگ معین

خوان
( ~.) (اِ.) ۱ - خار و خلاشه . ۲ - گیاه خودرو، علف هرزه .
( ~.) ۱ - ریشة «خواندن ». ۲ - (ص فا.) در ترکیب به معنی «خواننده » آید: تعزیه - خوان ، روضه خوان و مانند آن .
(خا) [ په . ] (اِ.) ۱ - سفره . ۲ - طبق بزرگ چوبین . ۳ - خوردنی .
(خا) (اِمر.) رییس آشپزخانه .
( ~ِ یَ) [ فا - تُر ] (اِمر.) ۱ - سفره ای که برای عموم مردم بگسترانند و صلای عام در دهند. ۲ - مجازاً غارت ، چپاول .
( ~. خا) (ص فا. ص مر.) کسی که آواز خواند، خوانندة حرفه ای .
( ~. خا) (ص فا.) آن که با استفاده از تصاویر و شمایل و با اشاره به آن ها به نقل داستان های حماسی یا دینی می پردازد.
( ~. خا) (ص فا.) نک پری افسا.
( ~.) (ص فا.) ۱ - کسی که در مجلس تازه واردان را معرفی می کند. ۲ - کسی که پیش از وعظ و روضه خوانی ، مجلس را با روضه خواندن آماده می کند، پامنبری .
( ~. خا) (ص فا.) کسی که در تعزیه وظیفه ای را ایفا کند و اشعار مخصوص را خواند.
( ~. خا) (اِمر.) هنگام سحر (زمانی که خروس می خواند).
(دَ خا) (اِمر.) سفره و دستار - خوان ، پیش انداز، دستارخوان .
( ~. خا) [ ع - فا. ] (ص فا.) شخصی معمولاً در لباس روحانی که کارش خواندن روضه است .
...

معنی خوان در فرهنگ فارسی عمید

خوان
۱. = خواندن
۲. خواننده (در ترکیب با کلمه دیگر): آوازه خوان، روزنامه خوان، روضه خوان، قرآن خوان.
۱. سفره یا طبقی برای گذاشتن غذا روی آن.
۲. [قدیمی، مجاز] غذا.
۳. [قدیمی، مجاز] ضیافت، مهمانی.
* خوان یغما: [قدیمی] سفره ای که برای همگان می گستردند و همه بر آن می نشستند و از آن بهره می بردند: ادیم زمین سفرۀ عام اوست / چه دشمن بر این خوان یغما چه دوست (سعدی۱: ۳۳).
۱. سفره.
۲. میز غذاخوری.
۳. دستار خوان، دستمال سفره.
۱. سرپرست سفره خانه، رئیس آشپزخانه.
۲. آشپز سفره خانه.
آفرین گو، ستایش کننده.
‹آوازخوان›
۱. کسی که پیشه اش آوازه خوانی است، خواننده.
۲. کسی که آواز خوب دارد و به همراه آهنگ خوب می خواند.
= پری افسا
کسی که به زبان پهلوی سخن بگوید یا آواز بخواند: پهلوی خوان پارسی فرهنگ / پهلوی خواند بر نوازش چنگ (نظامی۴: ۶۰۶).
کسی که در مجلس وعظ یا روضه خوانی چیزی بخواند.
۱. کسی که ذکر خدا می کند.
۲. آن که ذکر خدا را با آواز خوش می خواند.
۱. سحر، صبح زود.
۲. (قید) هنگام سحر.
= خوش آواز
= دستارخوان
روضه خوان ...

خوان در دانشنامه اسلامی

خوان
معنی خَوَّانٍ: بسیار خیانت کار
ریشه کلمه:
خون‌ (۱۶ بار)

«خَوّان» صیغه مبالغه و به معنای بسیار خیانت کننده است.
خوان الإخوان کتابی است به زبان فارسی در کلام فلسفی اسماعیلی، منسوب به ناصر خسرو قبادیانی(متوفای 481ق.).
کتاب شامل مقدمه ای به قلم مصحح، علی قویم و خطبه کتاب و صد صف(رده) است. ظاهرا نویسنده فهرست صد صف را در مقدمه آورده بود؛ ولی در نسخه های بعدی کتاب آن را حذف کرده اند.
مؤلف در مقدمه به رهایی خود از جهل به دست امام فاطمی، بی آنکه از او نام ببرد، اشاره می کند و از اینکه از جانب او مامور دعوت می شود، سخن می گوید. او این کتاب را به سفره ای(خوان) تشبیه می کند که طعام و شراب معنوی فرستاده از جانب امام به دست نویسنده در آن نهاده شده و به متابعان «خداوند روزگار»(امام زنده زمان) عرضه شده است. هر «صف» به اختصار، به یکی از مباحث فلسفی و کلامی؛ مانند علم، معاد، نفس، ثواب و عقاب، ابداع و جز این ها، بر طبق مشرب متکلمان اسماعیلی می پردازد. مباحث کتاب، مانند مباحث دیگر آثار ناصر خسرو، بر دو اصل کلی استوار است: دلیل آوردن از جهان آفرینش و تطبیق آن بر امور باطنی، و تاویل آیات و احادیث.
در خوان الاخوان اشاراتی شایان توجه به داعیان اسماعیلی قدیم، به ویژه به متفکران اسماعیلی ایرانی هست؛ مانند: محمد نخشبی، مؤلف کتاب محصول، ابویعقوب سجستانی مؤلف کشف المحبوب و ابوالهیثم گرگانی سراینده قصیده سؤالات.
برخلاف زاد المسافر و وجه دین (نام دو اثر از تألیفات ناصر خسرو) که طرحی مشخص در آن ها رعایت شده است، خوان الاخوان ترتیبی منطقی ندارد و بخش های آن مانند یادداشت های موضوعی پراکنده ای است که مؤلف آن ها را بدون نظم خاصی کنار هم جای داده است.



خوان در جدول کلمات

خوان
سفره, مائده
خوان اول شاهنامه
شیر بیشه
پرنده ای کوچک آواز خوان با منقار باریک و پرهای رنگین
توکا
تابلویی از خوان گری
صبحانه
تک خوان و تک ساز
سلو
سراینده خوان و اخوان
ناصر خسرو
ا زا ثرهای معروف ا خوان ثالث
ارغنون

معنی خوان به انگلیسی

food (اسم)
خورد ، قوت ، غذا ، طعمه ، خورش ، اغذیه ، خوراکی ، خوان ، خوردنی ، خوراک ، طعام ، خواربار ، توشه ، اذوقه
cloth for table use (اسم)
خوان
tablecloth (اسم)
خوان ، سفره ، رومیزی
large wooden tray (اسم)
خوان
liberal table (اسم)
خوان

معنی کلمه خوان به عربی

خوان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پارسا
چالش و نبرد
مجتبی عیوض صحرا
خوان: سفره،گسترش-آسمان و زمین،بالا و پایین
قرائت،مطالعه-آواز،سرود-خواستن،دعوت،احضار-
ظرفِ چوبی بزرگ غذا-مائده،خوردنی،خوراکی
مثال: هفت خوان: هفت آسمان و زمین،هفت سفره و...
پیشخوان: کسی که پیش از روضه خوان در مجالسی بخواند یا کسی که درسی را از قبل مطالعه کند!

و هم آوا است با:

خان: عنوان رجال و بزرگان،رییس(رئیس)-بیت،خانه،سرا،اندرون-لانه،کندو،آشیان(آشیانه)-مرحله،مرتبه،دست،گانه،نوبت،دور،داو!-سطح،درجه،تعداد-شیار داخل لوله تفنگ
مثال: هفت خان >>> هفت خانه،هفت مرحله و...
مثال: هفت خان رستم >>> هفت مرحله رستم(سر فصل یکی از داستان‌های شاهنامه، هفت‌خان رستم، کنایه از کار دشوار و سخت و اشاره به وجود موانع در راه انجام کار است.)
پیشخان: دفتر دَستکی که نماینده و خان جایی است،که قبل از همه وجود دارد یا باید پدید آید،صندوق دار
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
سفره

Xan

به عربی مائده*غنیمت*
آدن محمدی
سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تورا. جان نثار افشان خاک آستان آرم تورا
علی باقری
خوان: در پهلوی خَوان xwān بوده است .
((شه تازیان، چون به خوان دست برد
سر کمْ خرد مهرِ او را سپُرد))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 281.)
کیان طاریمورادی
کسی که خیلی باید به او احترام بزاریم،مرحله،چالش،نبرد
SHTSFT
"مرغ بریان به چشم مردم سیر/کم‌تر از برگ تره بر خوان است"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خوان چیست   • خوان نعمت   • معنی خان   • معنى خان   • خوان و سفره در جدول   • معنی خوان وسفره   • خان یعنی چه   • لیست قیمت رستوران هفت خوان شیراز   • مفهوم خوان   • تعریف خوان   • معرفی خوان   • خوان یعنی چی   • خوان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خوان

کلمه : خوان
اشتباه تایپی : o,hk
آوا : xAn
نقش : اسم
عکس خوان : در گوگل

آیا معنی خوان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )