برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1612 100 1
شبکه مترجمین ایران

تذکره

/tazkare/

مترادف تذکره: بیوگرافی، زندگی نامه شعرا، تاریخ، جنگ، سفینه، کتاب، مجموعه، پاسپورت، گذرنامه، یاد، یادآوری، یادگار، یادداشت

معنی تذکره در لغت نامه دهخدا

تذکرة. [ ت َ ک ِ رَ ] (ع مص ) بیاد آوردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). یاد آوردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || پند دادن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به تذکیر شود. || (اِ) یادگار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) :
در بوستان جاه تو شد بنده سوزنی
با ده زبان چو سوسن آزاد مدح خوان
تا نام وی بتذکره ٔ مدحت تو در
روی آشنا شود چو طفیلی بمیهمان.
سوزنی.
نقل کردند از خدمت خواجه محمد حافظی بخاری که اورع الزمان و تذکره ٔ خانواده ٔ خواجگان. (انیس الطالبین ص 124). || یادداشت. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). آنچه بحاکم نویسند تا جواب بستانند. (نفائس الفنون قسم اول ، در علم استیفا ص 104) : رسول گفت این سخنها همه حقست ، تذکره ای باید نبشت تا مرا حجت باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 294). گفت ناچار بونصر نامه ای نویسد و تذکره و پیغامها، و بر رای عالی عرضه کند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 295). تذکره ای نبشته آمد و خواجه بونصر بر وزیر عرضه کرد. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 297). تذکره ای که شیخ ابوالحسین فرا من داده بود مشتمل بر ملتمساتی معین به وی دادم. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 48). گفت تذکره ای که داشتی مثال دادیم تا به اتمام رسانند و نخواستیم که بدین قدر شیخ ابوالحسین را غباری بخاطر رسد و وحشتی به اندرون او راه یابد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 49). || آنچه بدان حاجت بیاد آید. (منتهی الارب ) (المنجد) (اقرب الموارد). آنچه بدان حاجت بیاد آید و یاد کرده شود حاجت. (ناظم الاطباء). || نزد مولدین ، شهادت سفر. ج ، تذاکیر. (المنجد). اندامه. چک مسافر. (ناظم الاطباء). گذرنامه. پاسپورت. || کتابی که در آن خصوصاً احوال شعرا نوشته شده باشد. (ناظم الاطباء): تذکرةالاولیاء عطار. تذکرةالشعرای دولتشاه سمرقندی.

معنی تذکره به فارسی

تذکره
یاد آوری، یادداشت، گذرنامه، شرح حال عارفان
۱- ( اسم ) یاد آوری . ۲- ( اسم ) آنچه موجب یاد آوری شود وسیل. تذکر یادگار. ۳- یاد داشت . ۴- مجموعه و کتابی که در آن ترجم. احوال شاعران و نویسندگان را گرد آورند. ۵ - گذر نامه پاسپورت . جمع : تذاکر.
کتابی است بنثرفارسی تالیف عطار نیشابوری درین کتاب سرگذشت ۹۶ تن از اولیا و مشایخ صوفیه باذکرمناقب ومکارماخلاق و مواعظ و سخنان حکمت آمیزشان آمده. نویسنده از کتب پیشینیان در ذکر و مقامات صوفیه استفاده کرده است. سبک تحریر کتاب ساده و خالی از تکلف و روان است.

معنی تذکره در فرهنگ معین

تذکره
(تَ کِ رِ) [ ع . تذکرة ] (اِ.) ۱ - آنچه موجب یادآوری شود. ۲ - گذرنامه . ۳ - کتابی که در آن زندگی نامة شعرا، دانشمندان و... نوشته شده باشد.

معنی تذکره در فرهنگ فارسی عمید

تذکره
۱. کتابی که در آن شرح احوال شاعران یا دانشمندان یا عارفان و مشایخ صوفیه نوشته شده باشد.
۲. [قدیمی] آنچه موجب یادآوری شود، وسیلۀ یادآوری.
۳. [قدیمی] یادداشت.
۴. [قدیمی] یادآوری.
۵. [منسوخ] گذرنامه.

تذکره در دانشنامه اسلامی

تذکره
تذکره در لغت به معنای «به یاد آوردن»، «پند دادن»، «یادگار»، «یادداشت» و «کتابی که در آن احوال شعرا نوشته شده باشد»، آمده است.
در تمام کتب ادبی فارسی قبل از زمان صفوی (غیر از تذکره دولتشاه)، کلمه تذکره به معنای یادگار و یادداشت و یادآوری به کار رفته و به تدریج در دوره صفویه، به کتابی که حاوی شرح حال و آثار شعراست، اطلاق شده است. بعد از عصر صفوی در تمام تذکره هایی که در ایران تألیف شده است، کلمه تذکره به معنای «تذکرة الشعرا» - یعنی کتابی که در آن ترجمه احوال و نمونه اشعار شعرا باشد – آمده است و امروزه نیز به همین معنا به کار می رود.
کتاب تذکره
تذکره کتابی است که در آن شرح حال و آثار یک شاعر، یا عده ای از شعرا آمده باشد. معمولاً تذکره نویس علاوه بر معرفی شاعر و نقل اشعار او، به شرح حال او نیز پرداخته و گاه درباره آثار و اشعار او به بحثی انتقادی می پردازد.
تدوین «فرهنگ شرح احوال»
تدوین «فرهنگ شرح احوال»، کاری است که ابتدا مسلمانان به آن دست زدند و آن گاه که نوشتن فرهنگ شرح احوال توسعه یافت، دانشمندان به نوشتن شرح حال محدثین، فقها و سایر طبقات مذهبی مشغول شدند؛ و ادبا شرح احوال شعرا، نویسندگان، درباریان، فلاسفه، عرفا، و... را نوشتند.
اقسام تذکره ها
...
تذکره
"تذکره" به کتابی اطلاق می شود که در شرح حال و آثار فرد یا گروهی خاص مانند شاعران، نویسندگان، نقاشان، خطاطان و جز آن نوشته شده باشد. برخی صاحب نظران به کتاب هایی که فقط در سرگذشت و معرفی آثار شاعران و عارفان باشد، تذکره گفته اند.
در حوزه ادبیات نیز در معنای اخص، تذکره به کتابی هایی گفته می شود که سرگذشت و زندگی شاعران و نمونه آثار و اشعار آنها را دربر گیرد. گاه نظرهای انتقادی مؤلف یا دیگران درباره سروده های شاعران نیز در کتاب های تذکره دیده می شود.
درباره سیر تحول مفهوم کلمه تذکره از حوزه لغوی به حوزه اصطلاحی می توان گفت اولین کتاب فارسی که نام آن با کلمه تذکره همراه است، تذکره الاولیاء فریدالدین عطار (540-618 ق) است. شرح حال 96 تن از اولیای مشایخ صوفیه با ذکر مناقب، مواعظ و سخنان حکمت آمیز آنها در این کتاب آمده است. مؤلف در مقدمه یادآور شده است که "چو ...


تذکره در دانشنامه ویکی پدیا

تذکره
تذکره کتابی ست که در آن شرح احوال شعرا، نویسندگان، درباریان، فلاسفه، عرفا و... نوشته شده باشد.
تذکره های عمومی؛
تذکره های خاص.
تذکره در لغت به معنای «به یاد آوردن»، «پند دادن»، «یادگار»، «یادداشت» و «کتابی که در آن احوال شعرا نوشته شده باشد» آمده است.
در تمام کتب ادبی فارسی پیش از زمان صفویه (غیر از تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی)، کلمهٔ تذکره به معنای یادگار، یادداشت و یادآوری به کار رفته و به تدریج در دورهٔ صفویه به کتابی که حاوی شرح حال و آثار شعرا است اطلاق شده است. بعد از عصر صفوی در تمام تذکره هایی که در ایران تألیف شده، کلمهٔ تذکره به معنای «تذکرة الشعرا» — یعنی کتابی که در آن ترجمهٔ احوال و نمونهٔ اشعار شعرا باشد — آمده است و امروزه نیز به همین معنا به کار می رود.
تذکره کتابی است که در آن شرح حال و آثار یک شاعر، یا عده ای از شعرا آمده باشد. معمولاً تذکره نویس علاوه بر معرفی شاعر و نقل اشعار او، به شرح حال وی نیز پرداخته و گاه دربارهٔ آثار و اشعار او به بحثی انتقادی می پردازد.
تذکرهٔ اربیل (The Chronicle of Arbela) یا وقایع نامهٔ آربلا، کتابی تاریخی به زبان سریانی، مربوط به نیمه سدهٔ ششم میلادی است. این کتاب، تاریخ مسیحیت ایالت آدیابن را از سدهٔ دوم تا حدود سال ۵۵۰ میلادی گزارش می کند.
‎[[ویژه:منابع کتاب/978 -600-6326-01-6|978
تذکرة الخواص یا تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمة کتابی است تالیف سبط ابن جوزی در باب تاریخ زندگانی چهارده امام شیعه. همچنین در این کتاب به زندگانی همسران و فرزندان امام اول شیعیان و خدیجه کبری نیز پرداخته شده است.
این کتاب اولین بار در ایران در سال ۱۲۸۵ هجری قمری ترجمه و در کردستان چاپ شده است. در سال ۱۳۶۹ نیز در نجف و در سال ۱۴۰۱ در بیروت منتشر گردیده است .
نسخه های خطی متعددی از آن در کتاب خانه های ایران از جمله کتابخانه مجلس شورای اسلامی ، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی ، کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تذکره در دانشنامه آزاد پارسی

تَذْکِره
اصطلاحی ادبی، عنوان شماری از کتاب های عربی، فارسی و ترکی، نیز عنوانی برای کتاب های شرح حال، به ویژه شرح حال شاعران. واژۀ تذکره معانی گوناگون دارد، امّا چنین می نماید که مؤلفان در انتخاب این واژه برای عنوان کتاب به معنای «یادآوری» یا «یادمان» نظر داشته اند. این واژه برای کتاب های شرح حال صوفیان و خطاطان و علما و از همه بیشتر شاعران به کار رفته است. در زبان فارسی تا پیش از قرن ۷ق سرگذشت شاعران و نمونۀ شعر آنان در برخی آثار تاریخی و جغرافیایی و ادبی مانند چهار مقالۀ نظامی عروضی (تألیف ح ۵۵۰ق) پراکنده بود. قدیم ترین تذکرۀ فارسی لباب الالباب محمد عوفی (اوایل قرن ۷ق) است، در شرح حال شاعران ایرانی از آغاز تا اوایل قرن ۷ق. امّا نخستین کتاب های فارسی که در عنوان آن ها کلمۀ تذکره آمده است ـ ازجمله تذکرة الاولیاء شیخ فریدالدین عطار، در شرح احوال اولیا و مشایخ تصوف ـ به مفهومی نبودند که بعدها در ادب فارسی رایج شد. پس از لباب الالباب، تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندی (۸۹۲)، سرمشق تذکره نویسان شد. واژۀ تذکره به معنای شرح حال شاعران در تذکرۀ نصرآبادی (۱۰۸۳ـ۱۰۹۰ق) به کار رفته است. تذکره نویسی در دورۀ صفوی و قاجار رونق گرفت. مجمع الفصحای هدایت (۱۲۸۴) از این نمونه هاست. در عصر قاجار حتی شاهزادگان تذکره نوشتند، ازجمله بزم خاقان (۱۲۴۵) اثر سیف الدوله سلطان محمد، پسر فتحعلی شاه. ویژگی دیگر تذکره نویسی در این دوره، تفنن در کار بود، ازجمله تذکره های منظوم مانند رَشحه از میرزا محمد باقر رشحۀ اصفهانی (۱۲۵۰) و تذکره های مصور، چون انجمن ناصری از میرزا ابراهیم مدایح نگار. سنت تذکره نویسی تا دورۀ معاصر ادامه یافته است، که معروف ترین آن ها سخن و سخنوران فروزانفر (چاپ ۱۳۰۸ش) و بهشت سخن مهدی حمیدی (چاپ ۱۳۳۴ش) است. تذکره نویسی فارسی در هند و افغانستان و تاجیکستان نیز رایج بوده است. تذکره ها غالباً از مقدمه، متن اصلی و خاتمه تشکیل می شوند.

تذکره

معنی اصطلاح -> تذکره ( دری افغانستان )
شناسنامه؛ سجل
مثال:
اگر همه ی جهان زیر و روی شود تذکره ی تو را چیزی نمی شود. امروز سه شنبه است، جمعه می روم پنجشنبه پس می آیم. غم نخور...
( سپوژمی زریاب؛ نویسنده ی افغان - تذکره )
توضیح:
«تذکره» یک واژه است و نه یک اصط.، پس در واقع می بایست در یک واژه نامه ی ویژه ی دری به فارسی بیاید، اما چون هنوز چنین مجموعه ای ایجاد نشده است، در این فرهنگ ذکر می شود.

ارتباط محتوایی با تذکره

تذکره در جدول کلمات

تذکره
نت
تذکره ای از امین احمد رازی
هفت اقلیم
تذکره نویسان او را شیخ مقتول لقب داده اند
سهروردی
صاحب تذکره الشعرا
دولتشاه سمرقندی

معنی تذکره به انگلیسی

biography (اسم)
بیوگرافی ، زندگینامه ، تذکره ، زیستنامه ، سیرت ، تاریخچه زندگی
passport (اسم)
تذکره ، کلید ، گذرنامه ، وسیله دخول

معنی کلمه تذکره به عربی

تذکره
جواز السفر , سيرة ذاتية
کاتب السير

تذکره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
گذرنامه، پاسپورت: گذرنامه، پاسپورت:امین تذکره ; در اصطلاح سیاسی دوره قاجاریان ،مامور صدور تذکره (گذرنامه ). ج ، امنای تذکره
بهرام س
یادگار، یادکرد
شیما دلفیه
نت
اتوسا
تذکره کلمهای درقران مجید بیش از ده بار درقران به معنی پند واندرز امده.
حمیدرضا دادگر_فریمان
نت،بیوگرافی، زندگی نامه شعرا، تاریخ، جنگ، سفینه، کتاب، مجموعه، پاسپورت، گذرنامه، یاد، یادآوری، یادگار، یادداشت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تذکره در جدول   • مترادف تذکره   • معنی تذکره   • شرح احوال و تذکره در جدول   • تذکره کربلا   • شرح احوال و تذکره پرسشکده   • سایت تذکره   • معنی شرح احوال و تذکره   • مفهوم تذکره   • تعریف تذکره   • معرفی تذکره   • تذکره چیست   • تذکره یعنی چی   • تذکره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تذکره

کلمه : تذکره
اشتباه تایپی : jb;vi
آوا : tazkare
نقش : اسم
عکس تذکره : در گوگل

آیا معنی تذکره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )