برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

تالی


مترادف تالی: جانشین، جایگزین، ثانی، قائم مقام، اثر، حاصل، نتیجه، پیامد، دنباله، تلاوتگر، تلاوت کننده، شبیه، لنگه، مانند، مثل، نظیر، همانند، تابع، پس رو، دنباله رو، پی رو، جزء موخر جمله شرطی

متضاد تالی: جزء مقدم

معنی تالی در لغت نامه دهخدا

تالی. (ع ص ) درپی رونده.اسم فاعل است از تِلو بمعنی پس چیزی رفتن است. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). پیروی کننده. (فرهنگ نظام ). پس رو. ازپس آینده. تابع. (ناظم الاطباء) : این قدر از فضایل ملک که تالی و تابع دین است تقریر افتاد.(کلیله و دمنه ). || تال. تلاوت کننده. قاری. خواننده ٔ قرآن و جز آن : رب ّ تال للقرآن و القرآن یلعنه. (از منتهی الارب ). رجوع به تال شود. || قائم مقام. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || (اصطلاح منطق ) جزء ثانی قضیه ٔ شرطیه و جزء اول آن را مقدم گویند چنانکه در قضیه ٔ حملیه موضوع و محمول گویند در شرطیه مقدم و تالی خوانند چنانکه : «اِن کانت الشمس طالعة فالنهار موجود». جمله اول را که «ان کانت الشمس طالعة» باشد، مقدم گویند و جزء ثانی را که «فالنهار موجود» باشد، تالی نامند و این نیز مأخوذاز تِلو است. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) :
مقدم چون پدر تالی چو مادر
نتیجه هست فرزند ای برادر.
شبستری.
رجوع به اساس الاقتباس چ مدرس رضوی صص 68-70 و حاشیه ٔ ملاعبداﷲ و شرح شمسه و کتب دیگر علم منطق شود. || (اصطلاح هندسی ) مقدم آن بود که از دو چیز بنسبت نخستین یاد کنی و تالی آن بود که از پس یاد کنی و مقدم را بدو منسوب کنی. (التفهیم چ جلال همائی ص 19).

تالی. (اِ) اسب چهارم رهان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نام اسب چهارم از ده اسب که عربهای قدیم در اسب دوانی خود بکار می بردند. (از فرهنگ نظام ). مؤلف آنندراج در ذیل مجلی آرد: «...و معمول سواران عرب چنان بود که در میدان معارضه آمده گروها بسته ، بجهت امتحان ، همه ٔ اسبان را برابر ایستاده کرده یکبارگی بهم می تاختند، هر اسبی که از همه اسبان پیش شود آن را مجلی گویند و هرکه عقب او باشد آن را مُصَلّی نامند از تَصلِیه که بمعنی سرین گرفتن...، و هرکه پس از مصلی باشد آن را مُسَلّی خوانند و از این ترتیب چهارم را تالی و پنجم را مرتاح...» - انتهی :
ده اسبند در تاختن هریکی را
بترتیب نامیست روشن نه مشکل
مُجلی مُصلی مُسلی و تالی
چو مرتاح و عادلف و خطی و مؤمل
لطیم و سکیت و ارب حاجت عرق خوی
فؤاد است قلب و جنان و حشا دل...
(نصاب الصبیان در نامهای اسبان در میدان مسابقت ). || نظیر. همانند. مشابه بعینه : این کار تالی ف ...

معنی تالی به فارسی

تالی
تابع، پیرو، ازپی آینده، بیاید، آنکه بعدبیاید
( اسم صفت ) ۱- پس رو از پی رونده تابع . ۲- دنبال دوم .
سوگند خوردن . سوگند یاد کردن
[successor , consequent] [ریاضی] 1. عدد صحیحی که بلافاصله بعد از یک عدد صحیح مفروض می آید 2. گزارۀ دوم یک استلزام منطقی
[ گویش مازنی ] /taalli/ نگاه دزدانه – سرک کشیدن - نوعی بازی کودکانه
تابع النجم دبران ٠
[ گویش مازنی ] /taali bazooen/ سرک کشیدن – دزدانه نگاه کردن
[immediate successor] [ریاضی] عددی طبیعی که یک واحد بزرگ تر از عدد طبیعی مفروض باشد
در پس واقع شدن ٠
[ گویش مازنی ] /tali hakerden/ سرک کشیدن – دزدانه نگاه کردن
سیزدهمین از اولوس جغتای در ماورائ النهر
نام جزیره کوچک که بین سالامین و قاره واقع بود و نام آن در تاریخ جنگهای ایران و یونان ذکر می شود
[ گویش مازنی ] /Kho taali/ خواب آلود

معنی تالی در فرهنگ معین

تالی
[ ع . ] (اِفا. ص .) ۱ - از پی رونده . ۲ - دنبال ، دوّم .

معنی تالی در فرهنگ فارسی عمید

تالی
۱. آن که بعد بیاید، ازپی آینده، تابع، پیرو.
۲. [قدیمی] تلاوت کننده.
۳. (اسم) (منطق) [قدیمی] جزء مؤخر جملۀ شرطیه.

تالی در دانشنامه اسلامی

تالی
تالی یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای طرف دوم قضیه شرطیه است.
تالی در لغت به معنای از پی رونده و تبعیت کننده و در اصطلاح اهل منطق در مقابل «مقدم» و جزئی از قضیه شرطیه است که در جواب شرط می آید و وابسته به آن است؛ مانند: عبارت «خسوف واقع می شود» در قضیه شرطیه «اگر زمین بین خورشید و ماه واسطه شود، خسوف واقع می شود».
تعاریف دیگر تالی
۱. تالی آن بخش از قضیه شرطیه است که حرف جزا بر سر آن می آید؛ مانند: «فالنهار موجود» در قضیه شرطیه «ان کانت الشمس طالعة فالنهار موجود». ۲. طرف دوم قضیه شرطیه.
نکته
فرق گذاشتن میان مقدم و تالی در قضیه شرطیه متصل، حقیقی است، ولی در قضیه شرطیه منفصل، مسامحی است. به همین سبب در قضیه شرطیه منفصل، هر یک از دو جزء را می توان تالی یا مقدم نامید. این بدان سبب است که طبیعت اجزا در قضیه شرطیه متصل، این است که یک جزء، ملزوم و جزء دیگر، لازم آن است و همین امر، سبب تمایز طبعی و ترتب میان دو جزء می شود و همواره ملزوم بر لازم تقدم طبعی دارد، اما در قضیه شرطیه منفصل به تعاند و عدم ارتباط میان دو جزء و جدایی آنها حکم می شود و رابطه تلازم و ترتب وجود ندارد؛ بنابراین، هریک می تواند لازم یا ملزوم دیگری باشد. با این حال، به تبعیت از قضیه شرطیه متصل، جزء اول «مقدم» و جزء دوم را «تالی» می نامند.
مستندات مقاله
...
تالی طبیعی یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای تالی در قضیه شرطیه متصل است.
اجزای قضیه شرطیه عبارت اند از: مقدم، تالی و رابطه. مقدم و تالی، دو طرف قضیه شرطیه، و رابطه، نسبت میان آن دو است. طرف اول در قضیه شرطیه، مقدم و طرف دوم آن، تالی نام دارد. این نام گذاری به حسب ترتیب (ترتیب طرف اول و طرف دوم) در قضیه شرطی متصل، حقیقی است، ولی در قضیه شرطیه منفصل، مسامحی است، چرا که در قضیه شرطیه منفصل، ترتیب طبیعی میان اجزا وجود ندارد و هر یک از دو جزء را می توان تالی یا مقدم نامید.
عدم تلازم مقدم و تالی
عدم تلازم مقدم و تالی در قضیه شرطیه منفصل، بدان سبب است که طبیعت اجزای قضیه شرطیه متصله چنین است که یک جزء، ملزوم و ...

تالی در دانشنامه ویکی پدیا

تالی
تالی جزء دوم یک گزارهٔ منطقی است. برای نمونه در عبارت «اگر الف ب باشد آنگاه ج د است»، به «ج د است» تالی گفته می شود. تالی به لحاظ معنایی دنبالهٔ مقدم است.
شرطی منطقی
در قضایای شرطی متصل، مقدم مستلزم تالی و تالی تابع مقدم است.
تالی جزء دوم یک گزارهٔ منطقی است.
آبشار تالی
تالی (فیلم ۲۰۰۰)
تالی (فیلم ۲۰۱۸)
تالی همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تالی (انگلیسی: Tully) فیلمی به کارگردانی هیلاری بیرمنگام است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به گلن فیتزجرالد، انسون مونت و جولیان نیکلسون اشاره کرد.
۱۴ آوریل ۲۰۰۰ (۲۰۰۰-04-۱۴) (Los Angeles Independent Film Festival)
۱ نوامبر ۲۰۰۲ (۲۰۰۲-11-۰۱)
تالی (انگلیسی: Tully) فیلمی در ژانر کمدی به کارگردانی جیسون رایتمن و نویسندگی دیابلو کودی است که از سوی فوکس فیچرز در ۴ مه ۲۰۱۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به شارلیز ترون، مک کنزی دیویس، ران لیوینگستون و مارک دوپلاس اشاره کرد.
Bron Studios
Right of Way Films
Denver and Delilah Productions
«تالی» (انگلیسی: Tully) یک فیلم به کارگردانی هیلاری بیرمنگام است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به گلن فیتزجرالد، انسون مونت، و جولیان نیکلسون اشاره کرد.
تالی مارشال ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تالی در دانشنامه آزاد پارسی

(از ریشۀ تِلْو، به معنی ازپی رونده) در منطق، جزء دوم قضایای شرطیۀ متّصله و منفصله. در قضیۀ شرطیۀ متّصلۀ «اگر خورشید برآید، روز است»، «روز است» تالی و در قضیۀ شرطیۀ منفصلۀ «این جسم، مس است، یا آهن است»، «آهن است» تالی محسوب می شود.

تالی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حلما
تا، مانند، شبیه، همسان، نظیر. همانند. مشابه بعینه : این کار تالی فلان کار است.
تالی
ازالغاب امام زمان و به معنی آن که بعد بیاید می باشد.
آریا بهداروند
تالی نام یک طایفه در ایل لر بختیاری
است


معنی تال به زبان لری بختیاری
تال::ریسمان.نخ.
--
خوانندهء قرآن، تلاوت کنندهء قرآن.
حسنا
تالی : نتیجه - دنباله رو - تابع - اثر- پیامد
مهسا امینی
-پیرو
-تابع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تالی در گمرک   • تالی در گمرک چیست   • دادگاه تالی   • تالی الکتریک   • معني تالي   • بریندن تالی   • خاندان تالی   • لایسا تالی   • معنی تالی   • مفهوم تالی   • تعریف تالی   • معرفی تالی   • تالی چیست   • تالی یعنی چی   • تالی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تالی
کلمه : تالی
اشتباه تایپی : jhgd
عکس تالی : در گوگل

آیا معنی تالی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران