برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1460 100 1

حسانه

معنی اسم حسانه

اسم: حسانه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hesāne) (عربی) زن بسیار نیکو، (در اعلام) از صحابیات و از دوستان نزدیک حضرت خدیجه کبری (س) است - بانوی زیبا روی، دختر نیکو

معنی حسانه در لغت نامه دهخدا

حسانة. [ ح ُس ْ سا ن َ ] (ع اِ) نعت مؤنث است از حسن.

حسانة. [ ح َس ْ سا ن َ ] (اِخ ) تمیمیة. دختر ابوالحسین. شاعره ٔ اندلسی. وی در کودکی شعر و ادب آموخت و آنگاه که پدر وی درگذشت او دوشیزه بود و شوی و سرپرست و وسیله ٔ معاش نداشت. و از این رو قصیده ای بساخت و به حکم بن عبدالرحمان پادشاه اندلس به قرطبه فرستاد. و از آن قصیده است :
انی الیک اباالعاصی موجعة
اباالحسین سقته الواکف الدیم
قد کنت ارتع فی نعماه عاکفة
فالیوم آوی الی نعماک یا حکم
انت الامام الذی انقاد الانام له
و ملکته مقالید النهی الامم
لا شی ٔ اخشی اذا ما کنت لی کنفا
آی الیه و لا یعرولی العدم
لازلت بالعزة القعساء مرتدیا
حتی تذل الیک العرب و العجم.
و حکم را شعر او خوش آمد و به عامل خویش فرمان کرد تا او را مواجب مرتب مقرر دارند و ساز و سامان و جهیزی نیکو بخشید. و نیز به زمان حکومت عبدالرحمان پسر حکم ، حسانة به شکایت از حاکم البیرة به قرطبه شد و بتوسط زنی ازحرم به خدمت عبدالرحمان راه یافت و در این وقت عبدالرحمان را طرب و سروری بود و حسانة بدو گفت که دختر ابوالحسین شاعر است. پس عبدالرحمان وی و پدرش را بشناخت و سپس حسانه قطعه ٔ ذیل را انشاد کرد:
الی ذی الندی و المجد سارت رکائبی
علی شحط تصلی بنار الهواجر
لیجبر صدعی انه خیر جابر
و یمنعنی من ذی الظلامة جابر
فأنی و ایتامی بقبضة کفه
کذی ریش اضحی فی مخالب کاسر
جدیر لمثلی ان یقال مروعة
لموت ابی العاصی الذی کان ناصری
سقاه الحیاء لوکان حیاء لما اعتدی
علی زمان باطش بطش قادر
ایمحو الذی خطته یمناه جابر
لقد سام بالاملاک احدی الکبائر.
و چون از خواندن ابیات فارغ شد، خط حکم پدر عبدالرحمان را بیرون کرد و به دست عبدالرحمان داد و شکوای خویش به تمام بگفت و عبدالرحمان بر او رقت آورد و خط پدر بستد و ببوسید و بر چشم نهاد و گفت ابن لبید تا بدانجا خویشتن را گم کرده است که حتی به نقض رأی و فرمان پدر ما نیز جسارت میورزد لکن ما عهد پدر را نگاه میداریم و براه و روش او میرویم ابن لبید را نیز برای تو عزل کردیم ، بازگرد و بسر ضیعت خویش شو، و هم بخط خویش مانند حکم پدر توقیعی کرد و حسانة دست وی ببوسید و بازگشت و قصیده ای در مدح عبدالرحمان بدو فرستاد که ابیات ذیل از آن قصیده است :
ابی الهشامین خیرالنا ...

معنی حسانه به فارسی

حسانه
تیره یی از شعبه شیبانی ایل عرب از ایلات خمسه فارس

حسانه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسانه
دختری زیبا وپاکدامن
هلیا
حسانه اسم دوست من است و معنی ای کلمه دختر نیکو،بانوی زیبا روی
حسنا
حِسانه
معنی: زن بسیار نیکو؛ از صحابیات و از دوستان نزدیک حضرت خدیجه کبری (س) است.
ریشه: عربی

حِسانه : بانوی زیبا روی، دختر نیکو

آلما
اسم صمیمی ترین دوست من حسانه هست خیلی اسم باحالی هست و معنی زن نیکو رو میده
...m
حسانه یعنی مهربان ولی سمج
بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسامی حضرت زهرا   • القاب حضرت زهرا   • معنی حسانه   • مفهوم حسانه   • تعریف حسانه   • معرفی حسانه   • حسانه چیست   • حسانه یعنی چی   • حسانه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حسانه
کلمه : حسانه
اشتباه تایپی : pshki
عکس حسانه : در گوگل

آیا معنی حسانه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران