برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1462 100 1

جستان

معنی اسم جستان

اسم: جستان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: jastān) (اسم مصدر از جهیدن )، چابک و چالاک - نام پدر مرزبان نخستین پادشاه جستانیان

معنی جستان در لغت نامه دهخدا

جستان. [ ج َ ] (نف مرکب ) می شاید به زبان دری مخفف جهان ستان باشد. (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). جهانگیر. جهانگشا. ستاننده ٔ جهان.

جستان. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان الموت از بخش معلم کلایه از شهرستان قزوین. آب این محل از چشمه و محصولات آن غلات ، سیب زمینی و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

جستان. [ ج َ ] (اِخ ) نام محلی است قریب به شهرزور و دینور که از بلاد کردستان میباشد. (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). و رجوع به مرآت البلدان ج 4 ص 227 شود.

جستان. [ ج َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن وهسودان ملقب به امیر شرف الدین و مکنی به ابونصر. ازسلسله ٔ وهسودانیان یا روادیان از امرای آذربایجان وممدوح قطران شاعر بوده است. (از احوال و اشعار رودکی تألیف سعید نفیسی ص 783 ببعد). مؤلف آنندراج آرد: جستان وهسودان را معاصر معتضد خلیفه دانند و ممدوح حکیم قطران تبریزی شمرند، چنانکه گفته :
جهان ستان چو ملوکان باستان جستان
که هست خانه ٔ فرهنگ را بفضل ستون.
(آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ).
دَرِ سرای تو محراب من شده ست چنان
که هست درگه جستان ملوک را محراب.
قطران.
برای تفصیل بیشتر به سخن و سخنوران تألیف فروزانفر ص 96 و فهرست کتاب احوال و اشعار رودکی و متن کتاب مزبور رجوع شود.

جستان. [ ج َ ] (اِخ )ابن نوح. یکی از امراء دربار فخرالدوله بود. برای اطلاع بیشتر به معجم الادباء ج 2 و فهرست آن رجوع شود.

جستان. [ ج َ ] (اِخ ) ابن وهسودان. یکی از سلاطین سلسله ٔ جستانیان گیلان بوده و در سال 289هَ. ق. به همدستی حسن بن علی معروف به داعی و ملقب به ناصر کبیر سپاهی آراست و به خونخواهی محمدبن زید به طبرستان تاخت. وی ظاهراً از سال 250 هَ. ق. در سلطنت گیلان و دیلم بوده است. (از کتاب احوال و اشعار رودکی تألیف سعید نفیسی ص 370). و برای تفصیل بیشتربه کتاب مذکور ص 762 و 763 و 764 و 783 رجوع شود.

معنی جستان به فارسی

جستان
ابن وهسودان یکی از سلاطین سلسله جستانیان گیلان بوده و در سال ۲۸۹ بهمدستی حسن بن علی معروف بداعی و ملقب به ناصر کبیر سپاهی آراست و بخونخواهی محمد بن زید بطبرستان تاخت وی ظاهرا از سال ۲۵٠ ه. در سلطنت گیلان و دیلم بوده است .

معنی جستان در فرهنگ فارسی عمید

جستان
جهیدن.

جستان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جستان   • مفهوم جستان   • تعریف جستان   • معرفی جستان   • جستان چیست   • جستان یعنی چی   • جستان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جستان
کلمه : جستان
اشتباه تایپی : [sjhk
عکس جستان : در گوگل

آیا معنی جستان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران