برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

تیره

/tire/

مترادف تیره: تاریک، تار، دیجور، ظلمانی، مظلم ، اسود، سیاه، سیه فام، قره، کبود، کدر، مشکی، ابهام آمیز، مبهم، ایل، خاندان، طایفه، قبیله، قوم، نسل، جنس، گونه، نوع، منغص، مکدر، ملول، غمین، حزین، غمگین، گرفته، دژم، غمناک، گ

متضاد تیره: روشن

معنی تیره در لغت نامه دهخدا

تیره. [ رَ / رِ ] (ص ) تاریک و سیاه فام. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تاریک. (شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث اللغات ). تار و مظلم. (ناظم الاطباء). تار. تاریک. مظلم. ظلمانی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ایرانی باستان «تثریه - کا» از اوستا «تثریه » ... تار. تاریک. پهلوی «ترک » . افغانی دخیل. «تیره » . بلوچی «ترغ » شغنی «تر» یرنی و نطنزی «تیره » ... لاسگردی «تیره » . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
و آن شب تیره کآن ستاره برفت
و آمد از آسمان بگوش تراک.
خسروی.
چو تنها بدیدش زن چاره جو
از آن مغفر تیره بگشاد رو.
فردوسی.
بیامد دمان از بر گاه او
همه تیره دید اختر و ماه او.
فردوسی.
یکی باد با تیره گرد سیاه
برآمد که پوشید خورشید و ماه.
فردوسی.
آنکه با خاطر زدوده ٔاو
تیره باشد ستاره ٔ روشن.
فرخی.
روشنائی آسمان را باشد و امشب همی
روشنی بر آسمان از خاک تیره برشود.
فرخی.
صعب چون بیم و تلخ چون غم جفت
تیره چون گور و تنگ چون دل زفت.
عنصری.
تیره بر چرخ ، راه کاهکشان
همچو گیسوی زنگیان به نشان.
عنصری.
چون اندرو رسی به شب تیره ٔ سیاه
زود آتشی بلند برافروز روزوار.
منوچهری.
بر چنین اسبی چنین دستی گذارم در شبی
تیره چون روز قصاص و تنگ چون روز محن.
منوچهری.
چو مرد باشد بر کار و بخت باشد یار
ز خاک تیره نماید به خلق زر عیار.
ابوحنیفه ٔ اسکافی (از بیهقی چ ادیب ص 277).
خدائی که از تیره یک مشت خاک
چنین صورتی آفریده ست پاک.
شمسی (یوسف و زلیخا).
رخ و دیده بر خاک تیره نهاد
سپاس جهان آفرین کرد یاد.
(یوسف و زلیخا ایضاً).
چنین تیره چرائی ای مبارک تخت رخشنده
همانا کز سلیمانت بدزدیدند دیوانش.
ناصرخسرو.
روزی بشکافند مر این تیره صدف را
هان تا نبوی غافل و تیره نروی هان. ...

معنی تیره به فارسی

تیره
دودمان، طایفه، دسته، خاندان، دستهای ازمردم/، تاریک، سیه فام، به رنگ زغال یاخاکستر، کدورت
۱- مهرهگلوله ( گلین ) . ۲ - یا تیر. پشت . ستون فقرات .
دهی از دهستان قهستان است که در بخش کهک شهرستان قم واقع است
[dash] [زبان شناسی] خطی کوتاه به شکل « ـ » که از خط پیوند بلندتر است و عموماً برای جدا کردن دو واحد از یکدیگر در نوشتار به کار می رود متـ . خط فاصله
[ گویش مازنی ] /tire/ برجستگی های موازی در شالی زار که طول آن ها برابر است - پرتو خورشید & گردوی بزرگ و سنگین که از آن به عنوان تیله استفاده کنند & ستون فقرات - نوی پارچه & تبار نژاد
ابر تیره ابر سیاه
تخمه ناپاک و پست
اوضاع بر هم بدبختی
بدخواه و گمراه بدسرشت
دهی از دهستان حاجی آباد ایزدخواست است که در بخش داراب شهرستان فسا واقع است
( صفت ) بدبخت سیاه بخت .
یا بینوایان رمانی است اثر ویکتور هوگو که قهرمان آن ژان والژان است .
بدبختی سیاه بختی .
کور نابینا
تیره بصر کور نابخرد
دهی از دهستان حاجی آباد ایزدخواست است که در بخش داراب شهرستان فسا واقع است
...

معنی تیره در فرهنگ معین

تیره
(رِ) (ص .) تاریک ، سیاه .
( ~.) (اِ.) ۱ - دسته ای از مردم که از یک نژاد باشند. ۲ - دودمان ، خانواده .
( ~. پُ) (اِمر.) ستون فقرات ، ۳۳ مهره که از زیر گردن تا کمر قرار دارد.
( ~.) (ص مر.) بدبخت .

معنی تیره در فرهنگ فارسی عمید

تیره
۱. دسته ای از مردم که از یک نژاد یا یک قبیله باشند، دودمان، خاندان، طایفه.
۲. دسته، گروه، فرقه.
۳. نژاد.
مُهره.
* تیرهٴ پشت: (زیست شناسی) [قدیمی] = ستون * ستون فقرات
۱. چیزی که به رنگ زغال یا خاکستر باشد، سیه فام.
۲. دارای رنگ تند، غلیظ: قرمز تیره.
۳. تاریک: صعب چون بیم و تلخ چون غم جفت / تیره چون گور و تنگ چون دل زفت (عنصری: ۳۶۳ حاشیه).
۴. [مجاز] ناپاک: هر آن کس که او راه یزدان بجست / به آب خِرد جان تیره بشست (فردوسی: ۷/۱۰۰).
سیاه بخت، بدبخت.
۱. سیه دل، گمراه.
۲. بدخواه.
۱. بدرای، بداندیش.
۲. نادرست.
سیاه رنگ.
سیه اندرون، تیره دل، سیاه دل: چو پیروز شد دزد تیره روان / چه غم دارد از گریهٴ کاروان (سعدی: ۹۳).
تیره روزگار، سیه روزگار، سیه روز، بدبخت.

تیره در دانشنامه ویکی پدیا

تیره
تیره ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تیره (زیست شناسی)
تیره (شهر)
تیره (عشایر)
تیره (قم)
تیره (مردم بختیاری)
خط تیره
تیره یا خانواده (به لاتین: familia) نام یکی از گروه ها در دسته بندی جانداران است که پس از یک راسته و بالاتر از یک سرده قرار می گیرد.
کشیمیان Podicipedidae
لک لکیان Ciconidae
مرغابی سانان Anatidae
غازسانان Anserinae
کبوتریان Columbidae
شبگردیان Caprimulgidae
زنبورخواریان Meropidae
هدهدیان Upupidae
چکاوکیان Alaudidae
دم جنبانکیان Motacillidae
سنگ چشمیان Lanidae
بال لاکیان Bombycillidae
توکیان Turdidae
سسکیان Sylviidae
چلچله یان Hirundinidae
مگس گیران Muscicapidae
چرخ ریسکیان Paridae
کمرکولیان Sittidae
گنجشکیان Ploceidae
ساران Sturnidae
کلاغیان Corvidae
سیاه خروسان Tetraonidae
آب قنبلان (خانوادهٔ باکلان) Phalacrocoracidae
شاهینیان یا بازیان Falconidae
عقابیان Accipitridae
جغدیان (Strigidae)
جغدیان انبار (Tytonidae)
واژهٔ تیره برحسب معمول برای گیاهان و پرندگان و واژهٔ خانواده برای جانوران استفاده می شود.
تعدادی از تیره های پرندگان:
تیره (به ترکی استانبولی: Tire) شهری است در کشور ترکیه که در استان ازمیر واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۴۹٬۴۵۱ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۵۰٬۳۳۷ نفر می باشد.
فهرست شهرهای ترکیه
در ساختار اجتماعی عشایر ایران، تیره از مجموع چند رده کوچک تر (مانند تش، بُنکو، گوبک، دودمان و …) تشکیل می شود که عمدتاً بعد از طایفه قرار دارد و رکن اصلی طایفه و ایل محسوب می شود. اساس تیره مبتنی بر پیوندهای خویشاوندی واقعی و اصل و نسبی ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تیره در جدول کلمات

تیره
سیاه
تیره ای از پستانداران
آب بازان
تیره ای از درختان باز دانه
سیکا
تیره ای از گیاهان با ساقه های تهی
چتریان
تیره ای از گیاهان دو لپه ای
ازالیا
تیره ای از گیاهان دو لپه ای که گلبرگ جدا دارند
موردیان
تیره ای از گیاهان دولپه ای پیوسته گلبرگ زینتی
ازالیا
تیره ای از گیاهان زینتی | دو لپه ای | بی گلبرگ | علفی | دارای گل درشت به رنگ قرمز
تاج خروسیان
تیره بختی
ادبار
تیره پوست
سبزهرو

معنی تیره به انگلیسی

obscure (صفت)
غامض ، مبهم ، تیره ، تار ، ظلمانی ، نامفهوم ، گمنام
thick (صفت)
سفت ، انبوه ، گل الود ، چاق ، کلفت ، ستبر ، ضخیم ، تیره ، غلیظ ، پر پشت ، چاق و چله ، گرفته ، ابری ، زیاد ، صخیم
dark (صفت)
تاریک ، تیره رنگ ، سیاه ، تیره ، تار ، ظلمانی
dim (صفت)
مبهم ، تاریک ، تیره ، تار ، کم نور
black (صفت)
زشت ، تاریک ، سیاه ، مشکی ، سیاه رنگ ، تیره ، چرک و کثیف ، تهدید امیز
gloomy (صفت)
ترشرو ، تاریک ، تیره ، غم افزا ، افسرده ، پکر ، تاریکی افسرده کننده
heavy (صفت)
سخت ، ابستن ، بار دار ، پر زحمت ، فربه ، تیره ، کند ، قوی ، سنگین ، ابری ، زیاد ، گران ، توپر ، وزین ، دل سنگین ، سنگین جثه
somber (صفت)
تاریک ، غم انگیز ، تیره ، سیر ، محزون ، سایه دار
sombre (صفت)
تاریک ، غم انگیز ، تیره ، سیر ، محزون ، سایه دار
muddy (صفت)
گل الود ، تیره ، گلی ، چرکین ، پر از گل
turbid (صفت)
گل الود ، تیره ، مه الود ، کدر ، درهم و برهم
murky (صفت)
تیره
fuzzy (صفت)
تیره ، کرکی ، ریش ریش ، خواب دار
murk (صفت)
تاریک ، تیره
nebulous (صفت)
تیره ، تار ، شبیه سحاب ، بشکل ابر
caliginous (صفت)
تاریک ، تیره ، تار ، مه الود
overcast (صفت)
تیره ، ابری ، پوشیده از ابر ، پوشیده
cloudy (صفت)
تیره ، ابری ، پوشیده از ابر ، تیره و گرفته ، سحابی
lurid (صفت)
زننده ، ترسناک ، تیره ، رنگ پریده ، موحش ، کم رنگ و پریده ، بطور ترسناک یا غم انگیز ، رنگ زرد مایل به قرمز
indistinct (صفت)
تیره ، نا معلوم ، ناشمرده ، درهم ، اهسته ، معلق ، ناشنوا ، غیر روشن
tawny (صفت)
تیره ، سبزه ، گندم گون ، سبزه رو ، اسمر ، زرد مایل بقهوهای
darkling (صفت)
تاریک ، تیره
fulvous (صفت)
تیره ، زرد کمرنگ ، گندم گون
fuscous (صفت)
تیره ، گندم گون ، سیه فام
inky (صفت)
تیره ، مرکبی ، جوهری

معنی کلمه تیره به عربی

تیره
اسود , بشع , ثقيل , سديمي , سميک , ضبابي , ظلام , عکر , غائم , غامض , کييب , مظلم , مغيم , موهل
عمود فقري
بائس , سيي الحظ
عمود فقري
زورق , صارم
بائس
تعکير أجواء المحادثات
افعي
ضبابي , مشوش
غيمة
خافت , شائبة , ضباب , طين , ظل , ظلام , غامض , کآبة , لطخة , مغيم
طبيعي
بشع
عام

تیره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
تیره :
دکتر کزازی در مورد واژه ی تیره می نویسد : (( تیره در پهلوی tērak از ستاک تار ، به معنی تاریک بر آمده است .))
خرد تیره و مرد روشن روان
نباشد همی شادمان یک زمان
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 182 )
حمیدرضا دادگر_فریمان
تاریک، تار، دیجور، ظلمانی، مظلم، اسود، سیاه، سیه فام، قره، کبود، کدر، مشکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مترادف تیره   • رنگ تیره   • تیره و کدر در جدول   • معنی کدر   • معنی تیره وکدر   • معنی پوست کنده   • روستای تیره   • معنی شیر   • مفهوم تیره   • تعریف تیره   • معرفی تیره   • تیره چیست   • تیره یعنی چی   • تیره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تیره

کلمه : تیره
اشتباه تایپی : jdvi
آوا : tire
نقش : صفت
عکس تیره : در گوگل

آیا معنی تیره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )