برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1407 100 1

تراز

/tarAz/

مترادف تراز: هم سطح، هموار، آلت سنجش همواری سطح، سطح نما، آرایش، زینت، زردوزی، نقش ونگار، بالانس، تساوی، تعادل، مفاصاحساب، میزان، موازنه، صنوبر

متضاد تراز: ناهموار

معنی تراز در لغت نامه دهخدا

تراز. [ ت َ / ت ِ ] (اِ) رشته ٔ ریسمان خام. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). رشته ٔ ریسمان خام و تار ابریشم. (انجمن آرا)(آنندراج ). ابریشم خام. (ناظم الاطباء) :
به جهد گر بجهانی ز سر کوه بکوه
به دود گر بدوانی ز برّ تار تراز.
منوچهری.
بچپ و راست مدو، راست برو بر ره دین
ره دین راستر است ای پسر از تار تراز.
ناصرخسرو.
ورجوع به تار تراز شود. || جمال و زیبائی.(ناظم الاطباء). علم جامه. (فرهنگ رشیدی ) (غیاث اللغات ). بمعنی علم و جامه خصوصاً. (انجمن آرا) (آنندراج ). نقوش جامه. (غیاث اللغات ) :
تراز زرین بر جامه ٔ ملوک بود
که ماند او را زرین تراز بر دیوار.
عنصری (از انجمن آرا).
|| بمناسبت عَلَم جامه ، مطلق زینت و آرایش را نیز گویند. (فرهنگ رشیدی ). زینت و آرایش عموماً. (انجمن آرا) (آنندراج ). مجازاً، زینت و آرایش. (غیاث اللغات ). زینت و آرایش. (ناظم الاطباء) :
غزلی خوان چو حله ای که بود
نام خسرو برو بجای تراز.
فرخی.
|| سجاف جامه و طراز آستین و گریبان و زینتی است که قبل از این می کردند. رجوع به طراز شود. || درخت صنوبر. (جهانگیری ) (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (ناظم الاطباء). || مرحوم دهخدا در این بیت ، برابری و تعادل معنی کرده اند :
کرد از گل تراز را پاسنگ
تا شکر بدْهدش برابر سنگ.
سنائی.
- هم تراز ؛ برابر. همشأن. دو کس که در مقام و منزلت یا قدرت و قوت برابر باشند، همپایه و هم قوت. رجوع به ترازو (هم ترازو)، و بهمه ٔ معانی رجوع به طراز شود.

تراز. [ ت َ ] (نف مرخم ) مخفف ترازنده. زیبا و نیکو کننده. زینت و جمال دهنده. سازنده و کارساز :
هیچ شه را چنین وزیر نبود
مملکت دار و کار ملک تراز.
فرخی.
- درع تراز ؛ سازنده ٔ درع و جوشن :
ز چین زلف مه نیکوان چین و تراز
همیشه سلسله ساز است باد ودرع تراز.
قطران (از انجمن آرا).
- سپاه تراز ؛ سپاهسالار. نگهدارنده و سازمان دهنده ٔ سپاه. فرمانده سپاه و لشکر :
ندیده هیچ حصاری چو تو حصارگشای ...

معنی تراز به فارسی

تراز
( اسم ) ۱- آلتی است که بتوسط آن پستی و بلندی سطحی را معلوم کنند و آن انواع مختلف دارد. یا تراز آبی . عبارت است از لوله ای فلزی که دو سر آن شیشه یی و دارای مایع رنگین است و آنرا بر روی سه پایه قرار دهند و چوبهای دیگری در مقابل نگاه میدارند و بیننده با نقاط هم سطح هم ترازی روی چوبها نشان نماید تابدان وسیله اختلاف ارتفاع دو نقطه را بدست آورند. این تراز در نقشه برداری و راهسازی و غیره مورد استفاده دارد . یاتراز هوائی . آلتی که برای تعیین افقی بودن سطوح مختلف از آن استفاده کنند و عبارتست از یک لول. شیشه یی سر بسته که در آن مایع رنگینی ریخته اند باندازه ای که کاملا پر نشود و حبابی از هوا در آن باقی بماند چون بر روی سطح زمین قرار دهند اگر سطح مورد آزمایش کاملا افقی نباشد حباب هوا بچپ یا راست میل کند و بدان وسیله تراز کنند. ۲- مبلغی بعنوان اختلاف مبلغ بدهکار و بستانکار حساب که در آخر صورت حساب در پایان ستونی که جمعش کمتر است نویسند و در نتیجه جمع دو ستون مساوی یکدیگر گردد. ۳- ( دام پروری ) پیمان صاحب گوسفند و بز با کسی که آنها را برای مدت معینی باو می سپارد. بر حسب چنین پیمانی محصول و نتایج حیوانات مزبور بین طرفین تقسیم میشود.
بیماری گوسفند که در حال کشد . یا موت ناگهانی .
[alignment] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نحوۀ قرار گرفتن متن در صفحۀ وب یا بر صفحۀ کاغذ
[level , spirit level] [مهندسی نقشه برداری] وسیله ای ساده برای مشخص کردن امتداد افقی در یک نقطه
[striding level, stride level] [مهندسی نقشه برداری] ترازی که موازی با محور افقی دستگاه نقشه برداری بر روی آن قرار داده می شود و از آن برای اندازه گیری انحراف محور افقی نسبت به صفحۀ افق استفاده می کنند
[cloud level] [علوم جَوّ] لایه ای از جوّ که در آن سردۀ معینی از اَبر یافت میشود
[formation level, final grade, grade level] [حمل ونقل درون شهری ـ جاده ای] سطحی بر روی بستر و لایۀ تحکیم که لایه های مختلف راه بر روی آن سا ...

معنی تراز در فرهنگ معین

تراز
(تَ) (اِ.) ۱ - زینت . ۲ - نقش و نگار پارچه . ۳ - ابزاری در بنُایی که به وسیلة آن ناهمواری سطح چیزی را مشخص می کنند. ۴ - مانده ، تتمه . ۵ - تفاوت بین کل اقلام بستانکار و بدهکار در هر حساب (حسابداری ).
( ~.) [ په . ] (اِ.) پارچة ابریشمی .
( ~. کَ دَ) (مص م .) تعیین کردن پستی و بلندی سطح چیزی و برطرف کردن آن .

معنی تراز در فرهنگ فارسی عمید

تراز
۱. ابزاری که به وسیلۀ آن پستی و بلندی سطح چیزی را معلوم می کنند، و آن عبارت از یک لولۀ شیشه ای است که مایعی با یک حباب هوا در آن وجود دارد و آن را در یک قاب یا پایۀ چوبی یا فلزی قرار داده و هرگاه آن را روی یک سطح افقی و هموار بگذارند حباب هوا در وسط تراز می ایستد و اگر در جای ناهموار و پست و بلند بگذارند حباب هوا به طرف راست یا چپ می رود.
۲. (بانکداری) مبلغی معادل اختلاف بدهکار و بستانکار در حساب.
۳. [قدیمی] زردوزی جامه.
۴. [قدیمی] پارچۀ ابریشمی.
۵. [قدیمی] نقش ونگار پارچه.
۶. [قدیمی] زینت، آرایش.
* تراز کردن: (مصدر متعدی)
۱. معلوم کردن پستی وبلندی سطح چیزی به وسیلۀ تراز.
۲. هموار ساختن و برابر کردن پستی وبلندی سطح زمین یا چیز دیگر.
= هم طراز

تراز در دانشنامه ویکی پدیا

تراز
تراز، ابزار اندازه گیری برای تشخیص افقی (تراز) یا عمودی (شاغول) بودن سطوح است. انواع مختلفی از تراز توسط نجارها، سنگ تراشان، بناها، نقشه بردارها، عکاسان و فیلمبرداران استفاده می شود.
بسیاری از تلفن های همراه امروزی مجهز به تراز هستند که با استفاده از شتاب سنج گوشی کار می کنند.
ترازهای اولیه دارای استوانه ای شیشه ای یا قوس بسیار کم و قطر داخلی ثابت در هر جهت بودند. این استوانهٔ شیشه ای بطور ناکامل با مایعی پر می شد بطوری که حبابی در آن باقی بماند. قوس اندک اوله به سمت بالا باعث می شد که حباب بتواند در وسط کوله، بالاترین نقطه ثابت بماند.
برای بررسی دقت یک تراز نیازی به سطحی کاملاً افقی نیست. تراز را روی سطحی مسطح و تقریباً صاف می گذاریم و آنقدر می چرخانیم تا حباب دقیقاً در وسط لولهٔ شیشه ای قرار گیرد. سپس تراز را دقیقاً ۱۸۰ درجه می چرخانیم. اگر حباب دقیقاً در وسط لوله قرار گرفت تراز کالیبره است.
عکس تراز
تراز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تراز (حسابداری)
تراز (لالی)
تراز (انگلیسی: Balance) در حسابداری و سیستم بانکی، به میزان بدهی باقیمانده در حساب سپرده اطلاق می گردد.
مختصات: ۳۲°۲۴′۲۳″شمالی ۴۹°۰۷′۴۱″شرقی / ۳۲٫۴۰۶۲۸°شمالی ۴۹٫۱۲۸۰۶°شرقی / 32.40628; 49.12806
تراز (لالی)، روستایی از توابع بخش حتی شهرستان لالی در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان جاستون شهه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲۴ نفر (۷۷خانوار) بوده است.
در مک ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تراز در دانشنامه آزاد پارسی

تَراز (level)
اسبابی برای یافتن سطح افقی یا تنظیم افقی سطوح در نقشه برداری، ساختمان سازی، و باستان شناسی. متشکل از لوله ای شیشه ای است که با مایعی رنگی و حبابی از هوا پر شده است. این لوله در قاب درازی قرار دارد. وقتی لوله در حالت افقی باشد، حباب هوا وسط آن خواهد بود.

ارتباط محتوایی با تراز

تراز در جدول کلمات

تراز
بالانس
تراز | موازنه
بالانس
تراز نامه
بیلان
سنگ تراز و
ورام
وسیله تراز کردن
شاقول

معنی تراز به انگلیسی

slight (اسم)
تراز ، تحقیر ، بی اعتنایی ، شخص بی اهمیت
level (اسم)
میزان ، سطح ، تراز ، سویه ، یک دست ، هم تراز ، سطح برابر ، هدف گیری ، الت ترازگیری ، ترازسازی
balance (اسم)
میزان ، تعادل ، توازن ، ترازو ، تراز ، موازنه ، تتمه حساب
surface (اسم)
بیرون ، نما ، سطح ، تراز ، رویه
flush (اسم)
تراز
surface plate (اسم)
تراز ، تراز فلزی یا اهنی

معنی کلمه تراز به عربی

تراز
اهانة , تدفق , مستوي , ميزان
اهانة , تدفق , مستوي
تحت
طائرة
وراء

تراز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
وسیله بنایی-زینت،آرایش- در فارسی امروزه معادل طراز است!
طراز: برابری،مساوات،معادل-طبقه،ردیف،سطح،مرتبه
مثل: معادل و هم طراز
علی باقری
تراز آهنربایی
تراز آهنربایی پرکاربردترین ابزار لوله‌ کشی به حساب می‌آید. نیروی مغناطیسی آن امکان قرار دادن تزار در هر وضعیتی را بدون ایجاد خطر و امنیت کامل میسر می‌سازد. یکی از ویژگی‌های این نوع تراز این است که نیازی به نگه داشتن آن نیست و دو دست لوله‌کش برای انجام سایر کارها آزاد است. خاصیت آهن ربایی بر روی لوله‌های مسی عمل نخواهد کرد اما می‌توانید تراز را بر روی پره‌های رادیاتور قرار دهید.
(نفیسی)
یکدست و هماهنگ
(نفیسی)
و اینک کمی افزون تر و ویژه تر : این واژه کاربرد هایی چند داشته و در جایگاه و حرفه های چندگانه بکار گرفته میشود ، از علم اقتصاد گرفته تا مهندسی عمران ، مانند [ تراز حُبابی ، تراز دیجیتالی ، تراز لیزری ، تراز مغناطیسی ، تراز شاقولی ، تراز آبی و... ] که این دو گونه آخر در مصر باستان کاربرد ویژه ای داشتند ، از گونه ( آبی) برای (هم کف یابی) پِی های اَهرام و از گونه (شاقولی) برای (هم کف سازی) دیوار های آنها بهره گرفته می شده ، به همین اندازه بسنده کرده و وارد ریزه تر های فنی نمی شوم ، خودِ بنده هم سال هاست در شاخه های فنی و هنری از چند نمونه دیگر هم بهره می گیرم ، سخن مرا بس. [ خجسته و خُرسند باشید)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تراز چیست   • تراز اندروید   • تراز آزمون   • قیمت تراز   • معنی تراز   • ابزار تراز   • تراز بنایی   • تراز در جدول   • مفهوم تراز   • تعریف تراز   • معرفی تراز   • تراز یعنی چی   • تراز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تراز
کلمه : تراز
اشتباه تایپی : jvhc
آوا : tarAz
نقش : اسم
عکس تراز : در گوگل

آیا معنی تراز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )