برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1405 100 1

خدا

/xodA/

مترادف خدا: آفریدگار، الله، اهورامزدا، ایزد، پروردگار، خالق، خداوند، دادار، رب، کردگار، یزدان ، سلطان، پادشاه، امیر، خدیو، مالک، صاحب، استاد

متضاد خدا: بنده، عبد، مخلوق

معنی خدا در لغت نامه دهخدا

خدا. [ خ ُ ] (اِخ ) نام ذات باری تعالی است همچو «اله » و «اﷲ». (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در حاشیه ٔ برهان قاطع در وجه اشتقاق این کلمه چنین آمده است : پهلوی متأخر xvatay ، پهلوی اشکانی xvatadh ، پازند « xvadaiهوبشمان ص 54 ح » «مسینا 139:2». بعضی این کلمه را از اوستایی xvadhaya (hudhaya)، مشتق دانسته اند و نولدکه بحق در این وجه اشتقاق شک کرده ، چون خدای فارسی و خواتای پهلوی بکلمه ٔ xwataya یا xwatadha اقرب است و آنهم با سانسکریت ayu + svatas (از خود زنده ) یا سانسکریت adi + svatas (از خود آغازکرده ) رابطه دارد. برای اطلاع از عقاید مختلف رجوع شود به بارتولمه 1862، اساس اشتقاق فارسی 471، هوبشمان 471، تتبعات ایرانی ، دارمستتر 1 ص 7، یشتها 1:42، خرده اوستا255، کردی « xvadeاساس فقه اللغه ٔ ایرانی 1:2 ص 285»، اشکاشمی xuda، زباکی « xudaiگریرسن 84»، گیلکی xuda. در پهلوی و پازند خواتای بمعنی شاه آمده و «خواتای نامک »، یعنی «شاهنامه ». خدا در زبان فارسی بمعنی اﷲ گرفته شده. رجوع شود به خداوند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). چون لفظ خدا مطلق باشد بر غیر ذات باری تعالی اطلاق نکنند، مگر در صورتی که بچیزی مضاف شود، چون : کدخدای و ده خدا. گفته اند که خدا بمعنی خودآینده است چه مرکب است از کلمه ٔ خود و کلمه ٔ «آ» که صیغه ٔامر است از آمدن و ظاهر است که امر به ترکیب اسم معنی اسم فاعل پیدا می کند و چون حق تعالی بظهور خود بدیگری محتاج نیست ، لهذا به این صفت خواندند. (از غیاث اللغات ). پارسیان اطلاق این لفظ تنها بر خداوند تعالی کنند. بندگی «شیخ واحدی » می فرمودند که اکثر محل در اصل وضع فارسی دال معجمه بوده است که ایدون بدال مهمله می خوانند، مگر لفظ خدا که بغیر نام خداوند جل جلاله روا نیست و خدمت امیر شهاب الدین حکیم بدال مهمله می خواندند. فاما چون مرکب مستعمل باشد مانند خانه ٔ خدا، کدخدا، دولت خدا، آن هنگام اطلاق آن بر غیر خدا هم کنند و معنی آن خداوند و خداوند خانه و خداوند دولت بود. (شرفنامه ٔ منیری ). نزد یهودیان «یهوه » و بهندی خدا را «رام » می گویند و در قاموس کتاب مقدس آمده است : خدا یعنی ، از خود بوجودآمده و آن اسم خالق و جمیعموجودات ...

معنی خدا به فارسی

خدا
آفریدگار جهان الله .
خالق بی همتا، پروردگار، خداوند، ایزد، اورمزد
۱ - ( اسم ) آفریدگار جهان ا... . ۲ - مالک صاحب . جمع : خدایان .
کرمها که با سرگین ستور بر آیند
[ گویش مازنی ] /Khedaa/ دادار – خدا آفریدگار
نام دهی بوده است باطراف بخارا بر پنج فرسنگی آن بر کنار راه بیابان .
ابوالمکارم حمزه بن ابراهیم خدا آبادی فرزند ابراهیم بن حمزه بود .
( صفت ) آنکه مرتکب کارهایی شود که خدا نپسندد .
عمل خدا آزار ارتکاب اعمال ناپسند .
دهی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس .
۱ - یکی از بخشهای شهرستان تبریز ( استان ۳ ) در کنار رودخانه ارس که در مرز ایران و شوروی قرار گرفته بخش خدا آفرین ۱۳۴۳۳ تن سکنه دارد. ۲ - ده کوچکی است در کنار رودخانه ارس که خالی از سکنه است و فقط در فصل زمستان و پاییز ایلات در آنجا سکونت میکنند زیرا که از شدت گرما قابل سکونت در فصل بهار و تابستان نیست .
دهی است از دهستان رقه بخش بشرویه شهرستان فردوس .
نام کوفه است
[ گویش مازنی ] /Khedaa baeit/ خدا زده – فلک زده
[ گویش مازنی ] /Khedaa beKhaas/ از خدا خواسته
خدا ده خدا بخشیده
[ گویش مازنی ] /Khodaa baKhsh/ نامی برای مردان
...

معنی خدا در فرهنگ معین

خدا
(خُ) [ په . ] (اِ.) ۱ - آفرینندة جهان . ۲ - مالک ، صاحب .
( ~ خُ) (اِمر.) صاحبخانه .

معنی خدا در فرهنگ فارسی عمید

خدا
۱. آن که همۀ موجودات و کائنات را آفریده و معبود یکتا است، الله، خداوند.
۲. صاحب و مالک.
۳. [قدیمی] فرمانروا، امیر، حاکم، پادشاه.
صاحب باغ.
صاحب خانه.
۱. خداوند گیتی، پروردگار.
۲. [مجاز] پادشاه.
صاحب کشور، پادشاه.

خدا در دانشنامه اسلامی

خدا
آفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند. فقها در باب هایی نظیر طهارت، صلات، حج، لعان، یمین، نذر، عهد و صید و ذباحه از احکام مرتبط با این عنوان سخن گفته اند و مفهوم محوری اغلب ادیان به ویژه ادیان ابراهیمی می باشد.
این واژه که معادل لفظ « اللّه » در عربی به کار رفته است، به ویژه در ترکیب، به معنای صاحب و مالک نیز به کار رفته است، مثل کدخدا به معنای صاحب خانه می باشد.
محمدحسین بن خلف برهان، برهان قاطع، ذیل «خدا»، چاپ محمدمعین، تهران ۱۳۶۱ش.
به تصریح قرآن کریم، سرلوحۀ دعوت همۀ انبیا و پیامبران الهی بندگی خدا و دوری گزیدن از طاغوت است؛
نحل/سوره۱۶، آیه۳۶.    
قسم،
جواهر الکلام ج۳۵، ص۲۲۷..    
...
خدا
خدا، آفریدگار جهان و کامل ترین وجود، مفهوم محوری اغلب ادیان به ویژه ادیان ابراهیمی. مفاهیم و تعاریف گوناگونی از خدا در ادیان و مذاهب و ذهن اشخاص وجود دارد. میان اعتقاد به خدا و دینداری رابطه ناگزیری برقرار نیست و برخی مردم که به دین معتقد نیستند، به خدا باور دارند.
خدا در نظر شیعه، یگانه و سرمنشأ همه کمالات و علت هستی بخش همه موجودات است و ذاتی ازلی و ابدی دارد. هیچ موجودی شبیه او نیست. ذات او عین صفاتش است. واقعیتی بسیط و بی ماهیت است. نه در دنیا و نه در آخرت قابل دیده شدن نیست و دارای علم و قدرت مطلق است، در همه جا حضور و ارتباطی تام با مخلوقاتش دارد. وجود خدا و برخی صفاتش با حس و عقل و فطرت اثبات پذیر است؛ ولی کُنه ذات نامحدودش با حس و عقل محدود قابل ادراک نیست.
واژه «خدا» یا «خدای» از فارسی میانه xwaday به معنی «ارباب» و «پروردگار» و آن نیز برگرفته از واژه اوستایی xᵛaδāta-‏ به معنی «قائم به خود» یا «آفریدهٔ خود» است. .
خدا معادل واژه «الله» در عربی است که از ماده «اله»، به معنای «تحیر» است، زیرا عقلها در ذات او حیران است.
در روایتی از امام علی علیه السّلام آمده است: مفهوم «الله»، معبودی است که خلق در او حیرانند، به او عشق میورزند و الله، ...


خدا در دانشنامه ویکی پدیا

خدا
در میان ادیان و عقیده های گوناگون انسان ها، باور به موجود یا موجوداتی برتر به نام خدا، حضور دارد.
ابراهیم پورداوود، آناهیتا
یونگ، کارل گوستاو، پاسخ به ایوب، فؤاد روحانی، ۱۳۷۷، تهران، جامی، ۳–۵۶۲۰–۹۶۴ ISBN
در دین های یکتاپرست جهان، مفهوم خدا، به یک موجود برتر-که آفریننده جهان هستی دانسته می شود-، اطلاق می گردد؛ از جمله، دین های یکتاپرست می توان به دین های ابراهیمی (مسیحیت، یهودیت و اسلام). در این دسته از ادیان صفات گوناگونی به موجودیت خدا نسبت داده می شود؛ از جمله، قدرت مطلق، علم، مهربانی، جباریت، خشم، جاودانگی، آمرزندگی، فرزانگی و غیره. این بینش مذهبی بر این باور است که خداوند جدای از این جهان وجود دارد و جهان و انسان را آفریده است.
در دین های دوگانه انگار همچون آیین زرتشت، دو موجود برتر و آفریننده در نظر گرفته می شود یکی سرچشمه خوبی ها و دیگری خاستگاه بدی ها، هرچند نام خدا برای موجودی که سرچشمه خوبی ها پنداشته می شود بکار می رود.
در باور دسته دیگری از دین ها از جمله بوداگرایی، هندوگرایی و دین های منقرض شده ای مانند مذهب المپی خدایان زیادی وجود دارند. این خدایان یا ایزدان معمولاً قادر مطلق نیستند و نمادهای جنبه های گوناگون جهان برتر و ماوراءالطبیعه هستند. به این گونه دین ها، دین های چندخدا گفته می شود.
عکس خدا
خدا به یک موجود برتر که آفرینندهٔ جهان هستی دانسته می شود، اطلاق می گردد.
خدا (واژه)
خدا همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
خدا (به هندی: Eeshwar) فیلمی محصول سال ۱۹۸۹ و به کارگردانی کاسیناتونی ویسوانت است. در این فیلم بازیگرانی همچون آنیل کاپور، ویجایاشانتی، سعید جعفری، بهاراتی آچرکار، گلشن گروور ایفای نقش کرده اند.
۲۴ فوریه ۱۹۸۹ (۱۹۸۹-02-۲۴)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خدا در دانشنامه آزاد پارسی

ادیان و مذاهب جهان، به ویژه ادیان توحیدی، و علی الخصوص ادیان ابراهیمی، بر مبنای ایمان به وجود خدا شکل گرفته اند. الله در فرهنگ اسلامی با یَهُوَه در فرهنگ یهود، اهورامزدا در فرهنگ زردشتی، سه اقنوم یگانی در فرهنگ مسیحیت، و زئوس (خدای خدایان در فرهنگ یونان باستان) و برهما در آیین هندو، از نظر مصداق همسان است، اما از نظر مفهوم و صفات و هویت تفاوت دارد. عده ای از فلاسفه، در عین باور به وجود خدا او را ناشناختنی یا موجودی به کلی دیگر (متفاوت با ماسوی) می دانند. اینان از آن جهت خدا را ناشناختنی یا گروهی دیگر او را «به کلی دیگر» می شمارند که خدا معلوم علم انسانی، و متصور در ذهن انسان نمی شود.ادیان خداوند را آفریدگار یعنی آفرینندۀ جهان، انسان، و موجودات مجرّد (بدون موجودیت مادی) ازجمله فرشتگان می دانند و متکلمان ادیان توحیدی قائل به «خلق از عدم» هستند. اما بعضی از طریقت های عرفانی اصولاً قائل به رخداد آفرینش نیستند، و وجود «ماسوی الله» (هر آنچه جز خداوند وجود دارد) را فرآوردۀ تجلّی ذات و صفات خداوند می دانند (← خلقت). خدا واحد است، و حکمای اسلامی گفته اند که او واحد عددی نیست، یعنی نمی توان ذات او را که یگانه است، مانند عدد «یک» تلقی کرد. زیرا یک محصور بین صفر و ۲ است و خداوند محصور نیست و تنها بی نهایت بالفعل است که بشر می شناسد. خدا قبل از بقای هرچیز وجود داشته (ازلی یا قدیم) و بعد از فنای هرچیز هم وجود خواهد داشت (ابدی، و جمعاً سرمدی). هر آنچه هست و هستی دارد با واسطه یا بی واسطه وجودش را از خدا گرفته است، از همین رو خدا را علت العلل نامیده اند. چند گونه اعتقاد به خدا در ادیان یا طریقت های عرفانی یا مکاتب فلسفی مطرح است: ۱. خدای توحیدی چنان که در ادیان ابراهیمی هست؛ ۲. خدایی که در دئیسم مطرح است یعنی قول به وجود خدای واجب الوجود یا علت العلل و آفرینشگر، بدون اعتقاد به دین (خداشناسی بدون اعتقاد به نبوت) چنان که بعضی از فیلسوفان قرن هفدهم و هجدهم اروپا بر این باور بودند. از نظر تاریخ فکر دینی هربرت چربری (۱۵۸۳ـ۱۶۴۸م) مبتکر این نوع خداشناسی شمرده می شود. ولتر و کمابیش هیوم و کانت را هم می توان از متفکران بزرگ این شیوۀ خداشناسی به شمار آورد. ۳. خدای متشخص یعنی خدا یا خدایانی که هویّت و تشخص انسان وار دارند. ۴. خدای غیر متشخص و بی هویت، خدایی که با وجود و موجو ...

نقل قول های خدا

خدا وجودی است که مورد پرستش قرار می گیرد و باور می رود که جهان را خلق کرده است.
• «بسیاری از مردم که خدا را یافته اند، از او خوششان نیامده و بقیه عمر را از اوگریزان بوده اند.»
• «ای کاش خدا نشانه ای واضح به من می داد! مثلاً حسابی پر از پول در یک بانک سوئیسی.»
• «ای یَهُوَه خدای ما،‏ جلال و حرمت و قدرت شایستهٔ توست؛‏ زیرا تو همه چیز را آفریدی و به خواست تو بود که همه چیز به وجود آمد و آفریده شد.‏» -> مکاشفه ۴:‏‏۱۱
• «خدا مرده. مارکس مرده؛ و من خودم حس خیلی خوبی ندارم.»
• «من به خدا اعتقادی ندارم، وجود او توسط علم رد شده است. اما در اردوگاه های کار اجباری یاد گرفتم که به انسان ها اعتقاد پیدا کنم.»
• «اینکه خدا وجود ندارد را نمی توانم انکار کنم، اینکه تمام وجودم برای خدا زاری می کند را نمی توانم فراموش کنم.»
• «آن که وصف آفریده ای چون خود را نتواند، وصف کردن خدای خویش را چگونه داند؟»
• «من مسیحی هستم و با فرهنگ مسیحی بزرگ شده ام، اما درمورد ادیان مختلف تحقیق کرده ام و متوجه شده ام که خداوند در همه ادیان مشترک است.» -> ویتوریو استورارو
• «من از خداوند به خاطر موهبت های سخاوتمندانه اش متشکرم. او به من شهامت و ایمان به خودم را داد.»
• «در میان کودها و زباله ها

ارتباط محتوایی با خدا

خدا در جدول کلمات

خدا آن را از شما دور کند
بلا
خدا پرست
عابد
خدا ترس
تقی
خدا را به پاکی یاد کردن
تسبیح
خدا شناس | دوستدار عرفان
عارف
خدا نکند
مبادا
خدا و پروردگار
یزدان
خدا کند که نباشد
مبادا
خدا ی مصری
رع
به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (ع) سپاس و شکر خدا را مغتنم شمارید که کمترین سودش فزونی••••••است
نعمت

معنی خدا به انگلیسی

almighty god (اسم)
خدا
god (اسم)
خدا ، تعالی ، خداوند ، ایزد ، الله ، پروردگار ، یزدان ، یاهو
heaven (اسم)
خدا ، فلک ، بهشت ، عرش ، آسمان ، سپهر ، عالم روحانی ، قدرت پروردگار ، گردون ، هفت طبقه اسمان
deity (اسم)
خدا ، خدایی
holy (اسم)
خدا ، تعالی
divinity (اسم)
خدا ، خدایی ، الوهیت ، الهیات ، خداوند ، لا هوت
godhead (اسم)
خدا ، خدایی ، الوهیت ، ربالنوع ، جوهر الوهیت
numen (اسم)
خدا ، روح ، الوهیت ، وجود الهی

معنی کلمه خدا به عربی

خدا
اله , سماء , قوي , مقدس
مومن
وداع
تقي , مومن
ايمان بالله , علم اللآهوت
هي
اثيم , فاجر
وداع
الحاد
تقي
کافر
وصول
وصية
تشبيهية
علم الاجناس البشرية
ملحد
حادي

خدا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محیا
خُدا نام اطلاق شده در فارسی به موجود آفریدگار جهان؛ اما متمایز از آن، در نظام های ایمانی است، خواه این خدا به صورت یکتا در یکتاپرستی مطرح باشد، یا به صورت الهه ای در کنار دیگر خدایان که در چندخدایی طرح می شود. همچنین چه ارتباطش را با جهان حفظ نموده باشد و چه در امورات آن دخالت نکند.[۱] خدا متداول ترین واژه ای است که به آفریدگار فراطبیعی ناظر جهان اطلاق شده است. متکلمان ویژگیهای گوناگونی را به مفاهیم متعدد خدا نسبت داده اند. از معمولترین این ویژگی ها می توان به علم مطلق، قدرت مطلق، حضور در همه جا در آن واحد، خیر اعلی بودن، بسیط بودن و وجود داشتن ضروری اشاره نمود.همچنین خدا به عنوان وجودی مجرد و شخصی وار؛ مرجع تام تعهد اخلاقی و بزرگترین موجود قابل تصور، تلقی شده است.
مسئله وجود خداوند همواره به عنوان یکی از سرفصل های مهم کاوش های فلسفی مطرح بوده است، و در طول تاریخ، فلاسفهٔ متعلق به مشرب های فکری مختلف، به بیان و سنجش استدلال هایی له یا علیه وجود خدا پرداخته اند.[۲][۳]
محتویات [نمایش]
ریشه شناسی و واژه شناسی [ویرایش]
نوشتار اصلی: خدا (ریشه شناسی)
نام های خدا [ویرایش]
نوشتار اصلی: نام های خدا
خداوند یزدان ایزد دادار الله حمید غنی رحمان رحیم اکبر
مفاهیم از خدا [ویرایش]
نوشتار اصلی: مفاهیم از خدا
وجود خدا [ویرایش]
نوشتار اصلی: وجود خدا
گستره و فراوانی ایمان به خدا [ویرایش]
درصد اروپاییانی در هر کشور که به وجود خدا اعتقاد دارند.
نوشتار اصلی: گستره ایمان به خدا‎
پانویس [ویرایش]
↑ Swinburne, R.G. "God" in Honderich, Ted. (ed)The Oxford Companion to Philosophy, Oxford University Press, 1995.
↑ Edwards, Paul. "God and the philosophers" in Honderich, Ted. (ed)The Oxford Companion to Philosophy, Oxford University Press, 1995.
↑ Platinga, Alvin. "God, Arguments for the Existence of," Routledge Encyclopedia of Philosophy, Routledge, 2000.
منابع [ویرایش]
ابراهیم پورداوود، آناهیتا
یونگ، کارل گوستاو، پاسخ به ایوب، فؤاد روحانی، ۱۳۷۷، تهران، جامی، ۳-۵۶۲۰-۹۶۴ ISBN
در پروژه های خواهر می توانید در مورد خدا اطلاعات بیشتری پیدا کنید.
در میان واژه ها از ویکی واژه
در میان کتاب ها از ویکی نسک
در میان گفتاوردها از ویکی گفتاورد
در میان متون از ویکی نبشته
در میان تصویرها و رسانه ها از ویکی انبار
در میان خبرها از ویکی خبر
در ویکی انبار پرونده هایی دربارهٔ خدا موجود است.
رده های صفحه: خدا تعالیم اجتماعی بهائی خدا در اسلام نظریه فرمان الهی
قس عربی
الله هو اسم علم مفرد لا جمع له فی اللغة العربیة یدل على "المعبود" "الخالق" فی الدیانات التوحیدیة الربوبیة (والنظم العقائدیة الأخرى). غالبا ما یوصف الله على أنه الخالق الکلی القدرة والمشرف على الکون. وأرجع علماء الدین مجموعة متنوعة من السمات لمفاهیم مختلفة عن الله. الأکثر شیوعا بینها هی المعرفة (العالم بکل شیء)، والقدرة (القادر على کل شیء)، وفی بعض الدیانات باللا محدودیة (حاضر فی کل مکان)، وفی دیانات أخرى التنزیه عن المکان، والکمال (الکمال لله)، وأزلیة الوجود الأبدیة الدائمة اللامنتهیة.
کما یوصف الله عند البعض بأنه کائن شخصی لا مادی، ومصدر کل التزام أخلاقی، و"أعظم موجود یمکن تصوره".[1] وهذه الصفات مدعومة بشکل عام وبدرجات متفاوتة من قبل الفلاسفة وعلماء الدین الیهود والمسیحیین والمسلمین الکبار، بما فی ذلک موسى بن میمون[2] وأغسطینوس[2] والغزالی[3]. وضع فلاسفة بارزون فی القرون الوسطى والعصور الحدیثة العدید من الحجج لوجود الله. ومن ناحیة أخرى أقام فلاسفة آخرون حججا تنکر وجوده.
محتویات [اعرض]
[عدل]أصل الکلمة
جذر الکلمة إیل فی الکنعانیة أو الاها ܐܰܠܳܗܳܐ بالسریانیة وאֱלָהָא بالآرامیة. وذکرت بالتوراة بالجمع "ألوهیم". وکانت أحد أصنام العرب تسمى "اللات" من نفس الجذر. أما لفظ اسم (الله) العربیة فقد استعملها العرب قبل الإسلام. وبالعربیة دمجت "ال" التعریف مع کلمة "إله" لتدل على الله الإله الأحد.[4] واستعملها اتباع کل الدیانات الإبراهیمیة العرب مثل المسلمین والیهود الشرقیین ومسیحیی الکنائس الکاثولیکیة الشرقیة.[5][6][7] وجاء فی مختار الصحاح ج1:ص9: "الله وأصله إلاه على فعال بمعنى مفعول لأنه مألوه أی معبود". ان الله هو الخالق المدبر والرازق والغفار....
[عدل]أسماء الله فی الدیانات الإبراهیمیة
[عدل]الیهودیة
استعمل الیهود کلمة "ئیل" للدلالة على الله وما زالت مستعملة فی الأسماء مثل "إسماعیل" (سمع الله) وإسرائیل (ندیم الله). کما شاع استعمال تعبیر یهوه للإشارة إلى الله القومی للإسرائیلیین. وکلمة یهوه فی العبریة (יהוה) تعنی "الذی هو" ویستعملونها بدلا من الاسم الحقیقی الذی لا یعلم به أحد. وقد استعمل فی التوراة أسماء أخرى للدلالة على الإله الاوحد مثل: أدونای عند (الرب) وکلمة "ها شـِم" השם (أی الاسم) وئیل علیون (الإله الأعلى) وإیل شدَأی (المتعالی، رب الجبال) ورب الصبؤوت (أی رب الجنود) وقدوش (القدوس). کما استعملت کلمة ألوهیم أیلوهیم אלוהים وهی جمع "ایلوه" وهی من نفس جذر الله.
[عدل]المسیحیة
بحسب قانون الإیمان المسیحی الذی أقره مجمع نیقیة، یعرف الله بأنه واحد، وهو کلی القدرة ضابط الکل الذی هو أصل کل شیء، لا بدایة له ولا نهایة زمانیاً أو مکانیاً، وهو خالق السماوات والأرض وخالق کل نفس. والله حسب العقیدة المسیحیة ظاهر فی ثلاثة أقانیم، أو صور، کلها مشترکة فی الطبیعة الإلهیة الواحدة، موجودة منذ الأزل وإلى الأبد، وتشترک فی کل الصفات الإلهیة، وهذه الأقانیم تتمثل فی الآب الذی لم یره أحد قط ولا یستطیع إنسان أن ینظره، والکلمة، وهو الله المتجسد من أجل رسالة الفداء التی یؤمن بها المسیحیون والموجود منذ البدء والذی به خلق کل شیء ک ...
کیان
ریشه از مهدیو (دیو بزرگ) که به مخادیو وسپس به خدیو و سرانجام به خدا مبدل شده است.
حسین
بن یا تخمه ی هستی... که در "اوستا" بعنوان بانی یا "نقطه زایش عالم" بوده و همه ی هستی از بطن این تخمه آمده است...
روحائیل
یعنی خودآ،به خود آ،(به خود آمدن)
یاسر رحمانی
خدا به معنی به خود آمدن
به خودآمدن یعنی رسیدن به کمال
رسیدن به کمال یعنی رسیدن به کیفیت هستی و خود
رسیدن به کیفیت هستی و خود یعنی رسیدن به وجه الله
رسیدن به وجه الله یعنی رسیدن درک جمال یار

یار =خدا
و رسیدن به همه این مسائل نیاز به عنایت خاصی میخواهد که جز دستگیری او و یافتن راه های اتصال با او محال است .

چه داند جزء راه کل خود را
مگر هم کل فرستد رهنمونم
بکش ای عشق کلی جزء خود را
که اینجا در کشاکش ها زبونم

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری از کلمه
خودا*خودآ*::خدا
به معنی (خود بزرگ )
آ::کلمه آ در زبان لری بختیاری برای معرفی بزرگان ایل و خاندان استفاده می شود
مانند
آاحمد::بزرگ احمد
آ ابوالفتح
واژگا
خدا = خ دا
خ=<خورشید
دا=دانا
خورشید دانا
حمیدرضا بحری
خدا برگرفته از (خود آقا) بوده و منظور وجودی است که از هیچ کس و هیچ چیز دستور نمیگیرد و خودش توانای بی نیاز است
ناشناس
عنوان "خدا" فقط لایق خدای یکتاست و هیچ جمعی به آن تعلق نگرفته و همچنین برای نام مخلوق و اشیاء و مکان و ... بجز برای الله تعالی قرار نمیگیرد .
پیمان
1 خالق و خلق کننده
2 ارباب و صاحب اختیار
3 صاحب جهان و عالمیان
4 معنای اصلی او صاحب و مالکی برتر از همه چیز و بی همتا بدون شریک
. در زبان عربی الله و در زباد فارسی پروردگار و در زبان پارسی یا فارسی باستان اهورا مزدا و یزدان
5خالق برتر افریگار برتر
محدثه
فقط خدا که تو روز های سختت دستتو می گیره و بلندت میکنه و فرصتی دوباره بهت میده وکلمه خدا فقط شایسته او هست و بس.فقط خدا ودیگر هیچ.
یه بنده خدا
خدا:

خ: خالق تمام هستی.

د: داوری که همیشه ما رو میبینه.

ا: ایمان همه ی ما مخلوقات.
رادمهر
به نظر من واژه خدا فقط برگزیده و مخصوص خود خدا میباشد . نه که به بچه هامون بگیم خدا 😂
نیک ایرانی
خدا = خُ (خو) برگرفته از هُ (هو = به معنای (خوب) در ایران باستان) دا (ریشه و کارواژه ای از ایران باستان = به معنای (بخشیدن))
خدا = بخشنده خوب
بهار تسلیمی
خدا هر کسی يا چيزى است که اکثر اوقات فکر ما را اشغال می‌کند.
خداى ما می‌تواند،
فرزندان ما باشد (قرآن ۷:۱۹۰)
همسر ما باشد (قرآن ۹:۲۴)
کسب و کار ما باشد (قرآن ۱۸:۳۵)
غرور ما باشد (قرآن ۲۵:۴۳)
به اين خاطر است که متوجه می‌شويم که يکی از مهمترين و مکررترين آيات در قرآن اين است که
اى کسانی که ايمان داريد، شما باید خدا را مکرراً ياد کنید. (قرآن ۳۳:۴۱)
شما باید او را شب و روز تجلیل کنيد. (قرآن ۳۳:۴۲)
فاطمه
تنها کسی که در مشکلات به ما کمک می کند
محمدحسین
کلمه خدا ،مشتق از سه حرف
خ=خود
د=درون
آ=آدم
بله به قول معروف
گربه خودآیی به خدایی رسی
ج ج
خدا بمعنای مفهوم واقعی هیچ در کنار عنوان واقعی بی نهایت.

🌠MM93🌠
ما انسان‌ها دارای فکر و اندیشه هستیم و به صورت شهودی به آن واقف می‌باشیم.می‌اندیشیم و از مجهولی به سمت معلومی می‌رویم و آن مجهول به معلوم نزد ما تبدیل می‌شود.سپس مجهولی جدید برای ما پدید می‌آید و دوباره می‌اندیشیم تا آن مجهول به معلوم تبدیل شود.پس از معلوم شدن آن مجهول، مجهولی جدید فکر ما را مشغول می‌کند و نیاز است که برای معلوم ساختن آن مجهول حرکت کنیم و به تفکّر بپردازیم.این سیر از مجهول به معلوم تا بی‌نهایت ادامه پیدا می‌کند.این بی‌نهایت معلوم وجود دارد و تصور بی‌نهایت به صورت ذاتی در ذهن ما انسان‌ها هست و سازنده این بی‌نهایت نمی‌تواند خود ما انسان‌ها باشیم.چرا که به این امر واقف هستیم که ما انسان‌ها کامل مطلق و عالم به همه مجهولات نیستیم که اگر بودیم هیچ‌گاه نمی‌گفتیم: �چیزهای زیادی هست که باید بدانم�.
در واقع تصور بی‌نهایت در ذهن ما انسان‌ها به صورت ذاتی هست و دلیل فکر و اندیشه ما برای معلوم کردن مجهولی نیز همین است.این بی‌نهایت معلوم را که مشخص شد وجود دارد، می‌توانیم خدا یا هر چیز دیگری بنامیم.
به این صورت عملاً همه مجهولات برای خدا معلوم است و نیازی به معلوم کردن مجهولی ندارد و اطلاق صفاتی همچون تفکّر، عقل داشتن، هدف داشتن، نیازمند بودن و مشابه این صفات به خدا نادرست است و محمول قرار دادن این صفات برای خدا نادرست و بی‌معناست.یعنی نمی‌توانیم بگوییم خدا هدفدار است.هدف داشتن برای موجودی که ناقص است، کاربرد دارد و چون خدا کامل مطلق است، پس هیچ‌گونه هدفی را دنبال نمی‌کند.خدا فکر می‌کند نیز نادرست است.فکر کردن برای موجودی به کار می‌رود که بخواهد مجهولی را معلوم سازد و چون برای خدا همه چیز معلوم است و مجهولی وجود ندارد، پس به این ترتیب خدا فکر نمی‌کند.و چون خدا فکر نمی‌کند، پس نیازی به اقدام و عمل نیز ندارد.پس این‌گونه نیست که بگوییم خداوند در مدّت مشخصی دست به خلقت انسان و جهان زده است.بی‌نهایت معلوم خدا همچون روحی در کائنات دمیده شده و جهان هستی را به جوشش و غلیان درآورده و در سلسله رویدادهایی که تصادفی هستند، جهانی که ما می‌بینیم به وجود آمده است.چون داشتن هدف برای خدا بی‌معناست، به این ترتیب جهان هستی هم هدف و علّت غایی ندارد.با توجه به نیازمند نبودن خداوند سرنوشت انسان برای خدا از اهمیتی برخوردار نیست و سعادت و شقاوت انسان در دست خود اوست و انسان آزاد است که راه درست و یا نادرست را انتخاب کند.
به این ترتیب ادعای ادیان مبنی بر وحی از جانب خدا برای هدایت و رستگاری انسان و یا به وجود آوردن بهشت و جهنم توسط خدا برای پاداش و یا مجازات انسان، سراسر باطل می‌شود و بطلان هر دینی اثبات می‌گردد.
مهرداد
رابطه بین خدای ما در زبان پارسی و دیگر زبانهای اروپایی:
در زبان هلندی خد می شود آنرا God می نویسند ولی حرف G خ خوانده می شود. در زبان انگلیسی چنانکه همه با آن آشنایی داریم God گاد می شود. در زبان آلمانی می شود Gott گات چنانکه می بینیم d به شکل دوتا tt نوشته شده.در زبان سوئدی می شود Gud که U جای O را می گیرد.
من چون با زبانهای بالا آشنایی کامل دارم این کامنت را نوشتم.
پا برگی : به باور من اگر خدایی جهان و گیتی را آفریده بود آنها شکل دیگری داشتند. منظورم از جهان جایی است که ما آدمها در آن زندگی می کنیم ولی گیتی جهان سیارات و ستارگان است که دائم در حال Expansion یا انبساط است. در جهانیکه ما زندگی می کنیم پنجره ایی وجود ندارد تا مانند خانه بتوانیم بیرون را تماشا کنیم و همه چیزها را زیر نظر بگیریم و بدانیم در آنجا واقعا چه خبر است. با قویترین تلسکوپها می توانیم آنجا را به صورت نقطه های نورانی ببینم. پس وقتی در باره چیزی آگاهی نداریم چرا بیهوده قضاوت کنیم؟ در این باره زیاد بحث نمی کنم و با این اندیشه که تا اینجا بس است به دیدگاهم پایان می دهم!
از مهرداد دانش آموخته دانشگاههای آلمان
نادر
خدا به زبان ترکی: تانری، تاری . در خسروشاه آذربایجان از دو کلمه " تاری" و " الله" استفاده می شود.
حسن وند ابوالحسنی منجزی
در زبان لری بختیاری (خودا )
در زبان انگلیسی (گود )

گود::خود
aghlmand_FC zenit -fn
در ترکی استانبولی: Tantri
خدای من: Banim Tanrim
خدایم کافیست: Tanrim yeter.
مهرداد خلوتی فهلیانی
"خدا"از واژگان بازمانده از زبان هند اروپایی(نیای زبانهای فارسی، هندی و تعداد زیادی زبان اروپایی) می باشد لیکن بنا به دلایلی در زبانهای مختلف با گویش های متفاوت بکار رفته است.بعنوان نمونه:در هلند( God و G با تلفظ خ)در آلمانی باستان(goda)در متون بودایی(Godaot)در یونانی(Goddesses) در ایسلندی(guo)در نروژ(gud)در دانمارکی( gud)Got)در المانی(got)در لیتزبورگی(Gott)در سوئدی(Gud)در سوئدی(Guj))در ایسلندی(Guo)در سانسکریت (guto)در کردی(Khoa)در فارسی سغدی بخارایی(KhoatoوKhoday))در اردو(Khoda, xodo)در فارسی دری وُاردو(Khoda)))در قزاقی(Khoday)در پشتو(Khoday).در ازبکی و تاجیکی(Khodo)در پارسی پهلوی(Khotay).البته واژگان دیگری مانند ایزد،بغ،اهورامزدا (اورمزد) دی ودر سایر زبانها الله و...نیز بکارگرفته شده.
درموردریشه و معنای واژه"خدا" اشتراک نظر واحدی وجود ندارد لیکن بنظر می رسد مفهوم"خودآ "و"خودآی"یعنی وجودی که ذات او متکی به "خود" است واز "خود می آید"نه از دیگران(دیگرآی) منطقی ترین نگاه باشد.
آرین
بهترین شناساندن در باره خدا را زرتشت پاک پیامبر همه ما ایرانیان انجام داده. او نگفت که پیامبر است و خدا با دهان او سخن می گوید. او خود را فرزانه Philosopher و آموزگار نامید. خدای زرتشت مانند ادیان سامی نیست که آدم واره است و در گوشه ایی از آسمان نشسته وبه آدمیان دستور می دهد که چنین و چنان کنید. گاه مهربان و بخشنده است و گاه خشم می گیرد. این ویژگی را خدای زرتشت ندارد. در گاتها که زرتشت در آن گفته های خود را در پیاله چامه ریخت برای اینکه دلنشین شود خدا مزدا است و چم آن چنین می شود: واژه مزدا از دو بخش ساخته شده Mass و Da در زبانهای هند و اروپایی Mass به چم گسترده و زیاد است. مانند واژه هایی چونMass-production //Mass-instruction //Mass-media در زبان آلمانی این واژه می شود Massen مانند واژه Massenproduktion بخش دیگر Da است که از بن مایه دانش می آید و چم[ مزدا ]می شود دانش گسترده فراغ و این دانش گسترده است که همه هستی را پدید آورده است.میدانیم که در گیتی (جهان ستارگان و کهکشانها) یک هماهنگی هست که در گاتها برای آن واژه[ اشا] آمده و در پارسی مدرن و امروزی می شود هنجار در نظر بگیریم در یک ارکستر سد نفره هرکس ساز خود را می زند ولی همه یک آهنگ را می نوازند. اگر یک نوازنده نت های خود را نادرست بزند و از ریتم بیرون بیاید رهبر ارکستر با تکان دادن دست به او می گوید که ساکت بماند و ادامه ندهد چون با دیگران اشا یا هماهنگی ندارد. ما آدمها که زره کوچکی از جهان هستی می باشیم دارای ارگانهایی چون دل Heart
جگر و شش و غیره هستیم که به شکل اتوماتیک کار خود را انجام می دهند. اگر یکی از آنها کار خود را درست انجام ندهد سخت بیمار می شویم.در این حالت اشا و هماهنگی از بین رفته.در این باره می شود زیاد نوشت که تا اینجا بس است!
قندی
خدا مجرد ترین و انتزاعی ترین مفهوم و کلمه ایست که در طول تاریخ بشریت در ذهن انسان شکل گرفته است و آن اشاره به کلی ترین و بر ترین موجود دارد که چیزی کلی تر ، کامل تر و بر تر از آن وجود ندارد. شکل گیری این کلمه در ذهن و اندیشه انسان حاصل جدا سازی و انتزاع گرایی عقل محض در افق های دور دست خیالات و اوهامات میباشد. ادیان ابراهیمی خداوند را به سان یک فرمانروای زمینی می پندارند که در جایی خارج از طبیعت و کیهان و جهان به اصطلاح مادی، تحت نام های آسمان ، عالم غیب یا ملکوت مسکنت دارد و در مرکز آن بر عرش نشسته و با فرشتگان در حال خوش و بش کردن است و جهان مادی را از بیرون رهبری و هدایت میکند. این باور و بینش دینی مورد احترام من میباشد و مخالفتی با آن ندارم ، اما عقل و خیلات و اوهامات من تصویر دیگری را از خداوند در اندیشه و ذهن من ایجاد میکند که با تصاویر ارائه شده دینی مطابقت ندارد. طبق تصویر ذهنی من، خداوند یک فرد نیست بلکه یک جامعه است که از افراد بیشماری تشکیل گردیده است. بر خلاف جوامع انسانی که در آنها افراد گوناگونی وجود دارند و زندگی می کنند، افراد بی شمار جامعه اللهی از افراد مطلقا یکسان و مساوی تشکیل گردیده است و این افراد هرکدام دارای قدرت، علم، اراده و خواست ، رحمت و محبت و عشق متناهی و مطلقا یکسان بوده و دارای سرا ها ، میدان ها ، محل ها، محیط ها ، مکان ها و زمان ها یا عالم های خاص خویش میباشند. این میدان های متناهی و بیشمار هم از لحاظ فرم یا شکل و محتوا مطلقا یکسان می باشند. از آنجاییکه این جامعه در پهنه بیکرانی و لایه تناهی قرار دارد، لذا تولد این افراد به سوی بینهایت هرگز پایان نمی یابد. و به همین دلیل میگویم که جامعه خداوند لایه تناهی و بی پایان است. خداوند هر عالمی را که از وجود خود می آفریند، دیگر به آن هیچ توجهی نمیکند، زیرا نیازی به تجدید نظر در کار خود ندارد و آنهم به این دلیل ساده که به منشاء و غایات عالم ها آگاهی مطلق دارد، لذا ضرورتی نمی بیند که برگردد و پشت سر خودرا نگاه کند و مطمئن شود که اجرای طرح صحیح صورت گرفته یا نقصی در آن ایجاد شده باشد. تصویر هفت عالم و هفت زندگانی و پنج سرنوشت جنسی و عشقی و مراتب هفتگانه وجود انسان ، اثبات وجود خداوند میباشد و چنین اثباتی تاکنون در طول تاریخ بشری صورت نگرفته است. نه توسط دین و الاهیات، نه توسط حکمت و فلسفه، نه در هنر و عرفان و نه در علوم تجربی و نظری.چنین نظم و سامان هفتگانه ای بطور مطلق امکان ناپذیر است که بخودی خود و تصادفی به وجود آمده باشد و این خود دلیلی روشن بر وجود یک طرح مطلق میباشد و چنین طرح مطلقی دارای صاحب و طراح مطلق. طبق تصور ایجاد شده در ذهن من ، عالم غیب و به اصطلاح عالم مجردات جدا و خارج از پهنه لایه تناهی وجود، جای نگرفته اند بلکه در بطن و باطن وجود و واقعیت قرار دارند.
صالح مولودی
خالق زیبایی ها، افریدگار تمام موجود ها ،مهربانترین و بخشنده ترین عالم
ناشناس
اولین ارتباط،ارتباط با خداست
هروقت با خدا ارتباط درستی برقرار کردی بعد میتونی خودتو بسازی وقتی بدونی همه چیزِ مطلق خداست و با ایمان کامل خودتو جمع و جور کنی و با خلوص بگی خدایا تو بزرگترینی و من تورو خالق همه ی این عظمت می دونم و هیچ گونه شکی ندارم همه ی اندازه هات درست میشه.. دیگه خود خدا همه جوره باهاته...
با ذکر خدا و درخواست و جذب مثبت سپاسگذاری از او که ذره ای از خودش را در ما قرار داده تا همراه و یار ما باشه و قدردانی از هر چه هست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خدا عکس   • خدا چیست   • خدا کمکم کن   • متن خدا   • خدا وجود ندارد   • خدا کجاست   • خدا کیست   • وجود خدا   • معنی خدا   • مفهوم خدا   • تعریف خدا   • معرفی خدا   • خدا یعنی چی   • خدا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خدا
کلمه : خدا
اشتباه تایپی : onh
آوا : xodA
نقش : اسم
عکس خدا : در گوگل

آیا معنی خدا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )