برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1637 100 1
شبکه مترجمین ایران

باردار

/bArdAr/

مترادف باردار: آبستن، حامله، باثمر، ثمردار، مثمر، میوه دار، آمیخته، غش دار، مغشوش، ممزوج، نبهره، باره دار

معنی باردار در لغت نامه دهخدا

باردار. (نف مرکب ) میوه دار. (دِمزن ). باثمر. درخت میوه دار. (آنندراج ). مثمر. مثمره. باروَر. رجوع به شعوری ج 1 ورق 161 شود : و ایشان [یأجوج و مأجوج ] هر وقتی از آن کوهها بیرون آیند و مسلمانان را رنجه نمایند و فساد بسیار کنند و هر آدمی که بیابند بکشند و بخورند و گیاه و درختان باردار بخورند... (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
از درخت باردارش بازنشناسی ز دور
چون فرازآیی بدو در زیر برگش بار نیست.
ناصرخسرو.
درختی است صاحب کرم باردار
وز او بگذری هیزم کوهسار.
سعدی (بوستان ).
|| آبستن. حامل. حامله. حبلی ̍. جنین دار. زن حامله. (آنندراج ). زن باردار. (دِمزن ). رجوع به شعوری ج 1 ورق 161 شود: مضمان ، ضامن ، ضماد؛ ناقه ٔ باردار. (منتهی الارب ). ناقه ٔ لاقِح ؛ اشتری باردار. (زمخشری ) :
بارداری چون فلک خوشرو مه و خور در شکم
وز دو سو چون مشرقین او را دو زهدان دیده اند.
خاقانی.
روز و شب آبستن و تو بسته امّید
کز رحم این دو باردار چه خیزد.
خاقانی.
گیر که خود هر دو باردار مرادند
چون فکنند ازشکم ز بار چه خیزد؟
خاقانی.
زنان باردار ای مرد هشیار
اگر وقت ولادت مار زایند
از آن بهتر بنزدیک خردمند
که فرزندان ناهموار زایند.
سعدی (گلستان ).
اگر مار زاید زن باردار
به از آدمیزاده ٔ دیوسار.
سعدی (بوستان ).
|| مخلوط با فلز کم بها. مغشوش. نبهره : سیم و زر باردار. || زبانی باردار؛ زبانی که قشر سفید بر روی آن بندد و علامت تخمه باشد. رجوع به «بار» شود.

معنی باردار به فارسی

باردار
درخت میوه دار، زن آبستن، حیوان آبستن
( اسم ) ۱ - میوه دار باثمرمثمر( درخت ). ۲ - آبستن حامله . ۳ - مخلوط با فلز کم بها مغشوش نبهره . یا زبان باردار. زبانی که قشر سفیدی بر روی آن بندد و علامت تخمه باشد .
( مصدر ) ۱ - میوه دار شدن مثمر گردیدن ( درخت ). ۲ - آبستن گردیدن حامله شدن.
[فیزیک] ← باردار کردن
( مصدر ) باردار شدن
( مصدر ) باردار شدن
[charge] [فیزیک] عملی که موجب ظهور بار الکتریکی شود متـ . باردار شدن، پر کردن، پر شدن * پر کردن در مورد باتری و خازن به کار می رود و باردار کردن در مورد اجسامی که مثلاً به روش مالش باردار می شوند. در زبان فارسی شارژ گاهی به معنای باردار شدن به کار می رود.
[charged tRNA] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← رِنای ناقل باردار
[charged transfer RNA, acylated tRNA, amino acylated tRNA] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] رِنای ناقلی که آمینواسید مربوط را حمل می کند متـ . رِنان باردار charged tRNA

معنی باردار در فرهنگ معین

باردار
(اِفا.) ۱ - میوه دار. ۲ - آبستن ، حامله .

معنی باردار در فرهنگ فارسی عمید

باردار
۱. (زیست شناسی) آبستن: اگر مار زاید زن باردار / به از آدمی زادۀ دیوسار (سعدی۱: ۶۸).
۲. میوه دار: درخت باردار.
۳. حامل بار.

باردار در دانشنامه ویکی پدیا

باردار
موجود مادینه ای که در وضعیت بارداری است.
جسمی که دارای بار الکتریکی است.
باردار (به انگلیسی: Knocked Up) فیلمی محصول سال ۲۰۰۷ آمریکا به کارگردانی جاد اپتاو است. در این فیلم بازیگرانی همچون ست روگن، کاترین هیگل، جی باروشل، لزلی من، جونا هیل، پل راد، جیسون سیگل، مارتین استار، چارلینه وای، جوانا کرنز، هارولد رامیس، آلن تودیک، کریستن ویگ، بیل هادر، کن جیونگ، جی.پی مانوکس، تیم بگلی، بی جی نواک، لوودون وین رایت سوم، ادام اسکات و کریگ رابینسون ایفای نقش کرده اند. قسمت دوم فیلم هم در سال ۲۰۱۲ با نام این است ۴۰ ساخته شد.
۱ ژوئن ۲۰۰۷ (۲۰۰۷-06-۰۱)
برهم کنش جریان باردار یکی از راه هایی است که ذرات زیر اتمی از آن طریق می توانند توسط نیروی هسته ای ضعیف با یکدیگر تعامل داشته باشند. این برهم کنش به واسطه بوزون های +W و -W انجام می شود.
جریان خنثی
ذرات باردار از اجزاء مهم ماده هستند.این ذرات دارای ویژگی هستند که به انها امکان وارد کردن نیروی الکتریکی به یکدیگر را می دهد.این ذرات می توانند بار مثبت یا منفی داشته باشند. ذرات با بار غیر همسان یکدیگر را می ربایند وذرات با بار همسان یکدیگر را دفع می کنند. در قرن بیستم، توضیحی کوانتومی از بار الکتریکی ارائه کرده اند (این عمل را کوانتومی کردن می نامند)، به عبارت دیگر دانشمندان دریافته اند که بار الکتریکی خود از واحد کوچک تری با نام بار بنیادی تشکیل شده است. بار یک الکترون تقریباً برابر با{e=1.602\times 10^{-19}C} می باشد. (البته ذراتی با نام کوارک وجود دارند که باری به اندازه چند e⅓ دارند) پروتون باری به اندازهٔ e و الکترون باری برابر با e- دارد. علم مطالعه ذرات باردار و توضیح ارتباط آنها فوتونها، الکترودینامیک٬ کوانتومی نام دارد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

باردار در جدول کلمات

باردار
آبستن
میل خانم باردار به بعضی از خوراکی ها
ویار
میل خانم باردار به بعضی از خوراکیها و غذاها
ناکام, ویار

معنی باردار به انگلیسی

furred (صفت)
باردار ، تهیه شده باخز

معنی کلمه باردار به عربی

باردار
ثقيل
فراء
لقح

باردار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد علی چاوشی
باردار همان بر دار است به مفهوم میوه دار ، ثمر دار که هم اکنون نیز درکردی کرمانشاهی به جای کلمه ی سقط جنین گفته می شود برخستن یعنی برانداختن البته درزبانهای کردی ومازنی که از گویش های باقی مانده از زبان پهلوی وپارسی باستان هستند به زن باردار آوس گفته می شود
که درپویه وگویه ی زمان وزبان از پارسی باستان تا پارسی دری تبدیل به آبستن شده است
پیشنهاد من همین کلمه ی کهن آوس است ونیزپیشنهادمی کنم به جای کلمه ی سقط جنین ترکیب زیبای برانداختن به کار گرفته شود
shiva_sisi‌
کسی که چیزی را باخود حمل میکند مثلا کسی زنی که حامله است بچه ی خود را با خود حمل میکند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بارداري و نزديكي   • بارداری دوقلو   • بارداری پسر   • بارداری هفته اول   • بارداري سريع   • چگونگی بارداری   • بارداری هفته به هفته با تصویر   • قبل از بارداری   • معنی باردار   • مفهوم باردار   • تعریف باردار   • معرفی باردار   • باردار چیست   • باردار یعنی چی   • باردار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باردار

کلمه : باردار
اشتباه تایپی : fhvnhv
آوا : bArdAr
نقش : صفت
عکس باردار : در گوگل

آیا معنی باردار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )