برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

خدیو

/xadiv/

مترادف خدیو: امیر، پادشاه، خدیور، خلیفه، سلطان، شهریار

معنی خدیو در لغت نامه دهخدا

خدیو. [ خ ِ / خ َ ی ْ وْ ] (اِ) پادشاه. (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) (شرفنامه ٔ منیری ) (انجمن آرای ناصری ). شاه. ملک. سلطان. (یادداشت بخط مؤلف ). در لغت فرس آمده «خدیو» خداوند بود. و از این جهت گویند کشورخدیو و کیهان خدیو :
سیامک بدست خود و رای دیو
تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو.
فردوسی.
ز هر جای کوته کنم دست دیو
که من بود خواهم جهان را خدیو.
فردوسی.
وگر زین سان شوی بر خود خدیوی
وگر زین سان نئی رو رو که دیوی.
ناصرخسرو.
بس که و بطراز ثنای او که بر آن
خدیو اعظم خاقان اکبر است القاب.
خاقانی.
ای خدیو ماه رخش ای خسرو خورشیدچهر
ای پل بهرام زهره ای شه کیوان دها.
خاقانی.
بعدل تو کی تویی نایب از خدا و خدیو
بفضل تو که تویی تائب از شرور و شراب.
خاقانی.
مرا خدیو جهان دی مراغه ای می خواند
ولیک هیچ بدان نوع طبعداعی نیست.
خاقانی.
در خدمت این خدیو نامی
ما اعظم شأنک ای نظامی.
نظامی.
خدیو زمین پادشاه زمان
مه برج دولت شه کامران.
حافظ.
- ترکان خدیو ؛ پادشاه ترکان. سلطان ترکها :
چو ارجاسب بشنید گفتار دیو
فرودآمد از گاه ترکان خدیو.
فردوسی.
- کشورخدیو ؛ پادشاه مملکت. پادشاه کشور :
یکی زشت را کرد کشورخدیو
که از کتف ما راست و از چهر دیو.
فردوسی.
|| وزیر. (برهان قاطع) (شرفنامه ٔ منیری ) (ناظم الاطباء). || خداوند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (انجمن آرای ناصری ) (غیاث اللغات ). خداوندگار. (برهان قاطع) :
بکار آر آن دانشی کت خدیو
بداده ست و منگر بفرمان دیو.
ابوشکور بلخی.
چو ز لاحول تو نترسد دیو
نیست مسموع لابه نزد خدیو.
سنائی.
پس عمادالملک گفتش ای خدیو
چون فرشته گردد از میل تو دیو.
مولوی.
|| آقا. مولا. سرور :
قاسم رحمت ابوالقاسم رسول اﷲ هست ...

معنی خدیو به فارسی

خدیو
خداوند، پادشاه، امیر، خدیورهم گفته شده است
( اسم ) ۱ - پادشاه خداوند( مطلقا ) . ۲ - عنوان هر یک از پادشان دور. اخیر مصر . ۳ - امیر . ۴ - بزرگ قوم .
پادشاه شاه ملک
پرستنده خدیو پرستش کننده خدیو
خدیو ترکان . شاه ترکان . امیر قوم ترک .
شاه جهان خدیو جهان
پادشاه خاور زمین خاور خدای
اشاره به باری تعالی است . به باری تعالی است عز شانه .
( اسم ) ۱ - پادشاه جهان سلطان اعظم : جهاندار محمود گیتی خدیو که بستد بشمشیر گیتی ز دیو . ۲ - بزرگ گیتی خداوند گار .
خدیو گیهان ٠ خداوند جهان ایزد تبارک و تعالی
( اسم ) خداوند کشور پادشاه .
به معنی بزرگ و صاحب و یگانه و پادشاه عالم و دنیا چه کیهان به معنی دنیا و جهان و عالم و خدیو به معنی پادشاه و صاحب و یگانه باشد و این لفظ را بجز باری تعالی بر کسی دیگر اطلاق نکنند بر خلاف خدایگان ٠ پادشاه عالم ٠
پادشاه کیوان . خداوند گار کیوان . کنایه از خدای بزرگ و بلند مرتبه .

معنی خدیو در فرهنگ معین

خدیو
(خَ) [ په . ] (اِ.) پادشاه .

معنی خدیو در فرهنگ فارسی عمید

خدیو
۱. خداوند.
۲. پادشاه.
۳. امیر.
پادشاه جهان.
۱. پادشاه عالم.
۲. پادشاه بزرگ.

خدیو در دانشنامه ویکی پدیا

خدیو
خدیو (ترکی عثمانی: خدیو) لقبی با ریشه فارسی «خدا»، به معنی صاحب و ارباب است. این لقب از سال ۱۸۶۶ یا ۱۸۶۷ منحصراً برای والیان امپراتوری عثمانی در مصر کاربرد داشت. هنگامی که مصر تحت الحمایه بریتانیا سال ۱۹۱۴ شد، سلطنت مصر شروع شد بجای این لقب از سلطان استفاده شد.
سلسله خدیوی مصر
خاندان محمد علی
نخستین کسی که با این لقب خوانده شد خدیوی اسماعیل است. پیش از وی، از محمدعلی پاشا تا محمد سعید پاشا این لقب را نداشتند و لقب آن ها «والی مصر» یا «عزیز مصر» بود. اسماعیل پاشا خود نیز در ابتدای کار که توسط عثمانیان بر ولایت مصر گماشته شده بود لقب «والی مصر» را داشت تا سال ۱۸۶۶ لقب خدیو را از آن خود کرد. به موجب این لقب حق ارث خدیو به بزرگ ترین فرزند وی می رسید اما پیش از این فرمانداری مصر از فرماندار یا والی به یکی از اعضای خاندانش می رسید که پادشاه عثمانی اختیار کامل در انتخاب هرکسی که دلش می خواست را داشت. لقب خدیو امتیازی بود که دیگر فرمانداران ولایت های قلمروی عثمانی نداشتند و این امتیاز سلطان عثمانی محمد علی پاشا در تاریخ ۱۲ فوریه ۱۸۴۱ به خدیوی اسماعیل بخشید.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خدیو در دانشنامه آزاد پارسی

لقب حکمرانان مصر. اسماعیل ، حکمران مصر، در ۱۸۳۱ این لقب را به جای پاشا که پیش از آن معمول بود، برای خود اختیار کرد. اسامی خدیوان مصر به قرار ذیل است : محمد علی پاشای بزرگ (۱۸۰۵ـ۱۸۴۸)؛ ابراهیم پاشا (۱۸۴۸)؛ عباس اول (۱۸۴۸ـ۱۸۵۴)؛ سعید پاشا (۱۸۵۴ـ۱۸۶۳)؛ اسماعیل (۱۸۶۳ـ۱۸۷۹)؛ محمد توفیق (۱۸۷۹ـ۱۸۹۲)؛ عباس دوم (۱۸۹۲ـ۱۹۱۴). مقارن جنگ جهانی اول که دولت انگلیس عباس حلمی پاشا را به مناسبت تمایل او به سلطان عثمانی از خدیوی مصر، عزل کرد و حسین کامل برادر محمد توفیق را به عنوان سلطان به جای او نشاند، لقب «مَلِک» جایگزین لقب خدیو شد.

خدیو در جدول کلمات

خدیو
پادشاه , امیر, خداوند

معنی خدیو به انگلیسی

lord (اسم)
ارباب ، سید ، خداوند ، مالک ، خدیو ، لرد ، صاحب ، شاهزاده
overlord (اسم)
مافوق ، ارباب ، خدیو
monarch (اسم)
فرمانده ، خسرو ، فرمانروای مطلق ، خدیو ، پادشاه ، سلطان ، شهریار ، مرد کلاهدار
khedive (اسم)
خدیو ، لقب امیر مصر در قدیم

خدیو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرتاش
واژه (خلیفه) برگرفته از واژه (خلیف) در زبان بلخی می باشد که بر اثر دگرگونی آوایی (د) به (ل) از (خدیو ) به (خلیف) تبدیل شده است. منبع جهت بررسی به وام واژگان بلخی در پارسی نو نوشته محمود جعفری و عمادالدین صدری مراجعه شود. نیاز به یادآوری است که خدیو به معنای پادشاه و امیر می باشد و خدیو واژه کهن ایرانی و اوستایی است که در شاهنامه هم بارها به کار رفته است.
علی باقری
خدیو:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " خدیو" می نویسد : (( خدیو برآمده از خوتای و هم ریشه با خدای شمرده شده است. اما م.ك. کزازی می انگارد که ریشه شناسی واژه بدین‌گونه پایه اي سنجيده و استوار ندارد و مي تواند بود كه " خديو " بر آمده از خودئوه xva-daiva باشد ،واژه اي اوستايي و آميغي ساخته شده از خو و دئوه که معنی آن ديوي و سروری است .اگر این انگاره را بپذیریم ،در این واژه به شیوه‌ای نیک شگرف وشایسته درنگ , دئوه يا " ديو"در معنای بسیار کهن و آریاني خویش كه " بغ" وسرور است به کار برده شده است و به روزگاران پیش از زرتشت باز می‌گردد.))
((دوديگر كه بيباك و ناپاك ديو
ببُرد دل از ترس گيهان خديو ))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص361.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مغلوبیت   • از شاهان خدیوی مصر   • پیامبر هندو پرسشکده   • محمد علی پاشا   • سنگ آتش زنه   • کوه عصبانی در جدول   • معنی مغلوبیت   • لازمه بدن   • معنی خدیو   • مفهوم خدیو   • تعریف خدیو   • معرفی خدیو   • خدیو چیست   • خدیو یعنی چی   • خدیو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خدیو

کلمه : خدیو
اشتباه تایپی : ond,
آوا : xadiv
نقش : اسم
عکس خدیو : در گوگل

آیا معنی خدیو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )