برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1359 100 1

حباب

/hobAb/

مترادف حباب: آب سوار، آب سواران، سرپوش شیشه ای، روچراغی، کاسه چراغ، روپوش چراغ

برابر پارسی: روپوش چراغ، گنبدک، گنبذه

معنی حباب در لغت نامه دهخدا

حباب. [ ح َ ] (ع اِ) کوپله. غوزه. غنچه. سوارگ. سوار آب. گنبد آب. آب سوار. فراسیاب. سیاب. غوزه ٔ آب. غنچه ٔ آب. کوپله ٔ آب. گوی. نفّاخة. فقّاعة. سوارک آب. جندعة. (منتهی الارب ). قبک آب. (دهار). فرزند آب. قبه ٔ آب. عسل. سوارگان آب. (مهذب الاسماء). حبیب. (مهذب الاسماء). غوزه ٔ آب که به شیشه ماند. حبابة یکی. (منتهی الارب ) :
ز جودت موج دریا یک حباب است
ز خشمت جوش دوزخ یک شرار است.
مسعودسعد.
وز آب تیغ و آتش رزم تو در نبرد
عمر عدو چو عمر حباب و شرار باد.
مسعودسعد.
عمر اعدای او مبادابیش
زآنکه بر آبگیر عمر حباب.
سوزنی.
گه سیم گری نماید آبش
گه شیشه گری کند حبابش.
خاقانی.
گر شیشه کند حباب شاید
شیشه ز پی گلاب باید.
خاقانی.
بوقت مکرمه بحر کفش چو موج زدی
حباب وار بدی هفت گنبد خضرا.
خاقانی.
بادیه بحر و بر آن بحر چو باران و حباب
قبه ٔ سیم زده حله و احیا بینند.
خاقانی.
خاقانی است پیشرو کاروان شعر
همچون حباب پیشرو کاروان آب.
خاقانی.
آذین صبوحی را زد قبه حباب از می
هر قبه از آن دری شهوار نمود اینک.
خاقانی.
تا که هوا شد بصبح کوزه ٔ ما دردریز
بر سر سیل روان شیشه گر آمد حباب.
خاقانی.
دردی مطبوخ بین بر سر سبزه ز سیل
شیشه ٔ نارنج بین بر سر آب از حباب.
خاقانی.
خصم تو هست بر سر درپای اشک خویش
کم عمر و بی قرار و تهی مغز چون حباب.
کمال اسماعیل.
و اندرون خرگاه را از عقود لاَّلی حباب (؟) بریخت. (جهانگشای جوینی ).
در تن همچون سبو هستی چو آب
گفتگو و صلح و جنگت چون حباب.
مولوی.
می فتاد از جوزبن جوز اندر آب
بانگ می آمد همی دید او حباب.
مولوی.
غنچه ٔ گل را صبا چون قلعه ٔ دربسته یافت
خندقش جوی روان و بلبلش هندوی بام
برگذشت از آب آن خندق بکشتی ّ حباب
رفت و در یک دم گشاد آن ق ...

معنی حباب به فارسی

حباب
بر آمدگی که هنگام سقوطچیزی در آب یا آمدن باران در، سطح آب پیدامیشود، درفارسی آب سواروگنبد آب گویند
( مصدر ) دوست داشتن .
محدث است
[coincidence bubble] [مهندسی نقشه برداری] حبابی که مرکزی شدن آن با انطباق تصاویر دو لبۀ آن بر هم مشخص می شود
[chin bubble] [حمل ونقل هوایی] حبابی شیشه ای که در زیر پای خلبان و در چانۀ هواگَرد، معمولاً بالگَرد، قرار دارد
[bubbling agent] [شیمی] ماده ای که حباب تولید می کند
[glass refining, fining] [سراميک] فرایند زدودن حباب از شیشۀ مذاب در هنگام ساخت شیشه
[bubbler] [شیمی] ابزاری برای جذب آب حل شده در جریان گاز
[sparger, perforated pipe distributor] [شیمی، مهندسی شیمی] نوعی ابزار پخش کن، به صورت لوله ای با سوراخ هایی در فواصل معین، که در خشک کن های پاششی و تماس دهنده های مایع ـ بخار و ستون های پاشنده از آن استفاده می شود تا بخار را در مایع توزیع کند
[sparging] [شیمی، مهندسی شیمی] فرایند تزریق بخار یا گاز به محلول
حبابی که از بند شدن هوا در جرم شیشه بماند
[replication bubble] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] بخشی از دِنای در حال همتاسازی که با ریزبین الکترونی به شکل حبابی کوچک دیده میشود متـ . چشم همتاسازی replication eye
( صفت ) مانند حباب همچون حباب .
...

معنی حباب در فرهنگ معین

حباب
(حُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - برآمدگی کوچک که به علت سقوط چیزی در آب ایجاد می شود. در فارسی آب سوار گویند. ۲ - روپوش شیشه ای که روی چراغ گذارند.
(حِ) [ ع . ] (مص م .) دوست داشتن .

معنی حباب در فرهنگ فارسی عمید

حباب
۱. برآمدگی هایی که هنگام سقوط چیزی در آب یا موقع آمدن باران در سطح آب پیدا می شود.
۲. پوشش شیشه ای یا پلاستیکی که روی چراغ می گذارند.
۱. دوستی، عشق.
۲. (اسم، صفت) محبوب.
۳. (اسم) دیو.
۴. (اسم) شیطان.
۵. (اسم) مار.

حباب در دانشنامه ویکی پدیا

حباب
حباب می تواند اشاره به یکی از موار زیر باشد:
حباب اقتصادی
حباب (رایانه)
حباب (آلبوم)
حباب صابون
حباب (روستا)
حباب نام سومین آلبوم رسمی محسن یگانه است. این آلبوم در مهرماه سال ۱۳۹۱ به بازار عرضه شد. این آلبوم با ۱۴ قطعه و با حضور هنرمندان و موزیسین های نامی کشور از جمله: مهران عباسی، شهاب اکبری، علی ثابت، ایمان حجت، آرش پاکزاد، آرین بهاری و علی رهبری، سومین محصول این خواننده را در بازار رسمی موسیقی کشور رقم زده که با سر و صدای های فراوان در بازار منتشر شده است.
«حباب». موسیقی ما.
آهنگساز و ترانه سرای کلیه قطعات «حباب» همان طور که در شناسنامه آلبوم ذکر شده، خود یگانه است و فقط ملودی قطعه شش آلبوم، «نرو» برداشتی مستقیم از یک قطعه فرانسوی به آهنگسازی Rich Allison است.
نوازنده ها و هنرمندان زیادی نیز در این آلبوم همکاری داشته اند که از آن جمله می توان به فیروز ویسانلو، پیام طونی، بابک ریاحی پور، بابک یوسفی، امید حجت، مهران سراجیان و دارا دارایی اشاره کرد. استودیو راگا و آوای پیمان، مکان هایی بوده اند که بخشی از این آلبوم در آن ها ضبط شده و استودیو Can Kesmes در ترکیه نیز دیگر استودیویی بوده که این آلبوم مراحل نهایی ضبط و میکس و مسترهایش را در آن نهایی کرده است.
یگانه در اینسرت آلبوم در یادداشتی نوشته: «تقدیم به طرفدارانی که خوبی هاشون من رو به آرزوهایی بزرگ تر از تصوراتم رسوند؛ و از همسر عزیزم که در تک تک لحظات تولید اثر کمک ام کرد تا خستگی های ساخت این آلبوم رو به تنهایی به دوش نکشم؛ و از خدایی تشکر می کنم که به من ثابت کرد هیچ وقت برای رسیدن به یک هدف دیر نیست.»
حباب در رایانش یک سکسکه یا تأخیر در اجرای دستور در پردازش خط لوله (به انگلیسی: Pipe line) است. در شکل زیر، اجرای دو سری دستور مشابه در خط لولهٔ ۴ مرحله ای دیده می شود که در اولی بدون حباب اجرا شده است و در دومی به دلیل یک تأخیر در واکشی (به انگلیسی: Fetch) دستور زرشکی رنگ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با حباب

حباب در جدول کلمات

معنی حباب به انگلیسی

globe (اسم)
زمین ، گوی ، حباب ، قطره ، کره ، کره خاک
foam (اسم)
کف ، حباب ، سرجوش ، جوش وخروش ، حباب های ریز
blubber (اسم)
کف ، حباب ، الچروبه
blob (اسم)
گلوله ، لکه ، حباب ، قطره
bubble (اسم)
حباب ، ابسوار ، اندیشه پوچ

معنی کلمه حباب به عربی

حباب
سمن , فقاعة , قطرة , کرة ارضية
فقاعة
ظل
رغوة

حباب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
سوارگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تحقیق در مورد حباب   • حباب شعر   • حباب چیست   • حباب صابون   • چرا حباب گرد است   • حباب چگونه تشکیل می شود   • حباب یگانه   • چرا حباب کروی است؟   • معنی حباب   • مفهوم حباب   • تعریف حباب   • معرفی حباب   • حباب یعنی چی   • حباب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حباب
کلمه : حباب
اشتباه تایپی : pfhf
آوا : hobAb
نقش : اسم
عکس حباب : در گوگل

آیا معنی حباب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )