برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1544 100 1
شبکه مترجمین ایران

ا

/'alef/

معنی ا در لغت نامه دهخدا

ا. [ اَ ] (پیشوند) همزه ٔمفتوحه در زبانهای باستانی ما علامت سلب و نفی بوده ،چون : ابرنایو؛ نابرنا، نابالغ. اَمهرک َ؛ بی مرگ. (اوستائی ). اکرانه ؛ بی کنار، بی کرانه ، نامتناهی. و این حرف برای چنین معنی در کلمه ٔ اَسغدَه ، به معنی ناسوخته ، یا نیم سوز و نیز در کلمه ٔ اپیشه ، به معنی بیکارو عاطل در زبان فارسی فعلی مانده است :
در کوی تو اپیشه همی گردم ای نگار
دزدیده تا مگرْت ببینم ببام و بر.
شهیدی قمی.
|| (حرف ) در شواهد ذیل به تداول کنونی ظاهراً همزه ٔ مفتوحه گاه زاید است ، و گاه همزه ٔ اصلی (پهلوی ) است و بیشتر این کلمات را بی همزه استعمال کنند:
اَبا، بجای با :
ابا زاری و ناله و درد و غم
رسیده بزرگان و رستم بهم.
فردوسی.
هم امشب بند او چون برگشایم
چو خشم آرد ابا او چون برآیم ؟
(ویس و رامین ).
اباختر، بجای باختر.
ابَر، بجای بر :
ابر بیگناهیش نخجیر، زار
گرفتند شیون به هر کوهسار.
فردوسی.
ابر داه و دو، هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای.
فردوسی.
بزد نای رویین ابر پشت پیل
جهان شد ز لشکر چو دریای نیل.
فردوسی.
ابرنجن ، بجای برنجن.
ابی ، بجای بی :
بزرگان پیاده پذیره شدند
ابی کوس و طوق و تبیره شدند.
فردوسی.
ابی پرّ و پیکان یکی تیر کرد
بدشت اندر، آهنگ نخجیر کرد. ...

معنی ا به فارسی

ا
( نشان. اختصاری )
[ گویش مازنی ] /a/ از اصوات تعجب & از اصوات تعجب و گاه اعتراض
لغتی است بربری نام فارسی آن پای کلاغ زرقون است
گیاه غوک
[ گویش مازنی ] /a ookar shaal/ شغال – شغال زوزه کش
[ گویش مازنی ] /a a/ مدفوع به زبان کودکانه & از اصوات تعجب و تاسف
[ گویش مازنی ] /e e e/ از اصوات برای تحریک به جفت گیری حیوانات
[ گویش مازنی ] /a a a ash/ صدای چوپان برای متوقف کردن گله های گوسفند
[ گویش مازنی ] /e e eh/ از اصوات، نشانه ی افسوس
[ گویش مازنی ] /e e hekorden/ به جای ماندن رد پای انسان یا حیوان بر برف، گل یا خاک نرم - رد نشانه و اثر پا از کسی یا چیزی
[ گویش مازنی ] /a ah/ از اصوات نشانه ی افسوس
[ گویش مازنی ] /e e haakordan/ سر و صدا کردن گاو
[ گویش مازنی ] /a o/ از اصوات تعجب و ناباوری & از اصوات در مقام انتظار و توقع بر عدم سختگیری
[ گویش مازنی ] /a oooo/ از اصوات در مقام توقع به خاتمه کار یا حرف ناخوشایند
[ گویش مازنی ] /o belbelek/ کفش دوزک
...

معنی ا در فرهنگ معین

ا
[ اَ ] (پیشوند) همزه ٔمفتوحه در زبانهای باستانی ما علامت سلب و نفی بوده

معنی ا در فرهنگ فارسی عمید

ا
۱. در آخر کلمات می آید و کثرت و تعجب را نشان می دهد: شگفتا، خوشا، بسا.
۲. در آخر بن مضارع می آید و معنای فاعلی را می رساند: دانا، گویا، شنوا.
۱. در میان برخی کلمات می آید و اسم، صفت، یا قید می سازد: کمابیش، تکاپو، رستاخیز، دوشادوش، لبالب.
۲. در میان برخی کلمات می آید و بر معنی دلالت نمی کند: شماردن، راهگذار.
۳. در آخر یا ماقبل آخر فعل مضارع می آید و معنای دعا دارد: بماناد، بماندا، بخواندا، بمیراد، مَرساد.
در آخر کلمات می آید و بر ندا دلالت می کند: خدایا، شاها، ملکا، جهاندارا.

ا در دانشنامه اسلامی

ا
ریشه کلمه:
ا (۵۲۴ بار)

ا در دانشنامه ویکی پدیا

ا
ا، (الف) نامیده می شود، اولین حرف الفبای فارسی و عربی است. این شکل الفبایی هم در نقش یکی از حروف واکهٔ بلند (مصوت بلند) فارسی است که گاه به صورت (ا) در کلماتی چون: آب، باد و دریا می باشد . و هم در نقش تلفظ همزه به کمک حرف های واکهٔ به کار می رود، مانند: اَبر، اِنسان و اُستاد (با حروف واکه کوتاه زبر - زیر و پیش) و مانند: آب (الف اول در اصل=ااب)، او، این (با حروف واکه بلند) می باشد.
همزه (حرف)
"ا" نمایانگر اولین حرف الفبای فارسی یعنی الف باشد.
همینطور در لغتنامه ها "ا" مخفف "اسم" است.
اِ اِستیت آو ترنس (به انگلیسی: A State Of Trance) (به اختصار ASOT)، عنوان رادیو شوی هفتگی با میزبانی آرمین ون بورن، دی جی و آهنگ ساز ترنس است.
وبگاه رسمی A State of Trance
وبگاه رسمی A State of Trance 500
فهرست تمامی اپیسودها و آهنگ های ا استیت آو ترنس
قطعه یک خواننده ایرانی (بابک رهنما) با نام One More Day در ۱۴ دی ماه سال ۱۳۹۷ در اِ اِستیت آو ترنس قسمت ۸۹۷ در دقیقه (01:09:55) توسط آرمین ون بورن مورد پخش و حمایت قرار گرفت.
ا بارکو د بالدئراس (به اسپانیایی: O Barco de Valdeorras) یک شهرستان در اسپانیا است که در استان اورنسه واقع شده است.
فهرست شهرهای اسپانیا
ا بارکو د بالدئراس ۸۶ کیلومترمربع مساحت و ۱۴٬۰۵۲ نفر جمعیت دارد و ۳۲۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
ا پرینیو (به اسپانیایی: O Porriño) یک شهرستان در اسپانیا است که در استان پنتبدرا واقع شده است.
فهرست شهرهای اسپانیا
ا پرینیو ۶۲ کیلومترمربع مساحت و ۱۶٬۵۷۶ نفر جمعیت دارد و ۱۰۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ا در دانشنامه آزاد پارسی

اولین حرف از الفبای فارسی و عربی و حرف اول از حروف ابجد و در حساب جمل معادل یک. فارسی زبانان آن را «الف» و «آی بی کلاه» می نامند. در عبری alep و در یونانی alpha است. در زبان فارسی برای الفبایی کردن کلمات، معمولاً حرف «آ» را مقدم بر «ا» یا الف می آورند و آن را حرف اول الفبای فارسی می دانند، هرچند که «آ» جزو تعداد الفبای فارسی به شمار نمی آید. حرف الف در آغاز کلمات فارسی در واقع صورت نوشتاری سه مصوّت کوتاه، یعنی a، o و e است و چون مصوت های کوتاه در خط فارسی نشانۀ مستقل و مشخصی ندارند، تمام آن ها را به صورت «ا» می نویسند (اُمید، اَز، اِستخر). حرف الف از نظر آوایی، اگر در آغاز هجا قرار گیرد نشانۀ صامت چاکنایی ـ انفجاری، (همزه) «'» است، مثل «است» و اگر حرف دوم هجا باشد نشانۀ مصوت «â» است، مثل «مادر»، «راه». حرف الف به عنوان پسوند اشتقاقی به انتهای کلمات می چسبد که عبارت است از: ۱. صفت ساز: که به بن مضارع می چسبد و صفت فاعلی پایدار (مشبهه) می سازد. مثلِ دارا، میرا، گذرا، بینا، زیبا؛ ۲. حاصل مصدرساز: به آخر صفت می چسبد و اسم (حاصل مصدر) می سازد مثلِ درازا، روشنا، خنکا، بلندا، ژرفا، که به جای الف می توان پیوند «ی» حاصل مصدری آورد مثل درازی، روشنی و ...؛ ۳. الف اشباع و اطلاق: در متون نظم کهن، به انتهای کلمۀ قافیه، برای حفظ وزن، اضافه می شده است. مثل «ای خردمند عاقل و دانا ـ قصۀ موش و گربه برخوانا» (عبید زاکانی)، پوپک دیدم به حوالی سرخس ـ بانگک بر برده به ابر اندرا (رودکی)؛ ۴. الفِ اعجاب و تأسف: در متون کهن، به انتهای اسم اضافه می شده و شبه جمله می ساخته که مفهوم تعجب و شگفتی را داشته است. مثل شگفتا، عجبا، خرّما، خوشا، دردا، دریغا؛ ۵. الفِ پاسخ: در فارسی دری به آخر فعل «گفت» افزوده می شده است و در مقام پاسخ آن فعل را به کار می برده اند. مثلِ «گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآید ـ گفتم که ماه من شو، گفتا اگر برآید» (حافظ)، گفتا به عزت عظیم و صحبت قدیم که ... (گلستان سعدی)، به نظر می رسد که این الف تغییریافتۀ ضمیر «او» باشد که به عنوان فاعل فعلِ «گفت» بعد از آن می آمده است که به مرور به الف مبدل شده است، به این ترتیب که ترکیب نحوی آن «گفت او» بوده است که به علت التقای دو صامتِ «ت» و «أ» یکی از دو صامت حذف شده و به ترکیبِ نحوی «گفتو=gofto» مبدل شده و سپس مصوت «و= o ...

ا در جدول کلمات

ا بتدا و آغاز
بدو
ا بداً وا صلاً
هرگز
ا بر
سحاب
ا بر سطح زمین
مه
ا بر سفید
رباب
ا بریشم ناخالص
لاس
ا بزار
الات
ا بزار دست بنا
ماله
ا بزار نجاری
اره
ا بزارا حتیاطی
یدک

ا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماهان
ا
واژگا
ا . آ
این حرف با هر صدائ به معنی خدا است و اول تمام اسامی خدا جای دارد
خدا=اخورا دانا =اهورا دانا =خورشید و غیره
الا=الله=الاهه=الا میترا و .....
گاد=Gad=گاو دانا= اخورا سای شان=گاو همه چیز دانا
امیر گنجی
در گویش تاتی اَ=من
منیره
پیدا کلمه با صدای اِ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ا   • مفهوم ا   • تعریف ا   • معرفی ا   • ا چیست   • ا یعنی چی   • ا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ا

کلمه : ا
اشتباه تایپی : h
آوا : 'alef
نقش : حرف الفبا
عکس ا : در گوگل

آیا معنی ا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )