برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1626 100 1
شبکه مترجمین ایران

تفسیر قرآن

تفسیر قرآن در دانشنامه اسلامی

تفسیر قرآن
تفسیر، دانش شرح و تبیین آیات قرآن که از عهد نزول وحی با شخص پیامبر آغاز شده و پس از رحلت آن حضرت ، بتدریج بسط و تنوع یافته و گرایش ها و روش های مختلف در این حوزه پدید آمده است . علاوه بر فراهم آمدن آثار فراوان تفسیری به عربی و فارسی و سایر زبان ها، در طول چهارده قرن ، مبانی و قواعد تفسیر نیز از دیرباز تدوین گردیده و به استقلال یا در مقدمه تفاسیر عرضه شده است.
واژه تفسیر در لغت به معنای ایضاح و تبیین است. تفسیر از واژه فسر به معنای روشن کردن و آشکار ساختن است.راغب اصفهانی می گوید: «فسر و سفر همان گونه که از نظر لفظی قریب هم اند، از لحاظ معنایی نیز به یکدیگر نزدیک اند؛ با این تفاوت که فسر برای اظهار معنای معقول و مفاهیم غیر محسوس و سفر برای نمودار ساختن اشیای خارجی و محسوس به منظور دیدن است، مثلا می گویند: سفرت المراة عن وجهها و اسفرت: زن صورت خویش را آشکار کرد. یا گفته می شود: اسفر الصبح: سپیده صبح پدیدار گشت».
ریشه
درباره ریشه این کلمه دو رأی وجود دارد:
← ماده فسر
تفسیر در اصطلاح مفسران عبارت است از زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار، که در انتقال معنای مورد نظر، نارسا و دچار اشکال است.ماده «فسر» را به باب تفعیل برده اند تا بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا باشد، همان گونه که ماده «کشف» را به همین منظور به باب افتعال می برند و «کشف و اکتشف» هر دو به یک معناست، جز اینکه دومی برای افاده مبالغه در کشف به کار برده می شود؛ زیرا قانون کلی داریم که «زیادة المبانی تدلّ علی زیادة المعانی»؛ یعنی هر چه تعداد حروف یک کلمه بیشتر باشد، به همان تناسب معانی بیشتری را افاده خواهد کرد؛ از این رو تفسیر، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست، بلکه عبارت است از زدودن ابهام موجود در دلالت کلام.بنابراین، تفسیر در جایی است که گونه ای ابهام در لفظ وجود دارد که موجب ابهام در معنا و دلالت کلام می شود و برای زدودن ابهام و نارسایی، کوشش فراوانی می طلبد. همین نکته مرز بین تفسیر و ترجمه است؛ زیرا ترجمه در جایی است که معنای لغوی لفظ را نمی دانیم، که البته با مراجعه به فرهنگ ها مشکل حل می شود و تلاش و زحمت چندانی هم لازم نیست، بر خلاف تفسیر که در آن، در عین روشنی معنای لغت، هم چنان هاله ای از ابهام بر چهره آن نشسته است ...


تفسیر قرآن در دانشنامه ویکی پدیا

تفسیر قرآن
تفسیر به معنای توضیح دادن مطلبی است تا قابل فهم گردد و اصطلاحاً به شرح هایی که بر قرآن نوشته می شود، اطلاق می گردد. اولین تفسیر مکتوب و مدون قرآن، تفسیر محمد بن جریر طبری است.
در قرآن: «وَ ما یَعلَمُ تأویلَهُ الّا الله»
در کلام پیامبر اسلام: «لا تُحصی عَجائبُه و لا تُبلی غرائبه» یعنی شگفتی های قرآن هرگز تمام نمی شود و نوآوری های آن به کهنگی نمی گراید
در حدیث: «قرآن هفتاد بطن دارد»
ابن عبّاس: القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان
مکارم شیرازی: قرآن تراوشی از کلام و علم و ذات نامتناهی خداست؛ که نمی توان تمام جنبه های آن را آشکار کرد.
واژهٔ تفسیر از ریشهٔ سامی پشر/فسر است که در کهن ترین کاربردهای خود، به معنای «گداختن»، و در کاربرد پسین، به معنای «گزاردن (خواب)» و «تعبیر کردن» اطلاق شده است. این کاربردها را افزون بر عربی می توان در زبان های باستانی اکدی و آشوری، در عبری و در اشکال مختلف زبان آرامی از آرامی کتاب مقدس، سُریانی و مندایی بازیافت. در فرایند انتقال از معنای «گداختن» به «گزاردن»، استعاره ای رخ داده که مبنای آن همسان گیری گداختن سنگ معدن برای دستیابی به فلز ناب با گداختن سخن برای دستیابی به معنای نهفتهٔ آن است. بازگرداندن تفسیر به معنای تسفیر و «روشن کردن» که در برخی منابع آمده است مؤیدی ندارد. این واژه در آیه ای از قرآن آمده که در آن گفته شده است: «آنچه خداوند به پیامبر خود می دهد، «احسن تفسیرا» است». راغب اصفهانی که به معنای ریشه ای واژه توجه داشته، مادهٔ «فسر» را به معنای «اظهار معنای معقول» گرفته است.
محمدحسین طباطبائی: «تفسیر عبارت است از بیان کردن معنای آیه های قرآن، روشن کردن و پرده برداری از اهداف و مفاهیم آیه ها.» از این جملهٔ محمدحسین طباطبایی در کتاب شناخت قرآن و دانشنامهٔ رشد چنین نتیجه گیری شده است: «بنابر این تفسیر به معنای برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معنای باطنی و درونی الفاظی است که در نگاه اول به دست نمی آید. از این رو تکیه بر معنای ظاهری آیات را تفسیر نمی نامند.» و نیز آمده: «تفسیر یعنی روشن ساختن مفهوم آیات قرآن مجید، و واضح کردن منظور پروردگار.»
قرآن دو دسته منظور دارد: یک ظاهر (منظوری که واضح است) و دیگری بطون (منظور یا منظورهایی که واضح نیستند) ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تفسیر قرآن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

قندی
برخلاف دیدگاه لغت شناسان که ریشه کلمه تفسیر را به سامی رسانده اند، این کلمه یک واژه ترکیبی است که از دو کلمه فارسی تشکیل شده است بصورت : تَف سیر
واژه تف از مصدر تف دادن یا حرارت دادن و واژه سیر به معنای سیر شدن از حرارت. خشت خام را در کوره های آتش پزی به اندازه کافی تف یا حرارت میدادند تا پخته شود و در مقابل ضربه و باد و تگرگ و برف و باران و طوفان مقاوم گردد. کلوخه های سنگ معدن را در کوره ها آنقدر تف و حرارت میداند و کف ایجاد شده در حین پختن آنقدر کنار میزدند تا اینکه شمش خالص بدون غل و غش باقی می ماند. سیر را در یک ظرف به اندازه کافی تف میدادند که بوی تند آن برطرف شود. در مورد یک متن هم که محتوای آن برای مردم عام به سهولت قابل دریافت و درک و هضم نبود آنقدر آنرا زیر و رو میکردند که معنای الفاظ و جملات و عبارات آن روشن و واضح گردد که رعایا، بردگان، کارگران و اکثریت مردم عام معنای آن متن را درک نمایند. نه عده قلیل و انگشت شماری تحت عناوین فرزانه، نخبه، فرهیخته، نابغه و علامه دهر. لذا علم تفسیر در طول عمر هزار چهارصد ساله خویش رسالت خودرا به خوبی انجام نداده و اکثریت مردم جوامع اسلامی را در ظلمت نگه داشته است. در عصر پیامبر اسلام بردگان اجازه آموزش خواندن و نوشتن را داشتند، اما در سرزمین پهناور ایران فرزندان رعایا و عمله ها و کارگران و پایین شهری ها اجازه یادگیری خواندن و نوشتن از طریق رفتن به مکتب خانه را نداشتند. طبق تعریف بعضی مفسرین به اصطلاح برجسته تفسیر به معنای توضیح مطلبی است تا قابل فهم شود. چنین مفسری مطمئنا مطلع نبوده است که در درجه اول " فهم " باید پرورش یابد و در درجه دوم آیا منظور مفسر از ارائه این تفسیر ، فهم چه اشخاص و دسته و گرو هایی بو