برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

بیدار

/bidAr/

مترادف بیدار: ناخفته، ساهر، آگاه، متنبه، متوجه، هشیار، هوشیار، متیقظ، عارف، واقف

متضاد بیدار: خفته، غافل

معنی اسم بیدار

اسم: بیدار
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: bidār) ویژگی آن که در خواب نیست، (به مجاز) آگاه، هوشیار، آگاه و هوشیار شدن، (به مجاز) برانگیخته شدن حس و حالتی در کسی - آگاه، هوشیار

معنی بیدار در لغت نامه دهخدا

بیدار. (ص ، اِ)که در خواب نیست. مقابل خفته. صاحب آنندراج گوید: مقابل خفته مرکب از «بید» بمعنی شعور و آگاهی و «دار»که کلمه ٔ نسبت است و غنچه ، آیینه ، بخت ، دولت ، همت ، دل ، خاطر، جان ، عقل ، شرم ، شبنم ، عرق ، فتنه و مغز در صفات او مستعمل است. (از آنندراج ). کسی که در خواب نباشد. (ناظم الاطباء). کسی که در خواب نباشد. مقابل خوابیده. صاحب غیاث گوید: مرکب از «بید» و لفظ «دار» یک دال را حذف کرده اند. یا آنکه مرکب است از «بید» ولفظ «آر» که کلمه ٔ نسبت است و بید بمعنی شعور است وبیداری بلفظ کشیدن مستعمل است. (غیاث ) :
شبان تاری بیدار و چاکر از غم عشق
گهی بگرید و گاهی بریش برفوزد.
طیان.
شب خواب کند هرکس و تو هر شب تا روز
از آرزوی خدمت او باشی بیدار.
فرخی.
بداد کوش و بشب خسب ایمن از همه بد
که مرد بیداد از بیم بد بود بیدار.
اسکافی.
براه و بخواب و ببزم و شکار
نباید که تنها بود شهریار
بزودی کشد بخت زان خفته کین
چو بیداری او را بود در کمین.
اسدی.
بیدار چو شید است بدیدار ولیکن
پیدا بسخن گردد بیدار ز شیدا.
ناصرخسرو.
هرگه که همیشه دل تو بیهش و خفتست
بیدار چه سودست ترا چشم چو خرگوش.
ناصرخسرو.
مرا چون چشم دل زی خلق چشم سر بسوی شب
چو اندر لشکری خفته یکی بیدار تنهائی.
ناصرخسرو.
بخت تو خواب دیده ٔ بیدار تا ز امن
بر چشم فتنه خواب مهنا برافکند.
خاقانی.
نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار
امیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار.
سعدی.
از آن چشمان خواب آلوده شبها شد که بیدارم
تو ای اختر گواهی دیده ٔ شب زنده داران را.
یغما.
|| سربرداشته. سربرآورده. مقابل آرمیده : می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد... و مکر و خدیعت بیدار و وفا و حریت در خواب. (کلیله و دمنه ).
من ترا طفل خفته چون دانم
که توئی خواب دیده ٔ بیدار.
خاقانی.
|| هشیار. آگاه. بهوش. مواظب کار. مراقب. (یادداشت مؤلف ). هوشیار. ...

معنی بیدار به فارسی

بیدار
کسی که درخواب نباشد، نقیض خوابیده، آگاه وهوشیار
( صفت اسم ) ۱ - کسی که در خواب نباشد مقابل خوابیده . ۲ - آگاه هوشیار متنبه .
درختچه ایست کم برگ یا بی برگ که آنرا دیدار نیز نامند و کائوچوک دارد و در چاه بهار در اطراف منازل برای پرچین فراوان غرس میشود ٠
[ گویش مازنی ] /baydaar/ نام سگ & بیدار – آگاه – متوجه – بهوش آمده
شیپوری که جهت بیدار کردن سربازان و پیشاهنگان هر صیحگاه نوازند .
نام آهنگی از موسیقی
( صفت ) خوشبخت خوش طالع نیک اختر .
نام یکی از بابریان هند ٠
خوشبختی ٠ خوش طالعی ٠ مقبلی ٠
[ گویش مازنی ] /bidaarboen/ متوجه شدن - هوشیار شدن ۳به هوش آمدن
بیدار دل ٠ بیدار هوش ٠ بیدار مغز ٠ کنایه از عاقل و هوشیار ٠
در حال خواب و بیداری .
پاسیدن ٠ بی خوابی ٠ ارق ٠
بیدار کردن ٠ یا مانع خواب کسی شدن ٠ وی را به حال بیداری نگاه داشتن ٠
( صفت ) دل آگاه هوشیار مقابل غافل
حالت و چگونگی بیدار دل ٠ هشیاری و آگاهی و چالاکی ٠
دید. بیدار ٠ ناظر ٠ که بخواب نیست ٠ یا هوشیار ٠
( مصدر ) ۱ - ...

معنی بیدار در فرهنگ معین

بیدار
(ص .) ۱ - کسی که در خواب نباشد، مق خوابیده . ۲ - آگاه ، هوشیار.

معنی بیدار در فرهنگ فارسی عمید

بیدار
۱. کسی که در خواب نباشد.
۲. [مجاز] آگاه، هوشیار.
* بیدار شدن: (مصدر لازم)
۱. از خواب برخاستن.
۲. [مجاز] هوشیار شدن.
* بیدار کردن: (مصدر متعدی)
۱. کسی را از خواب برانگیختن.
۲. [مجاز] هوشیار ساختن، آگاه کردن.
* بیدار ماندن: (مصدر لازم) نخوابیدن، به خواب نرفتن.

بیدار در دانشنامه ویکی پدیا

بیدار
بیدار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
بیدار (آلبوم دریم تیتر)
بیدار (آلبوم گادسمک)
بیدار (فیلم)
بیدار (گیاه)
بیدار (به انگلیسی: Awake) سومین آلبوم استودیویی گروه موسیقی پراگرسیو متال آمریکایی دریم تیتر است.
تمام موسیقی ها توسط دریم تیتر ساخته شده است درغیر این صورت ذکر شد.
دریم تیتر این آلبوم را در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد. این آخرین آلبومی است که کوین مور به عنوان نوازنده کیبورد با گروه همکاری کرد. بیشتر قطعات آلبوم مابین فوریه و آوریل ۱۹۹۴ نوشته شده است و گروه در این دوره از سوی ناشر آلبوم زیر فشار قرار داشت که یک آلبوم موفق در حد و اندازهٔ آلبوم تصاویر و واژه ها همراه با تک آهنگی موفق مانند «Pull Me Under» منتشر کند و بیشتر هم پیرامون سبک متال باشد.
با رفتن کوین مور، گروه برای تورهای خود دریک شرینیان که در کالج موسیقی برکلی تحصیل کرده بود و سابقه همکاری با آلیس کوپر و کیس را داشت را به گروه ملحق کرد. در این تور جیمز لابری، خوانندهٔ گروه به دلیل مسمومیت غذایی دچار آسیب دیدگی از ناحیه صدا و تارهای صوتی اش شد که خوانندگی اش را غیرقابل پیش بینی می کرد و این موضوع موجب شده بود که در طول تور افسرده شود. صدای وی از تورهای آلبوم شش درجه اشفتگی درونی به بعد رو به بهبودی یافت.
آلبوم در دوره ای منتشر شد که سبک گرانج در اوج بود و با این حال نقدهای مختلفی را دریافت کرد. در نقدهای اخیر این آلبوم را یکی از خوبترین کارهای گروه در نظر می گیرند. پس از پخش آلبوم نتوانست جایگاهی بهتر از ۳۲ در جدول بیلبورد بدست آورد و تا انتشار آلبوم هرج و مرج با قاعده (۲۰۰۷) این آلبوم بهترین جایگاه را برای گروه در جدول بیلبورد داشت. گروه برای این آلبوم سه تک اهنگ نیز منتشر کرد که هیچکدام نتوانستند موفقیت های پیشین گروه را تکرار کنند و موجب شد که ناشر گروه این آلبوم را یک شکست در نظر بگیرد و آن ها را مجبور کند که در آلبوم بعدیشان، سقوط در بی نهایت، کارهای رادیوپسندتری را بسازند.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بیدار در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:جلیلی کرمانشاهی، محمدحسین (۱۲۹۹ـ۱۳۵۸ش)

بیدار در جدول کلمات

بیدار
ساهر
بیدار شدن
انتباه
بیدار مانده
ساهر

معنی بیدار به انگلیسی

vigilant (صفت)
حساس ، هوشیار ، گوش بزنگ ، مراقب ، بیدار
wakeful (صفت)
گوش بزنگ ، بیدار ، هشیار ، شب زنده دار
awake (صفت)
بیدار ، من تبه

معنی کلمه بیدار به عربی

بیدار
متيقظ , مستيقظ
اصح , مستيقظ
مستيقظ
اثر (مع الشد) , اصح , مستيقظ

بیدار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معصومه
ساهر
مری شری
بیدار یا Awake نام ترکی از فول آلبوم Wings است که در سال ۲۰۱۶ و توسط یک گروه موسیقی پسرانه به نام BTS منتشر شده.
خواننده ترک Awake، جین (JIN) است.
علی باقری
بیدار:
دکتر کزازی در مورد واژه ی "بیدار " می نویسد : (( بیدار ریختی است از بیراد که در آن جابهجایی آوایی رخ داده است . " نیز از دو پاره ی : بیر ( =ویر ، به معنی هوش و یاد ) /اد (= پساوند ) ساخته شده است . ))
((برفت او و این نامه ناگفته ماند
چنان بخت بیدار او خفته ماند.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 216.)
حمیدرضا دادگر_فریمان
ناخفته، ساهر، آگاه، متنبه، متوجه، هشیار، هوشیار، متیقظ، عارف، واقف،آگه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معاملات برخط اقتصاد بیدار   • معنی بیدار   • معاملات بر خط کارگزاری اقتصاد بیدار   • دفتر مرکزی کارگزاری اقتصاد بیدار tehran   • کارگزاری اقتصاد بیدار بورس کالا   • اقتصاد بیدار کارگزاری   • مدیرعامل کارگزاری اقتصاد بیدار   • مترادف بیدار   • مفهوم بیدار   • تعریف بیدار   • معرفی بیدار   • بیدار چیست   • بیدار یعنی چی   • بیدار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیدار

کلمه : بیدار
اشتباه تایپی : fdnhv
آوا : bidAr
نقش : صفت
عکس بیدار : در گوگل

آیا معنی بیدار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )