برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1465 100 1

حدث


مترادف حدث: تازه، نو ، برنا، نوباوه، نوجوان، نوخاسته ، غایط، فضله، نجاست، مبطل، باطل کننده

متضاد حدث: کهنه، پیر

معنی حدث در لغت نامه دهخدا

حدث. [ ح َ دُ / دِ ] (ع ص ). مرد بسیارسخن. پرسخن. || خوش سخن. (منتهی الارب ).

حدث. [ ح ِ ] (ع ص ) حَدِث. (منتهی الارب ). همسخن : حدث ملوک ؛ صاحب حدیث پادشاهان. قصه گوی و هم سخن آنان. هوحدث الملوک اذاکان صاحب حدیثهم و سمیرهم. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). حدث نساء. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)؛ آنکه با زنان بسیارسخن باشد.

حدث. [ ح َ دَ ] (ع اِ) مرد جوان. (منتهی الارب ). جوان. مردم جوان. ج ، اَحداث. (منتهی الارب ). برنا : شنیدم که درویشی را با حدثی بر خبثی بگرفتند. (گلستان ). || حدث السن ؛ نوجوان. حدیث السن. || سرگین. فضله. براز. نجاست. عذرة. پلیدی. غائط. (اقرب الموارد) :
باد اگر چه خوش آمد ودلکش
از حدث بگذرد نیاید خوش.
سنائی.
کرمکی کاندر حدث باشد دفین
کی بداند آخر و بدو زمین.
مولوی.
نور خورشیدار بیفتد بر حدث
او همان نور است و نپذیرد خبث.
مولوی.
تا گشاید عقده ٔ اشکال را
در حدث کرده ست زرین بال را.
مولوی.
باز سلطان است زآن جغدان برنج
در حدث مدفون شده ست آن زفت گنج.
مولوی.
|| هرچه طهارت تباه کند. (مهذب الاسماء). هرآنچه مبطل طهارت باشد از نوم و بول و غائط و ریح و جنابت. ناقض طهارت. اثر معنوی در نفس انسان در نتیجه ٔ نزدیکی زن و مرد یا خروج بول یا غائط یا ریح ، و آن یکی از موانع نماز و مبطل وضو و غسل است. ناپاکی. آلودگی. آلایش شکننده ٔ وضو و غسل. ج ، احداث ، حُدثان ، حِدثان. (منتهی الارب ). || چیزی نو زشت غیر معتاد. (منتهی الارب ). الحادث المنکر الذی لیس بمعتاد ولامعروف فی السنة. || آسیب. مکروه. نازلة. (اقرب الموارد). || معنی . مقابل عین : طفل ، خرده و پاره ٔ هرچیزی. عین باشد یا حدث و معنی. (منتهی الارب ). تهانوی می افزاید: و در نزد علماء عربیت آن امری است که قائم بفاعل باشد. یعنی معنی قائم بغیر باشد. خواه صادر شود از چیزی مانند ضرب و مشی یا صادر نشود مانند، طول و قصر.چنانکه رضی گفته است و مراد به معنی متجدد باشد، چنانکه بیان آن در ضمن ایراد معنی لفظ مصدر بیاید و نیز بر مفعول مطلق اطلاق شود. و آنرا حدثان هم گو ...

معنی حدث به فارسی

حدث
نو، امری که تازه واقع شده، بدعت، جوان، برنا، نوی
(صفت اسم) ۱ - امریکه تازه واقع شده نو . ۲- چیزی نو که زشت و غیر معتاد باشد امری که در سنت و شرع معروف نباشد . ۳- برنا نوجوان. ۴ - نوزاد نوا خواسته . ۵ - غازط . جمع : احداث .
یاقوت گوید دژی است حصین میان ملطیه و سمیساط

معنی حدث در فرهنگ معین

حدث
(حَ دَ) [ ع . ] (ص . اِ.)۱ - امری که تازه واقع شده ، نو. ۲ - امری که در سنت و شرع معروف نباشد . ۳ - برنا، جوان . ۴ - نوزاد. ۵ - غایط .

معنی حدث در فرهنگ فارسی عمید

حدث
۱. (فلسفه) = حادث
۲. (صفت) ویژگی امری که تازه واقع شده.
۳. امری که معروف در سنت وشریعت نباشد، بدعت.
۴. (اسم، صفت) جوان، نوجوان.
۵. ادرار، مدفوع، و آنچه وضو را باطل می کند.

حدث در دانشنامه اسلامی

حدث
حَدَث به دو معنای سبب نقض طهارت و قذارت معنوی مانع از دخول در نماز آمده است.
حدث در اصطلاح فقها بر دو معنا اطلاق شده است:
← سبب
حدث دو مرتبۀ خفیف و شدید دارد.مرتبۀ خفیف، حدث اصغر و مرتبۀ شدید آن حدث اکبر نامیده می شود.
محدث
به کسی که حدث از او صادر گردیده «مُحدِث» گویند.
حکم حدث
...
حدث
معنی حَدِّثْ: بازگو(ازمصدرتحديث وتحديث نعمت به معناي ذکروياد آوري ونشان دادن آن است به زبان يا به عمل ، و اين عمل شکر نعمت است)
تکرار در قرآن: ۳۶(بار)
حَدَثِ اَصغر چیزی که وضو را باطل می کند و یا حالتی که بر اثر باطل شدن وضو در انسان پدید می آید و مانع از انجام اعمالی می شود که وضو شرط انجام آنهاست.
حدث چیزی است که سبب از بین رفتن طهارت می شود. البته حدث در کلام فقهاء به حالتی نیز گفته شده که بر اساس اسبابی چون خارج شدن ادرار، منی، حیض از بدن و همچنین مس میت در انسان پدید می آید و مانع از انجام اعمالی می شود که طهارت شرط انجام آنهاست. از احکام حدث در باب طهارت رساله های عملیه و دیگر کتاب های فقهی سخن گفته اند.و به کسی که از او حدث صادر شود مُحْدِثْ می گویند.
فقیهان حدث را به حدث اکبر و حدث اصغر تقسیم می کنند. منظور آنان از حدث اصغر(حدث کوچک تر)، چیزی است که وضو را باطل می کند. این موارد عبارتند از: خروج ادرار، مدفوع، باد معده و روده از بدن، خوابی که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود، چیزهایی که عقل را از بین می برد (مانند دیوانگی، مستی و بیهوشی) و استحاضه (قلیله).
به چیزی که ناقض طهارت(وضو، غسل و تیمم) باشد حدث می گویند، و حدث بر دو قسم است: حدث اصغر؛ مانند بول(ادرار)، غائط(مدفوع)، و حدث اکبر؛ مانند منی، جنابت، حیض، و... .
«حدث» در لغت به معنای به وجود آمدن است. و محدث در اصطلاح فقها به کسی گفته می شود که از او چیزی صادر شود که حالت طهارت و پاکی او ...

حدث در دانشنامه آزاد پارسی

حَدَث
در اصطلاح فقه، نجاست معنوی را گویند که در انسان به یکی از اسباب وضو یا غسل، پدید می آید. به فردی که حدث برای او روی داده، مُحْدِث گویند. حدث اصغر، اسباب و مبطلات وضو است مانند بول، غائط، باد معده و خواب. و حدث اکبر، اسباب و مبطلات غسل است مانند احتلام، مقاربت، انزال منی و حیض. حَدَث در برابر خَبَث است. نیز ← خَبَث

ارتباط محتوایی با حدث

حدث در جدول کلمات

حدث
بدعت , نوآوری

حدث را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
�حدث� در لغت به معنای‌ به وجود آمدن است.و مُحدِث در اصطلاح فقها به کسی گفته می‌شود که از او چیزی صادر شود که حالت طهارت و پاکی او را از بین برد یا به عبارتی به کسی که حدث از او صادر گردیده �مُحدِث� می‌گویند.
Mohammad
اتفاق-رویداد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حدث اصغر در غسل   • حدث اصغر در غسل جنابت   • حدث اصغر در غسل مکارم   • شک در حدث اصغر   • حدث زدن   • حدس   • حدث زدم   • حدث و گمان   • معنی حدث   • مفهوم حدث   • تعریف حدث   • معرفی حدث   • حدث چیست   • حدث یعنی چی   • حدث یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حدث
کلمه : حدث
اشتباه تایپی : pne
عکس حدث : در گوگل

آیا معنی حدث مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران