برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1467 100 1

جنابه

معنی جنابه در لغت نامه دهخدا

جنابت. [ ج َ ب َ ] (ع مص ) دور شدن. || جُنُب شدن. حالتی که با هم خوابگی زن و مرد را حاصل گردد و غسل کردن بر آنان واجب شود. رجوع به جنابة شود. || (اِمص ) جُنُب شدگی. (فرهنگ فارسی معین ).
- غسل جنابت ؛ غسلی که جُنُب با قصد قربت باید انجام دهد. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جنابة شود.

جنابة. [ ج َ ب َ ] (ع اِ) ناقه که با دراهم بکسی دهند تا بدان غله آرد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || منی ّ. (منتهی الارب ). نجاست. (اقرب الموارد). || (اِمص ) بیگانگی. || غریبی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

جنابة. [ ج َ ب َ ] (ع مص ) جنب گردیدن.(منتهی الارب ). نجس شدن. (اقرب الموارد). || (اِمص ) دوری. (منتهی الارب ). رجوع به جنابت شود.

جنابة. [ ج َن ْ نا ب َ ] (اِخ ) شهری است محاذی خارک ، و از آن شهرند گروه قرامطه. (منتهی الارب ). شهر کوچکی است در سواحل فارس ، منجمان گویند این شهر دراقلیم سوم قرار دارد، طول آن از جهت مغرب 77 درجه وعرض آن از جهت جنوب 30 درجه است. (معجم البلدان ).

جنابه. [ ج ُ ب َ / ب ِ ] (اِ) دو کودک را گویند که یک بار از مادرمتولد شده باشند و عرب توأمان گویند. (برهان ). بچه ای که با بچه ٔ دیگر توأماً از یک مادر زاییده شده باشد. توأم. دوقلو. (فرهنگ فارسی معین ) :
قصه چه کنم که در ره عشق
با محنت و غم جنابه زادیم.
سنایی (ازحاشیه ٔ برهان چ معین ).

معنی جنابه به فارسی

جنابه
دوغلو، توام، دوبچه که همزمان ازیک مادرمتولدشود
( صفت ) بچه ای که بابچ. دیگر تواما از یک مادر زاییده شده باشد توام دو قلو.
شهری است محاذی خارک و از آن شهرند گروه قرامطه . شهر کوچکی است در سواحل فارس منجمان گویند این شهر در اقلیم سوم قرار دارد طول آن از جهت مغرب ۷۷ درجه و عرض آن از جهت جنوب ۳٠ درجه است .

معنی جنابه در فرهنگ معین

جنابه
(جُ بِ یا بَ) (ص .) توأم ، دوقلو.

معنی جنابه در فرهنگ فارسی عمید

جنابه
۱. بچه ای که با بچۀ دیگر در یک موقع از یک شکم زاییده شده باشد، دوقلو، توٲمان: دولت و ملت جنابه زاد چو جوزا / مادر بخت یگانه زای صفاهان (خاقانی: ۳۵۳ حاشیه).
۲. (قید) به صورت توٲمان: قصه چه کنم که در ره عشق / با محنت و غم جنابه زادیم (سنائی۲: ۴۵۲).

جنابه در دانشنامه ویکی پدیا

جنابه
جَنٌابه یا جَنٌابا نام قدیم بندر گناوه در استان بوشهر بوده است. علی الظاهر شهری بوده است بسیار قدیمی و کهنه در ولایت ارجان در فارس قدیم. اولین کسی که توصیفی از خود شهر به دست می دهد مقدسی است او می نویسد «بازارها در کوچه ها قرار دارند و مسجد جامع در مرکز آبادی است. آب آشامیدنی از چاه های آغشته به نمک و آب انبارها تأمین می شود.» اصطخری فقط به طور کلی می گوید جنابه بزرگتر از مهروبان و بندرگاهی است برای بقیهٔ فارس.پارچه های جنابی را که اسم شهر بر آن است از نظر صادرات فارس مهم می شمارند. اهمیت این موضع از لحاظ کشتیرانی از آنجا روشن می شود که فهرست های قدیم تر توقف گاه ها ارتباط با شیراز یعنی مرکز سرزمین فارس را فقط در مورد این شهر و سیراف به دقت تعیین می کنند. گذشته از کشتیرانی گویا کشتی سازی هم در آنجا رواج داشته است. در طی قیام های قرمطیان که بعضی از پیشوایان آنها مانند ابوسعید و ابوطاهر قرمطی خود از جنابه برخاسته بودند، متضرر شد. یاقوت حموی و زکریای قزوینی شهر را کوچک ذکر می کنند و ابوالفداء آن را تقریباً به کلی ویرانه می خواند.
شواتس، پاول (۱۳۷۲)، جغرافیای تاریخی فارس، ترجمهٔ جهانداری کیکاوس، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با جنابه

جنابه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جنابه   • مفهوم جنابه   • تعریف جنابه   • معرفی جنابه   • جنابه چیست   • جنابه یعنی چی   • جنابه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جنابه
کلمه : جنابه
اشتباه تایپی : [khfi
عکس جنابه : در گوگل

آیا معنی جنابه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران