برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1397 100 1

خلج

/xalaj/

معنی خلج در لغت نامه دهخدا

خلج. [ خ َ ] (ع مص ) کشیدن چیزی و بیرون کردن آن. || جنبانیدن. || با چشم کسی را اشاره کردن. یقال : خلجه بعینه. || مشغول کردن. سرگرم کردن. منه : خلجته امور الدنیا؛ مشغول کرد امور دنیا او را. || نیزه زدن. || از شیر بازکردن کودک یا بچه ٔ ناقه را. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || خلانیدن. (از منتهی الارب ).

خلج. [ خ َ ] (اِخ ) نام جایگاهی در نزدیکی عربه از نواحی زابلستان. (از معجم البلدان ). ظاهراً این نقطه جایگاه طایفه ٔ خَلَج بوده است. رجوع به ص 359 و 246 تاریخ سیستان شود : بوعلی کوتوال از غزنی با لشکری قوی برفت بر جانب خلج که از ایشان فسادها رفته بود در غیبت امیر تا ایشان را بصلاح آرد بصلح یا بجنگ. (تاریخ بیهقی ).

خلج. [ خ ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَخلَج. رجوع به اَخلَج در این لغت نامه شود.

خلج. [ خ َ ل َ ] (ع اِ) درد استخوان از ماندگی و کوفتگی و تباهی. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خلج. [ خ َ ل َ ] (ع مص ) مبتلا گردیدن به درد استخوان از ماندگی و کوفتگی. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).

خلج. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از ایلات است که مسکن آنها در خلجستان قم می باشد. (یادداشت بخط مؤلف ). بنابر قول انجمن آرای ناصری : نام طایفه ای از اتراک و در اصل مغولی ، قال آج یعنی همان گرسنه. این لغت ترکی است و اکنون در عراق جای این طایفه خلجستان نام دارد. رجوع به خلجستان شود.

خلج. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از طوایف ایل قشقائی ایران و مرکب از 70 خانوار که در کوار مسکن دارند. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 83 شود.

خلج. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) نام قبیله ای ترک که در حدود قرن چهارم هجری در بین افغان حالیه و سیستان مسکن جستند. (یادداشت بخط مؤلف ) :
برآورد میلی ز سنگ وز گچ
که کس را به ایران ز ترک و خلج.
فردوسی.

خلج. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بسربالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه دارای 261 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات است. شغل اهالی زراعت ، کرباس بافی و مالداری. را ...

معنی خلج به فارسی

خلج
قبیله ای ترک که از قرن چهارم هجری در جنوب افغانستان کنونی بین سیستان و هند ساکن بودند.
نام گروهی از عربانست که ابتدائ از عدوان بودند پس عمر بن خطاب آنها را به حارث بن مالک بن النصر ملحق کرد و از این جهت خلج نامیده شدند زیرا آنها اختلاج از عدوان کردند .
دهی است جزئ دهستان اراضی نیزار بخش مرکزی شهرستان قم . دارای سیصد تن سکنه . آب آن از رودخانه قم محصول آن غلات و پنبه و انجیر و انار و شغل اهالی این ده است .
دهی است جزئ دهستان سربند پایین بخش سربند شهرستان اراک . دارای ۲٠۳ تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و محصول آنجا غلات و بنشن و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی راه آنجا مالرو و از ایستگاه فوزیه می توان اتومبیل به آنجا برد .
دهی است از دهستان ساری سوبا ساز بخش پلاشت شهرستان ماکو . دارای ۲۹۱ تن سکنه آب آن از ساری سو و محصول آن غلات و پنبه و توتون و حبوبات و کرچک و شغل اهالی زراعت و راه شوسه است .
دهی است جزئ دهستان سربند پائین بخش سربند شهرستان اراک . دارای ۸۳۴ تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه و محصولات آن جا غلات و بنشن و پنبه و انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و راه مالرو است .
قریتی است در پانصد و هفتاد گزی طهران میان جیلونی و قال و در آنجا ایستگاه ترن است .
دهی از تبریز
دهی جزئ دهستان سفلی شهرستان اراک است که در سی هزار گزی جنوب باختر آستانه و شش هزار گزی راه عمومی واقع است ٠
از رجال تاریخ بشمار میرود دودمان شمس الدین غلام ق ...

خلج در دانشنامه اسلامی

خلج
خَلَج، قبیله ای از ترکان ساکن در ترکستان، افغانستان و ایران بودند.
ابن خرداذبه در نیمه اول قرن سوم از ییلاق خلجیه در جوار سرزمین خَرلُخ ها نام برده است. نام این قبیله به صورتهای دیگری نیز ضبط شده است، از جمله: جلبخ، خلخ، خلج، و خَلَخ. به نظر بکران، خلج تصحیف خلّخ است. آنان را قلج، خلچ و خلنجنیز نامیده اند. به نوشته اصطخری ،
خَلَج، قبیله ای از ترکان ساکن در ترکستان، افغانستان و ایران بودند.
ابن خرداذبه در نیمه اول قرن سوم از ییلاق خلجیه در جوار سرزمین خَرلُخ ها نام برده است. نام این قبیله به صورتهای دیگری نیز ضبط شده است، از جمله: جلبخ، خلخ، خلج، و خَلَخ. به نظر بکران، خلج تصحیف خلّخ است. آنان را قلج، خلچ و خلنجنیز نامیده اند. به نوشته اصطخری ،
زبان و موقعیت جغرافیایی
خلجها مردمانی به شکل ترکها و ترک زبان اند و در محلی میان سیستان و هندوستان زندگی می کنند. محمود کاشغری از دو ایل خلج یاد کرده است که هنگام رسیدن ذوالقرنین به ماوراءالنهر ، به ۲۲ ایل غُز ترکمن پیوستند که به دنبال سپاه اسکندر راه افتاده بودند، ولی از آن ها جدا شدند و ترکمنها آنان را «قال آج» به معنای «عقب بمان» نامیدند. برخی آنان را از بقایای هَفتالیان یا هَیاطِله می دانند
نخستین قبیله از ترکها در فلات ایران
باتوجه به تاخت و تاز هیاطله به فلات ایران ، خلجها را نخستین قبیله از ترکها دانسته اند که در زمان پیروزشاه ساسانی به فلات ایران راه یافتند و به تخارستان تاختند و پیروزشاه را شکست دادند و او را اسیر و سپس آزاد کردند. مارکوارت معتقد است خولیتائی که زِمارخوس، سفیر روم شرقی، در ۵۶۸ میلادی نزد خاقان ترک در پیرامون تالاس طراز/ تراز دیده و خولْسها، که نامشان در نوشته ای سریانی متعلق به قرن ششم میلادی از مؤلفی گمنام آمده است، همان خلجها هستند. به نظر او، خلجدر برخی منابع به صورت خُلج آمده و نام کهن آنان خولْچ است .
تشکیل حکومت پیش از اسلام
...

خلج در دانشنامه ویکی پدیا

خلج
خلج می تواند به موارد زیر اشاره کند:
خلج ها
زبان خلجی
دودمان خلجی
خلج یک روستا در ایران است که در دهستان ارشق شرقی واقع شده است. خلج ۱۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
خلج (خرمدره)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرمدره در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان خرمدره قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰ نفر (۱۱خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۵°۳۳′۲۷″ شمالی ۴۹°۰۰′۱۲″ شرقی / ۳۵٫۵۵۷۵۰°شمالی ۴۹٫۰۰۳۳۳°شرقی / 35.55750; 49.00333
خلج (رزن)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رزن در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان خرقان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۸۲ نفر (۷۰خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۴۶′۰۲″شمالی ۴۶°۳۶′۳۲″شرقی / ۳۶٫۷۶۷۲۲°شمالی ۴۶٫۶۰۸۸۵°شرقی / 36.76722; 46.60885 روستایی از دهستان چهاردولی، بخش کشاورز، شهرستان شاهین دژ، استان آذربایجان غربی در ۱۸ کیلومتری شمال شاهین دژ قرار دارد. جمعیت این روستا در سال ۱۳۸۵، برابر با ۵۸ نفر و ۱۴ خانوار بوده است
خَلَج، روستایی در دهستان طرقبه بخش طرقبه شهرستان بینالود استان خراسان رضوی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ این روستا بدون جمعیت بوده است.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خلج در دانشنامه آزاد پارسی

خَلَج
(نیز: قلج) قوم ترک، از اقوام غُز. بخشی از این قوم در قرون اول اسلامی در اراضی میان هند و سیستان، یعنی نواحی جنوبی افغانستان، استقرار یافتند. خلج های افغانستان در بعضی جنگ های جلال الدین خوارزمشاه بر ضد مغولان شرکت داشتند. دولت های خلجی دهلی (۶۸۹ـ۷۲۰ق/۱۲۹۰ـ۱۳۲۰م) و مالوه (۸۳۹ـ۹۳۷ق/۱۴۳۶ـ۱۵۳۱م) در هندوستان، به دست اعقاب افغانی شدۀ خلج ها، یعنی احتمالاً غلجایی های جنوب افغانستان، تشکیل شده بود. خلج ها از قدیم ترین گروه های ترکان ایران به شمار می آیند و بیشتر در شهرستان های ساوه و قم و نهاوند و آباده سکونت دارند. در بعضی ایلات و طوایف چادرنشین نظیر قشقایی ها و افشارها نیز تیره هایی به همین نام وجود دارد. گفته می شود که ایل قشقایی از میان ترکان خلج برخاسته است. خلج های قم و ساوه بیشتر در خلجستان و روستاهای کنار رودخانۀ مزلقان چای و روستاهای بخش نوبران ساوه، خلج های نهاوند در اطراف خلج رود ناحیۀ خزل و خلج های آباده در بلوک قنقری سکونت دارند. زبان ترکان خلجستان قم نسبت به زبان های دیگر ترکان ایران، تفاوت هایی دارد. نام خلج های ساوه در ضمن حوادث ۸۰۶ـ۸۰۷ق به میان آمده است. خلج های ساوه حامی سلطنت سیدمحمد متولی بودند (۱۱۶۳ق). کلبعلی خان خلج پس از ورود آقامحمدخان قاجار به ساوه در ۱۱۹۹ق/۱۷۸۵م به او پیوست و در تصرف شهر قم شرکت کرد و پس از آن از طرف آقامحمدخان، حاکم قم شد. خلج های ساوه فوجی بزرگ از ارتش قاجاریه را تأمین می کردند و خوانین اصلی آن ها، از جملۀ صاحب منصبان نظامی دورۀ قاجاریه بودند. خلج های فارس در ۸۵۱ق/۱۴۴۷م به خدمت سلطان محمدمیرزا، نوادۀ شاهرخ تیموری، درآمدند. حکومت خلج های قنقری از دورۀ کریم خان زند و آقامحمدخان قاجار با دو خانواده از خوانین آنان بود. این حکومت تا سال های انقلاب مشروطیت و بعد از آن دوام آورد.

ارتباط محتوایی با خلج

خلج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معصومی
سلام روستایی هم در شهرستان فریدن اصفهان واقع شده است که با همین زبان ترکی مخصوص تکلم می کنند.لازم است تحقیقی هم در مورد این روستا صورت گیرد.
سیاوش
دربین اعراب خمسه استان فارس گروهی بنام خلج معروفند که جزیی از طایفه شیری ایل عرب خمسه می باشند،که گویا حدود ۲۰۰سال قبل از ترکان خلج به این طایفه مهاجرت کرده اند،و نام خانوادگی آنها هاشمی شیری می باشدودر قادرآباد و دشت مرغاب و روستای یاسچمن ازتوابع شهرستان خرم بید ساکن می باشند.
آریا بهداروند
تش خلج طایفه سهراب ایل بزرگ لر بختیاروند
(خلج.سانی.رستم وند.سهرابی.... )

محل سکونت کمفه بخش سوسن و سرخاب
منطقه چلو شهر اندیکا
شهرستان مسجدسلیمان


شوشتر.اهواز.دشت بیگاوند *عقیلی*.گتوند.جنت مکان.سردار آباد.
چهارمحال بختیاری.اصفهان

طایفه سهراب(سرخاب.سهرو.سرخی.
سرو.سراب* از قدیمی ترین طوایف ایل بزرگ بختیاروند است


روستای گچ خلج دهستان جهانگیری *زیلایی * مسجدسلیمان

محمد خلجی
روستایی در شهرستان فریدن به نام بتلیجه که اکسریت انها با فامیلی خلجی وترک زبان زندگی میکنند
احسان
روستایی در استان فارس شهرستان نیریز ر
بخش آباده ی طشک روستای تل ساربانی
قوم خلج فراوان است.
رضا
اصالت قوم خلج از ترکان قدیم در بیشکک وجنوب افغانستان و شمال هند میباشد.آنها پنجاه سال در هند حکومت کردند.در شعرهای سعدی و فردوسی از ایشان نام برده شده است.امروزه تعداد اندکی از آنها در مکانی بین قم و اراک و ساوه به نام خلجستان سکونت دارند.زبانشان همان ترکی ولی باستانی میباشد.
محمد عوض پور
روستایی به اسم پرچستان خلج وجودادرد ،در شهر شوشتر که ساکنین آن خلج از طایفه ی گندزلو هستند.
شاه ممد خلج
سلام من اصالتا خلج هستم و خلج زبان
مردم ما تاریخی پر ماجرا اما متاسفانه فراموش شده دارند شاید جذاب ترین موضوع برای ترک شناسان یا قوم شناسان باشیم...
زبان ما زبانی شیرین اما سخت تلفظ است
ما نوشتار نداریم و این بزرگترین دلیلی ست که باعث شده در تاریخ مظلوم ترین واقع بشیم چون نوشتاری از ما باقی نمانده زبان خلجی امروز ک مسلما شاهد تحول زیادی بوده دارای حرف اوایی ست ک در هیچ زبان دیگری قابل مشاهده نیست حرفی ما بین حروف کاف قاف و خ حتما به همین علت ما نوشتاری نداشتیم و حالا بعد از گذشت هزاران سال تاریخ پر فراز و نشیب قوم خلج باید شاهد نابودی این زبان اصیل و زیبا باشیم..
و اما توضیحی در مورد مردم این قوم
تا اونجا ک من میدونم مردمی خونگرم مهربان با ایمان و درستکار از لحاظ بدنی قوی و درشت اندام دارای ژنتیک و فونوتیک بسیار خوب هستن و در مواقع ضروری نترس و دلیر جنگاور و خشمگین..
به دلیل رسم ازدواج داخل خود خلج ها این نسل ثبات بالا اما یکدستی ژنتیکی زیادی دارد..
و اینجور ک من متوجه شدم در دوران باستان از سکاها و بعد ها در مناطق مختلف اسیا حضوری پراکنده داشتند و در تاریخ کاملا مظلوم
کامران طهارزاده
روستای خلج کرد که ۱۰۰#ساکنانش کرد هستن هم در شهرستان ماکو ...مرز ترکیه....قرار دارد
وحید
تیره خلج طایفه گندلی زی ایل لر اوشار
ساکن خوزستان

محمد علی خلجی
طایفه خلج اصالت تاجیک دارد

زبان ما فارسی تاجیکی است نه ترکی

مازندران
خلجی .یا غلجایی.قلجایی .یکی هست اصالت افغان پشتو زبان و زمان نادر شاه این قوم ب رهبری میروس خان هوتک قلجایی بر ایران حمله کرده و حدود ۷سال بر ایران حکومت کرده اما بعد از ب هم خوردن حکومتش مردم قومش هر کدام ب یک نوعی هویت خود را مخفی کردن وهر کدام در کوشه تی از سرزمین ایران ساکن شدن .امروزه بعضیها خود را عرب و بعضی ها ترک ویا غیره مینامند اما اصالت افغان پشتو زبان هستن
علی
سلام
طبق مطالعات وتحقیقات تاریخ شناسان درمورد
قوم خلج، اصالت آنانرا آذربایجان شوروی وایران میدانندچون هم ترک زبان وهم چندشهروروستا بانام خلج آنجابه ثبت رسیده است
محسنی
سلام
روستایی از توابع فریدن که به زبان ترکی صحبت می کنند خلج در ۲۰ کیلومتری شهر داران قرار گرفته است بسیار مهمان نواز و مهربان هستند
ابو حامد الخلجی عبیداوی
عشیره عرب خلج از قوم عرب در زمان عمر ابن خطاب در شبه جزیره عربستان زندگی می کردند
****
تمام خلج ها از یک نژاد نیستند
خلج عربستان
خلج لر
خلج ترک
خلج غز افغان
خلج پشتو افغان
خلج عربه زابل
خلج تاجیک

مانند اسم شیر در زبان فارسی
شیر::شیر جنگل
شیر::شیر خوردنی
شیر::شیر خشک
شیر ::شیر آب
شیر::اردشیر
شیر ::شیرویه
شیر::عصاره گیاه

*****
پا::لنگ
پا::پاییدن
پا::واحدی در اندازه گیری
علی باقری
خلج (khelaj) : [ اصطلاح چوپانی ] حیوانی که گوش سیاه همراه با دانه دانه های سفید دارد.
عبدالرزاق خلجی دریساوی
خلج کلمه عربی
خلیج::خلج

حیدر خلج
طایفه خلج در استان فارس از قوم تاجیک آریایی
زبان ما فارسی
ساکن در شهرهای فسا-داراب -شیراز....

قشقایی ها ازبک هستند عزیز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کانال تلگرام حاج حسن خلج   • قوم خلج   • حاج حسن خلج محرم 94   • معنی خلج   • بیوگرافی حاج حسن خلج   • حاج حسن خلج محرم 95   • کانال تلگرام حسن خلج   • حاج حسن خلج فاطمیه   • مفهوم خلج   • تعریف خلج   • معرفی خلج   • خلج چیست   • خلج یعنی چی   • خلج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خلج
کلمه : خلج
اشتباه تایپی : og[
آوا : xalaj
نقش : اسم فامیل
عکس خلج : در گوگل

آیا معنی خلج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )