برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

جریب

/jarib/

معنی جریب در لغت نامه دهخدا

جریب. [ ج َ ] (ع اِ) مقدار معلوم از موزون و زمین. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). از موزون مقدار چهار قفیز باشد وقفیز هشت مکوک و مکوک سه کیلچه و کیلچه یک من و هفت ثمن من. (از منتهی الارب ). پیمانه ای است که بقدر چهار قفیز میگیرد. (شرح قاموس ). کیله ای است چهار برابر قفیز. (رساله ٔ اوزان و مقادیر). پیمانه ٔ غله است که معادل دوازده صاع باشد. (فرهنگ نظام ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ابن سیده گوید: پیمانه ای است برابر چهار قفیز و بعضی گویند: مقدار آن در بلاد مختلف همچون رطل و مد و ذراع و امثال آن تفاوت دارد. (از تاج العروس ). وزن جریب به اختلاف بلدان اختلاف پیدا میکند و معروف آن است که برابر چهار قفیز است و قفیز هشت مکوک و مکوک سه کیلچه و کیلچه یکمن و هفت ثمن من و آن 67 12242 حبه و حبه یک بیستم ( 120 ) گرم است بنابر این جریب در موزون صد و یازده کیلو و دویست وسی وشش گرم ودو سوم گرم است. (از متن اللغة). ج ، اَجربَه جرِبان. (از متن اللغة) (از منتهی الارب ). جوالیقی آرد: جریب مستعمل در زمین معرب است و محشی کتاب المعرب گوید:از ماده ٔ جریب در لسان چنین برمی آید که اصل معنی آن پیمانه ای است معروف از طعام و اطلاق آن بر زمین به این اعتبار است که بمقدار پیمانه مزبور میتوان در آن کشت کرد و ظاهراً اصل کلمه عربی است نه معرب. (از المعرب جوالیقی ص 111 و حاشیه ٔ همان صفحه ). اظهار نظر محشی درباره ٔ عربی بودن کلمه مبتنی بر تعصب بی دلیلی است. چنانکه معرب بودن کلمه را علاوه بر تصریح جوالیقی مآخذ معتبر ذیل نیر تأیید میکند. گریو. (ملخص اللغات حسن خطیب ). گری. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (السامی فی الاسامی ). معرب گری بفتح کاف فارسی به معنی پیمانه است. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). در خراسان 20قفیز و در بعضی جاهای نیشابور 25 من بوده. (یادداشت مؤلف ). || از زمین یکصد و چهل و چهارگز باشد. (منتهی الارب ). و [ از زمین ] چهار قفیز است و قفیز، یکصد وچهل و چهار گز است. (آنندراج از منتخب ).مأخوذ از تازی ، مقداری از زمین مزروع که معادل هزار ذرع باشد حاصل ضرب پنج در دویست و مردم تهران ششصدو هفتاد و پنج ذرع زمین مزروع را یک جریب گویند یعنی حاصل ضرب پانزده در چهل و پنج. (ناظم الاطباء). معرب گری. در لهجه ٔ طبرستان گری گویند و جریب در مساحت و زمین ...

معنی جریب به فارسی

جریب
مساحتی معادل ده هزارمترمربع، گریب وگری هم گویند
( اسم ) مساحت از زمین برابر ۱٠٠٠٠ مترمربع گریب گری .
ابن سعد از قبیله هذیل است . وی پدر قبیله ایست و نسبت بوی بر خلاف جربی است .
[ گویش مازنی ] /jerib/ مقدار زمینی که با مقیاس رسمی منطقه ده هزارمتر مربع است ولی در نقاط مختلف به مقتضای عرف محل وسعت متفاوتی دارد
از باغهای معروف صفوی در اصفهان
از اعمال استر آباد بوده اینک جزئ مازندرانست و در خوبی آب و هوا مشهود و مسلم و دو ناحی. عمده را مشتمل است چار دانگه و دو دانگه .
سادات مرتضوی هزار جریب خاندانی است که در قرن نهم و دهم در هزار جریب مازندران حکومت کرده اند
ده دهستان همت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد. در ۳۵ کیلومتری شمال خاور دورود جلگه معتدل . لبنیات صنایع دستی قالیبافی میباشد .

معنی جریب در فرهنگ معین

جریب
(جَ) [ معر. ] (اِ.) ٠٠٠/۱٠٠ مترمربع ، واحدی برای اندازه گیری زمین .

معنی جریب در فرهنگ فارسی عمید

جریب
واحد اندازه گیری سطح زمین برابر با ۰۰۰/۱۰ مترمربع، هکتار.

جریب در دانشنامه اسلامی

جریب
جریب ، از واحدهای بسیار کهن برای اندازه گیری سطح و گاهی حجم و وزن می باشد.از آن در جاهای مختلف فقه استفاده شده است و در معنای مساحت عنوان یاد شده در باب دیات آمده است.
در باره اصل واژه جریب آرای متفاوت و گاه متضادی وجود دارد.این واژه چند بار در متون فارسی میانه به صورت gryw به کار رفته است . بر این اساس ، ریشه مفروض آن واژه ایرانی باستان griba دانسته شده است .هم چنین سیمز ـ ویلیامز، با توجه به صورت مستعمل این واژه در چند نوشته بلخی ، با قید احتمال ، اوستایی آن را به صورت griuua (به معنای «گردن ») بازسازی نموده که در این صورت با واژه گریو در فارسی میانه (به معنای گردن ) مرتبط است . از دیگر سو، بنا به نظر برخی از زبان شناسان ، جریب از واژه سریانی گَریبا، که خود باقی مانده صورت اکدی kirubu می باشد، مشتق شده است .در متون متقدم فارسی ، جریب به همین صورت بسیار به کار رفته است . به صورت گَری نیز نمونه هایی از کاربرد آن وجود دارد.
واژگان جریب
با توجه به وسعت و سابقه کاربرد واژه جریب در زبان فارسی ، واژگان دیگری نیز از آن ساخته شده است ، از جمله «جریبانه »، به معنای مقدار مالیات معینی که از هر جریب زمین باید گرفته شود؛ «جریب کِش »، کسی که عهده دار تقسیم زمین های مزروعی به تعداد معینی جریب است ؛ و «جریب کشی »، عملیات تقسیم زمین به قطعات مساوی .به نوشته بیهقی ، در حوالی نیشابور و شادیاخ ، جریب «جفت وار» نیز نامیده می شده است .
عربی بودن جریب
لغت شناسان متقدم عرب در مورد عربی بودن این واژه تردید داشته اند، از جمله جَوالیقی به نقل از ابن دُرَید، جریب را معرّب ذکر کرده است .با این حال ، در عربی واژه جریب به صورت های أَجْرِبة و جُربان جمع بسته شده است .
کاربرد جریب در کشورها
...

جریب در دانشنامه ویکی پدیا

جریب
جریب (به انگلیسی: acre) و به زبان ازبکی (ترکی) اشتقاق شده ازکلمه جربه معنی (زمین) و جریب به معنی گشتن در روی زمین و اصطلاح است که دهقانان برای اندازه گیری زمین از آن استفاده می نمایند در قدیم که واحدهای اندازه گیری مثل متر، فوت و غیره وجود نداشت از طریق قدم زدن مساحت های خورد و کوچک را اندازه گیری می کردند و یک جریب مساوی است با هزار مترمربع. هم اکنون درافغانستان از این واحداندازه گیری استفاده می شود و در متون قدیمی زبان فارسی به صورت جریب و نیز گری به کار رفته است و برخی روستاها و مناطق جغرافیایی ایران پسوند جریب دارند.
۴٬۰۴۶٫۸۵۶۴۲۲۴ مترمربع
۰٫۴۰۴۶۸۵۶۴۲۲۴ هکتار
۱ جریب بین المللی برابر است با واحدهای متریک زیر:
۱ جریب آمریکایی برابر است با:
یک جریب (هر دو مقدار) برابر با موارد زیر هست:
جریب ایرلند یک واحد قدیمی مورد استفاده در منطقهٔ یورکشایر ایرلند است.
جریب
یک جریب ایرلند برابر با ۶۶ هکتار است. همچنین می توان جریب ایرلند را برحسب ۶۶۰۰ متر مربع و نیز برحسب ۷۰٬۵۶۰ فوت مربع به حساب آورد.
تپه گرد له روستای هزار جریب در شهرستان بروجرد، بخش مرکزی، روستای هزار جریب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۱۳۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جریب در دانشنامه آزاد پارسی

جَریب
(معرب «گریب» فارسی) این واژه دست کم از دوران ساسانیان در حکم واحدی برای اندازه گیری مساحت زمین های کشاورزی کاربرد داشته است. با این حال، چنانچه از نوشتۀ جوالیقی و اصطخری و برخی از کتاب های لغت برمی آید، پیمانه ای برای حبوبات و غله با همین نام گریب وجود داشته و مقدار آن برحسب زمان ها و مکان های متفاوت از حدود ۴۲ کیلوگرم تا حدود ۵۱ کیلوگرم متغیر بوده است. واحد مساحت جریب (گریب) دورۀ ساسانیان را ۲,۴۰۰ ذرع مربع یا حدود ۲,۶۰۰ مترمربع دانسته اند. اما از آن پس مقدار آن برحسب زمان و مکان های متفاوت، از حدود ۴۰۰ متر مربع و حتی کمتر از آن، تا ۱۰هزار متر مربع، متغیر بوده است. چارلز عیسوی در کتاب تاریخ اقتصادی ایران، رایج ترین جریب را معادل ۱,۰۶۶ ذرع مربع یا حدود ۱۰۰۰ متر مربع دانسته و از جریب شاه (۱,۲۰۰ متر مربع) و جریب رسم (۷۰۰ متر مربع) نیز نام برده است. در کتاب های حساب قدیم جریب زراعتی تهران را ۶۷۵ ذرع مربع یا ۴۵×۱۵ ذرع در نظر می گرفتند. به موجب قانون ۱۳۰۴ش، در ابتدای سلطنت رضاشاه پهلوی، هر جریب برابر یک هکتار یا ۱۰هزار متر مربع مقرر شد. در دی ماه ۱۳۱۱ش با تصویب دستگاه متری، جریب قانوناً از میان رفت، اما هنوز هم در بخش کشاورزی، در عمل مورد استفاده قرار می گیرد.

ارتباط محتوایی با جریب

جریب در جدول کلمات

جریب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی
اکر
arshida
اِکِر نه مجتبی.اِیکِر
شهریار آریابد
در پارسی " گریب "

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جریب در جدول   • یک هکتار چند متر است   • یک جریب چند بسوه است   • واحد های اندازه گیری مساحت   • معنی جریب   • واحد اندازه گیری زمین چیست   • یک قفیز چند متر است   • هر من چند متر مربع است   • مفهوم جریب   • تعریف جریب   • معرفی جریب   • جریب چیست   • جریب یعنی چی   • جریب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جریب
کلمه : جریب
اشتباه تایپی : [vdf
آوا : jarib
نقش : اسم
عکس جریب : در گوگل

آیا معنی جریب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )