برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

تقاضا

/taqAzA/

مترادف تقاضا: استدعا، التماس، تمنا، توقع، خواهش، درخواست، طلب، مراد، مسئلت ، درخواست کردن، متقاضی شدن

متضاد تقاضا: امر، حکم، دستور

برابر پارسی: خواهش، درخواست

معنی تقاضا در لغت نامه دهخدا

تقاضا. [ ت َ ] (ع مص ) در فارسی بجای تقاضی استعمال شده است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). درخواست و طلب و خواهش و مطالبه. (ناظم الاطباء). خواهش و با لفظ کردن و داشتن و آمدن مستعمل. (آنندراج ) :
گویی از دو لب من ، بوسه تقاضا چه کنی
وامخواهی نبود، کو به تقاضانشود.
منوچهری.
نه طمع کرده ام ز کیسه کس
نه تقاضاست شعر من نه هجا.
مسعودسعد.
و هر کسی را رسمی و معیشتی فرمودندی و هرسال بدو رسانیدندی بی تقاضا. (نوروزنامه ٔ منسوب به خیام ).
با تقاضای عقل و نفس و حواس
کی توان بود کردگارشناس.
سنایی.
در حضور انعام دیدم اربه غیبت نیست آن
وام احسان را تقاضا برنتابد بیش از این.
خاقانی.
خود پیشت آفتاب چو من هست سائلی
کش لرز شرم وقت تقاضا برافکند.
خاقانی.
نه لفظ من به تقاضای سرد معروف است
نه صدر تو به مواعید کج سزاوار است.
خاقانی.
بلبل نیم که عاشق یاقوت و زر بُوَم
بر شاخ گل حدیث تقاضا برآورم.
خاقانی.
به تمنای گوشت مردن به
که تقاضای زشت قصابان.
(گلستان ).
حلاوت نباشد شکر در نیش
که باشد تقاضای تلخ از پیش.
(بوستان ).
|| سخت گیری. || اقتضا و تأکید و ابرام. || افژول و احتیاج. || ترغیب. || عادت. (ناظم الاطباء).
- تقاضای سن ؛ عادت سن و لازمه ٔ سن و اقتضای سن. (ناظم الاطباء).
- تقاضای شدید ؛ ابرام سخت. (ناظم الاطباء).
- عرضه و تقاضا ؛ اصطلاح علم اقتصاد است که گروهی از علمای این علم آنرا از عوامل اصلی تعیین و تغییر ارزش کالا میدانند و عدم موازنه ٔ این دو را موجب تغییر ارزشها اعلام میکنند چنانکه اگر عرضه ٔ کالایی کم گردد و تقاضای آن کالا ثابت بماندیا افزایش یابد ارزش آن کالا ترقی خواهد کرد و این ترقی تا برقراری موازنه ٔ ثانوی ادامه خواهد داشت و بالعکس اگر عرضه ٔ کالایی فراوان گردد و تقاضای آن کالا ثابت بماند و یا آنکه کم گردد ارزش آن کالا کاهش می یابد ولی اگر عرضه و تقاضای کالایی با نسبت دقیق و همگام کم یا ز ...

معنی تقاضا به فارسی

تقاضا
بازخواستن، درخواست کردن، خواهش کردن، درخواست
۱ -( مصدر ) در خواست کردن.۲ - ( اسم ) در خواست .
[demand] [اقتصاد] تمایل به تملک کالا یا استفاده از خدمات، همراه با توانایی خرید آن
تقاضا بر آمدن میل کردن
( مصدر ) در خواست داشتن خواهش داشتن : (( تقاضای عفودارد . ))
احتیاج شدن
[supply demand equilibrium] [اقتصاد] وضعیتی که در آن عرضه و تقاضا برابر می شوند تا قیمت ها و مقادیر به تعادل برسند
[demand schedule] [اقتصاد] جدول حاوی مقدار کالای تولیدشدۀ یک تولیدکننده و قیمت های مختلف آن
[demand volume] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تعداد وسایل نقلیه ای که پیش بینی میشود از یک نقطه یا قطعه راه در واحد زمان عبور کنند
[demand set] [اقتصاد] مجموعه ای از کالاها با اولویتی که کارگزار می تواند خریداری کند
[demand model, demand forecasting model] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] مدلی که نسبت میان میزان سفر و سطح و قیمت خدمات حمل ونقل و مشخصات اجتماعی ـ اقتصادی مسافر را مشخص می کند
[demand curve] [اقتصاد] نموداری که رابطۀ مقدار تقاضا برای یک کالا یا خدمات با قیمت آن را نشان می دهد
[demand reduction] [اعتیاد] اقداماتی که برای کاهش تمایل عمومی به مصرف م ...

معنی تقاضا در فرهنگ معین

تقاضا
(تَ) [ ع . ] (مص ل .) درخواست کردن .

معنی تقاضا در فرهنگ فارسی عمید

تقاضا
۱. بازخواستن، درخواست کردن، خواهش کردن.
۲. درخواست.

تقاضا در دانشنامه ویکی پدیا

تقاضا
تقاضا (به انگلیسی: Demand) به میل، خواست و توانایی یک فرد، برای دریافت کالا یا خدمات اطلاق می گردد. منحنی تقاضا، مکان هندسی مجموعه نقاطی است، که یک فرد برای بدست آوردن کالا یا خدماتی حاضر به پرداخت پول بوده و یک تولیدکننده به ازای هر قیمتی مایل به چه میزان تولید می باشد.
عرضه و تقاضا
مطلوبیت
تقاضا را چنین تفسیر می کنند که عبارتست از کمیتی یا مقداری از کالای خاص که در یک یا گروهی از بازارهای مربوط به یک یا گروهی از قیمت های مشخص مورد خریداری قرار می گیرد. مقداری از یک کالای اقتصادی که براساس قیمت معین خریداری می شود. در این صورت به عنوان تقاضای بازار نامیده می شود.
شیب منحنی تقاضا منفی است، یعنی اینکه هر چقدر قیمت افزایش یابد مقدار تقاضا کاهش می یابد. عوامل زیادی بجز قیمت بر روی تقاضای افراد مؤثر است که از آن جمله می توان به قیمت کالاهای جانشین و مکمل، سلیقه مصرف کنندگان، انتظارات از آینده و میزان درآمد مصرف کنندگان اشاره نمود. قانون تقاضا به این معنی است که با افزایش قیمت، مقدار تقاضا کاهش یافته و در مقابل با کاهش قیمت، مقدار تقاضا افزایش می یابد. به رابطه معکوس قیمت و تقاضا قانون تقاضا می گویند.
تقاضای مرکب یا تقاضای نامتجانس؛ کل تقاضا برای یک محصول یا خدمت که از تعداد نامعینی خواست های متنوع سرچشمه گرفته باشد به طوری که همه آن ها می توانند از طریق کالا یا خدمات خاص اقناع شوند. برای مثال تقاضا برای کارگر روزانه ممکن است در مورد کارهای تولیدی کشاورزی یا کارهای ساختمانی با تعداد زیادی از سایر فعالیت ها سرچشمه بگیرد.
چاپ بنابر تقاضا به روشی در چاپ و کسب و کار اطلاق می شود که بعد از ظهور چاپ دیجیتال مفهوم پیدا کرده است. در این روش محصول چاپی بعد از آنکه نیاز به استفاده یا خرید از آن ایجاد شد چاپ می شود. یک کتاب در این روش زمانی چاپ می شود که مشتری تقاضای خرید آن کتاب را داشته باشد.
چاپ بر اساس تقاضا
در چاپ بنابر تقاضا، هزینه هر نسخه از محصول چاپ شده به تیراژ آن بستگی ندارد و از یک نسخه تا هزار نسخه قیمت محصول چاپی ثابت است.
در واقع با کمک سیستم های چاپ بنابر تقاض ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تقاضا در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:عرضه

تقاضا در جدول کلمات

تقاضا
ارب
به عقیده این اقتصاددان | کالاهایی وجود دارند که با افزایش قیمت | تقاضا برای آنها زیاد می شود که به این کالاها | کالاهای پست می گویند
کیفن
سندی است که به وسیله آن طلبکار از بدهکار خود تقاضا می کند مبلغ معینی را در تاریخ معین در وجه یا حواله کرد شخص دیگری بپردازد
برات
سندی که به وسیله آن طلبکار را بدهکار خود تقاضا می کند | مبلغ معینی را در تاریخ معین در وجه یا حواله کرد شخص دیگری بپردازد
برات
سندی که به وسیله آن طلبکاراز بدهکار خود تقاضا می کند مبلغ معینی را در تاریخ معین در وجه یا حواله کرد شخص دیگری بپردازد
برات

معنی تقاضا به انگلیسی

suit (اسم)
جامه ، درخواست ، نوع ، مرافعه ، تسلسل ، توالی ، تقاضا ، خواستگاری ، دادخواست ، عرضحال ، یک دست لباس
solicitation (اسم)
التماس ، درخواست ، خواستاری ، تقاضا ، تشجیع
request (اسم)
درخواست ، طلب ، خواهش ، خواست ، ابرام ، تقاضا
demand (اسم)
درخواست ، طلب ، خواست ، مطالبه ، تقاضا ، نیاز
plea (اسم)
بهانه ، ادعا ، پیشنهاد ، استدعاء ، تقاضا ، عذر ، دادخواست ، وعده مشروط
requisition (اسم)
درخواست ، ضبط ، تقاضا ، چیز مورد تقاضا ، باز گرفتن
importance (اسم)
اعتبار ، نفوذ ، اهمیت ، قدر ، خطر ، تقاضا ، شان
requirement (اسم)
الزام ، تقاضا ، نیاز ، ایجاب ، نیازمندی ، احتیاج ، التزام ، مقرره ، دربایست
postulate (اسم)
ادعا ، درخواست ، انگاره ، تقاضا ، قیاس منطقی ، پذیره
prayer (اسم)
خواهش ، تقاضا ، دعا ، نماز
rogation (اسم)
التماس ، تقاضا

معنی کلمه تقاضا به عربی

تقاضا
التماس , اهمية , بدلة , صلاة , طلب , متطلب
استقضى
استحلف , توسل , طلب , قاض , مطلب
استدعاء
مقدم الطلب

تقاضا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عرفان
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: وانْس vãns، اوسِن، اوسْیات usyãt (اوستایی)، کَئیت (اوستایی: کَئیتَ)
اشکان
Demand (تقاضا‌)- ژادش žādeš. در زبان پهلوی *ژستن-ژای zastan-zāy برابر با تقاضا—درخواست-سوال کردن و ژادش (ژاد اِش) نام واچ‌بُن آنست. ژستن در �خُجسته=خوش ژسته=تقاضای نیک� و�ژاده žādag=case مورد� به کار رفته است.



Demand (تقاضا کردن)- ژستن - žastan ژادیدن žādīdan

Demanded (تقاضا شده‌)- ژادیده žādīde

Demander (تقاضا کننده‌)- ژادنده žādande

Demandant (متقاضی‌)- ژستگار žāstegār

(تقاضا‌مند)- ژادمند žādmand

(تقاضا‌مندی)- ژادمندی žādmandī

(تقاضامندانه‌)- ژادمندانه žādmandāne

Question (سوال-درخواست)- ژستال žastāl

Case (مورد)- ژاده žāde



*نزدگاه: فرهنگ واژگان پهلوی- مکنزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رابطه عرضه و تقاضا   • قانون تقاضا   • عوامل موثر بر تقاضا   • معادله تقاضا   • انواع تقاضا   • فرمول تابع تقاضا   • منحنی تقاضا   • تقاضا دارم   • معنی تقاضا   • مفهوم تقاضا   • تعریف تقاضا   • معرفی تقاضا   • تقاضا چیست   • تقاضا یعنی چی   • تقاضا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تقاضا

کلمه : تقاضا
اشتباه تایپی : jrhqh
آوا : taqAzA
نقش : اسم
عکس تقاضا : در گوگل

آیا معنی تقاضا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )